برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

پرونده ویژه اوقات فراغت

 

توپ را به زمین بچه‌ها بیاندازیم

 

پس چون فراغت يافتي، به طاعت در كوش

 

فراغت جوانان مؤمن، اين‌گونه مى‌گذرد...

 

تأملی در آنچه فراغتش خوانده‌اند

 

فعال بودن سر‌منزل رشد است

 

اثر اوقات فراغت بر هنجارها و ناهنجاری‌ها نسبی است

 

فرصتی برای جوانه زدن

پریدن با بال‌های فراغت

فرصت‌سازی در افق مدیریت و سیاست‌گذاری

چشمها را باید شست جور دیگر باید دید

این کلاس‌های ناتمام

یک خانه؛ دو اتاق فکر

بايد از حداقل وقتمان حداکثر استفاده را بکنيم

دلت اگر جوان باشد ...

گوشه‌گیری را کنار بزن

سالاد زمان با چاشنی تنوع

دقایقی در یکی از خانه های محل

 پرونده ویژه حضرت زهرا

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

توپ را به زمین بچه‌ها بیاندازیم       

 

حقی که کودکان در گذران فراغت دارند

 

طاهره سمیه‌ئی

 

زمانی که کودکان باید آزادانه به انجام فعالیت­های مورد علاقه­شان بپردازند، اوقات فراغت می­گویند. در ماده 31 پیمان­نامه حقوق کودک، بر این موضوع تأکید شده است که «دولت­های عضو، حق کودک را برای داشتن اوقات فراغت و آرامش و پرداختن به بازی و فعالیت­های تفریحی مناسب با سن کودک و مشارکت آزادانه در زندگی فرهنگی و هنری، احترام می­گذارند و آن را اشاعه می­دهند و با فراهم ساختن فرصت‌های برابر فعالیت‌های فرهنگی و هنری و تفریحی را تشویق می‌کنند».

 

یکی از مشکلات مهم در مقوله اوقات فراغت، درک نادرست بیشتر خانواده‌ها و مربیان درباره مفهوم اوقات فراغت است. غالباً این عملکرد نادرست وجود دارد که کودکان باید اوقات فراغت خود را با برنامه­ریزی‌ بر اساس خواسته­های پدر و مادر بگذرانند یا حتی فراتر از آن، باید کودکان آرزوهای تحقق نیافته دوران کودکی پدر و مادرشان را برآورده سازند. حال آنکه تعریف مفهومی اوقات فراغت، بر برآورده شدن علایق و خواسته‌های کودکان، تأکید دارد.

 

جامعه­شناسان، اوقات فراغت را مجموعه فعالیت‌هایی می‌دانند که شخص با میل و اشتیاق به آن می‌پردازد و هدفش، گسترش مشارکت آزادانه در اجتماع است1. با توجه به این تعریف، گزینش فعالیت ویژه­ای که بر‌‌‌آمده از علاقه‌مندی‌های کودک است، جزو حقوق اوست که باید در درجه نخست، والدین به آن توجه کنند.

 

دوران کودکی، بستر اصلی بالندگی و شکل­گیری رفتارها و هنجارهاست و با توجه به همین حساسیت و اثرگذاری ویژه، باید توجه کرد که فعالیت‌هایی مناسب­اند و بازدهی درستی خواهند داشت که به صورت آزاد و دلخواه انجام پذیرند2. اجبار و تحمیل خواسته‌های پدر و مادر، انگیزه کودکان را از بین می­برد و نتیجه معکوسی در روند تربیتی خواهد داشت.

 

کودکان حق دارند از این اوقات، متناسب با علاقه‌مندی و دغدغه‌های کودکانه خود بهره ببرند، به گونه‌ای که حس خشنودی در آنان ایجاد شود. در غیر این صورت، اوقات فراغت به رشد جسمی و روحی آنان کمک نخواهد کرد3؛ چرا که شکل­گیری و رشد شخصیت کودک در بستر اوقات فراغت، شکل می­گیرد و وی می­آموزد، شخصیت دارد و می­تواند درباره مسایل مربوط به حوزه فردی خود تصمیم بگیرد و برای خود برنامه­ریزی داشته باشد. چنین دست‌آوردی به کودک این حس را می­بخشد که فردی ارزشمند است.

 

برای نمونه، می­توان وارد جهان بازی­ها شد که کودکان به اقتضای سن در هر اوقاتی ترجیح می­دهند، به آن بپردازند. همواره دو واژه کودکی و بازی، در کنار هم قرار گرفته­اند و هر کدام دیگری را تعریف می­کنند. بازی برای کودکان، همراه با تحرک است و تحرک برای رشد جسمی و فکری و اجتماعی کودکان، لازم است4. پژوهش­های گوناگون نشان می­دهد، کودکانی که بازی‌های پر تحرک انجام می­دهند، در رفتار و کردارشان، آرامش بیشتری دیده می­شود که تنها دلیلش این است که آنان هنگام بازی کردن، از نظر هیجانی تخلیه می­شوند.

 

هر انسانی برای شکوفایی استعدادهایش، به شور و نشاط نیازمند است و این فرایند در دوره کودکی، تنها با بازی تأمین می‌شود5. پس نمی­توان منکر نقش مهم بازی‌ها در این دوره سنی شد. از آنجا که فراغت را مبتنی بر انجام فعالیت‌های دوست­داشتنی فرد، با تکیه بر خواسته‌های کودکانه تعریف کردیم، می‌توان نتیجه گرفت که پس از دو ضلع بازی و کودک، اوقات فراغت، ضلع سوم این مثلث را کامل می­کند. این سه ضلع، در کنار هم مثلثی را تشکیل می­دهد که در کانون آن، کودک می‌­تواند به نیازهای واقعی خود در روند تکامل شخصیت و رشد جسمی و روانی، دست یابد؛ نیازهایی چون جستجو‌گری، تجربه­اندوزی، طبیعت­گردی، تماشای پدیده‌های طبیعت و کشف دنیای پیرامون خود، که از جمله پارامتر‌هایی هستند که کودک باید آزادانه و نه به اجبار و تحمیل، به آنها بپردازد تا اوقات فراغت سازنده‌ای را تجربه کند.

 

 

 

 

 

1. باقر يوسفى، «چگونگى گذراندن اوقات فراغت»، مديريت درآموزش و پرورش، ش 13، ص 77.

 

2. دومازیه، «مقدمه‌ای بر جامعه‌شناسی فراغت»، فرهنگ و زندگی، 1346، ص 25

 

3. علی‌رضا عصاره، پیوند، ش 225، تیر 1377

 

4و5. سیامک مهجور، روانشناسی بازی،صص22، 27

 

 

 

پس چون فراغت يافتي، به طاعت در كوش

 

 

سید حسن اردستانی

 

همواره چگونه گذراندن اوقات فراغت و بهره­مندی از آن، از مهم­ترین دغدغه­های انسان بوده است. ادیان الهی نیز الگو­ها و روش­های گوناگونی را برای استفادة هر چه بهتر از اوقات فراغت سفارش کرده‌اند. برای نمونه، دین یهود به پیروان خود می­گوید: «در روز سبت نيز که هفتمين روز هفته است، قوم بايد براي عبادت من جمع شوند. در هر جا که ساکن باشند، بايد در اين روز دست از کار بکشند و استراحت کنند.»1

 

مسیحیت نیز سفارش کرده است: «از افکار و اميال شهوت­آلود که جوانان را اغلب اسير مي­سازد، بگريز و در پي اموري باش که تو را به کارهاي خوب تشويق مي­کنند. ايمان و محبت را دنبال نما و با کساني که خداوند را دوست دارند و قلبشان پاک است، معاشرت کن و باز تکرار مي­کنم، خود را در بحث­هاي پوچ و بي­معنا درگير مکن، چون اين‌گونه مباحثات باعث خشم و نزاع مي­گردد.»2

 

دین مبین اسلام نیز که دارای کامل­ترین و متعالی­ترین برنامه­های اعتقادی، تربیتی، اخلاقی، روانی و... است، برای اوقات فراغت مسلمانان و همة انسان­ها، برنامه­های جامع و کاملی ارائه کرده است. اسلام با توجه به گروه­های سنی گوناگون و جنسیت آنها، برنامه­های متنوعی دارد که در این مجال، به برخی آیات و روایات، اشاره می­شود.

 

اوقات فراغت در آیات

 

از نگاه قرآن و روایات، اوقات فراغت به معنای زمانی برای بیهودگی نیست، بلکه ساعاتی است که شخص با برنامه­ای هدفمند در مسیر قرب الهی حرکت می­کند، خواه در راه عبادت خداوند بگذراند و خواه صرف حیات شخص شود. «قُل إنَّ صَلَاتِي وَ نُسُکِي وَ مَحيَايَ وَ مَمَاتِي لِلَّهِ رَبِّ العالَميِنَ؛ 3 بگو همانا نماز و طاعت و کلیه اعمال من و حیات و ممات من، همه برای خداوند است که پروردگار جهانیان است.»

 

به دليل غفلت انسان، همواره شيطان، نادرستي­ها و خطاها را در چشمان وی، جلوه و زینت مي­بخشد و در نهايت، اگر انسان از مسیر متعالی پروردگار خارج شود، شیطان وی را به نابودي و خسران مي­کشاند. «... وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَیطانُ أعمالَهُم فَصَدَّهُم عَنِ السَّبیلِ وَ کانُوا مُستَبصِرِینَ؛4 ... شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان نیکو جلوه داد و از راه حق آنها را بازداشت و همگی هلاک و نابود گردیدند.»

 

پروردگار عالم، آدمیان را از اعمال لغو و باطل و پیروی از کارهای بیهوده و نافرجام برحذر مي­دارد و به انسان هشدار مي­دهد: «وَ مِنَ النَّاسِ مَن يَشتَرِي لَهوَ الحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللهِ بِغَيرِ عِلمٍ وَ يَتَّخِذَهَا هُزُواً أُولَئِک لَهُم عَذَابٌ مُهِينٌ؛5 برخي مردم داستان­هاي باطل را مي­خرند تا مردم را ندانسته از راه خدا بازدارند و آيات قرآن را استهزا کنند. براي آنان است عذاب خوارکننده.»

 

بنابراین، قرآن کریم انسان­ها را به سوی طاعت و عبادت خداوند متعال دعوت می­کند و مهم­ترین و بهترین برنامه برای اوقات فراغت را این‌گونه بیان می­فرماید: «فَإذا فَرَغتَ فَانصَب وَ إلی رَبِّکَ فَارغَب؛6 پس چون فراغت يافتي، به طاعت در كوش و با اشتياق به ‌سوي پروردگارت روي آور!»

 

اوقات فراغت در روایات

 

ائمة اطهار (عليهم­ السلام) اوقات شبانه‌روز را به چهار بخش تقسیم می­کنند که هر بخش، برای فعالیت ویژه­ای است و شیعیان و مسلمانان را به انجام آن سفارش کرده­اند. حضرت رضا (عليه السلام) در اين‌باره مي‌فرمايند: «اوقات خود را به چهار بخش تقسيم كنيد: ساعتي را براي مناجات و ارتباط با معبود قرار دهيد، ساعتي را به امرار معاش و كسب روزي [حلال] مصرف و ساعتي را براي ارتباط و معاشرت با برادران و افراد مورد اعتمادتان صرف كنيد و ساعتي را نیز براي لذت بردن از امور حلال و غير حرام، خالي نگه داريد [اوقات فراغت]. با بهره گرفتن از بخش چهارم اين اوقات است كه مي‌توانيد از سه بخش ديگر، بهرة لازم ببريد.»7

 

با توجه به روایت یاد شده، ارزش و اعتبارِ اوقات فراغت در نگاه اهل بیت (علیهم السلام) مشخص و تلاش انسان­ها برای هر چه بهتر استفاده کردن از این اوقات، نمایان می­شود.

 

نمونه­هايي براي گذراندن اوقات فراغت در منابع دینی

 

1. بازي و تفريح: آن دست فعالیت‌هایی که سبب رشد و آرامش جسم و روح می‌شود. تفریح، اندوه را از جان و دل آدمی می­زداید و برای مدتی، اندیشه را از مشغله­های گوناگون زندگی آسوده می­کند و در پرتو آن، ذهن آماده فعالیت مجدد می­شود.

 

پیامبر اسلام حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله) در روایتی مي‌فرمايند: «به تفريح و بازي بپردازيد؛ زيرا من دوست ندارم در دين شما سخت‌گيري ديده شود.»8

 

2. عبادت و بندگي خدا

 

در ادیان الهی، عمر انسان فرصتی است که خداوند برای نزدیکی شخص به پروردگارش عنایت فرموده است. انسان با معرفت امام زمان خود می­تواند به خدا نزدیک شود.

 

اوقات فراغت از زمان­هایی است که با توسل و توکل و همچنین برنامه­ریزی درست می­توان به این مهم دست یافت.

 

خداوند سبحان در حديث قدسي مي‌فرمايند: «خود را به بندگي من مشغول ساز تا سينه‌ات را از بي‌نيازي پُر سازم و تهي‌دستي‌ات را برطرف كنم و اگر چنين نكني، دلت را به كارهاي مختلف مشغول مي‌سازم و نيازت را برآورده نمي‌كنم.»9

 

حضرت علي (عليه السلام) دربارة فراغت اولياي خدا مي‌فرمايند: «شب زنده‌داري با ياد خدا، فرصتي است براي افراد سعادتمند و تفريح و آسايشي است براي اولياي خدا.»10

 

 

 

3. حسابرسي اعمال

 

حسابرسي اعمال و اندیشیدن دربارة هدف هستي و آخرت از كارهاي ديگري است كه در اوقات فراغت به انجام آن سفارش شده است. امیرمؤمنان، حضرت علي (عليه السلام) در اين‌باره مي‌فرمايند: «چه­قدر شايسته است كه انسان در ساعتي از زندگي خود، از مشغوليت‌هاي زندگي چشم بپوشد و به حساب نفس خود رسد و در آنچه روز و شب به دست آورده يا از كف داده، انديشه كند.»11

 

در روايتي از امام صادق (عليه­السلام) نیز آمده است كه فرمودند: «اُف بر مسلماني كه براي كار دين خويش و پُرس و جو دربارة آن، [دست‌كم] روز جمعه هر هفته، خود را از [كارهاي ديگر] فارغ نسازد.»12

 

 

 

4. ورزش

 

در دين اسلام، به همان اندازه که به روح انسان توجه شده، به جسم آدمی نیز اهمیت داده شده است. در حقیقت، روح در جسم و جسم در روح، اثرگذار است و سلامت و بیماری یکی، بر سلامت و بیماری دیگری، اثر می‌گذارد. ورزش، از مهم­ترین موردهایی است که اسلام برای تن‌درستی جسم و بدن انسان، به آن سفارش کرده است.

 

پيشواي سوم شيعيان، امام حسين (عليه­ لسلام) مي‌فرمايند: «در تمام عمر، در ساية تندرستي، به انجام كارهاي شايسته اقدام كنيد!»13

 

انسان با ورزش، جسم سالمی خواهد داشت و جسم سالم بر روح، اثری مثبت دارد که نتیجة آن، انجام اعمال شايسته است.

 

پی­نوشت­ها

 

1 . تورات، سفر لاويان، 23:3.

 

2. انجيل، دوم تيموتائوس، 22:2و 23.

 

3 . انعام، آیة162.

 

4 . عنکبوت، آیة38.

 

5 . لقمان، آیة6.

 

6 . انشراح، آیة7 و 8.

 

7. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج78، ص319.

 

8 . محمد محمدي ري­شهري، ميزان­الحکمه، ج4، ص2804.

 

9. سنن ابن ماجه، ج2، ص1376.

 

10 . عبدالواحد تميمي آمدي، غررالحکم و دررالکلم، ح5642.

 

11 . همان، ح9684.

 

12 . شيخ صدوق، خصال، ص393.

 

13 . حسن بن علي بن شعبه، تحف‌العقول عن آل الرسول، ص239.

 

 

 

فراغت جوانان مؤمن، اين‌گونه مى‌گذرد...

 

 

اوقات فراغت در سخنان رهبر معظم انقلاب

 

ابوذر کمال

 

انرژی متراکم جوان

 

نیروی مقاومت بسیج باید با همكاری وزارتخانه‌های آموزش و پرورش، و علوم، تحقیقات و فن‌آوری از این ظرفیت در جهت سازندگی و آبادانی كشور و همچنین پر كردن اوقات فراغت جوانان استفاده نماید.

 

باید با برنامه‌ریزی صحیح و هماهنگی با تمام دستگاه‌های ذیربط، انرژی متراكم جوان در مسیر صحیح به‌كار گرفته شود.1

 

--------------------------------------------------

 

سه عنصر اصلی

 

حالا تابستان در پيش است. ان‌شاءاللَّه بعد از امتحانات، جوانان انجمن‌هاى اسلامى بيش از ديگران به فكر باشند كه از اين فراغت تابستان و از اين فرصت براى مطالعه، براى فراگيرى، براى شركت در كارهاى بدنى كه در خدمت مردم هست - گاهى بسيج و ديگران، كارهايى را در اختيار جوان‌ها مى‌گذارند؛ فعاليت‌هاى بدنى، خدمات، سازندگى - و كمك به پدر و مادر، كمك به خانواده، تهذيب و ورزش استفاده كنند. ورزش هم يك كار لازم است. من به همة جوان‌ها، دخترها، پسرها، توصية دائمى‌ام اين است كه ورزش بكنند.

 

اين سه عنصر اصلى(تحصیل، تهذیب، ورزش) را شما جوان‌هاى انجمن اسلامى با كيفيت بهتر و با كيفيت بالاتر در رفتار خودتان و در تأثيرى كه بر روى ديگر جوانها مى‌گذاريد، انجام دهيد.2

 

------------------------------------------------

 

فراغت، جهاد و سیاحت

 

الان در فصل تابستان، بسيارى از جوانان خوب ما اوقات فراغتشان را يا در بسيج سازندگى و يا در بسيج نيروى مقاومت مى‌گذرانند و يا به بالا بردن علم و سواد ديگران كمك مى‌كنند. عدّه‌اى به تن خودشان زحمت مى‌دهند و براى ديگران كار مى‌كنند. عدّه‌اى با برنامه‌هاى خوب و منظّم، به كتابخوانى و ارتقاى سطح فكر خودشان مى‌پردازند. فراغت جوانان مؤمن، اين‌گونه مى‌گذرد. من گزارش‌هاى متعدّدى داشته‌ام از جوانانى كه در تابستان، تعطيلات دانشگاهى يا دبيرستانى خود را در نقاط دوردست گذرانده‌اند و براى روستاييان مسجد، درمانگاه، راه، حسينيه، جادّه و پل ساخته‌اند. عكس‌هاى اين فعّاليت‌ها را براى من آورده‌اند و من آنها را ديده‌ام. پيغمبر طبق روايتى فرمود: «انّ سياحة امّتى الجهاد فى‌سبيل‌اللَّه»3. جوانان ما سياحتشان را هم از اين راه تأمين مى‌كنند؛ سياحتشان در ضمنِ كار براى مردم است.4

 

------------------------------------------

 

فراغت و قرائت

 

در دوران طاغوت، من در مشهد جلسات تفسير و درس قرآن داشتم. به جوانانى كه مى‌آمدند، مى‌گفتم كه هر كدام از شماها يك نسخة قرآن در جيب بغلتان داشته باشيد. اگر در جايى منتظر كارى مى‌ايستيد و فراغتى پيدا مى‌كنيد، يك دقيقه، دو دقيقه، پنج دقيقه، نيم‌ساعت، قرآن را باز كنيد و به تلاوت آن مشغول شويد تا با اين كتاب انس پيدا كنيد. تعدادى كه اين‌طور عمل كرده بودند، هرچند بسيار اندك بودند، ليكن احساس مى‌كردم كه اين‌ها با اين‌ كه غالباً هم عربى نمى‌دانستند، از لحاظ فهم معارف اسلامى از ديگران برجسته‌تر بودند و به‌طور ممتازى با آن‌ها تفاوت داشتند.5

 

-----------------------------

 

عادت کتابخوانی

 

كتابخوانى را بايد جزو عادات خودمان قرار دهيم. به فرزندانمان هم از كودكى عادت بدهيم كتاب بخوانند؛ مثلاً وقتى مى‌خواهند بخوابند، كتاب بخوانند. يا وقتى ايام فراغتى هست، روز جمعه‌اى هست كه تفريح مى‌كنند، حتماً بخشى از آن روز را به كتاب خواندن اختصاص دهند. در تابستان‌ها كه نوجوانان و جوانان محصّل، تعطيل‌اند حتماً كتاب بخوانند. كتاب‌هايى را معيّن كنند، بخوانند و تمام كنند. افرادى كه كار روزانه دارند مثلاً كارمند ادارى، كارگر، كاسب و يا كشاورز هستند وقتى به خانه مى‌آيند، بخشى از زمان را گرچه نيم‌ساعت براى كتاب خواندن بگذارند.6

 

------------------------------

 

تفریح من

 

تفريح من در محيط طلبگي خودم در دوران جواني، حضور در جمع طلبه‌ها بود. به مدرسه‌ خودمان مي‌رفتيم. جو طلبه‌ها براي ما شيرين بود طلبه‌ها دور هم جمع مي‌شدند، صحبت و گفتگو و تبادل اطلاعات مي‌كردند و حرف مي‌زدند. محيط مدرسه براي خود طلبه‌ها، مثل يك باشگاه محسوب مي‌شد. در وقت بيكاري، آنجا دور هم جمع مي‌شدند. علاوه بر اين، در مسجد گوهرشاد مشهد هم مجمع خيلي خوبي بود. آنجا هم، افراد متدين، طلاب، روحانيون و علما مي‌آمدند، مي‌نشستند و با هم بحث علمي مي‌كردند، بعضي هم صحبت‌هاي دوستانه مي‌كردند.

