برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

پرونده ویژه سبک زندگی دینی(در حوزه رفتار)

 

 

سبک زندگی ناهمگون

فضیلت‌های فراموش شده

مهارت پول خرج نکردن

تبسم آفتاب

طلای بی‌ارزش!

زندگی پشت خاکریز

آیا نظافت نیمی از ایمان است؟

بهداشت محیط

چگونه بپوشیم

اصلاح الگوی مصرف در کلام رهبر فرزانه

رکورد‌هایی که کسی برای آنها هورا نمی‌کشد!

زیست خانواده مهدوی

از معماری اسلامی تا رفتار اسلامی

چند جمله شوخی!چند جمله جدی!

 

 

 

سبک زندگی ناهمگون

مقایسه سبک زندگی امروزین با گذشته

(یادداشت)

حامد عبداللهی

کلیدواژهای این مقایسه: «آسایش»،«آرامش»، «نیاز»، «برآورد»

مقدمه

ابتدا باید مشخص کنیم منظور از گذشته و امروز چیست؛ زیرا گذشت زمان نمی‌تواند دلیل خوبی برای مقایسه باشد و باید نقطه عطفی را بشناسیم که پیش از آن را گذشته و پس از آن را امروز بنامیم. این نقطه عطف نمی‌تواند تولد ما یا نسل قبل باشد. این نقطه عطف باید منشأ تحولی باشد که در زمانی یا دوره‌ای مشخص در سبک زندگی، دگرگونی ایجاد کرده باشد. دست کم در هزار سال گذشته با توجه به نیازهای ثابت و عواطف و خواسته‌های یکسان بشری آن چیزی که مسیر زندگی را تغییر داده، صنعت است. این تغییر صنعتی می‌تواند پیشرفت‌های مکانیکی یا تولید برق باشد که انقلابی را در ابزارهای مورد نیاز بشر پدید آورد.

 خطری بی­چراغ

-         انسان همواره نیازمند خانه بوده است و خانه را برای آرامش خود می‌سازد؛ اما امکانات در گذشته به‌گونه‌ای بود که آسایش کمتری را فراهم می‌کرد؛ به سخن دیگر امروزه سبک زندگی ایجاب می‌کند که در فضایی کوچک بتوانیم بسیاری از امکانات را فراهم و به آسایش بیشتری برسیم؛ اما در گذشته چنین امکاناتی فراهم نبوده است؛ حال سبک زندگی در کدام دوره بهتر بوده است؟ گذشته یا امروزه؟

پاسخ این است که در گذشته مصالح ساختمانی برای ساخت خانه، با طبیعت سازگاری بیشتری داشت و با اینکه ساختمان و معماری کاری دشوار بود؛ اما انسان با زندگی در آن محیط، به آرامشی خیال‌انگیز دست می‌یافت. فناوری اجازه می‌دهد که در آپارتمان شصت متری اتاق خواب، پذیرایی، آشپزخانه، سرویس بهداشتی و حمام داشته باشیم و با این امکانات به آسایش بیشتری دست یابیم؛ اما آرامش کجاست؟ 

  برای رفتن به سر کار باید خودرو سوار شویم و برای خرید خودرو باید کار کنیم. خودررو در حال پیشرفت است و ما ناچاریم درآمدبیشتری داشته باشیم تا خودروی بهتری بخریم؛ اما در زندگی ما یک چیز؛ یعنی همان رنج تغییر نکرده است.

  در این سبک غذاها زود پخته می‌شوند؛ زود خورده می شوند. پشت میز و فرمان چاق می شویم. در فیلم‌ها نشانمان می‌دهند که لاغر شویم و بازهم خرج می‌کنیم تا چربی‌های انباشته شده را با آن همه هزینه از بین ببریم.

تداخل زندگی‌ها و بی‌خبری از احوال همسایه، زندگی خصوصی و اجتماعی ما را به خطر انداخته است. این خطری است که زنگ ندارد؛ از این رو ما صبح تا شب در این آسایش رویایی غرق شده‌ایم. این آسایش است که برای به دست آوردن آن باید زحمت بکشیم.

 مقایسه‌ای در فضای تدریس

روزی بافلک کردن به ما می‌آموختند؛ البته همه اینها برای رشدمان بود. امروز «لپ تابمان» در سر کلاس مملو از هزاران جذابیتی است که ما را از درس‌های کسل کننده و بی‌کاربرد جدا می‌کند. شیمی می‌خوانیم؛ چون باید بخوانیم؛ فیزیک درس می‌دهیم؛ چون باید درس بدهیم. فیزیک و شیمی دیگر آیات خداشناسی نیستند. یک دوره‌ای از متون هستند که باید شب امتحان خواند و با تقلب، نمره و مدرک گرفت. دوازده سال درس می‌خوانیم؛ اما از تاریخ عبرت نمی‌گیریم؛ با زبان دینمان آشنا نمی‌شویم؛ با قرائت قرآن و زبان‌های روز آشنا نیستیم و در نهایت پیشرفت نمی‌کنیم. در چنین شرایطی اگر خوب درس بدهیم و بخوانیم آن‌گاه حافظه‌ای خوب برای تکرار واو به واو مطالب خواهیم داشت؛ اگر هم هوشمند باشیم ابزار جدیدی برای پیشرفت و تولید به دنیای امروز اضافه می­کنیم. روش زندگی در خانه و جامعه و نظام آموزش ما در گذشته و حال دگرگون شده است و مابه ازای گزاره‌های نیاز ، برآورد، آسایش و آرامش، کم و زیاد شده است.

مدلی صحیح از سبک زندگی

اولا: نگاه دینی، مبتنی بر شناخت آسمانی و فاقد اشتباه از انسان و جهان است. در این نوع نگاه دنیا گذرگاهی رنج آلود و آزمونی است. این نگرش به ما می‌آموزد که نیازها در حد کمال تأمین نخواهد شد و آسایش و آرامش مطلق در این جهان وجود ندارد؛ پس مسابقه برای سود بیشتر و رفاه از همان آغاز محکوم به شکست است؛

ثانیا: به انسان، عقل هدیه شده است تا نیازهایش را خود برطرف کند؛ اما همین عقل می‌تواند به خطا کشیده شود و به جای برطرف کردن نیازهای واقعی، نیازهای کاذب را تولید کند. مشکل این است که عقل و علم در جهت جهان‌بینی منطبق با هدف هوشمندانه جهان به کار گرفته نمی‌شوند، بر این اساس ما در مسیری افتاده‌ایم که برای رسیدن به آسایش بیشتر، آرامش را از دست می‌دهیم.

نتیجه

هیچ کسی نمی‌خواهد گذشته را بهتر بداند. بازگشت به گذشته کار عاقلانه‌ای نیست. ما نباید علم و فن‌آوری را محکوم کنیم. ضعف ما در بررسی کارشناسانه سبک زندگی روشن می شود. ما باید سبک زندگی را با شرایط امروز تعریف کنیم. این تعریف باید با استناد به معارف ناب آسمانی، تضمین کننده سعادت دنیوی و اخروی باشد و از سویی نسبت آرامش و آسایش را به هم نریزد و نیازکاذب ایجاد نکند و در نهایت نیازهای واقعی را برآورده کند. باز تعریف سبک زندگی امروز، گذران زندگی را آسان‌تر و نظام آموزشی ما را کارآمدتر خواهد کرد. هدف از زندگی و دانش‌اندوزی را روشن خواهد ساخت و هیچکس کار بیهوده نخواهد کرد و بی‌‌رنج به گنج نخواهد رسید.

 

 

فضیلت‌های فراموش شده

سبک زندگی بزرگان

گردآورنده: محمد بهادری

زندگی علما و مشاهیر پر از صفا و تواضع و خدمت به مردم می باشد. مسلّم است، سرمشق زندگی‌شان ائمه معصومین علیهم‌السّلام و در رأس ایشان امیرالمؤمنین علیه‌السلام بوده است. برای نمونه، به چند مورد از سبک زندگی رفتاری علما و مشاهیر اشاره می‌کنیم.

حاضری لباس‌های مرا بشویی!

زائری در نجف، پیرمردی را دید که لباس‌های کهنه بر تن دارد.دلش برای پیرمرد سوخت...! می‌خواست به او کمکی کند، بنابراین رو به او کرد و گفت: حاضری لباس‌های مرا بشویی، من هم در قبال شستن آنها مُزد تو را می‌دهم؟ پیرمرد قبول کرد و شستن لباس‌های زائر امام‌علی(علیه‌السلام) را بر عهده گرفت. پس از آن­که لباس‌ها را شست و خشک کرد، آنها را پس داد.یکی از دوستان پیرمرد ماجرا را دید، به زائر گفت: میدانی این مرد کیست؟؛ این مرجع شیعیان، علاّمه مقدّس‌اردبیلی است. زائر خواست عذرخواهی کند؛ اما مقدس‌اردبیلی اجازه نداد و فرمود: این کمترین کاری است که من می‌توانم در حق برادر ایمانی خود انجام دهم و از این کار خوشحال هم می‌شوم.

پول سرخ و سفید

علاّمه کاشِفُ الغِطاء، یکی از علمای ساکن اصفهان بود. گاه‌گاهی مقداری پول بین فقرا تقسیم می‌کرد. روزی از روزها بعد از تقسیم پول، به نماز ایستاد. فقیری داخل مسجد شد و وجهی درخواست نمود، شیخ در جواب گفت: تمام شد، ان‌شاءالله دفعۀ بعدی جبران می‌کنم. آن شخص عصبانی شد و آب دهانش را بر ریش شیخ انداخت. شیخ برخواست و دامن خود را گرفت... آرام میان صفوف نمازگزاران حرکت می‌کرد و می‌گفت: هر کس ریش شیخ را دوست دارد، به فقیر اعانت کند؛ پس مردم دامن شیخ را از پول سرخ و سفید پرکردند و شیخ همۀ آنها را به فقیر داد.

رفتار پیامبرگونه

سید ابوالحسن اصفهانی بعد از زیارت حرم امام‌حسین(ع)، در حال خروج از درب تلّ زینبیّه بود که شخصی به‌دنبالش راه افتاد و تا درب منزل سید با او رفت. ولی در هنگام بازگشت چشمانش گریان بود. وقتی جویای ماجرا شدیم، گفت: سید را تا درب منزلش دشنام دادم؛ اما به محض رسیدن به درِ خانه‌اش گفت: همین‌جا توقف کن....! داخل خانه شد و با کیسه‌ای پول برگشت!...این پول‌ها را بگیر و هر وقت دست‌تنگ شدی، به ما مراجعه کن؛ چون ممکن است غیر ما حاجتت را برآورده نکند؛ ضمن آنکه آماده‌ام هر گونه دشنام و ناسزایی را بشنوم، ولی استدعا دارم که عِرض و ناموسم را مورد دشنام قرار ندهی. این کلمات پیامبرگونۀ سید آنچنان در من تأثیر گذاشت که بی‌اختیار اشک از دیدگانم جاری شد.

پهلوان و مرام پهلوانی

غلام‌رضا تختی ورزشکار و پهلوان نام‌آور ایرانی سرمشق زندگی‌اش را مولاعلی(ع) می‌دانست. او با وجود پیشنهادهای فراوان مقامی و مالی زندگی ساده‌ای را برای خود و خانواده‌اش مهیا کرد.

در یکی از روزها ماشین تختی را مقابل ورزشگاه ربودند. پس از سه روز، جهان پهلوان آن را در مقابل درب خانه‌ی خود مشاهده کرد! غلامرضا اول شک‌کرد؛ چون ماشین، همان ماشین خودش بود؛ ولی «تودوزی» و «قالپاق‌ها» نو و بدنۀ ماشین کاملاً رنگ شده بود. درب ماشین را که باز کرد، یادداشتی روی صندلی جلو مشاهده نمود؛ در آن نوشته شده بود: پهلوون برای ما کسر شأن بود که اتومبیل شما کهنه، تودوزی پاره و بدنَش هم رنگ‌و رو رفته باشه. با اجازه، تر و تمیزش کردیم.