 

من از آن‌وقت ورزش مي‌كردم. الان هم ورزش مي‌كنم. آن‌وقت ما كوه مي‌رفتيم، پياده‌روي‌هاي طولاني مي‌كرديم من با دوستان خودم، چندبار از كوه‌هاي مشهد، همين‌طور كوه به كوه، روستا به روستا، چند شبانه‌روز حركت كرديم و راه رفتيم.7

 

--------------------------------------------------

 

پی‌نوشت‌ها:

 

1.‌ بیانات در جمع فرماندهان نیروی مقاومت بسیج، ۱۳۸۴/۰۶/۰۲.

 

2. بیانات در ديدار اعضای انجمن‌هاى اسلامى دانش‌آموزان‌، ۱۳۸۶/۰۲/۱۹.

 

3. قاموس قرآن، ج‏3، ص: 361.

 

4.‌ بيانات در ديدار جوانان اهواز، ۱۳۸۲/۰۵/۰۸.

 

5. ديدار با قاريان مصرى: شحات محمد انور و سيد متولى عبدالعال، 03/11/1370.

 

6. مصاحبه با خبرنگار صدا و سيما، پس از بازديد از سومين نمايشگاه بين‏المللى كتاب تهران‏، ۱۳۶۹/۰۲/۱۹.

 

7. ‏گفت و شنود با گروهی از نوجوانان و جوانان،‌ 14/11/1376.

 

 

 

تأملی در آنچه فراغتش خوانده‌اند

 

صنعت فرهنگ و اوقات فراغت در ديدگاه انتقادي مکتب فرانکفورت

 

احسان جندقي

 

 

 

 

 

دو رويکرد در مورد اوقات فراغت وجود دارد: نخست ديدگاهي است که اوقات فراغت را به مثابة کنش يا عمل تلقي مي‌کند و آن را فرايند آزادي‌بخش، غيرتوليدي يا حتي غيرجدي مي‌داند. دوم، ديدگاهي که بنا به نوع ساختار، اوقات فراغت را ابزار نظارت در نظر مي‌گيرد.

 

ديدگاه دوم منسوب به مکتب فرانکفورت از مهم‌ترين جريان‌های نظري و انتقادي قرن بيستم است. به اعتقاد نظريه‌پردازان انتقادي، فرهنگ عامه ابزاري است براي شکل دادن و پروراندن اعضاي جامعه‌اي که تحت مديريت تماميت‌خواه قرار دارند. ايشان در برابر آنچه «صنعت فرهنگ» مي‌ناميدند و فرهنگ انسان‌ معاصر را تحت نظارت خود دارد به انتقاد جدي برخاستند.

 

نگراني عمدة نظريه‌پردازان انتقادي از صنعت فرهنگ را مي‌توان پیرامون اين دو محور دانست: يکي اينکه صنعت فرهنگ پديده‌اي است کاذب و ويرانگر که به صورت مجموعه‌اي از عقايد از پيش بسته‌بندي شده، توليد انبوه شده و به کمک رسانه‌هاي جمعي به خورد توده‌ها داده مي‌شود، دوم اينکه نظريه‌پردازان انتقادي نگران تأثيرات مخرب، سرکوبگر، تحميق‌کننده و منفعل‌ساز اين صنعت بر توده‌هايند.1

 

به همين دليل بیشتر توجه اين انديشمندان به بررسي و ارزيابي شيوه‌هايي معطوف شده که در آن شیوه‌ها افکار و اعتقادات به کمک «فرهنگ عامه پسند» انتقال مي‌يابند، يعني شيوه‌هایي که در آن حوزة شخصي و خصوصي افراد تحت فشارهاي روند اجتماعي شدن افراد و بر اثر اعمال مديريت سازمان‌هاي استعمارگر و با کنترل اوقات فراغت جامعه تضعيف مي‌گردد. ايشان معتقد بودند که حوزه‌هاي خودآگاه و ناخودآگاه بشر عميقاً بر اثر دخالت سازمان‌ها و نهادهايي نظير تلويزيون، فيلم و ورزش حرفه‌اي مورد تجاوز قرار گرفته است.

 

ديدگاه انتقادي به صنعت فرهنگ

 

نظريه‌پردازان انتقادي معتقدند در جامعة معاصر جرياناتي به وقوع پيوسته‌ است که شرايط را براي کالايي شدن بخش‌هاي عمده فرهنگ فراهم ساخته‌اند. حکومت‌هاي استبدادي با استفاده از تمامي ابزارهاي اقتصادي، سياسي و فرهنگي براي دفاع از وضع موجود استفاده مي‌کنند. در نتيجه اکثر حوزه‌هاي حياط فرهنگي نيز به خدمت گرفته مي‌شود و به صورت ابزاري براي کنترل آگاهي افراد درمي‌آيد. هم‌زمان خود فرهنگ نيز به صورت يک «صنعت» ظاهر مي‌گردد. انگيزة سود نيز در شکل‌‌هاي گوناگون فرهنگي عرضه مي‌شود؛ تمام توليدات هنري به صورت گونه‌هاي از کالا در مي‌آيند که همانند کالاهاي صنعتي قابل خريد و فروش دربازار هستند.2

 

امروزه «هويت‌هاي فرهنگي چيزي جز کالا به حساب نمي‌آيند». آگهي‌هاي تجاري و بانک‌داري معيارهاي زيباشناختي جديدي ارائه مي‌کنند. فروش بيشتر مستلزم توليد در بسته‌بندي‌هاي زيبا و در اشکال فريبنده است. با نگاهي به اطراف خود متوجه ميزان بالاي درآمد حاصل شده از تبليغات، طراحي و توليد بسته‌هاي زيبا و همراه با نشانه‌هاي فرهنگي و هنري، توليد و تکثير صفحه‌هاي موسيقي، فيلم و ... مي‌شويم.

 

اصحاب مکتب فرانکفورت در تعريف پديدة صنعت فرهنگ گفته‌اند: صنعت فرهنگ‌سازي صنعتي است که به وضعيت وابستگي، اضطراب و ضعف خود متوسل مي‌گردد و از دل اين وضعيت بر‌مي‌خيزد و به تقويت آن مي‌پردازد. پيامي که اين صنعت ابلاغ مي‌کند غالباً پيام «تطبيق و تسليم» است. اين صنعت مانع تکامل افراد مستقل مي‌گردد. صنعت فرهنگ‌سازي سعي مي‌کند از طريق دگرگون ساختن رضايت، نياز افراد به تفريح و تنوع را برآورده سازد. بدين ترتيب صنعت مذکور قرص‌هاي ويتامينه براي يک روز کاري ديگر توليد مي‌کند. اين صنعت از توده‌هاي مخاطب خود انفعال، تسليم، آمادگي براي پذيرش هر چيز و نوعي احساس رضايت از دست‌آوردهاي بالفعل و بالقوه را خواستار است. همساني و همگوني با هنجارها و ارزش‌هاي غالب به زور جا انداخته مي‌شوند. از همه مهم‌تر سرکوب عقل، حساسيت و خود انگيختگي توسط اين صنعت تنها باعث افزايش فعاليت کاذب يعني انواع کاربست‌هاي اجتماعي حاشيه‌اي و متفاوت از هم مي‌گردد. فرد تنها تا زماني تحمل مي‌گردد که همساني و همگوني وي با کليت اجتماعي مورد ترديد قرار نگرفته باشد. صنعت فرهنگ پديده‌اي ضد روشنگري است.3 به اعتقاد آنان در نظام سرمايه‌داري، فرهنگ نيز همانند ساير مقولات به يک شيء يا کالا تبديل شده است. به عبارت بهتر فرهنگ در کليت خود به صورت صنعت فرهنگ درآمده است که هدف اصلي آن، در پي انتقال سوددهي از عرصة اقتصاد به عرصة فرهنگ، افزايش هرچه بيشتر سود به نفع صاحبان اين صنعت جديد و فراگير است4 و يکي از ابزارهاي اين سود بيشتر پر کردن اوقات فراغت با کارويژه‌هاي صنعت فرهنگ است.

 

کارويژه‌هاي اساسي توليد صنعت فرهنگ

 

اصحاب مکتب فرانکفورت براي صنعت فرهنگ چهار کارويژة اساسي تلويزيون، طالع‌بيني، ورزش و موسيقي را برمي‌شمارند که در پرکردن اوقات فراغت جامعه نقش اساسي بازي مي‌کنند. ايشان معتقدند ايدئولوژي صنعت فرهنگ به ويژه در عرصة رسانه‌هاي تصويري از چنان قدرت فراگير و گسترده‌اي برخوردار شده است که به‌راحتي همنوايي را به جای آگاهي مي‌نشاند. الگوها و چارچوب‌هاي صنعت فرهنگ هرگونه تلاش جدي فرد را براي يافتن پاسخ‌هاي شخصي از بين مي‌برد. آدورنو سعي مي‌کند تا اين نظريه را ضمن تحليل سريال‌هاي کمدي پخش شده در تلويزيون اظهار کند: متن نمايش‌هاي کمدي تمهيد زيرکانه‌اي است براي ترويج تسليم در برابر شرايط تحقيرآميز از طريق ارائة شرايط مذکور در قالبي خنده‌دار و با ارائة تصويري از شخصي که حتي موقعيت نامناسب خود را امري خنده‌آور تلقي مي‌کند که ظاهراً عاري از هرگونه رنجش است.

 

آدورنو در مقاله «فرود آمدن ستارگان به زمين» نشان مي‌دهد که چگونه مطبوعات عامه‌پسند از طريق طالع‌بيني در جهت احساس امنيت کاذب مؤثر هستند و مي‌گويد: آنچه اين‌گونه فال‌ها در پايان براي من باقي مي‌گذارند تأييد بي‌معنای انسانيت من به‌وسيلة يک کارشناس دروغين است و به تأثير در احساسات زودگذر و خوب درک نشدة من مي‌پردازد.5

 

آدورنو در تحليل ورزش آن را يکي از نهادهاي سلطة اجتماعي دانسته و آن را بخشي از روند صورت‌بندي فرهنگ و عنصری مهم در ناکامي ظاهري طبقة‌ متوسط در تحقق بخشيدن تقدير انقلابي خود مي‌داند. فرايند مذکور به اين دليل وقوع مي‌يابد که ورزش با تبديل ناراحتي جسمي گروهي اندک به لذت و شادي ثانوي گروهي کثير، به منظور عادت دادن مردم به خواسته‌هاي زندگي مادي عمل مي‌کند. به اعتقاد آدورنو رويداد‌هاي ورزشي که فرهنگ انبوه بسياري از ويژگي‌هاي خود را از آن وام مي‌گيرد و متقابلاً اين وقايع نيز از مضامين محبوب فرهنگ مذکور به‌شمار مي‌روند، عامدانه از هرگونه معنا تهي گشته‌اند.6

 

در نهايت چهارمين کارويژة صنعت فرهنگ موسيقي است که در اشکال پاپ و جاز در قرن بيستم رواج فراواني داشت. اساساً رويکرد نظريه‌پردازان انتقادي مکتب فرانکفورت به موسيقي را همانند رويکرد آنان در انتقاد از تلويزيون، طالع بيني و ورزش، بايد در ارتباط با انتقاد آنان از وجوه مختلف فرهنگ انبوه و صنعت فرهنگ مورد لحاظ قرار داد.

 

نظريه‌پردازان انتقادي در مورد اوقات فراغت و در جهت مخالف با اين تصور عمومي که اوقات فراغت را به وقت‌هاي آزاد (در برابر وقت‌هاي کار) که در آن فرد به ميل خود رفتار مي‌کند، معتقدند حتی آنجا که مردم خود حداقل تصور می‌کنند که بر اساس ارادة آزاد خود عمل می‌کنند، خود این اراده توسط همان نیروهایی شکل می‌گیرد که مردم درصددند در ساعات بی‌کاری از دست آنها فرار کنند. توجه به اوقات فراغت در جامعة مدرن نشان می‌دهد که همواره وقت‌های به ظاهر آزاد به نقیض خود تبدیل می‌شوند، یعنی زمانی که قرار بود در جهت میل و خواست‌های فرد صرف شود، از او جدا شده و تبدیل به بخشی از اوقات کار می‌شود. فرد، اوقات فراغت دارد تا بهتر کار کند. هر چه بتوان اوقات فراغت را با میل یا خواست ظاهري فرد پر کرد، به همان میزان می‌توان مقاومت او را در برابر سلطة کار کم کرد و او را براي ادامة کار آماده‌تر نمود. به اعتقاد اصحاب مکتب فرانکفورت طنز قضیه اینجاست که فراغت و سرگرمی با وجود اهمیت و معنای ظاهری روزمره‌اش به منزلة زماني براي رهایی از کار در عمل شیوة مؤثری در خدمت فرآیندهای سرمایه‌داری هستند.7

 

منابع

 

    1. حسین‌علی نوذري، نظرية انتقادي مکتب فرانکفورت در علوم اجتماعي و انساني، ص264، انتشارات آگاه، تهران1389.
    2. همان، ص277.
    3. ماکس هورکهايمر و تئودور آدورنو، ديالکتيک روشنگري: قطعات فلسفي، مترجم مراد فرهادپور و اميد مهرگان، ص227-256، انتشارات گام نو، تهران 1384.
    4. نظرية انتقادي مکتب فرانکفورت در علوم اجتماعي و انساني، ص342.
    5. یان کرايب، نظرية اجتماعي مدرن: از پارسونز تا هابرماس، مترجم عباس مخبر، ص280، انتشارات آگاه، تهران1385.
    6. نظرية انتقادي مکتب فرانکفورت در علوم اجتماعي و انساني، ص337-341؛ نظرية اجتماعي مدرن: از پارسونز تا هابرماس، ص278-280.
    7. ديالکتيک روشنگري: قطعات فلسفي، ص216-221.

 

منابع بیشتر:

 

محمود خاتمي، مدخل فلسفه غربي معاصر، نشر علم، تهران1386.

 

هربرت مارکوزه، بعد زيباشناختي، مترجم داريوش مهرجويي، انتشارات اسپرک، تهران1368.

 

بابک احمدي، خاطرات ظلمت، نشر مرکز، تهران1376.

 




 

 

فعال بودن سر‌منزل رشد است

 

باز خوانی انواع فراغت

 

نویسنده: مصطفی موسوی تبار

 

محققان نحوة گذراندن اوقات فراغت را به چند دسته تقسیم می‌کنند، اما این نوشتار به دو دستة مهم اشاره می‌کند که نمود عینی بیشتری دارند. در دسته‌بندی اول فراغت به صورت فردی و جمعی و به صورت فعال و غیر فعال تقسیم می‌شود که از ترکیب این دو مورد چهار وجه به دست می‌آید:

 

یکم. شیوه‌های فردی و غیر فعال گذران اوقات فراغت همچون تماشای تلویزیون، گوش دادن به رادیو، استفاده از کامپیوتر و اینترنت، استفاده از مطبوعات و مکتوبات، استراحت و... با وجود گسترش چشمگیر رسانه‌ها از جمله اینترنت به نظر می‌رسد همچنان تلویزیون سهم عمده‌ای در پرکردن اوقات فراغت جوانان دارد؛ چراکه تماشای تلویزیون از کم‌هزینه‌ترین راه‌های گذران اوقات فراغت است، ضمن اینکه تلویزیون را در همة ساعات شبانه‌روز و در خانه می‌توان استفاده کرد. نزديک به 60 درصد اوقات فراغت نوجوانان و جوانان کشور به صورت غيرفعال، صرف تماشاي تلويزيون، فيلم و انجام بازي‌هاي رايانه‌اي گروهي يا انفرادي مي‌شود. انسان در اجتماع محدود به زمان هنگامی که به 65 سالگی می‌رسد به طور متوسط نه سال از تمام عمر خود را جلوی تلویزیون سپری کرده است؛

 

دوم. شیوه‌های جمعی و غیر فعال گذران اوقات فراغت مانند تماشای مسابقات ورزشی در استادیوم‌ها، صحبت با افراد خانواده و ...؛

 

سوم. شیوه‌های فردی و فعال گذران اوقات فراغت مثل انجام امور خیریه، بازدید از موزه‌ها و نمایشگاه‌ها، قدم زدن در پارک، کوچه و خیابان، کارهای هنری، رفتن به قهوه‌خانه، شرکت در پایگاه‌های بسیج و ...؛

 

چهارم. شیوه‌های جمعی و فعال گذران اوقات فراغت همچون بازی و ورزش، رفتن به سینما، رفتن به تئاتر، رفتن به پیک نیک و مسافرت‌های سیاحتی و زیارتی، گفت‌وگو و دیدار دوستان و اقوام و ...؛

 

در دسته‌بندی دوم نیز چهار حالت برای فراغت متصور است که عبارتند از فراغت بی‌برنامه یا بیمارگونه، فراغت انفعالي، نيمه فراغت و فراغت فعال.

 

تفصیل این موارد در زیر می‌آید:

 

یکم. فراغت بي‌برنامه: گذراندن فراغت با افعالی که برابر با بیهودگی، بطالت و وقت‌گذرانی باشند، مانند ايستادن سركوچه، پرسه زدن در خيابان‌ها و... این نوع از فراغت بدترین نوع فراغت است؛ زیرا آثار مخربی برای فرد و جامعه به همراه دارد. در این زمینه امام علي(علیه‌السلام) مي‌فرمايد: بدترين چيزي كه يك فرد وقت خود را با آن پر مي‌سازد، امور بيهوده و گزاف است؛«شرما شغل به المرء وقته الفضول».

 

 

 

دوم. فراغت انفعالي: در این نوع از فراغت فرد به گیرندة صوتی و تصویری صرف تبدیل می‌شود. گوش دادن به راديو و تماشاي تلويزيون مصادیقی از این نوع فراغت به حساب می‌آیند. در نتيجة این رابطة یک‌طرفه بین شخص و محیط، اراده و نوآوري مخاطبان از آنان گرفته مي‌شود؛ زیرا فراغت انفعالي، قوة خلاقيت انسان را کاهش می دهد و معمولاً تأثيرات منفي در انديشه و عمل مي‌گذارد؛

 

سوم. نيمه فراغت: در این نوع از فراغت، کار و فراغت با هم می‌آمیزند. به عبارتی در این مفهوم کار به نوعی فراغت به حساب می‌آید. درچنين شرايطي، لذت خلق و آفرينش آثار هنري و ظرافت‌هاي كاري و متعاقب آن درآمد حاصله از این نوع فعالیت در هم مي‌آميزند. فعاليت‌هاي هنري همچون نقاشي، مجسمه‌سازي، منبت‌كاري و... از این نوع فراغت به حساب می‌آیند؛

 

چهارم. فراغت فعال: این نوع از فراغت بهترين شيوة گذراندن اوقات فراغت است كه سبب رشد خلاقيت و پويايي انسان مي‌شود. اين نوع از گذراندن اوقات فراغت انسان را به شکوفایی می‌رساند و متعاقب آن جامعه به تعالی نزدیک می‌شود، یعنی وقتی مردم یک جامعه به سمت این فراغت حرکت کنند با باروری‌شان چرخ‌های شکوفایی جامعه را به حرکت در می‌آورند و جامعه را در جایگاهی بلند و متعالی قرار می‌دهند. این فعالیت به جسم و روح انسان شادابی می‌بخشد؛

 

همان‌طور که مطرح شد برای بالا بردن پیشرفت جامعه باید تلاش کرد تا نوجوانان و جوانان را در مسیر فراغت فعال قرار داد. در کشور ما سازمان‌هاي مختلفي مسئولیت پر کردن اوقات فراغت را به عهده دارند تا مسیر پیشرفت و ترقی جوانان و نوجوانان را هموار کنند. وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و مراکزی نظیر وزارت آموزش و پرورش، کانون پرورشی فکری کودکان و نوجوانان، سازمان ملی جوانان، سازمان تبليغات اسلامي، سازمان دانش‌آموزي، نيروي مقاومت بسيج، وزارت علوم تحقیقات و فن‌آوری و... با تشكيل اردوهاي گردشگري، تفريحي، علمي، برگزاري كلاس‌هاي فرهنگي، هنري، ديني، ورزشي، نمايش، نقد فيلم و تئاتر، تشكيل كلاس‌هاي آموزشي، به‌ویژه زبان انگليسي و كامپيوتر و... در زمینة این نیاز اساسی و غالب جوانان و نوجوانان گام‌هایی برداشته‌اند. حال این پرسش‌ها ایجاد می‌شود که چه‌قدر این ارگان‌ها در جذب این گروه سنی جامعه و سوق دادن آنها به سمت علایقشان موفق بوده‌اند. چه مقدار جوانان و نوجوانان در بینش سیاسی، فرهنگی، هنری و... خود به شکوفایی رسیده‌اند؟ و «چرا»های دیگری که جوابشان را باید از خود این ارگان‌های متصدی امور فراغتی این قشر عظیم از جامعه پرسید.

 

متأسفانه هیچ‌گونه آمار رسمی و دقیقی دربارة میزان موفقیت یا سطح کیفیت این مراکز وجود ندارند، یا در واقع هنوز این مراکز به این نتیجه نرسیده‌اند که فعالیت‌های خود را از لحاظ کیفی بررسی کنند و تنها آماری که ارائه می‌شود بررسی کمّی کار آنها و تلاش در پر کردن فهرست‌های مربوط به بودجه است. اگر این دستگاه‌ها در پایان هر سال به بررسی سطح کیفی خود در سال گذشته‌شان می‌پرداختند و آمارهای مربوط به فعالیت‌های خود را منتشر می‌کردند می‌توانستیم به سؤالات بالا پاسخ دهیم و راه‌کارهای بهتر و مناسب‌تری را برای بهره‌مند شدن تعداد بیشتری از مخاطبان این دستگاه‌ها ارائه دهیم.

 

به گفتة مدير کل فرهنگي سازمان ملّي جوانان در مصاحبه با خبر‌گزاری ايسنا، بين 60 تا 70 درصد جوانان کشور به فقدان اطلاع‌رساني مناسب در حوزة اوقات فراغت انتقاد دارند. معنای سخن این است که افزون بر نبود بررسی کیفی دربارة فعالیت سازمان‌ها، باید گفت حتی با توجه به امکانات حداقلی کشور دربارة اوقات فراغت، اطلاع‌رسانی صحیح به جوانان صورت نمی‌پذیرد. در شرايطی كه توان اقتصادي كشور برای غني كردن اوقات فراغت جوانان و نوجوانان سراسر كشور محدود است بايد از همين سرمايه‌هاي موجود به نحو صحیح استفاده و در جهت افزايش كيفيت برنامه‌ها تلاش كرد، نه اينكه اين اقدامات تنها در حد فعاليت‌ها و كلاس‌هاي فوق برنامه باقي بماند.

 

در واقع این دستگاه‌ها باید در سه بخش مهم فعالیت‌هایشان را بررسی و بازبینی کنند: وهلة اول باید به برنامه‌ریزی دقيق و هم‌جانبه درخصوص  اهداف، سياست‌گذاري، مشاركت مؤثر جوانان، تنوع بخشيدن خلاقيت، امكانات، روش‌ها و محدوديت‌ها، شناخت اقتضائات، ظرفيت‌ها و انتظارات جوانان و... بپردازند. در مرحلة بعد باید در کنار تشکیل و تهیة برنامه‌های با کیفیت، سطح اطلاع‌رسانی و تبلیغاتشان را بهبود بخشند و در مرحلة آخر باید پس از پایان هر دوره فعالیت کاری خود به بررسی آماری کیفیت‌ها و بازخورد فعالیت‌هایشان بپردازند؛ زیرا رویکرد این دستگاه‌ها باید ارتقايي و رو به پیشرفت باشد تا فعالیت‌هایشان به تأمين حداكثری نيازهاي اساسي انسان اعم از تعالي دينی و اخلاقي، تقويت هويت ديني و ملي، سلامت جسمي و رواني و... بینجامد.

 

 

 

 


 

منابع و ماخذ

 

1.محمد على كشاورزى ، مسايل جوانان و نوجوانان، تهران، انتشارات روزبهان، ۱۳۸۵.

 

2.سيداحمد احمدى ـ،روانشناسى نوجوانان و جوانان، نشر نخستين ۱۳۷۸.

 

3. دكتر علي قائمي ، تحقيق و پژوهش ، سازمان ملي جوانان.

 

4. پورصادقی حقیقت ، کبری ، اوقات فراغت دانشجویان دختر و پسر .

 

5. سازمان ملی جوانان (1381) ، گزارشملی جوانان بررسی وضعیت اوقات فراغت جوانان ، انتشارات : موسسه فرهنگی اهل قلم.

 

6.شهناز قلی زاده، بررسی تاثیر وسایل ارتباط جمعی ( تلویزیون ) بر اوقات فراغت نوجوانان و جوانان تهران ، استاد راهنما : دکتر سید وحید عقیلی ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی،1381.

 

اثر اوقات فراغت بر هنجارها و ناهنجاری‌ها نسبی است

 

فراغت و ناهنجاری‌های اجتماعی در نگاه ...

 

 

 

اوقات فراغت بخشی از زندگی است که نمی‌توان آن را از سایر قسمت‌ها جدا کرد. بنابراین در بررسی رابطة‌ آن با ناهنجاری‌ها،‌ باید عوامل تأثیرگذار بر زندگی فرد را در نظر گرفت؛ عواملی همچون محیط آموزشی، صداوسیما، خانواده و... . گاهی اوقات بر یک فرد فشارهای فراوان روانی وارد می‌شود که وی آن‌ها را با تفریح و سرگرمی تخلیه می‌کند. در این صورت اوقات فراغت برای او سودمند خواهد بود و بر هنجارها اثر مثبت خواهد گذاشت. اما اگر با همان عقده‌هایی که از فشارهای روحی و روانی داشته، فرصت فراغتی برای او ایجاد شود که در آن به سوی تفریحات و لذت‌های سالم نرود، این اوقات فراغت فرصتی برای طغیان‌‌های روحی و زمینة گناهان و ناهنجاری‌ها می‌شود. پس اثر اوقات فراغت بر هنجارها و ناهنجاری‌ها نسبی است و به طور مطلق نمی‌توان گفت اوقات فراغت بر هنجارها تأثیر مثبت دارد یا منفی.

 

اوقات فراغت و تابستان

 

نام اوقات فراغت با تابستان گره خورده است و مباحث مربوط به اوقات فراغت،‌ معمولاً‌ در تابستان‌ها به طور جدی مطرح می‌شود. نکته‌ای که در برنامه‌ریزی‌ها باید به آن توجه داشت، لحاظ کردن ویژگی‌ها و وضعیت زندگی دانش‌آموز است. مطمئناً کسی که در خانواده‌ای آرام و مذهبی رشد کرده با کسی که در خانواده‌ای بحران‌زده بزرگ شده، تفاوت‌های اخلاقی بسیاری دارد. محیط زندگی و خصلت‌های فردی، تعیین می‌کنند که دانش‌آموز از تابستان خود چگونه استفاده خواهد کرد. مثلاً اگر دانش‌آموزی به فراگیری زبان انگلیسی علاقه‌مند باشد، از دوران تابستان خود در این زمینه بهره خواهد برد. در مقابل اگر کسی اهل کار خلاف بود، او هم از این موقعیت استفاده می‌کند. با توجه به طولانی بودن اوقات فراغت در تابستان، برنامه‌ریزی صحیح و اصولی برای آن مهم و ضروری است؛ البته برنامه‌ای که تفاوت‌های فردی در آن لحاظ شده باشد.

 

اسلام و اوقات فراغت    

 

در اسلام مسئله‌ای به نام اوقات فراغت مطرح نشده است؛‌ بلکه برنامه‌ریزی علمی و عبادی برای تقرب به خداوند وجود دارد. این برنامه، شامل همة سنین می‌شود. باید به دانش‌آموزان یاد داد که هنگام عبادت، در برابر خداوند قرار دارد و همان‌طور که با پدرش پیوند عاطفی‌ برقرار می‌کند، با خداوند نیز پیوند داشته باشد. البته این نوع نگاه، نیازمند تربیت صحیح است. تربیتی که عملاً‌ صورت پذیرد نه اینکه در گفتار متوقف بماند.

 

هفت سال نخست زندگی،‌ سال‌های بسیار مهمی است که اغلب از آن غفلت می‌شود. این دوران، دوران آقایی و حکومت مطلق فرزند است. اگر این سیادت در هفت سال اول محقق شد،‌ آن وقت می‌توان توقع داشت که فرزند به مباحث تربیتی توجه کند. فرزندی که آغوش پرمهر پدر یا مادر را درک نکرده و به او هیچ توجه و محبتی نشده است، به برنامه‌های تربیتی اعتنایی نخواهد کرد.

 

اوقات فراغت و برنامه‌ریزی

 

برای بهره‌برداری مناسب از اوقات فراغت دانش‌آموزان، باید ابتدا نهاد یا نهادهای متولی این امر مشخص شود. باید معلوم شود که آیا این وظیفه فقط بر دوش آموزش و پرورش است یا حوزه‌های علمیه،‌ صداوسیما و... نیز در قبال آن مسئولیت دارند. پس از مشخص شدن متولی یا متولیان آن، باید امکانات و ابزارها را سنجید و متناسب با آن برنامه‌ریزی کرد.

 

مرحلة بعد، مشخص کردن گروه‌های هدف است. نحوة گذراندن اوقات فراغت دانش‌آموزان هفت تا چهارده ساله با دانش‌آموزان چهارده تا بیست و یک ساله متفاوت است. برنامه‌هایی که برای گروه‌های مختلف در نظر می‌گیریم، باید جذاب و دارای جنبة عملی باشد. دانش‌آموزان در طول سال بر سر کلاس درس نشسته‌اند. حال اگر در دوران اوقات فراغت نیز برنامه‌ها کلاس‌محور باشد، ممکن است باعث دلزدگی آنان شود. برگزاری اردوهای مختلف می‌تواند یک‌نواختی این برنامه‌ها را تعدیل کند. مثلاً‌ اگر به دنبال ارتقای علمی آنان هستیم، دیدار از دانشگاه صنعتی شریف، می‌تواند اردوی جالبی باشد. نکته‌ای که در اردوها باید مد نظر قرار گیرد، حفظ کرامت دانش‌آموزان است. معمولاً‌ در اردوها بین دانش‌آموزان درگیری به وجود می‌آید. می‌توان با استفاده از این موقعیت‌ها، با دانش‌آموزان به گونه‌ای برخورد کرد که هنجارها و ناهنجاری‌ها را عیناً بشناسند.

 

شناخت روحیات گروه‌های هدف

 

از جمله موارد مهمی که هنگام برنامه‌ریزی اوقات فراغت دانش‌آموزان باید در نظر گرفت، شناخت روحیات مختلف آنان است؛ نحوة عشق ورزیدن، فهمیدن واقعیات و مسائلی از این قبیل. باید روی این موارد کار کرد و آن‌ها را شناخت. این امر مستلزم صرف هزینه و وقت و استفاده از کارشناسان علوم مختلف است. اگر روحیات مختلف دانش‌آموزان را بشناسیم،‌ می‌توانیم با استفاده از فن‌آوری‌های جدید مثل اینترنت در خلوت آنان نفوذ کنیم و به دوست مطمئن و قابل اطمینان آنان بدل شویم. در این صورت، مشکلاتی را با ما درمیان می‌گذرانند که به نزدیک‌ترین اطرافیان خود هم نمی‌گویند.

 

هماهنگی نهادهای مختلف، امری ضروری

 

برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت دانش‌آموزان، کار دقیقی است که نیازمند کار کارشناسی است. امروزه نهادهای مختلف برای این منظور برنامه‌ریزی می‌کنند؛ اما هر کدام به صورت مجزا. این پراکندگی، کیفیت فعالیت آن‌ها را کاهش داده است. برای ایجاد هماهنگی میان این نهادها، می‌توان وظایف را تقسیم کرد. مثلاً یک نهاد مربی را تأمین کند، نهاد دیگر هزینه را و دیگری مکان آموزشی را.

 

استفاده از توانمندی‌های نوجوانان

 

به‌کارگیری توانمندی نوجوانان و جوانان، امری مطلوب است که برای رسیدن به آن، باید نگاه منفعلانه به نوجوانان و جوانان را تغییر داد. با ایجاد کارگاه‌ها و مجتمع‌های اوقات فراغت، می‌توان از جوانان خواست که برنامة کاری بدهند و با در نظر گرفتن توانایی‌های آنان دوره‌های آموزشی برگزار کنیم. این کار علاوه بر پرورش استعدادها، به رشد و شکوفایی جامعه منتهی خواهد شد.

 

متأسفانه در فرهنگسراها، نگاه طلبکارانه‌ای وجود دارد که می‌خواهند به زور برای اوقات فراغت برنامه‌ریزی کنند؛ حال آنکه می‌توانند از نیروهای جوان استفاده کنند. باید از جوانانی که در زمینه‌های ورزشی، علمی، هنری و فرهنگی استعداد دارند، استفاده کرد و امکانات در اختیارشان قرار داد. متأسفانه به علت نبود امکانات و فضاهای این‌چنینی، اوقات فراغت جوانان صاحب علم و هنر،‌ به هدر می‌رود.

 

نوجوانان و دوران وزارت

 

طبق روایتی که دوران تربیت را به سه بخش تقسیم می‌کند، نوجوانی دوران وزارت است. وزیر، با هوشیاری می‌تواند پادشاه را برای جنگ یا صلح آماده کند. یعنی پدر و مادر خوب، پدر و مادری هستند که فرزندشان آن‌ها را مدیریت کند؛ البته مدیریتی شایسته. باید در هفت سال اول و دوم زمینه را برای تربیت مدیر فراهم کرد. اگر این اتفاق بیفتد،‌ می‌توان نوجوانان را در تصمیم‌گیری‌ها مشارکت داد و از نظرهای آنان بهره برد.

 

نوجوانان بهتر می‌توانند برای اوقات فراغتشان برنامه‌ریزی کنند و حداقل در این زمینه، می‌توانند مشاوران خوبی برای پدران و مادران و برنامه‌ریزان فرهنگی باشند.

 

فرصتی برای جوانه زدن

 

اوقات فراغت و خودشکوفایی

 

 

 

فاطمه سادات میررحیمی

 

کار‌شناس روان‌شناسی بالینی

 

 

 

اوقات فراغت را می­توان مهمترین و دل پذیرترین اوقات برشمرد. برای مؤمنان، لحظة‌ نیایش با معبود، برای دانشمندان، ساعت توفیق و اندیشه، برای هنرمندان، زمان خلق اثری هنری است و البته برای گروهی نیز ملال­آور‌ترین لحظات است. وجود ضرب‌المثل‌هایی چون «شیطان همیشه برای دست‌های خالی کار بدی می‌­یابد» یا «بی‌کاری، مادر بیماری‌هاست»، ضرورت توجه به وقت و استفاده بهینه از این اوقات را می‌طلبد.

 

برای فهم هرچه بهتر اینکه چگونه وقت فراغت می‌تواند تجربه­ای دلپذیر را برای فرد فراهم کند، نخست باید به بررسی نیازهای انسان پرداخت. آبراهام مزلو، روان‌شناس امریکایی، بر این باور است که انسان‌ پنج نیاز فطری دارد که در سلسله مراتبی، رفتار انسان را برمی­انگیزد و او را هدایت می‌کند. این نیاز‌ها عبارتند از:

 

۱. نیازهای فیزیولوژیکی،

 

۲. ایمنی،

 

۳. تعلق­پذیری و محبت،

 

۴. احترام،

 

۵. خودشکوفایی1 (تحقق حداکثری استعداد‌ها).

 

خودشکوفایی، مهم­ترین نیاز انسان‌ است که برای تحقق آن پیش‌تر باید استعداد‌ها و توانایی‌های فرد تحقق یافته باشد. اگر کسی همة نیازهایش را ارضا کرده باشد، ولی خودشکوفا نباشد، بی‌قرار، ناکام و ناخشنود خواهد بود.

 

کارل راجرز، دیگر روان‌شناس امریکایی معتقد است که گرایش شکوفایی با پرداختن به مقتضیات اساسی، مانند نیاز به غذا، آب و ایمنی، به حفظ کردن ارگانیزم و زنده نگه داشتن آن خدمت می‌کند. گرایش شکوفایی با کمک به تمایز اندام‌های بدن و رشد عملکرد فیزیولوژیکی، به رشد انسان یاری می­رساند. گرایش شکوفایی، سبب رسش اندام‌ها و فرآیند‌های بدن می­شود که به صورت ژنتیکی تعیین شده است که دامنة آن از رشد جنین تا ظاهر شدن ویژگی‌های جنسی ثانوی هنگام بلوغ گسترش یافته است. این تغییرها که در ساخت ژن‌های ما برنامه­ریزی شده‌اند، به وسیلة گرایش به شکوفایی به ثمر می‌رسند2.

 

فرایند خودشکوفایی می‌تواند شکل‌های متعددی داشته باشد، ولی هر کس صرف نظر از حرفه و خواسته­هایش، می‌تواند توانایی‌هایش را به حداکثر برساند و به کامل‌ترین رشد شخصیت دست یابد. خودشکوفایی به ستاره‌های بزرگ خلاق و روشنفکر، مانند نقاشان و دانشمندان فیزیک محدود نمی‌شود. زمینه‌های رشد استعدادهای افراد، با توجه به فعالیت­های ایام فراغتشان فراهم می‌شود. برای شناخت استعداد‌ها و خلاقیت‌های افراد، به ویژه کودکان و نوجوانان، باید به اموری توجه کرد که آنها در زمان‌های آزادشان، با علاقه و جدیت انجام می‌دهند. این روش، بهترین راه برای کشف استعدادهای ایشان و کمک به شکوفایی‌ و بالندگی­شان است.

 

آنچه اهمیت دارد، تحقق بخشیدن استعداد‌ها در عالی­ترین سطح ممکن است. بنابراین، زمان استثنایی اوقات فراغت را باید فرصتی برای رسیدن به خودشکوفایی دانست و از آن سود جست. البته این بهره­مندی به میزان فراوانی به انگیزة فرد وابسته است. بر اساس نظریة مزلو، افراد خودشکوفا، از نظر انگیزش اساسی خود، با دیگران تفاوت دارند3. شدت رفتار در فرد و در بین افراد مختلف نوسان دارد. اینکه انگیزش می‌تواند در فرد نوسان داشته باشد، به این معناست که گاهی یک نفر می‌تواند در زمانی فعال و مشغول، ولی در مواقع دیگر، منفعل و بی‌میل باشد4. هنر یک برنامه مناسب این است که انگیزة فرد را در انجام کاری، حتی در ایام فراغتش، به صورت فعال نگه دارد.

 

دو عامل مهم روی انگیزش اثر دارد که عبارتند از:

 

۱. رویدادهای بیرونی: به مشوق‌های محیطی گفته می‌شود که توانایی نیرومندسازی و هدایت رفتار را دارند. برای نمونه، یادگیری حرفه­ای مانند سبدبافی برای کسب درآمد در ایام فراغت، از مشوق‌های محیطی به شمار می‌­آید.