تختی، از این قضیه متأثر شد. ماشین را به تعمیرگاهی بُرد و هزینۀ تمامی کارها را جویا شد. تقریبا پنج هزار تومان شده بود که در آن زمان مبلغ کمی نبود. جهان پهلوان تختی تمام آن مبلغ‌را به مؤسسه‌ای خیریه بخشید.

منابع:

1. داستان‌های علمای شیعه، سیدعلی حسینی‌قمی، انتشارات تجلی عدالت.

2. کتاب: تختی، خسرو بابایی، انتشارات مدرسه.

 

مهارت پول خرج نکردن

محمدصادق منتظری

 

یکی از بهترین روش‌ها در تعلیم و تربیت آن است که دانش‌آموز، خود به کشف موضوعات مورد نیاز و راه کارهای حل گره‌ها و مشکلات خویش بپردازد. در فرآیند کشف، مربی تفکر دانش‌آموز را فعال کرده و ذهن او را نسبت به موضوعات به ظاهر پیش پا افتاده حساس می‌کند. عضو خیمه‌ی معرفت با کنکاش در هنجارها و ناهنجاری‌های زندگی، خود به تحلیل موضوعات و کشف راه‌حل‌ها می‌پردازد. در این روش خیمة معرفت در موضوعات مختلف صاحب محصولات پژوهشی خواهد شد.

مقاله‌ی زیر به مهارت پول خرج نکردن می‌پردازد. این مقاله هفت روش مدیریت مخارج را مورد دقت قرار داده و به ارایه راه کار در هر مورد می‌پردازد. مواد و راه‌کارهای ذکر شده تماما موضوعاتی است که هر روزه همگی ما به نوعی با آن‌ها سر و کار داریم. مقاله‌ی زیر می‌تواند محصول پژوهشی یک خیمه‌ی معرفت باشد؛ خیمه‌ای که در آن دانش‌آموزان به بحث و کنکاش در مورد راه‌های مدیریت ولخرجی پرداخته‌اند.

قطعاً محصول پژوهشی خیمه در قالب بروشور، جزوه، نشریه و ... در اختیار دانش‌آموزان مدارس قرار می‌گیرد.

موضوعات زیر و بسیاری از موضوعات دیگر قابلیت پژوهشی در خمیه را دارند.

ـ مهارت صرفه‌جویی در مدرسه

ـ مهارت زندگی در اردو

ـ مهارت خرید لباس براساس سبک زندگی دینی

ـ مهارت دوری از تجمل براساس اصلاح الگوی مصرف

ـ مهارت مدیریت زمان در خانه، مدرسه و ...

ـ مهارت مدیریت اوقات فراغت

ـ مهارت برنامه‌ریزی در زندگی

ـ مهارت ارتباط با خدا

ـ مهارت کسب معنویت و لذت مناجات

ـ مهارت کمک به دیگران و مهرورزی

ـ مهارت حل مسایل زندگی

آیا آن قدر ولخرجی کرده‌اید که به همه مقروض شده‌اید؟

خوب نگران نباشید، شما تنها فردی نیستید که در چنین شرایطی قرار گرفته است. زندگی روزمره‌ی امروز به گونه‌ای است که خواه ناخواه ما را به سمت خرج کردن می‌کشاند. به هر حال اگر می‌خواهید کم‌تر قرض بالا بیاورید و یا بدهی‌یتان را صاف کرده و به آرامش ذهنی دست پیدا کنید، باید به صورت ریشه‌ای با این مشکل برخورد کرده، و جلوی ولخرجی‌های بیهوده‌ی خود را بگیرید.

در این مقاله چند تکنیک به شما آموزش داده می‌شود که به واسطه‌ی آنها می‌توانید مانع از زیاده روی در خرج کردن پولهایتان شوید.

 

1. متوجه باشید که چه مقدار پول خرج می‌کنید

افراد بسیاری که به خرج کردن معتاد شده‌اند، دیگر متوجه نیستند که چه مقدار پول خرج می‌کنند. ابتدا باید دقت کنید که هر وسیله‌ای که قصد خرید آن را دارید، چه قیمتی دارد و برای خرید هر یک از آن‌ها باید چه مبلغی را پرداخت کنید، این امر می‌تواند به شما کمک کند که حساب پول‌هایتان را داشته باشید. باید ببینید آیا به همه‌ی چیزهایی که می‌خواهید بخرید، احتیاج دارید یا خیر. برای مثال، یک شب که بیرون می‌روید، ببنید چقدر خرج می‌کنید. گاهی اوقات افراد آنقدر پول نوشیدنی و غذای دوستان خود را حساب می‌کنند که اصلاً متوجه نمی‌شوند جیبشان خالی شده. این افراد زمانی که به خانه بر می‌گردند، احساس می‌کنند که باید مقداری از اسکناس‌هایشان را گم‌ کرده باشند، شاید چیز گرانی هم نخریده باشند و فقط هزینه‌های چای، نوشابه و بستنی و ... بچه‌ها را حساب کرده‌ باشند؛ اگر با دقت بیشتری به این نوع خرج کردن‌های خود نگاه کنید، می‌بینید که اصلاً نیازی به خرید هیچ یک از آن‌ها نبوده است.

 

2. تصیمات آنی برای خرج کردن نگیرید

اگر شما جزء افرادی هستید که به طور آنی تصمیم می‌گیرند تا اجناس گران قیمتی را خریداری کنند، باید بر روی این خصوصیت اخلاقی خود تجدید نظر کنید.

چیزی را که می‌بینید واقعاً خوشتان می‌آید و می‌خواهید آن را همان لحظه بخرید. صبر کنید؛ حداقل یک روز به خودتان وقت بدهید تا بیش‌تر روی خرید آن فکر کنید؛ شاید به این نتیجه رسیدید که اصلاً به آن نیازی ندارید. اگر هم به آن احتیاج داشته باشید، بر می‌گردید و آن را تهیه می‌کنید. با انجام این کار، فرصت پیدا می‌کنید تا اجناس مشابهی را که از کیفیت بالاتری برخوردار هستند نیز پیدا کنید.

 

3. به مکان‌هایی که به راحتی می‌توان پول خرج کرد، نروید

اگر ما وقت زیادی را در مکان‌های خاصی صرف کنیم، خود به خود به سمت پول خرج کردن کشیده می‌شویم. این نوع پول خرج کردن‌ها صرفا احساسی هستند. بنابراین باید سعی کنید تا آنجایی که می‌توانید، اطراف مغازه‌های مورد علاقه‌تان پرسه نزنید. به پارک و جایی بروید که وسوسه‌ی پول خرج کردن به پایین‌ترین میزان خود برسد.

 

4. در زمان خرید، اهداف خود را معین کنید

پیش از این که به قصد خرید خانه را ترک کنید، فهرستی از تمام چیزهایی که به آن احتیاج دارید تهیه نمایید. این کار بیانگر آن است که شما تنها چیزهایی را می‌خرید که به آن احتیاج دارید و اجناس را تنها به این دلیل که «خوشم آمد» نمی‌خرید. هیچ‌گاه بدون تعیین اهداف خرید، پا به بازارهای خرید نگذارید.

 

5. مایحتاج خود را الویت‌بندی نمایید

پیش از این که جنسی را بخرید، ببیند ارزش آن چقدر است و تا چه حد به آن احتیاج دارید. اگر این کار را واقع بینانه انجام دهید، آن وقت متوجه می‌شوید که از هر 10 وسیله‌ای که یادداشت کرده‌اید، تنها به 8 مورد آن نیاز داشته‌اید. اگر برای این کار یک روز به خودتان مهلت بدهید، زمانی که برای خرید بیرون می‌روید، تنها چیزهایی را تهیه می‌کنید که واقعاً به آن نیاز دارید.

 

6. از روی عادت پول خرج نکنید

در اکثر موارد، بیش‌تر ولخرجی‌های روزانه‌ی ما تنها از روی عادت شکل می‌گیرند. در بسیاری از مواقع این مخارح روزانه غیر ضروری به نظر می‌رسند. برای مثال، اگر هر روز صبح در مسیر خود به محل کار یک لیوان آب طالبی می‌خرید، چرا این پول را برای خرید یک مخلوط کن پس‌انداز نمی‌کنید؟ و یا اگر هر روز 2 ـ 3 هزار تومان صرف نهار می‌کنید، به آن معنا نیست که مجبور هستید تا آخر عمر این کار را انجام دهید. از خانه نهار ببرید. کلیه‌ی آداب خرج کردن خود را مجدداً ارزیابی کرده و ببینید که آیا انجام آن‌ها ضروری است یا خیر.

 

7. برای خود محدودیت‌های مالی محکم تعیین کنید

اگر واقعاً می‌توانید جلوی ولخرجی‌های بی‌مورد خود را بگیرید، بهتر است به صورت هفته‌ای، میزان محدودی پول به خودتان بدهید. این پول باید نقد باشد؛ چرا که کنترل و رسیدگی به آن راحت‌تر است. اگر یاد بگیرید که با ماهی 200 هزار تومان مخارج روزمره‌ی خود را بگذارید، برای پول‌هایتان ارزش بیشتری قایل می‌شوید و آداب صرفه‌جویی را به خوبی یاد می‌گیرید.

 

تبسم آفتاب

شوخی‌های پیامبرصلی‌الله‌علیه‌و آله‌و سلم

رضا اخوی

رسول خداصلی‌الله‌علیه‌و آله‌و سلم براي نشان دادن چهرة زيباي دين، به زدودن غبار غم و اندوه از چهره و رفع خستگي روح و جسم با تفريحات سالم و انجام مزاح و شوخي سفارش نمود: اُلْهُوا وَالْعَبُوا فَاِنِّي اُكْرِهُ أنْ يرَي فِي دِينِكُمْ غَلْظَهً1؛ بازي و تفريح نماييد و شاداب و سرزنده باشيد؛‌ زيرا دوست ندارم كه دين شما به خشونت و خشكي متهم گردد. پيامبر خداصلی‌الله‌علیه‌و آله‌و سلم هرگاه می‌خواست كسي را شادمان سازد، با او مزاح می‌كرد. نمونه هایی از شوخی‌های پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و سلم را مرور می‌کنیم:

1. شوخي با حضرت علي علیه‌السلام

روزي حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌‎وسلم به همراه امير مؤمنانعلیه‌السلام مشغول خوردن خرما بودند. پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌‎وسلم پنهانی هسته و دانه خرماهای خورده شده را جلوي حضرت علي علیه‌السلاممی‌گذاشتند.

تا اينكه خرماها تمام شد؛ ولي نزد پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌‎وسلم هيچ هسته‌ی خرمايي نبود؛ در حالي‌كه همه‌ی هسته‌ها جلوي حضرت علي علیه‌السلام بود. پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌‎وسلم فرمود:‌ يا عَلِيُّ إنَّكَ لَأَكُولٌ؛ اي علي! تو خيلي پرخور ( خوش خوراك) هستي! حضرت علي علیه‌السلامنيز در پاسخ مزاح پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌‎وسلم فرمود:‌ الأكُولُ مَنْ اَكَلَ الرّطَبَ وَ النَّوَاه؛‌ پرخور كسي است كه خرما را با هسته‌اش خورده است! پيامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌‎وسلم تبسمي كردند و دستور دادند تا به حضرت هديه اي بدهند.2

2. خلاصي از پادرد

پيامبر صلي الله عليه و آله در جمع اصحاب و انصار نشسته بودند و پاي مباركشان خسته شده بود؛ ولي آن حضرت حيا و ادب بسيار بالايي داشتند و پاي مبارك را دراز نمی‌كردند. پس از گذشت لحظاتي يك پايشان را دراز كردند و از حاضران پرسيدند: «اين پاي من، به چه چيزي شبيه است؟» هر يك از حضار، به مقتضاي ذوق و سليقه‌ی خود، تشبيهاتي كردند و پيامبر صلي الله عليه و آله هيچ يك را نپذيرفت. گفتند: «يا رسول اللّه! خودتان بفرماييد كه پاي مباركتان شبيه به چيست؟»حضرت تبسمي كرده، پاي ديگرشان را نيز دراز کردند و فرمودند: «آن پاي من، به اين پاي من شبيه است»3.

3. تو كِشتي هستي !