 

۲. انگیزه‌های درونی: شامل هیجان‌ها و شناخت‌ها و نیاز‌هاست. هیجان‌ها، پدیده‌های ذهنی، فیزیولوژیکی، کارکردی و موقتی هستند که شیوة واکنش سازگارانه ما را به رویدادهای مهم زندگی تنظیم می‌کنند. شناخت‌ها به رویدادهای ذهنی، مانند باورها، انتظارها و خودپنداره اشاره دارد. نیاز‌ها، شرایط درونی فرد است که برای ادامة زندگی و کمک به رشد و بهزیستی ضروری‌ است. در برنامه­ریزی برای بهره­مندی بهتر افراد از اوقات فراغتشان، باید انگیزة آنها را از دو راه یاد شده، افزایش داد5. برای فهم بهتر انگیزه‌های درونی، شخصی را در نظر بگیرید که در ایام فراغتش، برای مدتی به شمال کشور سفر کرده و به دلیل هیجان ایجاد شده در وی، به دلیل ترس از غرق شدن در دریا، برای یاد گرفتن شنا، انگیزه پیدا می­کند. این فرد، با شناخت توانایی‌های خود در یادگیری شنا و نیاز درونی به لذت بردن کامل از بودن کنار دریا، به یادگیری سریع شنا تشویق می‌شود.

 

نکتة دیگر این است که انگیزه‌ها توجه ما را به گونه­ای جلب می‌کند که به­ یک جنبه­ از محیط و نه جنبه‌های دیگر، توجه کنیم6. اوقات فراغت می‌تواند به انسان امکان دهد آن‌گونه که مایل است و با توجه به انگیزه‌هایش، به خلاقیت برسد. پژوهشگران بر این باورند که اوقات فراغت، ایده‌آل‌ترین شرایط را برای رشد نوآوری و شکوفایی فراهم می‌آورد. همیشه گفته شده است که خلاقیت‌های اثرگذار و یافته‌های بزرگ، در اوقات فراغت پدید آمده‌اند. نمونه‌های تاریخی آن، سخن دو دانشمند بزرگ، ارشمیدس و نیوتن است. ارشمیدس در حال حمام، به کشفی بزرگ رسید و نیوتن، زمانی که زیر سایة درخت، فارغ از مشغله‌هایش بود، قانون جاذبه را کشف کرد. با این توضیح­، کارکرد مهم اوقات فراغت در شکوفایی افراد نمایان می‌شود. شکوفایی نه تنها به فرد کمک می‌کند، بلکه در بسیاری موارد، به کمک به نوع بشر می‌انجامد. تفکرات خلاق این چنینی که منجر به تولید علم می‌شود، اگر در موقعیت‌های خشک و رسمی قرار بگیرد، آسیب می­بیند و خاصیت مولد بودنش را از دست می‌دهد.

 

از پیامدهای مهم رسیدن به خودشکوفایی، افزایش عزت نفس است. عزت نفس، قضاوتی است که فرد دربارة ارزش خود و احساس‌های مرتبط با این قضاوت‌ می‌کند7.

 

میان عزت نفس و ارزش قائل شدن برای فعالیت‌های گوناگون، چه در اوقات فراغت و چه در ایام دیگر و موفقیت در این فعالیت‌ها، روابط مثبتی ایجاد می‌شود. عزت نفس پایین در همة زمینه‌ها با نگرانی، افسردگی و افزایش رفتار ضد اجتماعی ارتباط دارد8. افرادی که عزت نفس بسیار مطلوبی دارند، کاملاً سازگار، معاشرتی و وظیفه‌شناس هستند. در مقابل، عزت نفس پایین در تمام زمینه‌ها، با مشکلات سازگاری ارتباط دارد9.

 

مزلو بر این باور است افراد دارای عزت نفس بالا، از حرمت نفس و اعتماد به نفس بالایی نیز برخوردارند و در مقایسه با کسانی که عزت نفس پایینی دارند، احساس می‌کنند شایسته‌تر و ثمربخش‌تر هستند. این افراد در موقعیت‌های متعدد بهتر عمل می‌کنند10. دانش­آموزی که در تعطیلات تابستان، در ورزش‌های جمعی شرکت می‌کند و به موفقیت‌هایی نیز دست می‌یابد، نسبت به دانش­آموزی که تعطیلاتش را در رخوت می‌گذراند، از عزت نفس بیشتری برخوردار است. چنین دانش­آموزی در فعالیت‌های جمعی و کلاسی، به صورت فعال مشارکت می‌کند و همین عزت نفس و حضور فعالانه، سبب افزایش پیشنهادهایی در حوزه تخصصی‌اش می‌شود که نسبت به دانش­آموز منفعل، بسیار چشمگیر است.

 

یکی از هدف­های مهم تربیتی در برنامه­ریزی منسجم و پایدار برای اوقات فراغت افراد، به ویژه نوجوانان و جوانان، دستیابی به خودشکوفایی در این افراد است. این خودشکوفایی در عرصه‌های گوناگون فردی و اجتماعی و سیاسی و...، در پیشبرد اهداف بلند کشور و آرمان‌های ناب انقلاب، بسیار اثرگذار خواهد بود. خودشکوفایی جوانان این مرز و بوم، به عزت نفس مردم ایران و سربلندی نام ایرانیان در جهان می­انجامد.

 

 

 

1. دوان. پی. شولتز و سیدنی الن شولتز، نظریه های شخصیت، مترجم یحیی سیدمحمدی، چاپ سیزدهم، 1387ش، نشر ویرایش، تهران، ص346.

 

2. همان، صص 372-373.

 

3. همان، صص 350-352.

 

4. جان مارشال ریو، انگیزش و هیجان، ترجمه یحیی سیدمحمدی، چاپ یازدهم، 1387ش، نشرویرایش، تهران، ص6.

 

5. انگیزش و هیجان، صص 7-9.

 

6. همان، ص14.

 

7. لورا برک، روانشناسی رشد (از لقاح تا کودکی) (جلد1)، مترجم یحیی سیدمحمدی، چاپ چهاردهم، 1389ش، ارسباران، تهران، ص 445.

 

8. همان، ص 560.

 

9. روانشناسی رشد (از نوجوانی تا پایان زندگی) (جلد2)، ص71.

 

10. نظریه های شخصیت، صص 362.

 

 

 

پریدن با بال‌های فراغت

 

اهمیت هدف­گذاری در برنامه‌های فراغتی

 

سید علی آقایی

 

اوقات فراغت، زمانی است که فرد، از سر اجبار، در اختیار شغل، خانواده یا جامعه خود نیست. فرد در این زمان، بر پایه میل شخصی‌اش رفتار می‌کند. البته شاید این تعریف، تعریفی کامل از اوقات فراغت نباشد، ولی به هر حال در این مقاله، بر اساس این تعریف پیش خواهیم رفت.

 

اوقات فراغت، یکی از مهم‌ترین مسائل پیش روی انسان است که اگر از آن درست استفاده شود، تجربه‌ای ارزشمند را در دل خود جای خواهد داد.

 

با نزدیک شدن به تعطیلات دانش­آموزی و دانشجویی، دغدغه اصلی مسئولان، پر کردن این اوقات است. به نظر می‌رسد توجه به برخی نکات برای رشد سطح کیفی برنامه‌ها، ضروری است. اصل مهم در برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت و همچنین برای همه امور، داشتن برنامه­ای هدف­مند است.

 

درباره هدف باید گفت که هدف چیزی است که فرد می­کوشد به آن دست یابد1. البته ویژگی بارز انسان نسبت به موجودات دیگر، تلاش برای درک معنا و هدف در زندگی است2.

 

به طور کلی، هدف خوب دارای چهار نشانه مهم است که عبارتند از: سطح دشواری هدف، روشن بودن هدف، داشتن بازخورد و پذیرش به عنوان هدف.

 

۱.         سطح دشواری

 

هرچه رسیدن به هدف دشوار‌تر باشد، فرد را نیرومندتر می‌سازد؛ زیرا افراد به اندازه‌ای می‌کوشند که هدف از ایشان مطالبه کرده است. برای نمونه، در برنامه­ای فراغتی در کارگاه نویسندگی، با توجه به آموزش‌های پیشین، از فرد خواسته می‌شود، در زمان مشخصی، پنج داستان کوتاه بنویسد. در این برنامه، فرد می‌داند ظرف زمان مشخصی باید چه مقدار کار انجام دهد.

 

۲.         روشن بودن

 

روشن بودن هدف بسیار مهم است؛ چرا که هدف‌های روشن، ابهام در فکر و بی‌ثباتی در عملکرد را کاهش می‌دهد. برای نمونه، به جای اینکه گفته شود در اوقات فراغت، یک رمان بخوان، از فرد خواسته می‌شود که فلان رمان را بخوان و گزارشی از آن ارائه بده.

 

۳.         داشتن بازخورد

 

هدف باید بازخورد داشته باشد. در حقیقت، معیار عملکرد یک هدف و سنجش موفقیت آن، بازخورد بیرونی آن است3. اگر بازخورد هدف، در عملکرد افراد تحت برنامه مشخصی نباشد، در حقیقت به هدف دست نیافته‌ایم. در کارگاه نویسندگی، زمانی که پس از آموزش‌ خلاقیت، فرد تحت برنامه بتواند از تخیل و ذهن خود به صورتی فعال بهره ببرد، نشان می‌دهد که کاملاً هدف آموزشی در فرد اثر داشته و بازخورد آن در نوشته‌هایش ملموس است.

 

۴.         میزان پذیرش

 

هدف افزون بر دشواری، روشنی و بازخورد داشتن، باید پذیرفتنی باشد4. استفاده از هدف‌های دور از دسترس، نه تنها در اوقات فراغت اثری سازنده ندارد، بلکه افراد را دچار تجربه‌ای تلخ در پر کردن زمان فراغت می‌کند. برای نمونه، فردی در کلاس نویسندگی خلاق شرکت کرده است، ولی بر اثر اعتقاد نداشتن به خلاقیت، نمی‌تواند به موفقیتی دست یابد.

 

برنامه‌هایی که چنین هدف‌هایی را با این ویژگی‌ها دارند، عملکرد را افزایش می‌دهد. هدف­ها انگیزه به وجود می‌­آورد، ولی انگیزه فقط یکی از علت‌های زیربنایی عملکرد است. عملکرد به عوامل دیگری مانند توانایی، آموزش، آمادگی و...، بستگی دارد. یکی از این عوامل مهم برای ایجاد انگیزه و انجام عملکرد مناسب، نیاز به «تجربه ناهمخوانی» در فرد است. انسان‌ها در زندگی خود، در دو حالت موجود و ایده‌آل زندگی می‌کنند. برای نمونه، برای حالت موجود، فرد زمانی خود را در آینه می‌بیند، ولی از آرایش موی خود راضی نیست. با شانه کشیدن و مرتب کردن موی خود، فرد به حالت ایده‌آل می‌رسد.

 

درک هرگونه ناهماهنگی میان حالت موجود و ایده‌آل، به کسب تجربه «ناهمخوانی» می‌انجامد که ویژگی انگیزشی دارد. افرادی که دچار ناهمخوانی می‌شوند، برای برطرف کردن آن، برنامه‌ریزی می‌کنند5.

 

افراد از حالت­های موجود و ایده‌آلشان آگاه هستند و درک هرگونه ناهمخوانی میان آن دو، افراد را به اندازه کافی ناراحت می‌کند که برنامه‌ای بریزند تا بر اساس آن، ناهمخوانی را برطرف کنند و به حالت ایده‌آل برسند. بنابراین برنامه، جهت­بخش و وسیله‌ای برای رسیدن به حالت ایده‌آل است.

 

غلبه بر آرایش بد مو، تأثیر لحظه به لحظه برنامه را بر رفتار با انگیزه، نشان می‌دهد، یعنی شروع کردن، کوشیدن، پایداری کردن و سرانجام متوقف شدن. با در نظر گرفتن مثال آرایش، افرادی که فراغ بال دارند و می‌توانند به میل خود عمل کنند، وظیفه خود فرد یا نهادهای مسئول است که «تجربه ناهمخوانی»، را ایجاد کنند. از این راه می­توان به ایجاد انگیزه در مرحله نخست، سپس فرایند برنامه­ریزی و اجرا، و سرانجام، رسیدن به کمال مطلوب و هدف از پیش تعیین شده، دست یافت. برای نمونه،‌‌ فردی که در کلاس نویسندگی شرکت کرده، اگر حالت فعلی‌اش را که نویسنده­ای تازه­کار است، با نویسندگان بزرگ مقایسه کند، به تجربه ناهمخوانی دست می‌یابد و برای رسیدن به کمال مطلوب، انگیزه می‌یابد.

 

برخلاف دوران گذشته، امروزه برنامه‌های فراغتی را نمی‌توان به صورت ایستا، ثابت و ماشینی در نظر گرفت. اکنون انسان به صورت تصمیم گیرنده فعال توصیف می‌شود که خود، فرایند برنامه را دنبال می‌کند و برنامه را با تغییر رفتارش، تغییر می‌دهد6. شیوه‌های گذران اوقات فراغت برای افراد گوناگون یکسان نیست. میان متغیرهای متعددی که بر گزینش شیوه گذران اوقات فراغت و شرکت در آن‌ها، اثر می‌گذارد، روابط پیچیده‌ای وجود دارد. بنابراین، در تحلیل نیازهای فراغتی کودکان، خانواده‌ها، به ویژه جوانان باید تفاوت متغیر‌ها را شناخت و روابط میان آن‌ها را کشف کرد؛ متغیرهای جمعی چون ساختار سیاسی، قانون اساسی، ساختار اقتصادی، باورهای دینی و ملی و...، و متغیرهای فردی، مانند سطح فرهنگی، میزان درآمد، سطح تحصیلات، سن و... .

 

برنامه‌ریزی خوب برای رسیدن به هدف، تنها نیمه اول پیکار است و نیمه دیگر آن، اجرای برنامه است7. در میان روایات اسلامی، فوایدی برای حُسن تدبیر و برنامه­ریزی اصولی بیان شده است که به برخی از آن‌ها اشاره می­کنیم8:

 

۱.         کاستن از میزان خطاپذیری

 

اگر فرد پیش از انجام کاری، درباره آن بیندیشد و پیامدهای آن را پیش­بینی کند، از لغزش و اشتباه در امان خواهد بود. «التدبیر قبل العمل یؤمن العثار؛ تدبیر پیش از هر کاری، سبب در امان ماندن از لغزش میشود»9

 

۲.         ایمنی از پشیمانی

 

اگر به درستی برای اوقات فراغت برنامه­ریزی نشود، سبب سردرگمی می­شود و اشتباه­ها را افزایش می‌دهد. در نتیجه، پشیمانی به بار می‌آورد. «التدبیر قبل العمل یؤمنک من الندم؛ برنامه­ریزی پیش از کار، تو را از پشیمانی در امان نگه می‌دارد.»10

 

۳.         حل مشکلات

 

کسانی که توان چاره­اندیشی برای حل مشکلات را دارند، سختی‌ها در برابر ایشان سر بر نمی‌آورد، ولی افرادی که بدون برنامه، کاری را آغاز می‌کنند، چون اشکالات کار را پیش­بینی نکرده‌ و برای آن راه­حلی نیافته‌اند، هر روز با رویدادی نو، روبه­رو می­شوند. «من قعد عن حیلته قامته الشدائد؛ کسی که در چاره­اندیشی کوتاهی کرد، دشواری­ها او را به پا خواهند داشت»11

 

احساس بی‌معنایی و بی‌هدفی، عمده‌ترین دشواری زندگی مدرن است12، ولی خداوند نعمت اراده و اختیار زندگی را به ما بخشیده است. بر این اساس، می‌توانیم پدیدآورنده شرایط و حاکم بر اوضاع باشیم. از یاد نبریم که نظم، راه خلق شرایط و حکومت بر اوضاع را به ما عطا می‌کند. انضباط، شرط موفقیت است و افراد موفق، کسانی‌اند که به برنامه­ریزی هدف‌دار و زمان­بندی زندگی خود اهمیت می‌دهند. چون طرح از پیش تعیین شده‌ای برای زندگی وجود ندارد، تکلیف به وجود آوردن معنا و هدف، بر عهده خود انسان است. گاهی افراد احساس می‌کنند گرفتار پوچی شده‌اند. از این رو، از تلاش برای به دست آوردن زندگی هدفمند، دوری می‌کنند13. اما حقیقت اینست که، افرادی که هدف دارند عمل می‌کنند. هر دو گروه انسان های موفق و ناموفق، از کمبود وقت رنج می­برند اما در کیفیت زندگی هر دو گروه تفاوتی چشم گیر نمایان است.

 

1. جان مارشال ریو، انگیزش و هیجان، ترجمه یحیی سیدمحمدی، 1387، نشرویرایش، تهران، ص216.

 

2. جرالد کُری، نظريه و کاربست، مشاوره و روان درمانی، ترجمه یحیی سیدمحمدی، 1389ش، ارسباران، تهران، ص158.

 

3. انگیزش و هیجان، ص219.

 

4. همان،ص220.

 

5. همان، ص210.

 

6. همان، ص213.

 

7. همان، ص215.

 

8. خانواده، فرصت ها، فراغت هاو چالش ها، مرکز مطالعات و تحقیقات حوزه نمایندگی ولی فقیه در وزارت کشاورزی، 1386، چ اول، تهران، صص79-81.

 

9. غررالحکم، ح 1482

 

10. بحارالانوار، ج 68، ص338.

 

11. غررالحکم، ج2، ص 206.

 

12. نظريه و کاربست، ص159.

 

13. همان، ص160.

 

فرصت‌سازی در افق مدیریت و سیاست‌گذاری

 

 

 

 

مهدی درودگری

 

 

 

مفاصل بدن بدون غضروف دچار درد خواهد شد. غضروف‌ها در بدن از تماس استخوان‌ها با یکدیگر جلوگیری می‌کند. بخش‌های مختلف موتور مکانیکی که به روی هم می‌لغزد، بدون روغن دچار آسیب‌های جدی خواهد شد. زندگی انسان نیز دارای بخش‌های متنوعی است، از خواب گرفته تا کار و تلاش. انسان در زندگی خود به زمان‌هایی نیاز دارد که کار‌‌ همان غضروف یا روغن موتور را انجام دهد. زمان کم هزینه‌ای که تنظیم آن دیگر اجزای زندگی را منظم خواهد کرد.

 

امام کاظم (علیه­السلام) سفارش می‌کنند که اوقات زندگی را به چهار بخش تقسیم کنید:‌ «اختصاص ساعاتی برای ارتباط و راز و نیاز با خدا، اختصاص زمانی برای کار و تلاش، اختصاص ساعاتی برای ارتباط با دیگران و افراد نیکی که عیوب را متذکر شوند و از دل اخلاص داشته باشند، و اختصاص اوقاتی برای درک لذت‌های حلال (تفریحات سالم).»

 

در ادامه ایشان با تأکید بر بخش چهارم، می‌فرمایند که با بهره­گیری از این زمان می‌توان توانایی لازم را برای درک بهتر از اوقات سه­گانه دیگر فراهم کرد. ۱

 

مدیریت بخش‌های زندگی، یکی از مهم‌ترین وظایف انسان در طول زندگی است که مدیریت اوقات فراغت نیز از این امر مستثنا نیست.

 

سیاست‌گذاری‌های اوقات فراغت

 

سیاست­گذاری‌های برای اوقات فراغت، باید تابع شرایط مختلف اجتماعی، فرهنگی، طبیعی، آموزشی و... باشد. سیاست‌گذاران در این عرصه، باید از نیاز‌های مردم جامعه با خبر باشند و همواره با آگاهی از تغییرهای گوناگون، مانند سلایق، سن افراد، قدرت اقتصادی و... که در جامعه رخ می‌دهد، برنامه‌های ویژه­ای را تدوین کنند.

 

اوقات فراغت در آینده، باید نقش اثرگذاری در حفظ سلامت و شادابی جسمی و روانی افراد جامعه ایفا کند. سیاست‌گذاری‌های هنری و ورزشی اوقات فراغت، باید به گونه‌ای باشد که فعالیت‌ها ضمن برخورداری از جنبه‌های پیش‌گیرنده آسیب‌های جسمی، روانی و اجتماعی، سبب بروز خلاقیت‌ و حس رضایت فردی شود. در غیر این صورت، از این برنامه­ها استقبال نخواهند کرد.

 

تلاش برای به دست آوردن اطلاعات در زندگی انسان مدرن، به اندازه­ای مهم است که وی را از انجام فعالیت‌های حرکتی و هنری، باز می‌دارد. این مورد سبب بروز فشارهای روانی، و شکل­گیری خطرات ناشی از کم تحرکی می­شود.

 

در کشورهایی که به ارزش‌های انسانی و اخلاقی توجه دارند، دولت‌ها در سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها، برای فعالیت‌های اوقات فراغت از طریق برنامه­ای سالم، نظر ویژه­ای دارند و منابع مالی بسیاری را در این زمینه هزینه می‌کنند، ولی برای دیگر فعالیت‌های مربوط به اوقات فراغت، مانند شرط‌بندی، بازی‌های فوتبال، میکده‌ها، قمارخانه‌ها و...، مالیات‌های سنگینی، در نظر گرفته شده است. ۲

 

هر اندازه که امکانات برای گذراندن اوقات فراغت سالم بیشتر باشد و شهروندان، آسان‌تر به این امکانات دسترسی داشته باشند، امکان گرایش‌ آنان به تفریح­های ناسالم، کمتر می‌شود. بی­گمان سیاست­گذاری در اوقات فراغت، تنها مربوط به دولت نمی‌شود، بلکه هر گروه، نهاد و جمعی می‌توانند و باید برای اوقات فراغت افراد خود، سیاست ویژه­ای داشته باشند. اگر مدیران بتوانند با برنامه‌­ریزی­های درست، افراد را در سطح بالایی از سلامت جسم و جان نگه دارند، بی­تردید به پیشرفت‌های شگرفی دست خواهند یافت.

 

وظایف مدیران و دست‌اندرکاران اوقات فراغت

 

مدیران برای دستیابی به هدف‌های مورد نظر، به چهار مهارت اصلی نیاز دارند که عبارتند از: برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، رهبری و کنترل. ۳

 

۱. برنامه‌ریزی

 

مدیران دست‌اندرکار اوقات فراغت، به طور مرتب با تغییرات محیط پیرامون خود روبه‌رو هستند. بی‌شک آنچه امروز مدیران انجام می‌دهند، همان کاری نیست که در آینده انجام خواهند داد. دگرگونی‌های علمی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و قانونی، همیشه وجود دارد. این دگرگونی­ها،‌ افزون بر تغییراتی است که در سلیقه و گرایش مخاطبان پدید می‌آید. ۴

 

مدیران برای برنامه‌ریزی اوقات فراغت، باید این اقدامات را انجام دهند:

 

الف) برنامه صحیح باید برخاسته از عوامل زیربنایی جامعه باشد. استفاده از الگوی جامعه و تطبیق آن با جامعه‌ای دیگر که از نظر ساختارهای سیاسی، اجتماعی، دینی و فرهنگی با آن جامعه در تقابل است، الگویی مناسب و مفید برای مردم نیست؛

 

ب) باید برنامه‌ریزی بر اساس اهداف جامعه باشد. تضاد در هدف و برنامه، هر دو را به چالش خواهد کشید؛

 

ج) باید از برنامه­ریزی‌های بلندپروازانه خودداری کرد. برنامه­ریزان باید به امکانات مادی و انسانی برنامه توجه کنند؛

 

د) باید به موردهای آسیب­پذیر برنامه، توجه کنند و در صورت نیاز، برنامه‌های جایگزین برای این موردها در نظر بگیرند؛

 

هـ) تعیین ملاک‌های ارزش‌یابی برنامه برای سنجش درست عملکرد‌ها.

 

۲. سازمان‌دهی

 

کار با افراد و طبقه‌بندی آنان در تشکیلات را سازمان‌دهی گویند. از راه سازمان‌دهی، در زمان و امکانات صرفه‌جویی می‌شود. سازمان‌دهی در زمینه اوقات فراغت، باید انعطاف‌پذیر باشد تا افراد احساس آزادی، لذت، تکامل شخصیت، افزایش دانش و اطلاعات داشته باشند.

 

۳. رهبری

 

مدیر باید این نکته­ها را بداند:

 

ـ هدف رهبری چیست؟

 

ـ رهبر برای رسیدن به هدف‌ها چه راهی را انتخاب می‌کند؟

 

ـ توانایی و قابلیت افراد در پیشبرد هدف‌ها در چه سطحی قرار دارد؟

 

ـ مدیریت باید فقط به هدایت مجموعه زیرنظر بیندیشد.

 

ـ رهبری فعالیت‌های فراغتی و تفریحی باید بکوشد تا حد امکان، از هیجان و اضطراب بکاهد.

 

۴. ارزش‌یابی و نظارت

 

ارزش­یابی را می‌توان فرایند بازبینی فعالیت برای اطمینان یافتن از انجام فعالیت‌ها بر اساس برنامه‌ دانست. در فعالیت‌های فراغتی، تفریح­های سالم و ورزش‌های تفریحی، بحث کنترل و ارزش­یابی، اهمیت بسیاری دارد.

 

برای تأمین منابع مالی فعالیت‌های فراغتی و ورزش‌های تفریحی، می­توان از این راه­ها بهره برد:

 

  1. منابع دولتی: بدیهی است که دولت‌ها نسبت به گذران اوقات فراغت و تفریحات سالم افراد جامعه، مسئولیت دارند و باید در حد توان در این زمینه سرمایه‌گذاری کنند و منابع مالی را در اختیار سازمان‌ها و ارگان‌های مسئول قرار دهند.
  2. شرکت‌های بیمه: با توجه به اینکه سرمایه‌گذاری و صرف هزینه تفریحات سالم، به ویژه ورزش‌های تفریحی، سبب جلوگیری از بسیاری از معضل­ها و بیماری‌های جسمی و روانی می‌شود شرکت‌های بیمه می‌توانند و باید از این راه، از هزینه‌های درمان بیمه‌شدگان خود بکاهند.
  3. تک‌تک افراد جامعه: مردم می‌توانند و باید بخشی از منابع مورد نیاز تفریحات سالم و ورزش‌های تفریحی را تأمین کنند. آنها می‌توانند با عضویت در باشگاه‌های ورزشی و مراکز فرهنگی ـ هنری و پرداخت شهریه یا حق عضویت، در تأمین منابع مورد نیاز سهیم شوند
  4. اخذ عوارض مخصوص: علاوه بر تخصیص بودجه‌های معین که هر ساله برای این گونه امور در نظر گرفته می‌شود، می‌توان با دریافت عوارض یا مالیات مخصوص از برخی کالاها یا خدمات، آنها را برای ساخت و تجهیز مکان‌های ورزشی یا فعالیت‌های تفریحی هزینه کرد. این کار در بیشتر کشورهای جهان متداول است. در کشورهایی که تفریحات ناسالم (حتی در نظر خود آنها) مانند قمار، شرط‌بندی بر روی اسب، شرط‌بندی روی مسابقات فوتبال، مصرف مشروبات الکلی و... وجود دارد و دولت‌ها به دلیل آنچه آن را آزادی می‌نامند، مایل به جلوگیری از آنها نیستند، عوارض و مالیات‌های سنگین بر درآمدهای حاصل از آنها وضع و دریافت در راه تفریحات سالم هزینه می‌شود. در کشور ما در مواردی این گونه عوارض دریافت و به حساب مخصوصی واریز می‌شود مانند اخذ عوارض از دخانیات. البته با برنامه‌ریزی بهتر می‌توان دامنة آن را گسترش داد. شرط اساسی در اینجا این است که منابع به دست آمده از این راه واقعاً در راه توسعه و تعمیم تفریحات سالم و به ویژه ورزش‌های تفریحی مصرف شود.
  5. استفاده از امکانات بخش خصوصی: باید شرایطی فراهم شود که بخش خصوصی با استفاده از سرمایه‌های خود، در راه­اندازی مکان‌ها و تأسیسات مناسب برای تفریحات سالم و ورزش‌های تفریحی، سهیم شود.

 

 

 

در پایان، به این نکته مهم اشاره می‌شود که مدیریت علمی، آگاهانه و درست اوقات فراغت، تفریحات سالم و ورزش‌های تفریحی در جامعه و هماهنگی و انسجام ارگان‌ها، سازمان‌ها و نهادهای گوناگون که در این زمینه‌ها فعالیت می‌کنند یا مسئولیت دارند، به کاهش هزینه‌ها، صرفه‌جویی، جلوگیری از کارهای موازی و هدر رفتن منابع، کمک می‌کند که به صورت محسوسی، از نیاز به تأمین منابع مالی جدید می‌کاهد. ۵

 

منابع:

 

۱. تحف­العقول، ص۳۰۷.

 

۲. لس هیوود‌ و همکاران، اوقات فراغت، ترجمة محمد احسانی.

 

۳. دی سنزو رابینز، مبانی مدیریت، ترجمة محمد اعرابی، ‌حمید رفیعی، ‌ بهروز اسراری.

 

۴. همان.

 

۵. ر.ک : مجید جلالی فراهانی، ‌مدیریت اوقات فراغت و ورزش‌های تفریحی.

 

چشمها را باید شست جور دیگر باید دید

 

وضعیت اوقات فراغت دختران از نگاه خانم دکتر مریم رفعت جاه (استاد‌یار گروه انسان شناسی دانشگاه تهران)

 

 

 

یکی از مسائل مطرح در عرصه مطالعات فراغت، مسئلة اوقات فراغت دختران است.

 

در فرهنگ ما دختران نوجوان در عرصه اوقات فراغت و فعالیت‌های فراغتی با محدودیت‌هایی مواجه هستند. یکی از این محدودیت‌ها، حساسیت‌هایی است که در خانواده‌ها در زمینة چند و چون فعالیت‌های فراغتی دختران وجود دارد. این حساسیت‌ها سبب می‌شود فراغت‌های برون‌خانگی و جمعی و فعالانه در دختران نوجوان کمتر شود و اوقات فراغت آن‌ها به سمت اوقات فراغت درون‌خانگی میل کند. این امر فرصت حضور در جامعه و تعاملات اجتماعی سودمند و خلاقانه را از آن‌ها سلب کرده و فرصت رشد جسمانی و روانی آن‌ها را محدود می‌سازد. اعمال نظارت و تعیین برخی حد و مرزها توسط خانواده‌ها برای فعالیت‌های نوجوانان ضروری و شایسته است؛ اما این نظارت باید به گونه‌ای متعادل اعمال شود و شامل حال پسران نیز باشد و امکان استفاده از تسهیلات و فضاهای فراغتی بیرون از خانه برای دختران نیز فراهم شود.

 

مانع فراغتی دیگری که برای دختران نوجوان وجود دارد، انتظارات نقشی جنسیتی است. معمولاً در فرهنگ ما و به ویژه در مادران، این انتظار وجود دارد که دختر خانواده در امور خانه مشارکت کند. این مسئله نیز سبب محدودیت زمان فراغت دختران و الزام بیشتر آنان به حضور در خانه می‌شود.

 

 

 

برای تغییر نگرش جامعه در خصوص اهمیت فراغت و به ویژه فراغت دختران جوان، باید ابتدا از خانواده‌ها شروع کرد و سپس این نگرش را توسط مدارس و رسانه‌ها تقویت نمود، تا دختران جوان فرصت بیشتری برای پاسخگویی به نیازها و علایق فردی و کسب نشاط در انجام وظایف جدی خود پیدا کنند و امکان ایجاد تعاملات اجتماعی سازنده و غیر آسیب زا برایشان فراهم شود و با ورود به محیط‌های اجتماعی و تحصیلی جدید مثل دانشگاه، و مواجهه با آزادی عمل بیشتر، مصونیت بیشتری در مقابل آسیب‌های رفتاری داشته باشند.

 

 

 

فضای شهری و اوقات فراغت

 

نبود یا کمبود فضاهای فراغتی مناسب در عرصه عمومی شهر، از جمله عواملی است که سبب محدودیت فراغت دختران جوان می‌شود. برای مثال بیشتر سالن‌ها و فضاهای ورزشی، صبح‌ها به زنان و بعد از ظهرها به مردان اختصاص دارد، با این پیش‌فرض که زنان به راحتی می‌توانند صبح‌ها از این امکانات استفاده کنند. ولی مردان که شاغلند و نیاز بیشتری به فراغت دارند، باید بعد از ظهرها فرصت و امکان ورزش برایشان فراهم باشد. در نتیجه حتی در این امکانات و فضاهای محدود نیز چنانچه دختران که بعد از ظهرها از درس و کار جدی فارغ می‌شوند بخواهند به ورزش و بازتوانی جسم خود بپردازند، با مشکل مواجه می‌شوند.

 

   از طرف دیگر این زمان نه تنها برای زنان شاغل، بلکه برای زنان خانه‌دار نیز مناسب نیست؛ چون کار خانگی و پراهمیت زنان که شامل خرید مایحتاج خانواده و تهیه غذا، شست‌وشو و نظافت منزل و مراقبت از کودکان می‌شود، غالباً صبح‌ها انجام می‌شود.

 

در این شرایط و در نبود فضاهای فراغتی عمومی مناسب برای دختران و زنان، فعالیت‌های فراغتی دختران جوان به فضاهای سربسته‌ای مثل خانه‌های دوستان یا کافی‌شاپ‌ها یا جاهای دیگر کشیده می‌شود که ضمن آنکه با انفعال و فردگرایی و فراغت‌های درون‌خانگی همراه است، احتمال بروز آسیب‌های فردی و اجتماعی نیز در آن افزایش می‌یابد.

 

   پژوهش‌های عرصه فراغت حاکی از آن است که معمولاً تفریحات سالم، برون‌گرایانه و جمع‌گرایانه بوده و با فعالیت بدنی همراه است. درواقع، این تفریحات به جای اینکه فقط متوجه رفع خستگی یا سرگرمی صرف باشد، قابلیت‌های فیزیکی و جسمانی و روان‌شناختی انسان را رشد می‌دهد.

 

وقتی ما به نیازها و علایق فردی دختران جوان توجه نمی‌کنیم و اوقات فراغت آن‌ها را محدود می‌سازیم، چه بسا خود آن‌ها با اتخاذ راه‌حل‌های فردی و نادرست، درپی پاسخگویی به این نیازها برآیند که نه به نفع خودشان است و نه به نفع جامعه.

 

از طرف دیگر باید توجه داشت که برخی فراغت‌های سالم نیازمند صرف هزینه است. متأسفانه در اغلب خانواده‌های امروزی، به طور کلی در عرصه‌های کاری و تحصیلی، خانواده‌ها بودجه بیشتری برای کار و تحصیل و فراغت پسران در نظر می‌گیرند تا برای دختران؛ درحالی‌که در عرصة فراغت و تفریح، هر دو جنس نیازهای یکسانی دارند.

 

یکی از این نیازها، فعالیت جسمی است. فعالیت جسمی دختران هنگامی که پا به دبیرستان می‌گذراند،‌ به طور محسوسی نسبت به پسرها کم‌رنگ‌تر می‌شود. برای جبران این کمبود، شایسته است در دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها سالن‌های ورزشی پیش‌بینی شود تا دختران بتوانند در آنجا آزادانه فعالیت جسمی داشته باشند.

 

مانع دیگر در فعالیت‌های ورزشی و تفریحی دختران الزام به حفظ حجاب در محیط های تحصیلی است. برای رفع این مانع می توان در مدارس، تمهیداتی اندیشید تا دختران بتوانند بدون روسری و مقنعه و با لباس‌ راحت، در مدرسه به بازی و فعالیت‌های ورزشی و جسمانی بپردازند.

 

کارکردهای سه‌گانه اوقات فراغت

 

موضوع مهم دیگری که باید در اوقات فراغت به خصوص اوقات فراغت دختران مد نظر گرفت، فعالیت ذهنی است. اوقات فراغت دارای سه کارکرد مهم است که عبارتند از: استراحت، تفریح و سرگرمی، و رشد قابلیت‌های جسمی و روانی. معمولاً تحقق هر کارکرد پیش‌شرط توجه و پرداختن به کارکرد بعدی است. از این رو تا زمانی که بدن خسته باشد، انسان دنبال تفریح و سرگرمی نمی‌رود. تا وقتی که نیاز به تفریح و سرگرمی پاسخ گفته نشود، انسان در پی نیازهای فراغتی متعالی‌تری مثل رشد خلاقیت و افزایش دادن قابلیت‌های جسمانی و غیرجسمانی خود نخواهد رفت.

 

دختران جوان ما، نیاز دارند که فعالیت ذهنی بکنند و خلاقیتشان را بروز دهند. برای مثال در کلاس‌هایی مثل نقاشی، زبان یا برخی هنرها و ورزش‌های دیگر شرکت کنند که خود مستلزم آموزش دیدن است؛ این عرصه‌ای است که در فرهنگسراها و مدارس خیلی خوب می‌تواند فعال بشود.

 

مشکل عمدة دختران و زنان ما در فراغت که باید به آن توجه بشود، فعالیت بدنی است. امروزه زنان ایرانی به علت نوع کار خانگی که عمدتاً تکراری و فرساینده است، بدنشان خیلی زود فرسوده می‌شود. بیشتر زنان به دلیل نداشتن فعالیت بدنی، دچار مشکلات گوناگون جسمی می‌شوند. اهمیت این نکته هنگامی بیشتر می‌شود که به مشکلات ناشی از بارداری و فرزند‌آوری نیز توجه نماییم. ایجاد محیط‌ها و امکانات ورزشی در دانشگاه‌ها و توسعه آن در دبیرستان‌ها، می‌تواند تا حدودی این نقیصه را برطرف سازد.

 

 

 

   راهکاری برای تغییر وضعیت موجود

 

هرگونه تغییر و اصلاحی، ابتدا از تغییر در اندیشه‌ها شروع می‌شود. این تغییرات ارزشی و فکری ابتدا در عرصه عمومی و رسانه‌ها مطرح می‌شود. برای شناخت و برنامه‌ریزی مسیر تغییر، ابتدا باید وضعیت موجود را ترسیم کرد. برای این منظور رجوع به تحقیقات دانشگاهی ضروری است.

 

بعد از پرداختن به چیستی‌ها و چگونگی‌ها، باید به چرایی‌ها پرداخت. این پژوهش‌ها چنانچه مورد توجه سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان قرار گیرد و در برنامه‌ریزی‌های اجتماعی لحاظ شود، منشأ مهم ایجاد تغییرات ارزشی و رفتاری خواهد شد. چنانچه سازمان‌هایی مثل شهرداری تهران یا نهادهای مدنی مثل انجمن جامعه‌شناسی ایران به این محورهای مورد نیاز جامعه توجه بکنند، موج‌های دیگری را می‌توانند ایجاد کنند که از به هم پیوستن این موج‌ها به یکدیگر، دایرة تغییرات مذکور در نگرش‌ها و رفتارهای فراغتی گسترده‌تر خواهد شد.

 

 

 

سخن پایانی

 

وقتی با اتخاذ نگرشی سنتی و نه دینی، هویت و نقش‌های اجتماعی دختران را محدود می‌کنیم و به تربیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن‌ها اهمیت نمی‌دهیم، هم خودشان متضرر می‌شوند هم جامعه. از آنجا که معمولاً هر تفریطی، افراطی را در پی دارد، چه بسا راه‌حل‌های فردی و افراطی در پیش گرفته شود که آن هم برای خانواده‌ها خطرناک است. از این رو باید شرایطی فراهم شود که همة افراد جامعه بتوانند به گونه‌ای عادلانه و یکسان از همة فرصت‌های رشد برخوردار شده و در مسیر بلوغ اجتماعی و تعالی انسانی قرار گیرند.

 

 

 

 

 

این کلاس‌های ناتمام

 

آسیب‌شناسی کلاس‌های آموزشی و کمک آموزشی درایام فراغت

 

شقایق انارکیان

 

 

 

همواره با آغاز تابستان، دغدغه اوقات فراغت و چگونگی گذران آن نیز شکل می­گیرد. بسیاری از دستگاه‌ها و نهادهای دولتی، مانند وزارت آموزش و پرورش، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان تبلیغات اسلامی، بسیج و...، برنامه‌های همیشگی خود را آغاز می­کنند و هر سال آمار و فهرست برنامه‌هایشان را در زمینه اوقات فراغت ارایه می­دهند که گاهی شامل تلاش‌های بی­فایده است. معمولاً در برنامه‌های فراغتی این ایام، با دو گزینه جدی روبه­رو هستیم.

 

گزینة نخست

 

یکی از نگرانی‌های خانواده‌ها با پایان یافتن فصل مدرسه، به بطالت گذشتن روز‌های فرزندانشان است. از این رو، مدام در این‌باره به فرزندان خود هشدار می‌دهند و البته اولین گزینه‌ای که والدین برمی‌گزینند نام­نویسی آنها در کلاس‌های آموزشی و کمک آموزشی است و در این راه، حتی کار به رقابتی شدید میان خانواده‌ها با همسایه‌ها، آشنایان و خویشان، کشیده می‌شود. البته در این میان، آنچه به طور معمول اهمیت ندارد، خواسته‌های بچه‌ها و بازدهی و ثمربخشی این کلاس‌هاست.