شخصي به نام سفينه ]به معناي كِشتي[ می‌گويد: با گروهي به همراه پيامبر صلي الله عليه و آله ه در سفر بوديم. برخي به سبب سنگيني بارهايشان خسته و درمانده می‌شدند؛ به همین دلیل بارهايشان را به من می‌دادند. پيامبر صلي الله عليه و آله خطاب به من می‌فرمود:‌ لباس خود را پهن كن. بعد بارهايشان را درون لباس من قرار می‌دادند و رسول خدا صلي الله عليه و آله با حالت مزاح به من فرمودند:‌ اِحْمَلْ فَأنْتَ سَفِينَةٌ؛ اينها را حمل كن؛ مگر نه اين است كه تو(سفينه) كِشتي هستي4.

4. پيرزن جهنمي

روزي پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله خطاب به پيرزني از قبيله‌ی اشجع فرمود: اي زن اشجعي ! پيرزنان داخل بهشت نمي‌شوند. آن زن گریه کرد. بلال حبشي آن پيرزن را گريان ديد و نزد پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و جريان را بازگو كرد.رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: سياهان هم وارد بهشت نمی‌شوند. بلال هم گریست. عباس عموي پيامبر صلي الله عليه و آله آن دو را ديد كه در حال گريه هستند؛ از اين رو نزد پيامبر صلي الله عليه و آله آمد و جريان را براي حضرت نقل كرد. رسول خدا صلي الله عليه و آله خطاب به عباس که در سنين پيري به سر می‌برد فرمودند : پيرمردان هم وارد بهشت نمی‌شوند؛ سپس پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آنان را خواست و دلداري داد و فرمود كه خداوند در روز قيامت ،‌آنان را در بهترين هيئت، وارد بهشت می‌کند آنان به صورت جواناني نوراني وارد بهشت می‌شوند و فرمود: بهشتيان بي‌نقص و كامل و به صورت جوان زيبا وارد بهشت می‌شوند.6

5-شوهر چشم سفيد

زني نزد رسول خدا صلي الله عليه و آله آمد و از شوهرش شكايت كرد. حضرت فرمود:‌ شوهرت را نمی‌شناسم؛ سپس فرمود:‌ راستي! شوهر تو همان است كه در چشمش سفيدي است؟ آن زن در حالي‌كه از شوهرش شكايت كرده بود؛ ‌ولي حاضر نبود كه به شوهرش نسبت نقص و عيب بدهند، او خيال كرد منظور حضرت از سفيدي، بيماري سفيدي چشم است كه به آب سفيد مشهور است؛ ‌از اين رو فوري عرض كرد:‌ نه! شوهرم چشم‌هاي سالمي دارد و سفيدي در چشمش نيست. پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود:‌ مگر دور سياهي چشم انسان را سفيدي فرا نگرفته است؟ زن عرض كرد: ‌آري؛ چشم همه‌ی مردم چنين است. پيامبر صلي الله عليه و آله فرمود: ‌منظور من هم همين بود. رسول خدا صلي الله عليه و آله از اين طريق زن عصباني را خوشحال كرد و او را به آغوش خانواده‌ی خود باز گرداند. 7

پی‌نوشت:

1. ری‌شهری، محمد، میزان الحکمه، ج4، ص2084.

2. سبل الهدي و الرّشاد،‌ ج 7، ص114.

3 . بحار الانوار، ج 16،‌ص 295.

4. ‌ابن عساكر، تاريخ مدينه دمشق، ‌ج4،‌ ص42.

5 . مردان علم در ميدان عمل، ج3.

6. التحفة السنية، ص 323؛ خزائن، ص 396.

 

 

 

طلای بی‌ارزش!

مدیریت اسلامی زمان

حمید جلالی

فرصت‌ها و زمينه‌هاي تقويت مديريت زمان، ما را در كنترل بهتر زمان و سامان دادن و اجرايي کردن برنامه‌هاي مديريتي ياري مي‌كند؛ همانگونه عواملي وجود دارد كه مديريت زمان را تهديد می‌كند. این عوامل مي‌تواند در مديريت سرمايه عمر و زمان اخلال به وجود آورد يا به عكس موجب از ميان رفتن آن شود.

*تهديدها

1. بي‌نظمي

بی‌نظمی یکی از مهم‌ترين تهديدات مديريت زمان است. بي‌نظمي در اسلام به شدت نكوهش شده است و توصيه‌هاي فراواني بر رعايت نظم در كارها در روايات و احاديث وجود دارد. حضرت علي عليه السلام بعد از ضربت خوردن، در بستر بيماري از جمله وصيت‌های خود به فرزندان را توصيه به نظم قرار داده است و فرموده‌اند: « أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُم‏؛ شما را و تمام فرزندان و خاندانم را و كسانى را كه اين وصيت به آنها مى‏رسد، به ترس از خدا و نظم در امور زندگى سفارش می‌کنم»‏1.

2. افراط و كثرت كاري

اسلام دين اعتدال و ميانه روي است و در هيچ كاري، افراط را توصيه نكرده است. امام صادق عليه السلام در اين‌باره می‌فرمايند: « ؛ از افراط در كار و تلاش بيش از حدّ بپرهيز؛ همچنين از سستى و مسامحه كارى اجتناب کن كه اين هر دو، كليد تمام بدي ها و بدبختى‏ها است؛ زيرا افراد مسامحه كار انجام وظيفه نمي كنند و حق كار را آن طور كه بايد ادا نمي نمايند و افراد زياده‏رو در مرز حق، توقف نمي نمايند و از حدود مصلحت تجاوز مي‌كنند»2.

3. تسويف و امروز و فردا كردن

تسويف و امروز و فردا كردن در انجام دادن كارها يكي از تهديدات مديريت ما بر سرمايه زماني است كه در اختيار داريم. افراد زيادي هستند كه انجام دادن يك كار را به موقعيت مناسب موكول می‌كنند، و غافل هستند که موقعيت مناسب براي بسياري از كارها همان زمانی است که می­خواهد آن کار را به عقب بیندازد.

امام باقر عليه السلام در توصيه‌اي مي‌فرمايند: « از كوتاهى كردن به هنگام فراهم آمدن فرصت بپرهيز كه اين ميدانى است كه به زيان اهل خود جريان دارد»3.

4. دل بستن به آرزوهاي افراطي

آرزوهاي افراطي يكي از بزرگ‌ترين عوامل از ميان رفتن سرمايه عمر و زمان انسان است. پيامبر اعظم صلي الله و عليه و آله در اين‌باره مي‌فرمايند: « بيمناك‌ترين چيزى كه از آن بر شما مى‏ترسم آرزوى دراز و پيروى از خواسته دل است؛ امّا آرزوى دراز، آخرت را به فراموشى مى‏سپارد و پيروى از خواسته دل آدمى را از راه حق باز مى‏دارد. آگاه باشيد كه دنيا پشت كرده و مي‌رود و آخرت روكرده و مى‏آيد و هر يك را فرزندانى خواهد بود؛ پس‏ از فرزندان آخرت باشيد و از فرزندان دنيا نباشيد كه امروز روز عمل است و حساب نيست و فردا روز حساب است و عمل نيست‏»4.

5. عبادت‌های خسته كننده و كسالت آور

پیامبر گرامی اسلام و ائمه اطهار در قرآن و سنت از رسول خدا بر سبکی از زندگی تأکید کرده‌اند و برای انسان‌ها مقرر کرده‌اند که در آن زیاده‌روی در عبادت رد و نکوهش شده است؛ زیرا باعث سرخوردگی و دوری از آن در طول زمان می‌شود.

از حضرت باقر عليه السّلام نقل شده است كه رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله مي‌فرمود: « اين دين مقدس اسلام دينى است استوار و حكيمانه و با متانت (دور از افراط و تفريط)؛ پس حركت دينى شما بايد با نرمش و اعتدال باشد و شما عبادت الهى را در نظر بندگان خدا سنگين و ناپسند نكنيد كه با افراط و زياده‏روى در عبادت چنين بينشى در ديگران پديد مى‏آيد كه در نتيجه مانند راكب و سوارى خواهيد شد كه از اثر فشار بر مركب خود آن حيوان را خسته و كوفته كرده كه نهايتا نه راهى را طى كرده و نه پشت و گرده سالمى براى حيوان باقى مانده. بدن زخمى شده و رنجور شده در عين حال مسافتى هم طى نشده است»5.

6. پرداختن به كارهاي غير لازم و بي فايده

براي از بين بردن سرمايه زمان، لازم نيست، هميشه به دنبال زمان‌های خالي و بي كاري گشت. بسياري از اوقات، اين كارهاي غير لازم و بي فايده هستند كه راهزن ما در مديريت زمان شده است و سرمايه عمرمان را از بين مي‌برند. اين كارها حتي ممكن است به خودي خود خوب هم باشد؛ اما ارتباطي با وظايف ما نداشته باشد. حضرت امير مؤمنان عليه السلام می‌فرمايند: «كسی كه خويشتن را به كارهاى غير ضرورى سرگرم كند با اين عمل، كارهاى ضرورى خود را ضايع و تباه کرده است»6.

7. پرخوابي

خواب زياد در روايات مورد نكوهش بسيار قرار گرفته است. اين امر علاوه بر از بين بردن بخش زيادي از سرمايه زمان ما، اثرات جانبي نيز با خود همراه دارد. امام موسی‌بن جعفر عليه‌السلام فرموده‌اند: « به راستى كه خداوند متعال بدون شك بنده پرخواب و بيكار را دشمن دارد»7.

8. تفريح‌هاي افراطي

زياده روي و افراط در تفريح نيز هم به جسم هم به روح لطمه می‌زند و انسان را از انجام دادن كارهاي مهم‌تر و با ارزش‌تر باز می‌دارد. حضرت علي عليه السلام می‌فرمايند: « فكلّ تقصير به مضرّ و كلّ افراط له مفسد؛ هر كمبودى در اعمال تمايلات براى آدمى زيان‏آور و هر زياده‏روى نسبت به آنها باعث فساد و تباهى است»8.

9. عدم مديريت بي حوصلگي و خستگي روحي

رخوت و خستگي روحي به‌راحتي مي‌تواند شخص را براي مدت نامحدودي از فعاليت‌هاي روزمره و مفيد باز دارد و او را در لايه‌اي از كسالت و بي‌حوصلگي غرق کند و مقدار زيادي از سرمايه زمان و عمر او را از بين ببرد؛ به همين دليل بايد بسيار مراقب بود كه به اين حالت دچار نشویم و از كارهايي همانند کسالت و بی‌حوصلگی پرهيز و با برنامه ريزي دقيق و استفاده بهينه از زمان، از افراط و تفريط در كارها دوري کنیم كه عدم رعايت تعادل در كارها و امور روزمره از مهم‌ترين دلايل ابتلا به كسالت است.

در توصيه‌های پيامبر اعظم صلي الله و عليه و آله به امير مؤمنان عليه السلام در اين باره آمده است: « يا على كسیكه بي حوصلگى بر او چيره شود، آسايش از محيط او رخت بر مى‏بندد»9.

پی‌نوشت:

1. نهج البلاغه، ص421.

2. من لا يحضره الفقيه، ج‏3، ص 169.

3. تحف العقول عن آل الرسول، ص 286.

4. بحار الانوار، ج70، ص91.

* اين حديث در برخي منابع از حضرت علي عليه السلام نقل شده است. نك: امالي مفيد، ص345.

5. بحار الأنوار ، ج‏68، ص212.

6. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 235.

7. من لا يحضره الفقيه، ج3، ص169.

8. نهج البلاغه، ص487.

9. من لايحضره الفقيه، ج4، ص353.

 

زندگی پشت خاکریز

سبک زندگی دینی در فرهنگ دفاع مقدس

سید حمید مشتاقی نیا

مقدمه

اسلام دین 1400 سال پیش است و پاسخ گوی نیازهای زندگی جدید بشر امروز نیست!
دستورات اسلام، با پیشرفت های حیرت آور در عرصه ی صنعت و تکنولوژی هم خوانی ندارد و با این دستورات نمی توان در فضای دنیای امروز زندگی کرد و....
این جمله ها از حربه های تبلیغی و سم پاشی های دشمن، در معرفی دین اسلام است. دفاع مقدس عرصه ای برای معرفی اسلام و به روز بودن تعالیم آن است. زندگی شهدا آمیخته ای از سبک زندگی امروزی و رفتار دینی می باشد....