 

آمارهای گوناگون نشان می‌دهد که بیشتر کودکان، با رفتن به این کلاس‌ها موافق نیستند و خانواده‌ها غافل هستند که اجبار، نه تنها بازدهی مناسبی ندارد، بلکه به جای برقراری آرامش و شادابی، سبب ایجاد حس خشونت و انتقام­جویی در کودکان می‌شود1. بنابراین، روان‌شناسان، کلاس‌های آموزشی و کلاسیک را ـ خصوصا برای کودکان دبستانی ـ توصیه نمی‌کنند.

 

گزینة دوم

 

پس از کلاس‌های آموزشی و کمک آموزشی، نوبت به کلاس‌های ورزشی و هنری می‌رسد. از جهتی، هنر و ورزش، از درس­های بحث‌انگیزی است که در طول سال تحصیلی، به آن ‌توجهی نمی­شود. از این رو، نمی‌توان انتظار داشت که در دورة­ کوتاه تابستان، سبب شکوفایی و نوآوری دانش­آموزان ‌شود، در حالی که خانواده‌ها در این‌باره نیز مانند مورد پیشین، دچار رقابت‌های سخت و تصمیم‌های بدون تفکر می‌شوند.

 

آسیب‌های کلاس‌های آموزشی و کمک آموزشی

 

کار‌شناسان به این نتیجه رسیده‌اند بچه‌هایی که روزهای تابستان، صبح زود بیدار می‌شوند و آرزوی یک ساعت خواب بیشتر را دارند، بچه‌هایی هستند که بازدهی زیادی ندارد و بیشتر در معرض خطر افسردگی هستند2.

 

بچه‌ها در طول سال، استرس و نگرانی‌های گوناگونی برای انجام تکالیف درسی خود دارند و به اندازه کافی، این فشار روحی و روانی را تحمل می‌کنند. بنابر‌این، در فصل تابستان و اوقات فراغت، بیشتر به تمدد اعصاب و باز‌سازی روانی نیاز دارند و نمی­خواهند دوباره زیر بار فشار اجباری خواسته‌های والدینشان قرار بگیرند3.

 

مهم‌ترین دلیل ناموفق بودن کلاس‌های آموزشی و کمک آموزشی

 

اینکه ما شناخت درستی از مفهوم اوقات فراغت نداریم، ما را گمراه می­کند. الزاماً فراغت به این معنا نیست که ما آن را با انجام کاری به پایان برسانیم یا به عبارتی آن را پر کنیم، چون فراغت زمانی متعین است که می‌تواند اولویت بیشتری نسبت به زمان‌های از پیش تعیین شده و قانونمند داشته باشد؛ زیرا در این زمان فرد با علاقه و شرایط روحی خود، زمان و مکان را تغییر می‌دهد و به طبع، کار مفیدتر با بازدهی بیشتری انجام می‌دهد. حتی اگر آن کار، سخت و عقب افتاده باشد. از این رو، علاقه نداشتن، می‌تواند مهم‌ترین عامل در ناکام ماندن کلاس‌های آموزشی و کمک آموزشی برای پر کردن اوقات فراغت بچه‌ها باشد.

 

آموزش غیرمستقیم کودکان و نوجوانان

 

در پایان باید یادآور شد، با توجه به ضرورت‌ آموزش و تربیت کودکان و از آنجا که والدین به این ضرورت‌ها بیشتر از فرزندان خود واقف هستند، باید به راهکارهای میانه­رو در مقوله آموزش در خلال اوقات فراغت اندیشید؛ راهکاری که از سویی، همگام با خواست فرزندان و از سوی دیگر، مصادف با دغدغه تربیت صحیح از جانب والدین باشد.

 

به نظر می‌رسد اگر پدر و مادر در این زمینه به چند مؤلفه، از جمله اولویت­بندی تعالیمی که برای فرزند لازم است، اعم از کلاس‌های درسی و غیر درسی، جمع بین آموزش و سرگرمی، مدیریت صحیح زمانی، ضرورت انگاری و ایجاد انگیزه برای مقولات علمی و آموزشی، به صورت غیر مستقیم توجه کنند می‌توانند اوقاتی با بهره‌های فراوان علمی و روحی برای فرزندانشان فراهم آورند. برای نمونه، استفاده از نرم­افزارهای بازی و سرگرمی که شامل آموزش‌های غیرمستقیم می باشند، یا تقویت زبان انگلیسی، با کارت‌های بازی که خودمان آنها را درست می‌کنیم و کلمات را روی آنها می­نویسیم و بازی جالبی برای آن می‌سازیم یا استفاده از آزمون‌های روان‌شناسی که ما را متوجه استعداد‌ها و علاقه‌های فرزندانمان می‌کند و ما تمرکز خود را روی مسئله‌ای قرار می‌دهیم که دست‌کم بازدهی منفی ندارد.

 

توجه به این نکته ضروری است که الزاماً دانش­آموز خوب، دانش­آموزی نیست که همواره اوقات خود را در کلاس‌های آموزشی و کمک آموزشی سپری کند. مهم این است که بر اثر احساس نیاز خود، این‌گونه کلاس‌ها را دوست داشته باشد و بچه‌ها باید استعداد‌ها و خلاقیت‌های خود را بیابند و این تنها با روحیه­ای شاد و پرنشاط ممکن است. اجبار و سلب اختیار در انتخاب، تنها آنها را افسرده و گوشه­گیر می‌کند.

 

 

 

 

 

1. مهسا مرعی نوتاش، سایت آفتاب ((www.aftabir.com، 16/3/1390

 

 

 

2. دکتر محمد ولی سهامی، روزنامه سلامت، ش273

 

3. محمد مهدی صفورایی، « بهینه‌سازی اوقات فراغت»، زلال هدایت، ش2، ص 4

 

یک خانه؛ دو اتاق فکر

 

ضرورت تعامل خانوده و مدرسه در مدیریت اوقات فراغت

 

ابوالفضل علی‌آبادی

 

مقدمه:

 

همیشه با شروع تعطیلات تحصیلی دغدغه‌های ذهنی خانواده‌ها آغاز می‌شود. پر کردن بهتر اوقات فراغت، برنامه‌ریزی مناسب و جلوگیری از تلف شدن آن، از مهم‌ترین این دغدغه‌هاست. دانش‌آموزان در ایام تحصیل خود با محیط مدرسه و خانواده ارتباط مستمر دارند و این دو بخش تأثیر فراوانی در تربیت آن‌ها دارند. از این رو داشتن تعامل و ارتباط بیشتر بین این دو نهاد، موجب افزایش کیفیت تربیتی و تحصیلی آنان خواهد شد. سؤال اساسی این است که خانه و مدرسه چگونه می‌توانند در استفاده بهتر از اوقات فراغت به دانش‌آموزان کمک کنند؟

 

خانه و مدرسه همسو باشد

 

بستر خانه و مدرسه محلی‌ است برای شکوفایی استعدادها و پرورش فکر و احساس دانش‌آموزان. مدرسه با ایجاد فرصت‌های آموزشی چون رقابت‌های علمی و فرهنگی، برگزاری اردوها و مسابقات ورزشی و... تأثیر بسزایی در تربیت اخلاقی و عقلانی دانش‌آموزان دارد و باعث افزایش دانش و معرفت آن‌ها می‌شود. از جملة این تأثیرات، حضور در بین همسالان است که موجب اجتماعی شدن و بالا رفتن اعتماد به نفس دانش‌آموز می‌شود و حس همکاری را در او تقویت می‌کند؛ امری که فضای خانواده کمتر موجب آن می‌شود. آگاهی‌ دادن به وظایف دینی مانند احکام شرعی، از جملة همین موارد است که مدرسه با برگزاری مراسم‌هایی مانند جشن تکلیف، موجب آشنایی بیشتر دانش‌آموزان با این مباحث می‌شود و تا حدی دغدغة فکری را برای آن‌ها ایجاد می‌کند. از طرفی توجه و رسیدگی به تمامی نیازهای مادی و معنوی دانش‌آموزان امری است که مسلّما در فضای مدرسه اتفاق نخواهد افتاد. زیرا تعداد معلمان مشاور و امور تربیتی محدود بوده و توان پاسخگویی به تمام نیاز‌های آنان را ندارند. اینجاست که کانون گرم خانواده و ارتباطات عاطفی موجود در آن، می‌تواند پشتیبانی محکم برای دانش‌آموز باشد. آنجا که از ساعات طولانی حضور در کلاس‌های درسی، خسته می‌شود و نیاز به حامی دارد تا با تشویق‌های به‌جا، در او ایجاد انگیزه کند و با توجه به شناختی که از روحیاتش دارد، جهت رفع این نیازها قدم بردارد.

 

اوقات فراغت، خانه و مدرسه

 

اوقات فراغت فقط اختصاص به دانش‌آموزان ندارد؛ بلکه فرصتی است که همة اعضای خانواده به آن نیازمندند. از طرفی این اوقات تنها به روزهای تعطیل سال نو و تعطیلات تابستانی خلاصه نمی‌شود، بلکه ساعات فراغت از کار در شبانه‌روز و روزهای تعطیل در طول سال نیز از جمله این اوقات است. از آنجایی که معمولاً مدرسه در طول سال فقط به دنبال رفع نیازهای تحصیلی دانش‌آموزان است، کمترین توجه را به ایام فراغت آنان دارد و بالطبع خانواده را مسئول پر کردن این ایام می‌داند. از طرفی غالب خانواده‌ها در طول سال تحصیلی بیشتر بار آموزش و تربیت را بر دوش مدرسه می‌گذارند و هیچ تدبیری را برای این ایام ندارند؛ لذا با نوعی بی‌توجهی سعی در شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت خود دارند. این عدم تفاهم بین خانه و مدرسه موجب آشفتگی در روند تربیت دانش‌آموزان می‌شود.

 

چند راهکار پیشنهادی

 

1. انجمن اولیا و مربیان که در ایام تحصیلی برگزار می‌شود، فرصتی مناسب برای طرح موضوعاتی از این دست است. خانواده و مدرسه می‌توانند یکی از محورهای جلسات خود را هم‌اندیشی و چاره‌جویی برای این امر قرار دهند و با دعوت از کارشناسان، به راهکارهای مناسب دست پیدا کنند. برای مفید بودن این جلسات، رسیدن به تعریف واحدی از اوقات فراغت، ضروری است.

 

2. شناخت ویژگی‌های اقلیمی و منطقه‌ای، نکته‌ای حائز اهمیت در برنامه‌ریزی برای این ایام می‌باشد. مسلّماً نوع علاقه و نیازهای دانش‌آموزانی که در منطقه گرمسیری زندگی می‌کنند، با منطقة سردسیر متفاوت است. تفاوت در رسم‌ها و آیین‌ها، تفریحات، سرگرمی‌ها و روابط بین افراد، بیانگر همین تفاوت ذائقه‌هاست. بنابراین تصمیمات باید متناسب با ویژگی‌های فرهنگی و جغرافیایی هر منطقه گرفته شود.

 

3. دانش‌آموزان در هر سنی ویژگی‌های فردی و دغدغه‌های ذهنی خاصی دارند که باید به آن‌ها توجه داشت. به طور مثال محصلینی که در دوران قبل از کنکور تحصیل می‌کنند، با استرس موفقیت یا عدم آن روبه‌رو هستند. برنامه‌ریزی مناسب برای ایام فراغت آن‌ها می‌تواند در کاهش استرس و تقویت روحیة آن‌ها مؤثر باشد.

 

4. نظرخواهی از خود دانش‌آموزان نیز راه‌حلی مناسب است. هر شخصی علاقه‌های خاصی دارد که ارزش قائل شدن برای آن سبب رشد و شکوفایی استعدادهایش می‌شود.

 

5. برنامه‌های آموزشی در اوقات فراغت، تنها حفظ کردن یکسری از مفاهیم نیست؛ بلکه باید فرصتی برای پرورش روح و بر طرف کردن خستگی‌های زمان تحصیل باشد.

 

  

 

 

 

بايد از حداقل وقتمان حداکثر استفاده را بکنيم

 

گپ و گفتی کوتاه با معلمان درباره فراغت

 

علی رضا جمالی

 

اوقات فراغت چیست؟

 

اوقات فراغت شما چگونه می‌گذرد؟

 

به نظر شما آیا باید برای اوقات فراغت دانش‌آموز برنامه‌ریزی کرد یا او را در برنامه‌ریزی آزاد گذاشت؟

 

آیا برای اوقات فراغت فرزندانتان برنامه‌ریزی می‌کنید یا او را در برنامه‌ریزی آزاد می‌گذارید؟

 

برنامه‌های آموزش و پرورش را درباره اوقات فراغت معلمان و دانش‌آموزان چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 

این‌ها سوالاتی است که برای بررسی موضوع اوقات فراغت از معلم‌های سراسر کشور پرسیده شد، تا با نگاه معلمان به موضوع اوقات فراغت آشنا شويم و بتوانیم ارزیابی درستی از عملکرد آموزش و پرورش در بهره‌وری تربیتی از اوقات فراغت دانش‌آموزان و معلمان داشته باشیم.

 

خانم آقایي، دبیر زیست شناسي؛ استان اراک

 

1. اوقاتي که انسان هيچ کاري ندارد انجام بدهد؛ يعني هيچ کار مفيدي نمي‌تواند انجام بدهد؛ به اين اوقات مي‌گويند اوقات فراغت.

 

2. اوقات فراغتم را با استراحت کردن و فیلم دیدن سپری می‌کنم.

 

3. من فکر می کنم معلم باید به اوقات فراغت دانش‌آموز جهت بدهد، برایش طرح سوال کند و از او جواب را بخواهد تا دانش‌آموز وقتش را به بطالت نگذراند.

 

4. بستگی به سنش دارد، بچه‌های کوچک را باید مدیریت کرد؛ اما بچه‌های بزرگ را علاوه بر اینکه بايد آزاد گذاشت، باید آنها را راهنمایی کرد و به‌عنوان مشاور در کنارشان بود.

 

5. به نظر من آموزش و پرورش زحمت خود را می‌کشد؛ اما به دليل اينكه برنامه‌ریزی دقیقی ندارد، خیلی برنامه‌هایش قابل استفاده نیست. من در مجموع عملکرد آموزش و پرورش را ضعیف می‌دانم.

 

خانم ابراهیمی، دبیر دبیرستان‌های جیرفت

 

1. اوقات فراغت پر کردن وقت خود به بهترين نحو است؛ يعني بايد از حداقل وقتمان حداکثر استفاده را بکنيم.

 

2. کتاب می‌خوانم یا از سی‌دی‌هاي کمک آموزشی استفاده می‌کنم. بعضی اوقات هم با فرزندانم به پارک می‌روم.

 

3. من فکر می‌کنم نمی‌توان یک قاعده کلی داشت؛ زیرا دانش‌آموزان با هم متفاوتند؛ مثلا بنده در جنوب کشور در استان کرمان تدریس می‌کنم، اینجا از خلاقیت و ابتکار خبری نیست، باید برای بچه‌ها برنامه‌ریزی کرد؛ در غیر این صورت چه بسا اوقات فراغت آن‌ها با بزهکاری بگذرد

 

4. فکر می‌کنم باید مقداری والدین برای بچه‌ها برنامه‌ریزی کنند و مقداری هم بچه را آزاد بگذارند؛ البته تاکید می‌کنم که بچه‌ها با هم متفاوتند و باید متناسب با روحیات آنها عمل کرد.

 

5. آموزش و پرورش در این زمینه بسیار ضعیف عمل کرده است؛ چه برای دانش‌آموزان و چه برای معلمان؛ البته بنده عملكرد آموزش و پرورش استان خودمان را عرض می‌کنم و از استانهای دیگر اطلاعی ندارم.

 

آقای میرشفیعی، دبیر ادبیات؛ شهرستان شهررضا

 

1. اوقات فراغت يعني اوقات مرده و زمان‌هاي آزاد يک انسان.

 

2. من يک فرزند پنج ساله دارم؛ يک ساعتش را با او بازي‌هاي کودکانه مي‌کنم؛ بخشی از آن را هم به مطالعه روزنامه‌هاي روز استان و مجلاتي که مي‌آيد توي دبيرستان مثل: موفقيت، شادکامي، انديشه معلم و مديريت سپري مي‌كنم.

 

3. دبیر باید اوقات فراغت را برای دانش‌آموز تبيين کند و برای آن زمان‌ها برنامه‌ریزی کند.

 

4. من سعی می‌کنم در اوقات فراغت فرزندانم همراه آن‌ها باشم؛ یعنی آن‌ها را در انتخاب آزاد می‌گذارم اما در اجرا خودم هم با آن‌ها همراهی می‌کنم.

 

5. من عملکرد آموزش و پرورش را بسیار ضعیف می‌دانم.

 

 

 

خانم نظری، دبیر زبان و ادبیات فارسی؛ استان قم

 

1. اوقاتي که غير از ساعت کاري است و مي‌شود براي تفريح و لذت بردن از زندگي از آن زمان استفاده كرد.

 

2. من بيشتر اوقات فراغتم را سعي مي‌کنم مجله بخوانم؛ البته کتاب روان‌شناسي هم مطالعه مي‌کنم. در اوقات فراغت طولاني مثل ايام عيد و تابستان اگر بتوانم به سفر مي‌روم.

 

3. باید به طور کامل مدیریت شود زیرا در غیر این صورت اوقات آن‌ها به بطالت می‌گذرد.

 

4. به نظر من اولویت انتخاب برای پدر و مادر است و در مرحله بعد باید نظرات فرزند را هم شنید؛ زیرا والدین درک درست‌تری از شرایط دارند.

 

5. در مجموع آموزش و پرورش در سال‌های اخیر در استان ما عمل کرد مثبتی داشته است.

 

 

 

آقای تقی‌زاده، دبیر علوم تجربی؛ شهرستان بافق

 

1. اوقات بيکاري، اوقاتي که بشود از آن بهترين استفاده را كرد.

 

2. من اوقات فراغت خيلي كمي دارم؛ اما اگر اوقات فراغتی داشته باشم، دوست دارم مطالعه کنم یا با خانواده به مسافرت بروم.

 

3. باید هم دانش‌آموز و هم معلم با هم به تعاملی در این زمینه برسند؛ یعنی نه اجبار و نه آزادی محض. معلم باید مدیریت کند؛ يعني به‌شکلی با دانش‌آموز کنار بیاید که روند اين اوقات از آنچه دانش‌آموز می‌خواهد شروع و به آنچه معلم می‌خواهد ختم شود.

 

4. من تا حدي اختيار را به خودش مي‌دهم؛ ولي سعي مي‌کنم به كارهايش يک خرده نظارت داشته باشم؛ شما كه بچه‌هاي امروزي را مي‌شناسيد!

 

5. در مجموع ضعیف است و به نظر می‌رسد برنامه خاصی ندارند.

 

 

 

دلت اگر جوان باشد ...

 

نیازهای فراغتی و اهمیت ورزش سالمندان

 

علی نورمحمدی

 

افزایش عمر انسان‌ها در کشورهای مختلف سبب توجه بیشتر به سالمندان شده است. افراد بالای شصت سال بر اساس قوانین بین‌المللی سالمند قلمداد می‌شوند. هر چند در بعضی کشورها 65 سالگی را آغاز سالمندی می‌دانند.

 

در ایران که از جوان‌ترین کشورهای دنیا به شمار می‌آید، امید به زندگی در بیست سال گذشته حدود نوزده سال افزایش یافته و در حال حاضر به 74 سال رسیده است.1 در ژاپن، مسن‌ترین کشور دنیا، در حال حاضر 6/25 میلیون نفر بالاتر از 65 سال زندگی می‌کنند. سن بازنشستگی در ژاپن 65 سال است که 20 درصد جمعیت ژاپن را تشکیل می‌دهند.2

 

در بیشتر کشورهای اروپایی نیز به دلیل رشد منفی جمعیت، هر روز بر تعداد افراد سالمند افزوده می‌شود.

 

ضرورت بحث از اوقات فراغت سالمندان و ورزش‌های تفریحی

 

ـ سالمندان زمان آزاد بیشتری نسبت به دیگران دارند. البته نباید وقت یا زمان آزاد را با اوقات فراغت خلط کرد؛

 

ـ کم‌توجهی که گاهی دامنگیر این قشر می‌شود؛

 

ـ فعالیت فراغتی و به‌ویژه ورزش‌های تفریحی برای آنان از اهمیت بسیار بیشتری نسبت به دیگر قشرها برخوردار است؛

 

ـ با افزایش سن، توجه و حساسیت به سلامت افزایش می‌یابد.