1-      رابطه با خود

« شهید سید احمد پلارک با وضع معیشتی نامساعدش 2500 تومانی را هم که به خاطر حضور در جبهه به عنوان کمک هزینه به او می دادند ، خرج تأمین مایحتاج فقرا می کرد و در خفا به منزلشان می برد . شهید علی رضا نوبخت دفتر سپاه را به محلی برای کمک به ایتام و زنان بی سرپرست و . . . تبدیل کرده بود . سردار مهدی باکری در زمان تصدی در شهرداری ارومیه حقوق هفت هزار تومانی خود را به چهار قسمت تقسیم کرده و با سه قسمت آن سه کارگر مستضعف را به استخدام درآورد ، بدون آن که در این باره چیزی به آنها بگوید . همین مهدی باکری که فرمانده لشکر بود و برادرش حمید که معاونت او را بر عهده داشت ، وقتی برای ساده ترین نیروهای لشکر ، چلومرغ تدارک می دیدند ، خود به نان خشک و آب بسنده می کردند و این گونه رفتار علوی را تجربه می نمودند . »1

2-      رابطه با خانواده

رزمندگان و فرماندهان جبهه نبرد ، به اقتضای شرایط رزم ناچار بودند گاه تا مدت ها از خانواده خود دور باشند . حضور آنها در کنار خانواده هم به طور معمول کوتاه و توأم با خستگی حاصل از دشواری های جنگ بود . اما این مسائل نمی توانست باعث شود که تکلیف خود نسبت به خانواده را به فراموشی بسپارند .

« وقتی خواستم سفره را بیندازم حاجی از دستم گرفت ، گفت : وقتی من می آیم ، تو باید بنشینی . من دوست دارم تو از دنیا هیچ سختی نکشی . گفتم من بالاخره نفهمیدم چطور باشم ؟ آن اول گفتی می خواهی زنت چریک باشد ، حالا می گویی از جایم تکان نخورم ! حاجی نشست و سرش را که به بهانه پهن کردن سفره زیر انداخته بود بیشتر خم کرد ، با صدایی که به زحمت شنیده می شد گفت : تو بعد از من باید خیلی سختی ها بکشی ، بگذار حالا این یکی دو روزی که هستم کمی به شما برسم2

 

رابطه با دیگران

سعه صدر و مدارا با دیگران می تواند نقش بسزایی در برقراری و استحکام پیوند قلبی با مردم داشته باشد . این مسئله در اصلاح رفتار انسان های خطا کار نیز بسیار مؤثر است :

« در سال 1360 هنگام انفجار حزب جمهوری و به شهادت رسیدن بهشتی عزیز و یارانش ، عده ای در اردوگاه از طرف عراقی ها و منافقین تحریک شده و دست به کارهای زننده ای همچون ؛ سوت زدن ، تهیه شربت و . . . زدند .حرکتی بسیار زشت و درد آور بود . حدود نُه ماه بعد آقای ابوترابی را به اردوگاه ما آوردند ، این قضیه را خدمتشان عرض کردیم .نظر ما این بود که با این افراد اصلاً نباید رابطه برقرار کرد . اما حاج آقا کم کم وارد محفل آنها شد . با هم می نشستند ، صحبت می کردند ، می گفتند و می خندیدند . آنقدر با این افراد نشست و برخاست کرد تا این که در سالگرد شهدای هفتم تیر در سال 1361 ، وقتی قرار به برگزاری مجلس سالگرد شد ، همین افرادی که سال قبل آن حرکات را انجام داده بودند ، داوطلبانه اصرار می کردند که این مجلس را در اتاق ما برگزار کنید تا این کار سال قبلمان را جبران کنیم . آقای ابوترابی همین کار را کرد و آن آقایان دم در ایستاده بودند و دستمال به دست اشک می ریختند و . . . . »3

پی نوشت

1-      سید حمید مشتاقی نیا/ باسرداران شهید در نهضت خدمت رسانی / ص17/ انتشارات سماءقلم

2-حبیبه جعفریان/ همت به روایت همسر شهید / ص32/ روایت فتح

3-ماهنامه شاهد یاران / ج 9 / ص 24 .

 

 

آیا نظافت نیمی از ایمان است؟

مهارت پاکیزگی فردی

حامد وحیدی

الف. بهداشت دندان، چگونه؟

یاران آن حضرت دور تا دور پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بودند. دندان‌هایشان زرد و کثیف بود. پیامبر صلی الله علیه و آله با ناراحتی فرموند: چرا دندانهای شما را زرد می‌بینم؟! چرا مسواک نمی‌زنید؟1آنگاه ایشان فرمودند: آن‌قدر جبرئیل به مسواک زدن سفارش می‌کند که گمان کردم، به زودی از واجبات خواهد شد مانند نماز و روزه.2مسواک زدن ثواب کارهای خوب انسان را تا هفتاد برابر افزایش می‌دهد3 دهان را پاکیزه می‌کند و مورد پسند خداوند است.4هرکس مسواک بزند، فرشتگان در او نوری ببنند؛ از این رو دور او جمع می‌شوند؛ شادمانی می‌کنند و با او دست می‌دهند.5مسواک زدن حافظه را افزایش می‌دهد؛ قدرت تفکر را می‌افزاید، فهم را بالا می‌برد، زیبا سخن گفتن را در پی دارد و بیماری‌های مختلفی را زدوده، از پوسیدگی و زرد شدن دندانها جلوگیری می‌کند.6علاوه بر آنچه گفته شد، مسواک زدن، انسان را از «فراموشی» و «وسواس» حفظ می‌کند و لثه را تقویت و نور چشم را زیاد می‌‌کند؛ به طوریکه تاری دید را از بین برده، از آب‌ریزش چشم جلوگیری می‌کند، موجب روییدن مو می‌شود؛ اشتها را زیاد می‌کند و معده را بهبود می‌بخشد.7هرکس مسواک بزند، فرشتگان دور تا دور او را گرفته، در هنگام خارج شدن از منزل همراهیش می‌کنند و همة اهالی عرش خداوند برای او استغفار می‌کنند و به اندازة مؤمنان خلق شده تا آن زمان هزار ثواب برایش ثبت می‌کنند8 و هزار درجه به رتبه‌هایش می‌افزایند و درهای بهشت را چنان برایش می‌گشایند تا از هر دری وارد شود که و پیش از آنکه بمیرد، جایگاه خود را در بهشت می‌بیند. انسان با مسواک زدن شیطان را ذلیل می‌کند.9 مسواک زدن از اخلاق پیامبران است.10

وعده‌های مسواک زدن

اگر کسی هر روز یکبار مسواک بزند:

از دنیا نمی‌رود؛ مگر آنکه حضرت ابراهیم علیه‌السلام را در خواب ببیند و در روز قیامت با گروه پیامبران باشد و خداوند نیازهای دنیا و آخرت او را برطرف می‌کند و در روز قیامت در آن هنگامی که هیچ سایبانی نیست، در سایه‌ی عرش خداوند قرار می‌گیرد و در بهشت نیز همنشین پیامبران خواهد بود. 11خداوند از کسیکه روزی یک بار مسواک بزند، راضی و خشنود است. 12

اگر کسی روزی دو بار مسواک بزند؛

بیشتر از یک بار مسواک زدن باعث بی‌نیازی و دوری از تنگدستی می‌شود و ثواب هر رکعت نماز انسان را تا صد رکعت افزایش می‌دهد. یک نماز با مسواک زدن از نمازهای چهل‌روزه با ارزش‌تر است. 13نباید تا سه روز مسواک زدن را ترک کرد؛ حداقل در هر سه روز باید یک بار مسواک زد.14

کیفیت مسواک زدن

در روایات به مسواک زدن به طور «عرضی» توصیه شده است.15بهترین وسیله برای مسواک زدن، چوب درخت‌ «اراک» است و بعد از آن، چوب درخت «زیتون» اولویت دارد.16اگر هیچ چوبی برای مسواک زدن پیدا نشد، با تکه پارچه‌ای دندان‌ها را باید تمیز کرد یا از انگشت‌ها بهره برد.17امام رضا علیه‌السلام برای هر نماز یک مسواک مخصوص داشتند که روی هر کدام نام آن نماز را نوشته بودند.18از مسواک زدن در حمام و سرویس بهداشتی باید پرهیز کرد؛ زیرا باعث بروز بیماری‌های دهان و دندان و بدبویی دهان می‌شود.19بهتر است انسان در هنگام مسواک زدن دعا کند. دعاهای معصومین علیهم‌السلام در کتب روایی موجود است.20

پی‌نوشت:

    1. 1.رسول خدا صلی‌الله علیه وآله. کلینیع کافی،6/ 496/ 9

2. رسول خدا صلی‌الله علیه وآله،مجلسی، بحارالانوار،73/126/9

3. رسول خدا صلی‌الله علیه وآله، شیخ صدوق، خصال، ج2، ص449.

4. امام علی علیه‌السلام،کلینی، کافی،6// 495/ باب السواک/ 4.

5 .رسول خدا صلی‌الله علیه وآله،محدث نوری ، مستدرک الوسائل، 1/ 361/ باب السواک.

6 و 7 و 8 و 9 . همان

10. امام صادق علیه‌السلام ،کلینی، کافی،6/ 495/ باب السواک/ ح 1.

11. رسول خدا صلی‌الله علیه وآله، مستدرک الوسائل، 1/ 361/ باب السواک.

12 و 13. همان.

14. امام باقر علیه‌السلام، شیخ صدوق، من لا یحضر لا الفقیه، 1/54/ 11/119

15. مامقانی، مرآة الکمال، ح 2، ص 31.

16. امام رضا علیه‌السلام، مستدرک الوسائل، 1/ 6/ 5

17. مامقانی، مرآة الکمال، ج 2، ص 31.

18مجلسی، بحارالانوار/ ج 73 /ص 137

19. امام کاظم علیه‌السلام، شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، 1/ 52/ 11/ 110 و 117.

20. مستدرک الوسائل، 1/ 371/ 892

ب: بهداشت بدن (حمام، اهمیت و چگونگی)

«چه خوب خانه‌ای است حمام، چرا که آتش جهنم را به یاد می‌آورد و آلودگی‌ها و کثیفی‌ها را می‌برد».1این جمله‌ای است که بارها پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله درباره‌ی حمام فرموده‌اند.