 

با توجه به اینکه یک سالمند در طول عمر خود از تجربیات زیادی برخوردار است، چنانچه جامعه نتواند از این تجربیات استفاده کند نه تنها باعث بروز مشکلات روحی و عاطفی برای آن سالمند می‌شود بلکه جامعه نیز از این ظرفیت‌ها محروم می‌ماند و این تجربیات را از دست خواهد داد.

 

نیاز‌های فراغتی سالمندان

 

سالمندان نیز مانند دیگر قشرهای جامعه نیاز به اوقات فراغت دارند؛ نیازهایی مانند:

 

1. استراحت و تجدید قوا؛

 

2. سرگرمی و تفریح؛

 

3. برقراری ارتباطات اجتماعی؛

 

4. تحرک؛

 

5. کسب اطلاعات و توسعة دانستی‌ها؛

 

6. استفاده از توانایی‌ها، خلاقیت‌ها و تجربیات.

 

براین اساس اوقات فراغت سالمندان تنها صرف استراحت نیست. بسیاری از افراد، وقتی سالمند و به عبارت دیگر بازنشسته می‌شوند، فرصت کافی برای فعالیت‌های فرهنگی، هنری، ورزشی، سیاسی، اجتماعی و کارهای عام‌المنفعه پیدا می‌کنند.

 

شخصی که عمری را به کار و فعالیت پرداخته و گاه در مشاغل مهم و تأثیرگذار مشغول به کار بوده است، نباید در زمان سالمندی (بازنشستگی) احساس بیهودگی و پوچی کند. بنابراین یکی از وظایف مهم دست‌اندرکاران امور سالمندان، به وجود آوردن شرایط مناسب برای فعالیت‌هایی است که به‌وسیلة آنها این نیاز مهم تا حد امکان برطرف شود.

 

فعالیت‌های خارج از خانه برای سالمندان از ضروریات است؛ زیرا این فعالیت‌ها به آنها احساس سرزندگی، نشاط و نیرو می‌دهد.

 

ورزش‌های تفریحی و سالمندان

 

بدیهی است هرچه سن افزایش می‌یابد، فرد آمادگی بیشتری برای مبتلا شدن به بعضی بیماری‌ها پیدا می‌کند. اما بزرگ‌ترین تهدید برای سالمندان، بی‌تحرکی است که بیشتر از عوامل دیگر آنها را مستعد بیماری می‌سازد. بنابراین به وجود آوردن شرایط مناسب برای تحرک بیشتر (ورزش‌های تفریحی) که از یک طرف موجب سرگرمی و پر کردن اوقات فراغت سالمندان شود و از طرف دیگر نیاز مبرم آنها به تحرک را برطرف سازد، از ضروری‌ترین تدابیری است که باید در برنامه‌ریزی‌های مربوط به گذراندن اوقات فراغت سالمندان اندیشیده شود.

 

تحقیقات معتبر نشان داده‌اند که ورزش‌های سبک و منظم، فرایند پیری را به تعویق می‌اندازند. این تمرینات موجب می‌شوند انتقال اکسیژن که افزایش ظرفیت هوازی و استقامت عمومی (انجام کار در مدت زمان طولانی‌تری) را به دنبال دارد، بهتر صورت پذیرد.3

 

اجرای منظم ورزش‌های تفریحی، موجب افزایش آمادگی جسمانی به طول کلی می‌شود. آمادگی جسمانی مناسب نیز موجب کاهش فشار خون، بهبود ظرفیت تنفسی، کارایی بهتر عضلات و مفاصل، کاهش تخریب تودة استخوانی مانند پوکی استخوان، کاهش روند از دست درفتن مواد آلی و کاهش ابتلا به تصلب شرایین می‌شود و روی هم رفته امید به زندگی را افزایش می‌دهد.

 

بنابر تحقیقات جدیدی که در اروپا انجام شده است، فعالیت‌های بدنی مناسب و مرتب، سه تا پنج سال عمر را افزایش می‌دهد. 4

 

ورزش‌های مناسب برای سالمندان

 

مناسب‌ترین ورزش‌ها برای سالمندان، ورزش‌های انعطاف‌پذیری ، پیاده‌روی سریع یا دویدن آرام است که عضلات ومفاصل را انعطاف پذیر و در حد خوب نگه می‌دارد. گذشته از آن، گردش خون تحریک می‌شود و فشار اندکی به قلب وارد می‌آید. البته پیاده‌روی سریع یا دویدن آرام، فایدة بیشتری برای دستگاه‌های قلبی، عروقی و تنفسی دارد. بهترین ضربان قلب برای سالمندان در حین اجرای تمرینات استقامتی، 120 – 112 در دقیقه است.5

 

 

 

 

 

منابع:

 

1. سیمای مرگ و میر در 23 استان کشور در سال 1382 در 23 استان کشور، ‌تحلیل و تدوین دکتر محسن نقوی.

 

2. http//shortnews,stern.de/shownews2.6.2006.

 

3. مک گلاین، آمادگی جسمانی پویا، ترجمة فاطمه پسند، نشر چکامه.

 

4. http//euro. Who int/mediacenter/rp/2006/2006/05/08-1? Language=german.

 

5. ر.ک: مجید جلالی، مدیریت اوقات فراغت و ورزش‌های تفریحی،مؤسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران،1387

 

گوشه‌گیری را کنار بزن

 

اوقات فراغت، ورزش‌های تفریحی و معلولان

 

مهدی ملک زاده

 

بنابر آمار سازمان بهداشت جهانی وابسته به سازمان ملل متحد، حدود ده درصد انسان‌ها در سراسر دنیا به نوعی معلول هستند. معلولان مانند تمام انسان‌های دیگر حق حیات، کار، تشکیل خانواده، حضور در اجتماع، تحصیل و ... دارند. در بیستم دسامبر 1993 قطع‌نامه‌ای به شمارة 96/48 به تصویب رسید که بر اساس آن همة کشورها موظف شدند تدابیری اتخاذ کنند که جامعه با جایگاه معلولان، حقوق، نیازها، توانایی‌ها و نقش آنان هر چه بیشتر آشنا شوند.

 

ضرورت وجود اوقات فراغت و تفریحات سالم برای معلولان

 

اوقات فراغت و تفریحات سالم برای معلولان نیز همانند دیگران اهمیت دارد. علاوه بر این، هدف‌های دیگری نیز وجود دارند که عبارتند از:

 

ـ فراهم شدن امکان استقلال عمل برای آنها و چنانچه تفریحات سالم در قالب ورزش‌های تفریحی باشد می‌تواند مکملی برای فیزیوتراپی آنها نیز باشد؛

 

ـ این‌گونه فعالیت‌ها می‌تواند حضور معلولان را در اجتماع پررنگ‌تر کند و از بروز بسیاری از آسیب‌های روحی به آنان جلوگیری کند؛

 

ـ تفریحات سالم و محیط‌هایی که در آنها اوقات فراغت سپری می‌شود، امکان مناسبی را برای برقراری ارتباط معلولان با یکدیگر و نیز با افراد غیرمعلول فراهم می‌سازد؛

 

ـ تفریحات سالم و فعالیت‌های اوقات فراغت موجب افزایش اعتماد به نفس، استقلال و روحیة اجتماعی معلولان می‌شود؛

 

ـ تفریحات سالم و فعالیت‌های اوقات فراغت موجب کاهش ترس، خجالت و گوشه‌گیری معلولان می‌شود و از طرف دیگر، به از بین رفتن پیش‌‌داوری دیگران (غیرمعلولان) دربارة آنها می‌انجامد.

 

در کشور ایران به دلیل وقوع هشت سال جنگ تحمیلی، وقوع تصادفات رانندگی و حوادث طبیعی آمار معلولیت‌ها بسیار است و متأسفانه این روند تا حدودی نیز ادامه دارد. به علاوه معلولان مادرزاد بسیاری هر سال به دنیا می‌آیند.

 

خوشبختانه بنیاد جانبازان و معلولین، سازمان بهزیستی و دیگر ارگان‌ها، در سال‌های اخیر گام‌های مناسبی در زمینة رفع مشکلات جانبازان و معلولان برداشته‌اند. البته هنوز تا رسیدن به نقطة مطلوب و به ویژه گذران اوقات فراغت با ورزش‌های تفریحی، فاصلة زیادی وجود دارد. با وجود این، در زمینة ورزش قهرمانی و رقابتی فعالیت‌های بسیار خوبی صورت پذیرفته است.

 

تحقیقی که دربارة نحوة گذران اوقات فراغت جانبازان و معلولان ایران انجام گرفته به این نکته اشاره می‌کند که بسیاری از آنها به دلیل اینکه مجبورند اوقات فراغت خود را به طور غیر معمول بگذرانند ناراضی هستند.1 براساس یافته‌های این تحقیق، تماشای تلویزیون، عبادت و انجام مستحبات، مطالعة مطبوعات و کتاب، در ردیف‌های اول تا سوم گونه‌های گذران اوقات فراغت جانبازان و معلولان است و دیگر فعالیت‌ها مانند ورزش، گوش دادن به رادیو، گردش، بودن در کنار دوستان یا رفتن به مراکز فرهنگی و هنری به ترتیب در ردیف‌های بعدی قرار دارد. افزون بر این، بیشتر جانبازان و معلولان علاقة فراوانی دارند که اوقات فراغت خود را به صورت فعال به‌ویژه با ورزش کردن سپری کنند. بیشتر آنها مشکلات جسمی برای رفت‌وآمد و کمبود امکانات و مشکلات معماری شهری را موانع اصلی شرکت نکردن خود در فعالیت‌های ورزشی می‌دانند. در غیر این صورت بیشتر آنها تمایل داشتند به ورزش بپردازند.2 یکی دیگر از موانع مهم در راه گذران اوقات فراغت به صورت دلخواه که از یافته‌های تحقیق یاد شده است، عدم تمکن مالی است.3

 

از جمله مشکلاتی که موجب می‌شود معلولان بیشتر اوقات فراغت خود را با معلولان هم‌نوع خود بگذارنند یا از پرداختن به ورزش‌های تفریحی پرهیز کنند، داشتن روحیة ترس و خجالت از وضعیت خود است. چنانچه بتوان یک بار ایشان را وارد اجتماع کرد و امکان ورزش با افراد دیگر را برای آنها فراهم ساخت، گام بزرگی در جهت برطرف کردن این مشکل برداشته شده است. در نتیجه بهتر می‌توان ایشان را به ادامة فعالیت‌های ورزشی تشویق نمود و زمینة استفادة بهینه از اندام‌های سالم را فراهم کرد و به این ترتیب حس اعتماد به نفس آنها را افزایش داد.

 

وظیفة مسئولان و دست‌اندرکاران ارگان‌های وابسته است که امکانات مناسب را از نظر فیزیکی و اداری فراهم سازند تا معلولان نیز بتوانند اوقات فراغت خود را به صورت دلخواه و به ویژه با ورزش‌های مناسب و مطابق با موقعیت خود سپری کنند که مورد علاقة بیشتر آنهاست.

 

چند نکتة مهم پیرامون ورزش‌های تفریحی و اوقات فراغت معلولان

 

ـ هیچ معلولیتی وجود ندارد که معلولی را از پرداختن به ورزش منع کند، مگر آنکه پزشک متخصص معلول خاصی را از پرداختن به ورزش خاصی منع کند؛

 

ـ انتخاب نوع ورزش و سطح فشار باید با مشورت پزشک متخصص، فیزیوتراپ، روان‌شناس و متخصص ورزش معلولان صورت گیرد؛

 

ـ قبل از شروع ورزش و در هنگام انجام تمرینات و فعالیت‌ها باید معاینات دقیق پزشکی از معلولان صورت پذیرد تا از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری شود. معلولان به دلیل وضعیت خاصشان روحیة بسیار حساسی دارند و اگر در هنگام ورزش کوچک‌ترین مشکلی پیدا کنند، دیگر رغبتی برای ادامة ورزش از خود نشان نمی‌دهند؛

 

ـ جنبة لذت بردن از ورزش باید تنها به اندام‌هایی توجه شود که هنوز کارایی دارند، نه به اندام‌های از کار افتاده؛

 

ـ باید بیشتر به ورزش‌های گروهی توجه شود تا از این راه معلولان در گروه و حتی در صورت امکان با افراد غیر معلول به ورزش بپردازند و به این وسیله روحیة‌ اجتماعی آنها تقویت شود و از منزوی شدن آنها جلوگیری شود.4

 

منابع:

 

1. محمد حسین علیزاده و رضا قره‌خانلو، ‌بررسی چگونگی گذران اوقات فراغت جانبازان و معلولین با تاکید بر نقش تربیت بدنی و ورزش، مجلة حرکت، شمارة6، پاییز 1379.

 

2 و 3. همان.

 

4. مجید جلالی فراهانی، تربیت بدنی و ورزش معلولان، همچنین برای مطالعه بیشتر ر.ک: همو، مدیریت اوقات فراغت و ورزش‌های تفریحی.

 

سالاد زمان با چاشنی تنوع

 

فرزانه نعیمی

 

 

 

اوقات فراغت، اوقات بی‌کاری نیست. در اوقات فراغت به کارهایی می‌پردازیم که به آنها علاقه­مندیم و چه بسا که در این اوقات، مسئولیت­پذیر‌تر و فعال‌تر نیز عمل کنیم.

 

با توجه به این نکته که هر اندازه انسان به چیزی علاقه­مند باشد، باز هم سبب دلزدگی و خستگی او می‌شود، تنوع در برنامه‌های فراغتی، ضروری است. پس باید به دنبال راه­های تازه­تری بود تا بتوان اوقات فراغت پرباری داشت؛ چرا که بر اساس سخن امیرمؤمنان (علیه السلام)، هر که از فرصت چنان‌که باید بهره گیرد، از اندوه در امان است1. از این رو، در این نوشتار، پیشنهادهایی ارائه می‌شود که به تنوع و پر بار ساختن اوقات فراغت کمک می­کند:

 

 

 

1. اوقات فراغت و مسافرت

 

سفر، سبب تغییر آب و هوا، موقعیت و شرایط می­شود. انسان در سفر از حالت‌های برنامه­ریزی شده و قانون‌مند، فاصله می­گیرد و این یعنی جدایی از تکرار و دلزدگی. الزاماً نباید به خارج از شهر سفر کرد؛ می‌توان به جاهای دیدنیِ درون شهر یا اطراف شهر نیز رفت.

 

2. اوقات فراغت و هنر

 

اگر استعدادهای انسان در زمینة مساعدی شکل بگیرد، از قوه به فعل تبدیل می‌شود. پس شناسایی این زمینه‌ها، بسیار مهم است2. اوقات فراغت یکی از موقعیت‌های مناسبی است که می‌توان از آن بهره گرفت و استعدادهای هنری خود، مانند نقاشی، خط و... را شکوفا ساخت.

 

3. اوقات فراغت و مطالعه

 

بیشتر نویسندگان وقتی از خاطراتشان حرف می‌زنند، اشاره به خواندن کتاب در ظهرهای طولانی تابستان دارند. کتاب و مطالعه نیز می‌تواند وقت ما را پر کند. با توجه به اینکه امروزه کتاب‌های الکترونیکی، خیلی راحت و بدون دردسر در دسترس همگان است، بهتر است مطالعه در این اوقات، فقط برای سرگرم شدن و پرکردن ساعت­های فراغت نباشد.

 

این اوقات بهترین فرصت برای مطالعه­ای هدف‌مند است. فقط کافی است مسئله‌ای مورد توجه و علاقه شما قرار گیرد. در ضمن، مطالعه افزون بر بهره­برداری علمی و فرهنگی، می‌تواند انسان را از ضعف اعصاب و نگرانی در امان نگاه دارد و روح را آرام سازد.

 

4. اوقات فراغت و رسانه

 

این روز‌ها رسانه‌ها بیشترین سهم را در اوقات فراغت مردم دارند. با وجود اینکه میزان تحصیلات در کشور ما به سرعت در حال افزایش است، رسانه‌های مکتوب کمترین زمان را به خود اختصاص داده‌اند. برعکس رسانه‌های صوتی و تصویری، بیشترین سهم را در پر کردن اوقات فراغت دارند.

 

صرف کردن اوقات فراغت پای رسانه‌ها، مانع خلاقیت و رشد روحی ـ روانی افراد است؛ چرا که فرد در برابر رسانه بیشتر نقش انفعالی دارد، در حالی که در دیگر فعالیت‌ها، قادر به برقراری پیوندی فعال است. پس باید گذراندن اوقات فراغت با رسانه‌ها، کنترل شود؛ چرا که رسانه حذف شدنی نیست. هم­چنین نمی‌توان منکر علاقه فراوان افراد به آن شد، ولی می‌توان برای بهره­مندی از رسانه برنامه­ریزی و مدیریت داشت.

 

 

 

5. اوقات فراغت و ورزش

 

ورزش جدا از اینکه فعالیتی بدنی، اجتماعی و گروهی است، نوعی بازی نیز به شمار می­آید، ولی مهم این است که برای مدتی انسان را از نگرانی‌ها، دور نگه می‌دارد و سبب نشاط و شادابی می‌شود و فرد را متوجه نقاط مثبت خود می‌کند3. ورزش از چند نظر مهم است که عبارتند از:

 

الف) پرورش جسم انسان در ورزش‌هایی مانند والیبال، فوتبال و...؛

 

ب) پرورش قدرت تخیل و شبیه­سازی ذهنی، مانند ماکت­سازی و...؛

 

ج) پرورش قدرت اندیشه و روان انسان، مانند شطرنج، معما‌ها و... .

 

6. اوقات فراغت و تفریحات ساده

 

یکی دیگر از راه‌های پر کردن اوقات فراغت، تفریحات ساده و سالمی چون کوه‌نوردی، پیاده­روی یا بازی­های خانوادگی است. این مورد در زندگی آپارتمانی می‌تواند کاربرد داشته باشد. به شکلی که خانواده‌ها خیلی راحت می‌توانند برای ایام فراغت خود و بچه‌ها برنامه­ریزی کنند و ترتیب شامی دسته جمعی یا نشستی عمومی یا بازی‌های گروهی را بدهند. بدون اینکه به هزینه یا ایجاد شرایط خاصی، نیاز باشد. بزرگ‌ترین نتیجه این شیوه، ایجاد روابط اجتماعی درست و آموزش آداب آن به کودکان و جوانان است.

 

7. اوقات فراغت و بازی‌های فکری

 

اوقات فراغت، نیازمند برنامه­ریزی‌های پرهزینه نیست. یک راه ساده و آرامش­بخش، بازی‌های فکری است، بازی‌هایی مثل دبرنا، منچ، پازل‌های هزار تکه یا کلکسیون­سازی، مانند درست کردن کلکسیون تمبر، کبریت و پاک­کن است که متأسفانه این عادت‌های زیبا در برنامه‌های تربیتی خوانواده‌های ما سهم کمی دارند.

 

۸. اوقات فراغت و سینما

 

سینما، یکی دیگر از راه‌های مناسب و سازنده است. تماشای فیلم‌های خوب چه در سینما و چه در خانه، به ما کمک می‌کند که اوقات پرنشاط و آموزنده­ای داشته باشیم4، ولی چه خوب است در این مورد برنامه­ریزی درستی انجام شود، به ویژه در انتخاب آنچه قرار است ما ساعتی از وقت خود را با آن پر کنیم؛ چرا که اوقات فراغت باید منجر به افزایش سطح شعور، آگاهی و تبادل افکار ما شود. افزون بر این موارد، وقتی فرد اوقات فراغت سودمند و مطلوبی داشته باشد، نگاه و بینش سیاسی و اجتماعی او نیز تقویت می‌شود.

 

9. اوقات فراغت و رایانه

 

بسیاری فکر می­کنند رایانه وسیله­ای برای بازی یا دیدن فیلم و گوش کردن موسیقی است، در حالی که رایانه، دنیای بزرگ و پیچیده‌ای است که اگر فرهنگ استفاده درست از این وسیله را بدانیم، مسلماً ضرر نخواهیم کرد.

 

وبلاگ‌نویسی یا وبلاگ‌خوانی، یکی از موارد استفاده از یارانه است که می‌تواند ساعت‌ها وقت ما را پر کند و امکان تبادل اطلاعات با دیگران را فراهم آورد. این وسیله به تبادل اندیشه و ایجاد نوآوری، کمک می­کند، به شرط اینکه برنامه­ریزی منظم و حساب شده­ای داشته باشیم.