بهتر است انسان یک روز در میان به حمام برود. این کار باعث رویش گوشت در بدن او می‌شود. 2هر روز به حمام رفتن گوشت بدن را آب می‌کند و چربی کلیه‌ها را از بین برده و موجب بیماری می‌شود. 3

نکاتی که در حمام باید رعایت شود:

بهتر است در هنگام در آوردن لباس‌ها بگوید: «خدایا! رشتة نفاق و دو رویی را از ما جدا کن و ما را بر ایمان استوار بدار»4نباید با شکم خالی وارد حمام شد. بهتر است قبل از حمام چیزی بخورد تا معده آرام بگیرد و گرسنگی‌اش فروکش کند. این کار برای تقویت بدن مفیدتر است. 5 همانطورکه نباید با شکم پُر وارد حمام شد؛ باید از حمام کردن به صورت «ناشتا» پرهیز کرد. البته در روایات نام برخی از بیماری‌ها آمده است که برای درمان آنها به حمام ناشتا و یا با شکم پر توصیه شده است.6از نوشیدن‌آب سرد در حمام باید پرهیز کرد؛ زیرا معده را فاسد می‌کند؛7ریختن‌آب سرد بر بدن در حمام توصیه نمی‌شود؛ چراکه بدن را ضعیف می‌کند.8 نباید در حمام به پهلو خوابید. این کار چربی کلیه را آب می‌کند؛ همان‌طورکه نباید به پشت خوابید؛ چون موجب بروز بیماری‌های خطرناک گوارشی می‌شود. 9 از شانه کردن مو و مسواک زدن در حمام باید پرهیز کرد؛ در غیر این صورت از ابتلا به بیماری‌های دهان و دندان و مو در امان نخواهد بود.10 نباید از پوشش «پایین تنه» برای شستشوی بدن استفاده کرد. این کار باعث ریختن آبروی انسان می‌شود.11برای شستن کف پاها و بدن از «سفال» نباید بهره جست؛ چراکه موجب بروز بیماری‌های پوستی می‌شود.12از شست‌شوی بدن با پارچه‌ای که در حمام است و همه خود را با آن می‌شویند باید پرهیز نمود؛ چون باعث بروز بیماری‌های پوستی می‌شود.13 بهتر است پدر و پسر با هم به حمام نروند.14 کسی که حجامت کرده است؛ نباید بلافاصله به حمام برود. این کار باعث ایجاد بیماری مزمن در او می‌شود.15بهتر است «سر» با «گل ختمی» شست‌شو داده شود. شست‌شو با گل ختمی، آلودگی‌های سر را می‌شوید؛ تنگدستی و فقر را دور و روزی را زیاد می‌کند. از «سر درد» رهایی می‌بخشد و از «شوره زدن» سر جلوگیری می‌کند.16 استفاده از گل ختمی برای شست‌شو در روز جمعه سفارش بیشتری شده است. مطابق روایات هر کس در روز جمعه سرش را بشوید و ناخون‌هایش را بگیرد و موهای پشت لبش را کوتاه کند، مانند کسی است که بنده‌اش را در راه خدا آزاد کرده باشد.17شستن «سر» با «سدر» نیز مورد سفارش قرار گرفته است و باعث گشایش در روزی می‌شود. 18 غم و غصه را برطرف می‌کند و تا هفتاد روز خداوند وسوسه شیطان را از او دور می‌کند.19خواندن قرآن در حمام برای کسیکه پایین تنه خود را «با لنگ یا شورت یا ...» پوشانده است اشکالی ندارد؛ البته برای تمرین صدا نباید قرآن نخواند وگرنه بهتر است این کار را نکند؛ همان‌طور که اگر چیزی به تن ندارد نیز بهتر است که قرآن نخواند. 20هنگام خارج شدن از حمام می‌بایست از نوشیدن آب پرهیز کرد؛ زیرا موجب بیماری داخلی می‌شود.21

پی‌نوشت:

1. ماسقانی ـ مرآة الکمال ـ ج 2 ـ

2. امام کاظم علیه‌السلام، شیخ صدوق، من لا یحضره‌الفقیه، ج 1/ ص 117 ـ 3347

3. همان

4. امام صادق علیه‌السلام شیخ صدوق ـ من لا یحضرة الفقیه ، ج 1، ص 12، ح232

5. امام صادق علیه‌السلام، شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه ، ج 2 / ص52 / 17/ح 1 و 2.

6. امام صادق علیه‌السلام کلینی ـ کافی، ج 6 / ص 497 / / ح 5

7. امام صادق علیه‌السلام شیخ صدوق ، من لا یحضرة الفقیه ، ج 1، ص 112 / باب 22 ـ ح 232.

8. همان.

9. امام صادق علیه‌السلام، علل الشرایع، ص 292/ باب 220 / حدیث 1

10. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 2، ص 45 /1430

11. امام صادق علیه‌السلام کلینی، کافی‌، ج 6/ص 501 / ح/ 24.

12. همان

13. امام رضا علیه‌السلام کلینی ـ‌ کافی ، ج 6 / ص 503 / ح 38.

14. رسول خدا صلی‌الله علیه وآله، همان ـ حدیث 36.

15. امام رضا علیه‌السلام، مستدرک الوسائل، ج 1/ ص 435/ باب 78/ ح 2.

16. امام صادق علیه‌السلام، وسایل‌الشیعه،ج2/ص60/ باب25

17. امام صادق علیه‌السلام کلینی ـ کافی ، ج 6 / ص 504/ ح 4.

18. همان.

19. امام صادق علیه‌السلام، مستدرک‌الوسایل/ ج1/ص 387 و 939و همان ج2/ ص64

20. امام صادق و امام کاظم علیهم‌السلام کلینی، کافی ، ج 6 / ص 502/ ح 31 و 33.

21 . مستدرک‌الوسایل، ج1/ ص 437/ ح1102

 

 

 

بهداشت محیط

بهداشت و نظافت خانه، لباس، ظروف

جارو کردن و تمیز کردن محیط خانه، باعث از بین رفتن نداری و فقر و زیاد شدن روزی می‌شود. خانة تمیزتر، روزی بیشتر. در نظافت منزل باید دقت شود تا تارهای عنکبوت کوچک و بزرگ جارو شوند. نباید برای جارو کردن منزل از پارجه و لباس‌های کهنه استفاده کرد این کار نداری را در پی می‌آورد. پس برای جارو کردن از «جارو» استفاده می‌کنیم. باید از جارو کردن منزل در «شب» پرهیز نمود. همانطور که زباله‌ها را باید از قبل شب از خانه خارج کرد. نباید گذاشت که زباله‌ها شب در منزل بمانند. از ریختن خاک و خاکروبه پشت درب خانه باید اجتناب نمود.1

خداوند زیبایی را دوست دارد و می‌پسندد که لباس، خانه و خود مسلمانی پاکیزه و تمیز باشند.2

از رها کردن ظرف‌های نشسته باید خودداری نمود. ظرف نشسته زمینه‌ساز فقر و نداری می‌شود و در مقابل شستن ظروف بی‌نیازی را در پی دارد.3

 

نظافت و بهداشت مسجد

هر کس می‌خواهد قبرش وسیع باشد و فشار قبر نداشته باشد «مسجد» بسازد و هر کس دوست دارد که بعد از مرگش کِرم‌های زمینی بدن او را نخورند. مسجد را جارو کند. و هر کس می‌خواهد قبرش تاریک نباشد مسجد را نورانی کند و هر کس می‌خواهخد بدنش زیر زمین در قبر سالم بماند و پوسیده نشود، فرش مسجد را تأمین کند.4

پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله فرمودند هر کس در روز پنجشنبه و شب جمعه مسجد را جارو کرده و تمیز نماید ولو به اندازه تکه چوبی که درون چشم می‌رود از مسجد بردارد، خداوند گناهان او را می‌بخشد. 5 و خداوند ثواب آزادی بنده‌ای را برای او ثبت می‌فرماید و دو بال رحمت به او عطا می‌فرماید6 و حورالعیم و فرشتگان بهشتی مشتاق او هستند.7

 

بهداشت و پاکیزگی کوچه و خیابان

خداوند خود زیباست و زیبایی را در هر کجا می‌پسندد. کوچه و خیابان تمیز و پاکیزه مورد پسند خداوند است روزی پیامبر فرمودند: صدقه داد چیز عجیبی است (و در رشد و کمال انسان خیلی مؤثر است) ابوذر پرسید کدام صدقه بهتر است. پیامبر مورد صدقه‌های برتر را شمردند تا آنجا که فرمودند: «پاکیزه کردن راه مسلمانان و محل عبور ایشان»8 هر کس چیزی را که در راه و محل عبور مسلمانان افتاده و برای ایشان ایجاد زحمت می‌کند بردارد، هفتصد هزار حسنه برای او نوشته می‌شود.

پی‌نوشت:

1. رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله و امام علی‌و امام باقر و امام رضا علیهم‌السلام (شیخ حر عاملی ، وسائل الشیعه، ح 6664 تا 6657 ) و (محدث نوری مستدرک الوسائل، ج 3،ص456) و (بحارالانوار ـ ج 73 ـ ح1 تا 14)

2. همان

3. همان

4. رسول خدا صلی‌الله علیه وآله مستدرک الوسائل ، ج 3 ، ح3847،

5. رسول خدا صلی‌الله علیه وآله شیخ صدوق ـ الفقیه ـ ج 1ـ ص 233، ح 700،

6. رسول خدا صلی‌الله علیه وآله شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 5 ، ص239، ح6438

8. امام کاظم علیه‌السلام مستدرک الوسائل ـ ج 3 ـ ص 385، ح3846،

9. رسول خدا صلی‌الله علیه وآله همان ، ح 8163،

10. رسول خدا صلی‌الله علیه وآله، ج72، ص 50، ح3

 

 

 

 

چگونه بپوشیم

پژوهشگران:حمیدرضا وحیدی و رضااخوی

ابروهاي تيغ‌زده، موهاي سيخ‌سيخي، شلوار و بلوزهاي تنگ با ‏مارك‌ها و شكل‌هاي عجيب، مانتوهايي كه هيچ شباهتي به مانتو ندارند، شال‌هاي رنگي كه فقط قسمت وسط سر را مي‌پوشاند ،‏ کفش شيطونکی، اُدکلن فرانسوی، لباس تنگ و زننده، ژل موهای مختلف، آرايش‌هاي غليظ آنچنانی و....‏اين تصاوير دختران و پسراني است كه هر روز در خيابان‌ها با آن مواجه هستيم. بعضي وقت‌ها به خاطر پوشيدن لباس‌هاي غيرمعقول يا ‏اصلاح و آرايشي خاصي، بخصوص موي سر و صورت پسران آنقدر تعجب مي‌كنيد كه چند ثانيه بهت زده مي‌شويد. بعد از خود مي‌پرسيد ‏چطور چنين چيزي ممكن است؟ و در پاسخ تنها يك حرف ممكن است بشنويد: مُد شده است!

پوشاک طبق تعبیر قرآن کریم از سوی خدا متعال به انسان هدیه شده است زشتی‌هایش را بپوشاند و باعث زیبائیش شود.1

بعضی از مفسرین در توضیح این آیه گفته اند لباس پاسخگوی سه نیاز انسان است:

الف: حفاظت از سرما و گرما

ب: حفظ عفت و شرم و حیا

ج: آراستگی2

اکنون که اصل لباس را هدیة الهی دانستیم مروری بر روایات نگاه اسلام به لباس را بر ایمان روشن‌تر می‌کند:

1 ـ ظاهر لباس

زیبایی مستحب است، مناسب است انسان مؤمن از نعمتهایی که خدا در اختیار او قرار داده است به خوبی استفاده کند یکی از آن نعمتها که باعث زیبایی ظاهری می‌شود لباس است3، این زیبایی ظاهری تا جایی مورد تأکید قرار گرفته که مناسب است انسان مؤمن آراسته‌ترین باشد؛4 اما فخر فروشی و تبختر مخصوصاً با لباس، مورد نهی شدید قرار گرفته است. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم درمورد مدل لباس‌ها فرمود :« هر کس در دنیا لباس شهرت بپوشد (لباسی غیر معمول که به خاطر آن انگشت نما شود) خداوند در روز قیامت جامۀ ذلّت و خواری بر او می پوشاند.»5 حضرت نهی می کرد که مردان، در لباس پوشیدن، خود را شبیه زنان سازند، و نهی می کرد که زنان، در لباس شبیه مردان شوند.»6

2 ـ تعداد لباس

آراستگی آنقدر مورد تأکید اسلام است که اجازه می‌دهد یک فرد حتی تا 30 دست لباس برای بیرون منزل خود داشته باشد و هر کدام را در موقعیت خاصی استفاده کند. شخصی از امام صادق علیه‌السلام می‌پرسد: داشتن 30 دست لباس چگونه است: حضرت می‌فرمایند: اسراف نکرده است. اسراف آن است که لباس میهمانی را در منزل بپوشی و ...7

3 ـ رنگ لباس

مي دانيم كه رنگ ها بيانگرخلق و خو، احساسات و حالات دروني انسان مي باشند؛ از اين رو براي هر رنگي خواص و ويژگي هايي ذكر گرديده است. رنگ ها عكس العمل هاي گوناگوني را در انسان بر مي‌انگيزند. برخي پيام آور شادي و نشاط، برخي پيام آور آرامش ، برخي پيام آور هيجان و كوشش و ...مي باشند.بدون ترديد رنگ هاي روشن مانند سبز و يا سفيد، پيام آور شادي و نشاط هستد؛ بدين جهت پرستاران در مواجهه با افراد بيمار و نيز در جشن ها و عروسي ها، از رنگ روشن استفاده مي كنند كه پيام آور شادي و نشاط و عشق و محبت است.در اسلام توجه زيادي به پوشيدن لباس هاي روشن شده است.پيامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌و‌آله مي فرمايد: لباس سفيد بپوشيد؛ زيرا براي شما لباسي زيباتر از سفيد وجود ندارد.8 امير مؤمنان علیه‌السلام بيشتر از اين نوع رنگ استفاده مي كرده اند.9 همچنين تنوع رنگهاي مختلف سبز ، زرد، قرمز و... از زندگي معصومين علیهم‌السلام به ويژه در مورد كودكان گزارش شده است.10

4 ـ جنس لباس:

    • کتان و پنبه از بین جنس‌ها مورد توجه بیشتری قرار گرفته است و در روایتی آمده است که کتان لباس پیامبران است و باعث رویش گوشت بدن می‌شود..11 لباس پنبه ای مورد علاقه ی پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله بود، علی علیه‌السلام فرمود: لباس های پنبه ای بپوشید، چرا كه آن، لباس پیامبر خداست.12 در مقابل از استفاده جنس پشم نهی شده است مگر در موارد ضرورت مثل سرما و ...
    • با دقت در روایات به روایاتی می‌خوریم که روش پوشیدن لباس، و بیرون آوردن آن را نیز آموزش داده‌اند، آداب دوخت و دوز لباس را نیز اشاره کرده‌اند توجه به این آداب و عمل طبق آنها به مکلف یادآوری می‌کند که باید با برنامه‌ زندگی کند و این توجه عامل رشد مادی و معنوی او خواهد شد.

برای مطالعه بیشتر در این زمینه می‌توانید به کتاب مرآة الکمال، ج1، ص 70 و کافی ج6، باب الباس و میزان الحکمه لباس مراجعه فرمائید.

پی نوشت‌ها:

1- اعراف 22 « يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاساً يُوَارِي سَوْءَاتِكُمْ ...»

2- المیزان، ج8، ص 86.

3- کافی، ج6، ص 438، باب التجمل و اظهار النعمه.

4- همان.

5-. مکارم الاخلاق ، ص 116

6- مکارم الاخلاق ، ص118

7- کافی، ج6، ص441، باب اللباس.

8-وسائل الشيعه، ج5، ص 27. كافي، ج3،‌ص 148.

9- وسائل الشيعه، ج5، ص27.بحار الانوار،ج 78،ص 311.

10- مكارم الاخلاق، ص104.سنن اين ماجه،ج2،‌ص 1190.

11- کافی، ج6، ص446، باب الکنان.

12- سنن النبی، ص ۱۲۶.

 

 

 

اصلاح الگوی مصرف در کلام رهبر فرزانه

مجید فیاضی

مصرف ثمربخش

صرفه‌جویی به معنای به جا مصرف کردن، ضایع نکردن مال، مصرف را کارآمد و ثمر بخش کردن است.1 صرفه‌جویی، یعنی آن چیزی را که قابل استفاده است و می‌توانیم از آن استفاده کنیم، دور نریزیم. نسبت به امکانات، با هوس رفتار نکنیم، دائما چیز‌های ماندگار را نو کردن و چیز‌های ضایع نشدنی را دور ریختن روش درستی نیست.2 منظور از قناعت این نیست که دست به نعمت‌های الهی نزنید و از آنها بهره‌مند نشوید؛ مقصود این است که حد و اندازه نگه دارید؛ زیاده‌روی نکنید؛ نعمت‌های الهی را ضایع ننمایید.3

مصرف هرز

اسراف در اموال و در اقتصاد این است که انسان مال را مصرف کند، بدون اینکه این مصرف اثر و کارایی داشته باشد. مصرف بیهوده و مصرف هرز ، در حقیقت هدر دادن مال است4.زیاده‌روی، وقت به وقت و زمان به زمان تفاوت می‌کند؛ در امر لباس، در امر مسائل زندگی، در اتومبیل‌های گران قیمت.5

مصرف‌گرایی برای جامعه بلای بزرگی است. اسراف، روزبه‌روز شکاف‌های طبقاتی وشکاف بین فقیر و غنی را بیشتر می‌کند. دستگاه‌های مسئول بخش‌های مختلف دولتی، بخصوص دستگاه‌های تبلیغاتی و فرهنگی – به ویژه صدا و سیما- بایدوظیفه خود بداند مردم را به سمت قناع، اکتفا و به اندازه لازم مصرف کردن و اجتناب از زیاده‌روی و اسراف دعوت‌کنند. جامعه‌ای که مصرف آن از تولیدش بیشتر باشد، در میدان‌های مختلف شکست خواهد خورد.6

پدیده‌ای زشت

مسافرت می‌روند، می‌آیند، میهمانی درست می‌کنند- گاهی خرج آن میهمانی، از مسافرت مکه‌ای که رفته‌اند، بیشتر است!- عروسی می‌گیرند؛ هزینه‌ای که برای این میهمانی‌ها مصرف می‌کنند، هزینه‌های گزافی است.7 این مهریه‌های گران قیمت که برای برای عقد‌های دختر‌هایشان می‌گذارند، خطاست. نمی‌گویم حرام است، اما پدیده بد و زشتی در جامعه است؛ زیرا ارزشهای انسانی تحت‌الشعاع ارزش طلا و پول قرار می‌دهد.8

قرآن می­گوید:

قرآن می‌فرماید:« كُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ إِذا أَثْمَرَ وَ آتُوا حَقَّهُ يَوْمَ حَصادِهِ وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفينَ».9 خداوند اسراف کنند‌گان را دوست ندارد. در روایت دارد که کسی میوه‌ای را خورد .نیمی از میوه ماند، آن را دور انداخت. امام(علیه‌السلام) به او نهیب زد که اسراف کردی؛ چرا انداختی؟ در روایات ما هست که از دانه‌ی خرما استفاده کنید. تا این حد! خرده‌های نان را استفاده کنید.، آن وقت در هتلها میهمانی درست کنند و به یک عده‌ای میهمانی بدهند؛ بعدهر چه که غذا ماند، به بهانه‌ی این که بهداشتی نیست، توی سطل آشغال بریزند! اینجوری می‌شود به عدالت رسید.10

خدای متعال به پیغمبرش می‌فرماید:«لاتَجعَل یَدَکَ مَغلُولَهً الی عُنُقِک ولا تَبسُطها کلَ البَسط»11درانفاق برای خدا هم اینجوری عمل کن. افراط و تفریط نکنید.میانه‌روی؛ میانه‌روی در خرج کردن.این را باید ما به صورت یک فرهنگ ملی در بیاوریم.12

پی نوشت:

1. سخنرانی در حرم امام رضا علیه‌السلام 1/1/1388

2.پیام به مناسبت آغاز سال جدید،1/1/1376

3.خطبه‌های عید سعید فطر،4/2/1372

4.سخنرانی در حرم امام رضا علیه‌السلام، 1/1/1388

5.خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران، 4/10/1377

6. خطبه‌های نماز عید سعید فطر، 15/9/1381

7. سخنرانی در حرم امام رضا علیه‌السلام، 1/1/1388

8. دیدار با اقشار مردم، 16/1/1370

9. سوره‌ی انعام، آیه 141

10. سخنرانی در حرم امام رضا علیه‌السلام،1/1/1388

11. نه دست را بگردن ببند و انفاق نكن و نه آنقدر گشاده دستى نما كه بعد مورد سرزنش واقع شده اندوهگين شوى‏. (سوره‌ی اسراء، آیه‌ی29)

12. خطبه‌های نماز عید سعید فطر، 21/7/1386

 

 

 

رکورد‌هایی که کسی برای آنها هورا نمی‌کشد!

گزارشی آماری از مصرف در خانوارهای ایرانی

مریم منتظری

تناسب میزان مصرف جامعه با معیار مصرف پرسشی است که در چند سال اخیر ذهن متولیان اقتصادی، متخصصان علم اقتصاد و مردم را به خود مشغول کرده است. آمار‌های زیر، واقعیتی اسفناک از مصرف‌زدگی در جامعه ایران است. باید این واقعیت زبان به زبان بگردد تا رفتار‌ها را تعدیل کند.

پنج برابر متوسط جهانی انرژی مصرف می‌کنیم !

با وجود درآمد بیش از هشتاد میلیارد دلاری کشور از فروش نفت خام در سال گذشته، بیش از 44 میلیارد دلار یارانه‌ی انرژی در بخش‌های مختلف طی یک سال پرداخت شده که حدود نه میلیارد دلار آن مربوط به بخش خانگی و تجاری بوده است.

این در حالی است که مصرف انرژی در بخش خانگی و تجاری طبق آخرین آمار اعلامی، بیش از 410 میلیون بشکه معادل نفت خام؛ یعنی حدود 41 درصد از مصرف انرژی کل کشور و برابر با معادل شانزده میلیارد دلار بوده است که حدود هفتاد درصد آن را گاز طبیعی و بیست درصد آن را فرآورده های نفتی تشکیل داده است.

به طور کلی نگاهی به آمار موجود نشان می‌دهد که مصرف انرژی در کشور پنج برابر متوسط جهانی است؛ به گونه‌ای که فقط در بخش ساختمان، مصرف انرژی 4 تا2/5 برابر معیار جهانی گزارش شده است.

اگر الگوی مصرف انرژی در بخش‌های خانگی و تجاری اصلاح نشود و روند کنونی ادامه یابد؛ پیش‌بینی می‌شود که مصرف انرژی در این بخش‌ها در سال 1403 به بیش از 1400 میلیون بشکه معادل نفت خام ‌رسد که در این صورت به اهداف چشم انداز بیست ساله دست نیافته، و به جایگاه ایران در صادرات نفت خام خدشه وارد می‌شود و در نهایت اقتصاد کشور و محیط زیست نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

سه برابر استاندارد دنیا، برق مصرف می‌کنیم!

وزیر نیرو بیان کرد: میزان سرانه مصرف برق در ایران سه برابر معیارهای جهانی است و در ادامه گفت: تولید برق در کشور در مقایسه با جمعیت هفتاد میلیونی سه برابر متوسط تولید برق در دنیاست؛ اما به دلیل مصرف بالا، تولید کفاف مصرف را نمی‌دهد. «سید پرویز فتاح» با اشاره به این‌که تولید برق در حال حاضر 215میلیارد کیلووات ساعت است گفت: اگر 215میلیارد کیلووات ساعت تولید را بر جمعیت هفتاد میلیونی تقسیم کنیم؛ حدود 2هزار و 700کیلووات ساعت می‌شود؛ اما آمار سرانه مصرف حاکی از 2هزار و 900کیلووات ساعت؛ یعنی 3 برابر بیشتر از میزان معیار است. فتاح گفت: میزان تولید برق در کشور در حال حاضر نیز 3برابر متوسط برق تولید شده در دنیاست؛ اما چون مصرف بالاست تولید برق کفاف مصرف را نمی‌دهد. وی خاطر نشان کرد: آمار مصرف برق تا آخرین روز سال گذشته 215میلیارد کیلووات ساعت بود که این عدد نسبت به سال 86معادل 3/6 درصد رشد نشان می‌دهد.

 

سومین مصرف کننده بزرگ گاز جهان هستیم!

میزان مصرف جهانی گاز در سال گذشته‌ی میلادی به بیش از 3198 میلیارد مترمکعب رسید که ایران در بین 211 کشور جهان از حیث مصرف گاز در رتبه سوم قرار دارد.

سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا طی گزارشی به بررسی وضعیت مصرف گاز در جهان در سال گذشته میلادی پرداخته است. بر اساس این گزارش، میزان مصرف جهانی گاز به بیش از 3198 میلیارد مترمکعب رسید که ایران در بین 211 کشور جهان از حیث مصرف گاز در رتبه سوم قرار دارد. مصرف گاز در ایران طی سال گذشته به بیش از 111/8 میلیارد مترمکعب رسیده است. بر اساس این گزارش، آمریکا با مصرف 652/9 میلیارد مترمکعب بزرگ‌ترین مصرف کننده گاز جهان شناخته شده است و روسیه نیز با 481 میلیارد مترمکعب در رتبه دوم این گزارش است.کشورهای عضو اتحادیه‌ی اروپا نیز سالانه 497 میلیارد مترمکعب گاز مصرف می‌کنند. پس از ایران، ژاپن با 100 میلیارد مترمکعب مصرف گاز در رتبه چهارم قرار گرفته است و آلمان، کانادا و انگلیس نیز به ترتیب با 97 میلیارد مترمکعب، 92 میلیارد مترمکعب و 91 میلیارد مترمکعب در رتبه‌های بعدی قراردارند. پس از انگلیس نیز کشورهای ایتالیا، عربستان، چین، مکزیک، اوکراین و ازبکستان قرار دارند. میزان مصرف گاز در چین با جمعیتی بالغ بر یک میلیارد نفر به 70میلیارد مترمکعب رسیده است. این گزارش حاکی است، در بین کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، عربستان در جایگاه دهم، امارات هفدهم، هند و ترکیه بیست و یکم، مصر بیست و پنجم ، الجزایر سی‌ام، قطر سی و چهارم و بحرین چهل و پنجم قرار دارند.

 

بالاترین مصرف نان در جهان را داریم!

مجیدپارسا نیا، معاون وزیر بازرگانی، اعلام کرد که ایران بالاترین مصرف نان را در جهان دارد و سالانه 3میلیون تن گندم در کشور اتلاف می‌شود. او از برنامه‌های این وزارت‌خانه برای سامان دهی و بهسازی واحد‌های سنتی نان خبر داد وگفت: سرانه مصرف نان در ایران حدود 160کیلوگرم است که نسبت به کشورهای اروپایی بیشتر است؛ زیرا در فرانسه 56 کیلوگرم و در آلمان 70کیلوگرم نان در سال مصرف می‌شود. وی در پاسخ به این سؤال که میزان آرد مصرفی داخلی و میزان ضایعات نان چقدر است به فارس گفت: میزان آرد مصرفی داخلی (آرد خبازی) حدود 5/8 میلیون تن در سال و میزان ضایعات نان در استان تهران طبق آمارهای موجود 11تا 13درصد است.

 

 

 

 

 

 

منبع

سایت فرهنگ انقلاب اسلامی

 

زیست خانوادة مهدوی

در جامعة منتظر قبل از ظهور

سبک زندگی در دوران آخرالزمان

 

امیر محسن عرفان

خانواده‌های مهدوی، خانواده‌هایی هستند که برای حرکت در مسیر تکامل و کسب حیات طیبه و رضایت امام عصر (عج) قدم بر می‌دارند. اعضای خانوادة مهدوی در راستای افزایش انس و محبت به امام زمان (عج)، نظام بخشی و انتظام زندگی خانواده و تربیت نسل آینده‌ می‌کوشند. شرح ویژگی‌های خانواده مهدوی را ـ به ویژه با پرسش‌هایی که در پیوند با هر یک، ذهن را درگیر می‌کند ـ نمی‌توان در این تنگنا به قلم آورد، اما مهم‌ترین ویژگی‌های رفتاری یک خانوادة‌ مهدوی عبارتند از:

1 ـ احترام متقابل

دریک خانوادة مهدوی، اعضای خانواده همدیگر را تکریم و احترام می‌کنند. شخصیت یکدیگر را گرامی‌ می‌دارند، و یکدیگر را مورد اذیت و آزار زبانی و مانند آن قرار نمی‌دهند. امام صادق علیه‌السلام فرمود: سعادتمند زنى است كه شوهرش را گرامى دارد و آزارش ندهد و در هر حال فرمانش برد1

2 ـ خوش اخلاقی

اعضای یک خانوادة مهدوی، بهترین مراتب خوش اخلاقی را به یکدیگر نثار می‌کنند. آغوش گرم محبت آن‌ها برای یکدیگر باز است. آنان با رویی گشاده و لبی خندان یکدیگر را ملاقات می‌کنند.پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: خوش اخلاقی محبت را تثبیت می‌کند2. حضرت رضا عليه السلام فرمود: براى بنده‌ی خدا چيزى سودمندتر از زن پارسا و شايسته نيست که هر گاه به زوجه‏اش نظر كند خوشحال گردد، و هر گاه شوهر به مسافرت رود زن ناموس و مال او را حفظ كند3.

3 ـ تحمل یکدیگر

در خانوادة مهدوی، اعضای خانواده، خلقیات یکدیگر را برای رضای خدای متعال، تحمل می‌کنند. امام علی علیه‌السلام فرمود: هر كه تغافل نكند و از بسيارى از كارها چشم نپوشد زندگانى او تيره و ناصاف گردد4. در اسلام ثواب مردی که سوء خلق همسرش را تحمل می‌کند، همچون ثواب شاکرین است5. زنی هم که سوء خلق همسرش را تحمل می‌کند پاداشی همچون آسیه دارد6.در قرآن آمده اگر از شخصی که تقصیر دارد بگذريد و از عقوبت و تنبیه او چشم بپوشید خدا هم پوشنده گناهان و رحم‏كننده برای شما می‌باشد.7

4 ـ‌ مدیریت ایده‌آل:

زن و شوهر در خانوادة‌ مهدوی به جهت برخورداری از سه ویژگی دانش، مهارت و اخلاق، خانه و خانواده را به بهترین شکل ممکن اداره می‌کنند. در چنین خانواده‌ای همسران افرادی لایق و کاردان، پرتلاش، قاطع و جدی هستند. هزینة زندگی از راه حلال تأمین می‌شود. مدیریت براساس تحکم و زورگویی نبوده و خانواده بنیانی سست ندارد. در چنین خانواده‌ای نه زن، قربانی سوء مدیریت مرد قرار می‌گیرد و نه مرد از ناحیه سوء مدیریت زن در خانه آسیب‌ جدی می‌بیند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: تدبیر و برنامه‌ریزی، سبب اصلاح امور زندگانی می‌شود.8

5 ـ حریم‌داری و عفاف

اعضای خانواده مهدوی به شدت به موازین شرعی پایبند هستند و به مسایل محرم و نامحرم، حفظ ناموس، عفت و پاکدامنی و عدم اختلاط با نامحرمان فوق‌العاده اهمیت می‌دهند. مرد در چنین خانواده‌ای عفیف است و چشم خود را از ناموس دیگران فرو می‌پوشد و زن نیز خود را برای شوهرش ارزانی می‌کند. و در غیاب او از خویشتن چون درّی در صدف پاسداری می‌دهد و از نامحرمان حفظ می‌کند. امام علی علیه‌السلام فرمود: حیاء، از هر فعل زشت و قبیحی جلوگیری می‌کند.9

6 ـ تربیت نسل منتظر

فرزندان در خانوادة مهدوی از اوان کودکی تربیت دینی و اخلاقی می‌شوند. راه و رسم خوب زیستن را می‌آموزند. با شخصیت و عزتمند بار می‌آیند و انسانی صالح می‌شوند و قدم به عرصة اجتماع می‌گذارند و منشأ آثار و برکات فراوان می‌شوند. فرزندان در خانوادة مهدوی خود را نیازمند به حجت زمان می‌دانند و با محبت، به دعا و صدقه برای سلامتی آن حضرت، جایی برای ایشان در زندگی خویش باز می‌کنند. به فرزندان خود سه خصلت بياموزيد: 1- دوستى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله 2- علاقه‏مندى به اهل بيت او 3- تلاوت قرآن كريم؛ چه آن­كه حاملان قرآن در روز قيامت، همراه با پيغمبران و برگزيدگان او در سايه حمايت الهى قرار مى‏گيرند، آن روزى كه سايه‏اى جز سايه او وجود ندارد.10

پی نوشت:

1-      بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار: ‏7/354    

2-      بحارالانوار:77/148/71

3-      میزان‌الحکمه: ح7898

4-      غرر الحكم و درر الكلم: ص451

5 - بحارالانوار، ج100، ص 244.

6-همان، ص 247

7- تغابن 14

8- غررالحکم: ص354

9- غررالحکم: ح1393

10- کنزالعمال: 16/456

 

 

 

 

از معماری اسلامی تا رفتار اسلامی

تأثیر دین بر سبک معماری

حسین علی‌آبادی

مقدمه

نفوذ مفاهیم دینی در سبک زندگی افراد غیر قابل انکار است. مسلما دلایل متعددی برای طراحی و ساخت این فضاها وجود دارد که می‌توان شرایط اقلیمی را جزء مهم‌ترین آنها دانست. با بررسی آثار مختلف معماری اسلامی می‌توان دریافت که به نوعی طراحی و ساخت اکثر آثار و بناهای دوران مختلف، ریشه در شریعت اسلام دارد؛ به گونه‌ای که از ورودی ها تا تک‌تک عناصر، تحت تاثیر مفاهیم شرعی و دینی بوده اند و کاربری فضاها؛ حتی شکل آنها با توجه به مفاهیم و قوانین اسلامی تعریف شده‌اند.

1. حیا و تأثیر آن در سبک معماری

یکی از مهم‌ترین عوامل خود نظم‌دهی «حیاست». حیا در نظام تربیتی انسان از جایگاه والایی بر خوردار است.

امام علی علیه‌السلام فرمود: حیاء سبب و علت هر زیبایی می‌باشد1وعاقل‌ترین انسان‌ها با حیاترین آنها هستند2

حیا رفتارهای روانی و فیزیکی انسان را بر اساس شرع و عرف تنظیم می‌کند.

از طرفی مسلمانان از عوامل مختلف برای تقویت این موضوع استفاده کرده‌اند.در یک بررسی کوتاه نقش حیاء را به صورت

الف. حیا محوریت اصلی طراحی و چیدمان عناصر یک بنا :

در یک تقسیم بندی، فضاها و عناصر را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: 1. عمومی؛ 2. نیمه خصوصی؛ 3. خصوصی که هر یک دارای مؤلفه‌های خاص خود خواهد بود.

ورودی‌های اصلی هر بنا نقش حیاتی در ارتباط میان فضای عمومی و نیمه خصوصی دارند؛ همچنین آنان دارای نکات بسیار کلیدی هستند. با یک نگاه به درهای قدیمی متوجه خواهیم شد که اکثر این درها در بردارندة دو "کلون" هستند که هر یک از نظر شکل و عملکرد؛ یکدیگر تفاوت دارند. هر فرد براساس نوع جنسیت در مواجهه با این دردها حق نواختن هر دو کلون را دارد؛ ولی با توجه به موضوع محرمیت و در نهایت حیا، فرد، کلون متناسب با جنسیت خود را می‌نوازد. رین کلون به صورت حلقه‌ای است و صدایی زیر را پخش می‌کند و حکایت از این دارد که فرد پشت در ورودی زن است؛ بر این اساس افراد ساکن در منزل به‌راحتی متوجه جنسیت فرد پشت در خواهند شد.

فرد بعد از ورود به فضای درونی به نوعی وارد فضایی نیمه خصوصی می‌شود که مقدمه‌ای برای ورود به فضاهای خصوصی و درونی است. این فضای نیمه خصوصی به نوعی فضای مقدماتی است. شکل آن هشت وجهی و معروف به هشتی است این شکل هشت وجهی از دو طرف خروجی داشت که هر یک به سمتی باز می‌شد که متناسب با میزان محرمیت فرد است. ناگفته نماند دنیای امروز دنیایی مبتنی بر فناوری است. در این دنیا همه مفاهیم فوق و در نتیجه سبک زندگی امروزی تحت الشعاع مفاهیم مدرنیته و تفکر اومانیستی غرب قرار گرفته است

ب. حیاط ‌های سنتی؛ فضایی حیاتی و حیایی

بناهای سنتی از لحاظ دسته‌بندی فضایی و حریمی داخلی به سه دسته تقسیم می‌شود: 1. عمومی؛ 2. نیمه خصوصی؛ 3. خصوصی. در میان این بناها بعضی فضاها هستند که از نظر مکان‌نمایی، وضعیت مرکزی دارند؛ یعنی به‌گونه‌ای هستند که کل فضا یا بخش‌هایی از فضا حول آن ساخته شدند.مثال چنین فضاهایی حیاط‌های سنتی هستند که دورتادور آن را اتاق­ها و فضاهای ارتباطی گرفته است.

توجه و دقت بیشتر به این فضاها، نکات بسیار جالبی را به­همراه دارد. حیاط مرکزی همانند سفره‌ای زیبا و طبیعی که دور تا دور آن را اتاق‌ها گرفته است. گویی همه افراد خانه، خود را بر سر سفره طبیعت احساس می‌کنند. هر کس بر اساس محیط و مکان زندگی‌اش بهره‌ای از این سفره کرامت خداوند می‌برد. این فضا به ظاهر ریشه در طبیعتی دارد که اصل آن به مفهومی چون ذکر و یاد خدا بر­می­گردد؛ در این فضا، هنگام دلتنگی نیاز به شکستن حریم دیگران نیست؛ بلکه کافی است به حوض آبِ وسط حیاط نگاهی کند که نشانه حیات است که خود را در میان دریایی آبی به وسعت آسمان روی سر حوض احساس می‌کند. آسمان گاهی با یک برگ یا خس و خاشاک وصل به زمین می‌شود. همه وهمه این عناصر در خدمت او هستند تا به نوعی او را با خدا و ذکر خدا معطوف ‌کنند.

2. مجموعه نقش جهان، نماد ارتباط دین با حکومت:

در معماری سنتی، میدان عبارت بود از محوطه‌ای شامل بناهای عمده‌ی شهر. این بناها عبارت بودند از: كاخ سلطنتی یا دیوان خانه حكومتی، بازار و مسجد جامع و بزرگ شهر. از بهترین نمونه‌های موجود در تاریخ ایران می‌توان به میدان نقش جهان اشاره كرد. عناصر تشكیل دهندة میدان نقش جهان عبارت‌اند از: كاخ عالی قاپو، مسجد شیخ لطف الله، بازار و مسجد امام.

در مجموعه‌ی نقش جهان اصفهان چهار بخش وجود دارد. در تک تک عناصر به نوعی می‌توان تأثیر مفاهیم دینی را شاهد بود که به صورت خلاصه به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم.

الف. کل مجموعه، شامل دو مسجد و یک بنای حکومتی عالی قاپو و بازار قیصریه می‌باشد

ب. قرارگیری مسجد «شیخ لطف‌الله» در برابرعالی قاپو نمادی از معماری لطیف و ظریف است. این معماری نمادی از اهمیت ناموس در اعتقادات حکام آن دوران است.

ج. مسجد امام با عظمت وصف ناپذیرش «عالی‌قاپو» را به‌شدت تحت تأثیر قرارداده است.

د. قرار گیری بنای قیصریه و موقعیت قرارگیری آن روبروی مسجد امام خمینی و در جوار عالی قاپو موضوع نفوذ این مفاهیم را تداعی می‌کند.

در این میان نباید توجه همزمانی، به همة عناصر اطراف میدان و عناصر داخلی به فراموشی سپرده شود. برای نمونه، معماری مسجد شیخ لطف الله از ظرافتی لطیف برخوردار است. همانند گنبدي زيبا، عظيم و باشكوه. هنگامي‌كه از بيرون به آن بنگریم، در پشت سردر قسمتي از آن را پنهان مي‌بينيم. این گنبد زيبا در سپيده‌دم به رنگ صورتي، به‌هنگام نيمروز كرمي رنگ و در غروب خورشيد رنگ آجري به خود مي‌گيرد. آري؛ خورشيد گويي در سير تابش روزانه‌اش هر لحظه رنگي از زندگي را به اسليمي‌هاي پر پيچ و خمش می‌بخشاید كه رو به آسمان مي‌رويند؛ ولی ويژگي اصلي مسجد را مي‌توان پس از گذر از در ورودي به چشم ديد. مسجد برخلاف ديگر مسجدهاي ايراني، حياطي چهار ايواني ندارد؛ همچنين از داشتن مناره نيز محروم است.

در هنگام ورود به مسجد و درست در آستانة در، بيننده خود را روبه‌روي راهرويي نيمه تاريك مي‌يابد. با كمي شكيبايي، چشمان به اين تاريكي عادت مي‌كند تا بيننده بتواند به زيبايي و ظرافت نقشهاي كاشي‌هاي آبي رنگ پي ببرد؛ در عین حال موضوع حیا و حرمت زنانه با پیچش‌های دل انگیز درونی بیان می‌کند که فضای بیرونی را به فضای درونی وصل می‌کند.

پی نوشت:
1- بحارالانوار:77/211/1

2- کنزالعمال:5757

چند جمله شوخی!چند جمله جدی!

محمد صادق منتظری

 

1. احساس می‌کنید باید به حمام بروید. شیر آب را باز می‌کنید تا گرم شود. زیر دوش می‌روید تا خیس بخورید، اما یکدفعه به یاد کارهای روزانه، خاطرات گذشته، کارهای آینده و ... می‌افتید. الان یک ربعی هست که غرق در آب شده‌اید. تازه یادتان می‌آید که باید لیف و صابون بزنید. حالا دیگر آب حمام سرد شده است.

2. کفش‌های کتانیتان را گوشه و کنار خانه گذاشته‌اید و هر چه فکر می‌کنید، یادتان نمی‌آید کجا قایم کرده‌اید. امروز بچه‌های محل، سالن گرفته‌اند تا فوتبال بزنند. اگر نروید، می‌گویند کم آورده است. بنابراین، دل را به دریا می‌زنید و با کفش مهمانی می‌روید وسط زمین و هر بلایی که دوست دارید، بر سر کفش بی‌زبان می‌آورید. برای مهمانی رفتن هم خدا بزرگ است و البته جیب سوراخ بابا به اندازه‌ی کافی شما را شرمنده می‌کند.

3. برای آن که روی دخترخاله‌تان را کم کنید، می‌روید و یک مانتو شبیه مانتوی او می‌خرید. بعد از آن که روی دخترخاله‌تان کم شد، تازه می‌فهمید که مانتو روی تن شما زار می‌زند. پس دست به دامن مامان خانه می‌شوید تا از بابای خانه پول بی‌زبان دیگری بگیرد و شما به مانتوی دل‌خواهتان برسید.

4. پاهایتان را توی یک کفش کرده‌اید که می‌خواهم موبایل رم بالا بخرم. می‌خواهم هشت گیگ مطلب و فیلم و صدا تویش بریزم. آخر همه‌ی بچه‌ها با هم بلوتوث بازی می‌کنند دارم از کلاس عقب می‌افتم، چرا کسی به فکر من نیست! بعد که بچه‌های موبایل‌دار رم بالا را می‌شمارید، می‌بینید از عدد انگشتان دست هم کم‌تر هستند.

5. به خانه که می‌رسید، لباس‌های خانه را می‌پوشید. از فرط خستگی دیگر حال ندارید جورابتان را در بیاورید. یکی دو ساعت با جوراب‌ها به دور خانه می‌چرخید. تازه یادتان می‌آید که کف پایتان دم کرده است. حالا دیگر جوراب بیچاره ساییده شده است، اما مهم نیست، چون خرازی سر کوچه جوراب برای فروش زیاد دارد.

6. از آن جا که حال و حوصله ندراید تا ظرف‌های آشپزخانه را بشویید و برای آن که از غرولندهای مامان خانه در امان بمانید، می‌روید سر کابینت آشپزخانه و یواشکی یکی دو عدد از بشقاب و لیوان‌های تر و تمیز مهمانی را ور می‌دارید و می‌آورید سر سفره، اما وسط راه یکی از این ظروف شیک و گران قیمت از دستتان پخش بر زمین می‌شود و می‌شکند. امان از بی‌حوصلگی.

7. فلیم سینمایی نگذاشت تا شما به موقع لباس‌هایتان را اتو بزنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید. دارد دیر می‌شود، پس اتو را تا درجه‌ی آخر داغ می‌کنید و می‌افتید به جان لباس و شلوارهایتان. البته اصلاً مهم نیست که این حرارت چه دماری از روزگار لباس و شلوار شما در می‌آورد؛ فوقش عمر آن‌ها کم می‌شود. خدا برکت بدهد به پوشاک فروش‌های پاساژ.

8. قرار است خواهر همسرتان با دامادهایش به خانه حمله کنند. یک عالمه شام درست می‌کنید. اما او فقط با شوهرش می‌آید و یک عالمه غذا را تا چند روز بعد در یخچال نگهداری می‌کنید و هر روز به خورد شوهر و بچه‌هایتان می‌دهید. آخرش آن‌ها هم خسته می‌شوند و یک روز که در خانه نیستند، غذاها را دور می‌ریزند و الکی به شما می‌گویند که آن را خورده‌اند، تا بالاخره از غذای یخچالی راحت بشوند.

9. به پسرتان اجازه می‌دهید تا از اتومبیلتان استفاده کند و با دوست‌هایش به گردش برود. یک روز وقتی از محل کارتان به خانه بر می‌گردید، همسرتان می‌گوید که اتومبیلتان از وسط نصف شده است. شما که این پول‌ها برایتان چیز مهمی نیست، دستی روی سر فرزندتان می‌کشید و از او می‌خواهید تا سعی کند زودتر گواهینامه بگیرد.

10. برای این که به فامیل‌هایتان اثبات کنید که میراث‌دار خسیسی نیستید، مهمان‌های مجلس ختم آن مرحوم را به یک رستوران گران می‌برید و گارسون‌ها برایشان دو قاشق برنج، چهار بند انگشت گوشت کبابی، مقداری جعفری، یک حلقه پیاز با ضخامت نیم سانتی‌متر، یک قاچ لیمو و یک عدد زیتون می‌آورند. چند دقیقه بعد، مبلغی معادل قیمت یک سمند سورن با رنگ سفارشی را به صندوق رستوران پرداخت می‌کنید!

11. یک پول خوب دستتان می‌آید. تصمیم می‌گیرید آن را برای نامزدتان خرج کنید دو ساعت در خیابان وزرا بالا و پایین می‌روید و جستجو می‌کنید تا عطر مورد علاقه‌ی او را پیدا کنید و بخرید. آخرش هم آن را پیدانمی‌کنید و تصمیم می‌گیرید یک انگشتر قشنگ برایش بخرید. اما نظرتان عوض می‌شود و یک روز که اتومبیل او را قرض گرفته‌اید، آن را به خیابان کاج می‌برید و رویش یک سیستم صوتی درست و حسابی می‌بندید. وقتی همان شب به منزل نامزدتان می‌روید، او می‌گوید که چون به پول نیاز داشته، اتومبیلش را یک ساعت قبل به پسر خاله‌اش فروخته است.

12. از وقتی مدل جدید موبایل مورد علاقه‌تان را پشت ویترین یک فروشگاه دیده‌اید، شب‌ها خوابتان نمی‌برد. چند روز بعد وقتی حقوق خود را دریافت کردید، بلافاصله به خیابان جمهوری می‌روید و آن گوشی را می‌خرید. شب وقتی به یک مهمانی می‌روید، عاشق گوشی یکی از مهمان‌ها می‌شوید. روز بعد به خیابان جمهوری می‌روید و آن گوشی را می‌خرید و گوشی قبلی‌تان را هم توی کشوی میزتان می‌گذارید.

13. یک پول قلمبه دستتان می‌آید. به همسرتان می‌گویید که این پول‌ها مال هر دو نفر شما است، اما او خودش می‌تواند تصمیم بگیرد با آن در یک تور خارجی ثبت نام کرده یا برای تجهیز خانه خرج کنید. همسرتان چند روز فکر می‌کند. آخرش می‌گوید که می‌خواهد مبلمان جدید را سه میلیون تومان می‌خرید و مبلی را که سال قبل دو میلیون خریده بودید و آخ هم نگفته و سالم است، از شما 300 هزار تومان می‌خرند. مجبور هستید. می‌فهمید؟ مجبور هستید!

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
پنج شنبه, دسامبر 14, 2017
0 حرف

کاربرانی که در این گفتگو شرکت کرده اند

نظرات (3)

  • گرجی زاده لینک

    سلام
    خداقوت سایت با ارزشی دارید.
    چگونه می شود برخی موضوعات وبلاگم یا غیر آن را برای خواندن بیشتر برای شما بفرستم؟

    حدود 3 سال قبل
  • گرجی زاده لینک

    سلام
    خداقوت سایت با ارزشی دارید.
    چگونه می شود برخی موضوعات وبلاگم یا غیر آن را برای خواندن بیشتر برای شما بفرستم؟

    حدود 3 سال قبل
  • گرجی زاده لینک

    سلام مطالب باارزشی دارید.
    چگونه می شود برای شما مقاله فرستاد؟

    حدود 3 سال قبل