 

سخن آخر

 

نباید منتظر بود دیگران برای اوقات فراغت ما و فرزندانمان، برنامه­ریزی کنند، بلکه این ما هستیم که باید با توجه به امکانات و توانایی‌های خودمان بکوشیم. اوقات فراغت می‌تواند فرصتی مناسب باشد. از این رو، باید برای این فرصت ارزشمند، برنامه­ای دقیق‌ داشت و از رایزنی با اهالی فن، غافل نشد.

 

با توجه به هشدارهایی که به خانواده‌ها داده شد، دلیل نمی‌شود آموزش و پرورش، با وجود داشتن امکاناتی که کم هم نیست، از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند.

 

 

 

1. عبدالواحد تمیمی آمدی، تصنیف غرر‌الحکم و دررالکلم، ص473

 

2. على ميرزابيگى، نقش هنر در آموزش و پرورش و بهداشتروانى كودكان، ص 96

 

3. محمدتقى فلسفى، جوان از نظر عقل و احساس، ج 2، ص413ـ444

 

4. نیم نگاهی به اوقات فراغت، حسین کریمیان، معرفت شماره 141

 

 

 

دقایقی در یکی از خانه های محل

 

 

 

 

 

گفتگو با حمید کشگر، معاونت اجتماعی و فرهنگی یکی از نواحی تهران و مدیر بزرگ‌ترین سرای محل فعال در تهران

 

به کوشش رضا رضایی خوبده

 

لطفاً درباره سرای محلات توضیح بدهید!

 

تا قبل از ایجاد سرای محلات، مجموعه­های فرهنگی و اجتماعی شهرداری در تهران پراکنده بود، به نحوی که در محله­ای چند مجموعه فرهنگی و اجتماعی وجود داشت و در محله‌ای، اصلاً کار فرهنگی صورت نمی‌گرفت. دو سال قبل، آقای دکتر قالیباف، در شهر تهران رویکرد جدیدی دنبال کردند و خیلی هم موفق بودند. طرحشان این بود که برای هر محله‌ای یک سرای محله در نظر گرفتند که مجموعه­ای فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و هنری باشد و بتواند به تمام کارهایی که در محلات تهران، به طور پراکنده انجام می‌شد، انسجام ببخشد. برای نمونه، مجموعه­ای کار فرهنگی و مجموعه­ای دیگر، کار اجتماعی یک محل را انجام می‌داد که با این طرح همه را در دل یک ساختمان و در بطن هر محله، جمع کردند.

 

 

 

پس این برنامه در دورة آقای قالیباف شروع شد؟

 

بله. بیش از یک سال است که این کار‌ها انجام می‌شود و قرار است در 376 محله‌ تهران، یک سرا ساخته شود.

 

 

 

هدف‌ ایجاد سرای محلات چیست؟

 

یکی از هدف‌ها این است که ساکنان هر محله بتوانند از برنامه‌های فرهنگی، اجتماعی، استفاده کنند که از مرکز تعریف می‌شود. هدفمان تا حدی، کار­آفرینی محسوب می‌شود، چون کار اصلی اداره و اجرا برنامه‌های این سرای محلات به عهده خود مردم محل است.

 

 

 

لطفاً کمی درباره کارهای اجتماعی و فرهنگی توضیح دهید!

 

برای بحث اجتماعی،‌ در هر سرای محله، خانه سلامت داریم که در این خانه، چند کار، تقسیم، و چندین کانون، تشکیل شده است؛ کانون‌هایی مانند کانون سالمندان و کانون معلولان. هر محله به چند بلوک تقسیم شده که در هر بلوک، از افراد محله برای رابط سلامت استفاده می‌شود که همه برنامه‌ها و کلاس‌های آموزشی، مانند گرفتن تست قند خون، مشاوره‌های پزشکی و...، در سرای محله و خانة سلامت انجام می‌شود که همه به صورت رایگان است.

 

 

 

به جز خانة سلامت، سرای محله چه بخش‌های دیگری دارد؟

 

در هر سرا، برای بانوانی که کودکان خردسالی دارند و از کلاس­ها استفاده می­کنند، خانة اسباب بازی (مهدکودک) داریم که در طول استفادة بانوان از سرای محله، مربیان از فرزندانشان در خانه اسباب بازی، نگه­داری می‌کنند. البته امکان استفاده برای افراد غیرعضو با قیمت بسیار پایین نیز هست.

 

قسمتی هم به نام کارآفرینی داریم. در این قسمت که جزو کارهای اجتماعی‌ است، از پیمان‌کارهای مختلف، مثلاً خیاط، قالیباف، فرش‌باف، منبت‌کار و...، استفاده می‌کنیم تا کارهای هنری را به سرپرست خانواده‌ها آموزش بدهیم که پس از آموزش، مدرک می‌گیرند و بعد هم‌ همان پیمان‌کار به آنها کار می‌دهد. همین برنامه را دربارة آی‌تی هم داریم. کل کارهای رایانه­ای را از ابتدای آی‌تی که شروع می‌شود تا سطح پیشرفته کارهای نرم‌افزاری، با ارائة مدرک، آموزش می‌دهیم.

 

 

 

هر ساختمان سرای محله، امکان تشکیل کلاس را دارد؟

 

بله. آمفی‌تئا‌تر بزرگی داریم که برای همه همایش‌ها و برنامه‌های مجموعه‌، استفاده می‌شود و تا 250 نفر گنجایش دارد.

 

 

 

این امکانات در تمام مناطق تهران پراکنده است؟

 

سرای محلات در تهران یا در حال ساخته شدن است یا افتتاح شده و به بهره‌برداری رسیده‌ است. همه این مناطق باید این کار را انجام بدهند. باید در هر محله‌ای، یک سرا باشد. در حال حاضر، حدود هفتاد درصد محلات، سرا دارند. شاید تا یک سال آینده در همه محلات، سرا ساخته شود.

 

 

 

چرا این طرح به طور جدی در کشور اجرا نمی‌شود؟

 

این طرح جدیدی است که در تهران انجام می‌شود و در برخی محله‌ها، موفقیت خوبی داشتیم و در بعضی محله‌ها هم موفقیت نداشتیم. در یک محله چهار سرا وجود دارد، ولی سه سرا تعطیل است و تنها یکی از سراها، فعال است. در نتیجه، زمان می‌برد تا این طرح در دیگر شهر‌ها اجرا شود.

 

 

 

آیا تفاوتی میان سرای محله با فرهنگسرا‌ها وجود دارد؟

 

سرای محله جایی است که کارهای فرهنگی، ورزشی و هنری، در چارچوبی مشخص، در محله­ای انجام می‌شود، همانند فرهنگسراها، ولی ما برای هر چهار یا پنج منطقه، یک فرهنگسرا داریم، ولی سرای محله، دقیقاً همان چارچوب فرهنگسراست، ولی در قالب کوچک‌تر که به ساکنان محل، خدمات می‌دهد و آن محله از همه امکانات فرهنگی، ورزشی، هنری و اجتماعی آن، استفاده می‌کند. گفتنی است که ساکنان محل، کار مدیریت این سرا را انجام می­دهند.

 

 

 

گفتید مردم همه کارها را انجام می‌دهند، پس کار شهرداری چیست؟

 

مردم هزینه‌ها را پرداخت می‌کنند و مدیریت را هم انجام می­دهند. ببینید در مرحله اول، بحث پشتیبانی است که تا پنج ـ شش ماه، شهرداری حمایت می‌کند و هزینه‌های آب و برق و گاز و تلفن را می­پردازد، ولی طوری این ساختار بنا شده است که باید سرای محله، درآمدزایی داشته باشد و به کارمندانش حقوق بدهد.

 

 

 

برنامه‌هایتان برای گروه مشخصی است‌ یا شامل همه مردم می­شود؟

 

هدف ما، رده‌های سنی و گروه­های مختلف هستند. فراموش نکنید اقشار گوناگون، گروه‌های تشکیل شده در سرا را کامل می‌کنند؛ گروه‌های هنری، سرود، تئا‌تر، نمایش، موسیقی. در ضمن، سرای محلات برای همه برنامه‌ها و در طول سال، فعال است.

 

 

 

اجرای برنامه به همت مدیر سرای محله، مستقل است یا قالب خاصی دارد؟

 

تمام برنامه‌ها در چارچوب و قاعده‌ای که تعریف شده و با نظارت اداره اجتماعی و فرهنگی شهرداری ناحیه، انجام می‌شود. ما روی کارشان نظارت داریم. این طور نیست که خودشان هر کاری خواستند، انجام بدهند. ما می‌گوییم طبق این بخش‌نامه، از شما این کار‌ها را می‌خواهیم. آنان باید طبق این برنامه‌ها، درآمدهای سرا را استفاده کنند. ما نقش ناظر، کمک­دهنده و مشارکت­دهنده داریم. برای نمونه، یکی از کارهای خوب بحث سلامت، این است که برای خانم‌ها جشنواره غذا برگزار می­کنیم که تعدادی شرکت می‌کنند و به آنها جایزه می‌دهیم.

 

 

 

آیا برنامه‌ها متناسب با میزان نیازهاست؟

 

بله. ما کلاس‌های آموزشی و تقویتی داریم. دانش‌آموزانی که در آن محله، در مقاطع تحصیلی متفاوت هستند و ضعف تحصیلی دارند، از محل یا هر جایی مثلاً مسجد، معرفی می‌شوند و مدیر محله برای آنها کلاس می‌گذارد.

 

 

 

 

 

این کلاس‌ها رایگان است؟

 

خیر، ولی هزینة آن خیلی کمتر از بیرون است. این فضا‌ها را با نظارت شهرداری در اختیارشان می‌گذاریم.

 

 

 

اگر مطلبی مانده است، بفرمایید!

 

سرای محله، اگر بر اساس اصول خاصی، خوب پیش برود و ساختارش را پیدا کند، یکی از مراکز بسیار خوب فرهنگی، اجتماعی، هنری و ورزشی است. برای نمونه، من از محله جنوب شهر باید هزینه کنم تا بروم شمال شهر و هنر موسیقی را یاد بگیرم، ولی شما در سرای محله، خانة موسیقی دارید. در بعضی مناطق، خدمات سرای محلات، کیفیت خوبی دارد و از استادان برجسته، استفاده می‌شود. در نتیجه، آیندة این طرح، روشن و امیدوارکننده است. در پایان آرزومندم که هر چه زودتر این طرح به بازده­دهی مطلوب برسد تا شاهد شکوفایی این طرح در سراسر ایران باشیم.

 

 پرونده ویژه حضرت زهرا

 

 

زنی که اگر مرد بود، نبیّ بود

حضرت زهرا (س) از نگاه اندیشمندان

به کوشش: داریوش رجبی

شخصیت حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) به اندازه‌ای وسیع و اعجاب‌انگیز است که دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان را مبهوت و مجذوب خود می‌کند. تجلی جایگاه معنوی این بانو در کلام برخی از اندیشمندان و بزرگان شیعی و غیر شیعی گواهی است بر شخصیت والای مادر امامان شیعه .

امام خمینی (رحمة‌الله علیه)

«او زن معمولی نیست. او موجودی ملکوتی است که در عالم به صورت انسان ظاهر شده است... تمام هویت‌های کمالی که در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام در این زن است... زنی که تمام خاصه‌های انبیا در اوست؛ زنی که اگر مرد بود، نبیّ بود.»1

آیت‌الله العظمی خامنه‌ای (دام ظله العالی)

«مقام فاطمة زهرا (سلام‌الله علیها) در خور آن است که عقول برجستة انسان‌هاي بزرگ در اصلي‌ترين رشته‌هاي تفکرات ايشان بينديشند و زبان‌هاي فصيح‌ترين و بليغ‌ترين گويندگان، شعرا و سرايندگان آن انديشه‌ها را در قالب کلمات بياورند.»2

توفیق ابوعلم

توفيق ابوعلم، متفكر و نويسندة اهل سنّت مصري، از نويسندگان و انديشمندان غيرشيعي كه محبت بسيار شديدي به ريحانة نبي (صلّی‌الله علیه و آله) داشته، در كتابي به نام «فاطمة زهرا» این‌گونه از صديقة كبري (سلام‌الله علیها) ياد مي‌كند:

«فاطمه رضي‌الله عنها، ضرب المثل كمال و جمال بود و در وجودش ذخايري از انسانيت و مردمي، عفت و بزرگواري، پاكي و هوشياري، فطانت و آگاهي كه امكان داشت بانويي به آنها دسترسي يابد فراهم آمده بود.»3

ابوسالم كمال‌الدين محمد بن طلحه

شاعر و قاضي شافعي (582- 652 قمری) صاحب كتاب «عقد الفريد» حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) را اين‌گونه معرفی می‌کند:

«همانا او به فضيلت و خلق و خوهايي كه از سوي پيامبر منصوص بود مخصوص شده بود و به خصايصي كه كلام نبوي به آن تصريح كرده بود برتري داده شده بود و با صفات شرفي كه نفس‌هاي پاك و گران‌قدر در تك‌تك آنها مسابقه داده بودند متمايز شد... و همراه با فرزندانش داخل در آن عده از كساني شد كه خداوند تعالي آنان را با نزول آيات قرآن كريم مخصوص و وجوب اعتقاد به آنها را لازم كرد.»4

عبدالفتاح عبدالمقصود

نويسندة معروف اهل سنت و مصري، پشتيباني و جانبداري فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) از اميرمؤمنان (علیه السلام) را يادآور مي‌شود و مي‌نويسد:

«فاطمه... بر خود لازم مي‌دانست كه به پاخيزد، دعوت كند تا مي‌تواند بكوشد. او دوش به دوش شوهر مظلومش ايستاد و با زبان كه تنها وسيلة دفاعش بود به او ياري مي‌كرد. با اين عمل خديجة كبري را دوباره نشان مي‌داد. در اين دفاع و كوشش بااخلاص و پررنج تابلوي گذشته را با سايه‌روشن‌هاي آشكار و خطوط برجسته آشكار مي‌كرد. گويا محيط و چهرة همان مادر است كه نمايان و زنده شده.»5

سليمان كتّاني

نويسنده‌اي مسيحي است که در وصف فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) كتابي نوشته كه نام آن را «فاطمة الزهرا وَتَرٌ في غِمد» گذاشته است. وي در اين كتاب چنان پرشور و مشتاق مي‌نويسد كه اگر كسي از مسيحيت وي بي‌خبر باشد با اطمينان خاطر حكم به شيعي بودنش مي‌دهد و گمان مي‌كند او از شيعيان متعصب و دلدادة حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) است.

اين نويسندة مسيحي در پيش‌گفتار کتابش مي‌نويسد:

«فاطمه زهرا(س) مقامي والاتر از آن دارد كه سندهاي تاريخي و روايتي به‌سوي او اشاره كنند و گرامي‌تر از آن است كه شرح حال ‌گونه‌ها به‌جانب وي راهنما باشند. فاطمه (سلام‌الله علیها) را همين چارچوب كافي است كه وي دختر محمد(صلّی‌الله علیه و آله) و همسر علي(علیه‌السلام) و مادر حسن و حسين(علیهما‌السلام) و بزرگ بانوي جهان است.»6

لوئي ماسينيون محقق فرانسوي

لويي ماسينيون، مستشرق و پژوهشگر معروف فرانسوي که مدتي از عمر خود را وقف شناخت حضرت فاطمة زهرا (سلام‌الله عليها) کرده، دربارة ایشان می‌نویسد:

«اوراد و دعاهاي ابراهيم (علیه‌السلام) از وجود دوازده نور که منشعب از فاطمه هستند خبر مي‏دهد...

تورات موسي از آمدن محمد (صلّی‌الله علیه و آله) و دختر پربرکت او و دو آقازاده به مانند اسماعيل و اسحق (حسن و حسين) نويد مي‏دهد...

و انجيل‏هاي عيسي (علیه‌السلام) از آمدن احمد (صلّی‌الله علیه و آله) نويد مي‏دهد و نيز بشارت مي‏دهد که دختر پربرکتي خواهد داشت که دو پسر به دنيا مي‏آورد...»7

هانری کربن

این دانشمند فرانسوی در کتاب «ارض ملکوت و کالبد انسان در روز رستاخیز» می‌نویسد:

«ما جهانی سه جانبه داریم: جهان انسان خاکی که موضوع ادراک حواس است، جهان نفس یا ملکوت که به طور اخصّ عالم ادراک از طریق تصور و خیال است و جهان عقول محض کروبیان یا عالم جبروت که موضوع معرفت عقلانی است....در وجود حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) به عنوان عضو هیئت برتر از بشر چیزی وجود دارد، نظیر ارض برتر از ملک. فاطمه (سلام‌الله علیها) متعلق به ارض ملکوت است.»8

منابع

1.صحیفة نور، ج6، ص 185

2. ستودگان و ستايشگران، سخنان مقام معظم رهبري، ص41.

3. توفیق ابوعلم، فاطمة زهرا، ترجمة علي اكبرصادقي، ص49-50.

4. علي محمد علي‌دخيل، اعلام النساء، ص172.

5. عبدالفتاح عبدالمقصود، امام علي بن ابي‌طالب (علیه السلام)، ترجمة سيد محمد مهدي جعفري، ج1، ص313.

6. سليمان كتاني، فاطمة الزهرا وتر في غمد، ص13.

7. لويي ماسينيون، شخصيات قلقه عبدالرحمن بدوي و ضميمة آن «المباهله»، ص179.

8. هانری کربن، ارض ملکوت، ترجمة ضیاء‌الدین دهشیری، ص133-135.

 

 

 

مبتدای عالم امکان

 

باغ هستی

حسین منزوی

 

با هیچ زنْ جز تو، دلِ دریا شدن نیست

یاراییِ درگیر توفان‌ها شدن نیست

در خورد تو، ای هم تو موج و هم تو ساحل!

جز ناخدای کشتی مولا شدن نیست

تو نور چشم مصطفی و کس به جز تو

در شأن شمع محفل طاها شدن نیست

تو مادر سبطینی و غیر از تو کس را

اهلیت صدّیقة کُبرا شدن نیست

جز تو زنی را شوکت در باغ هستی

سرو چمان عالم بالا شدن نیست

جز با تو شأن گم شدن از چشم مردم

وانگاه در چشم خدا پیدا شدن نیست

نخلی که تو در سایه‌اش آسودی او را

در سایة تو، حسرت طوبا شدن نیست

ای عالم امکان خبر، تو مبتدایش

آن جمله‌ای که در خور معنا شدن نیست

سنگ صبور مردی از آن گونه بودن

با هیچ زن ظرفیت زهرا شدن نیست

 

 

 

وصیت به غربت

 

نگاهی به وصیت های حضرت زهرا(س)

 

احسان پدیدار

 

 

 

از احادیث و اخبار اهل بیت (علیهم‌السلام) و راویان اهل سنت چنین بر می‌آید كه حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) سه وصیت‌نامه در موضوعات مختلف از خود برجای گذاشته است:

 

الف) وصیت‌ به اموال

 

فاطمه (سلام‌الله علیها) در روزهای پس از رحلت رسول خدا (صلّی‌الله علیه و آله)، در مورد اموال موقوفه و شخصی خویش وصایایی داشت و بسیاری از اموالی را كه از رسول خدا (صلّی‌الله علیه و آله) به وی رسیده بود، وقف كرد.

 

گزارش دو نمونه از وصایای مالی آن حضرت در زیر می‌آید:

 

1. حیطان سبعه

 

حیطان سبعه، باغ‌های هفت‌گانه‌ای را می‌گفتند که اطراف آن دیوار کشیده بودند. بنابه روایتی، حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) وصیت کرده بود این باغ‌ها وقف امور خیریه شود. در روایتی از امام باقر (علیه‌السلام) حضرت دربارة این باغ‌ها این‌گونه وصیت کرد:

 

«به نام خداوند بخشنده مهربان. این، چیزی است که فاطمه دختر محمد رسول الله(صلّی‌الله علیه و آله) بدان وصیت کرده است. فاطمه (سلام الله علیها) وصیت می‌کند به باغ‌های دیوار کشیدة هفت‌گانه که عبارتند از: العواف، الدلال، البرقه، المثیب، الحسنی، الصافیه، و مشربه ام ابراهیم... که درآمد اینها باید در راه خدا برای نصرت اسلام مصرف شود. من وصی خود را علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) قرار می‌دهم. چنانچه او درگذشت، وصی من فرزندم حسن است و اگر او درگذشت، فرزند دیگرم حسین وصی من است و چنانچه حادثه‌ای برای او پیش آمد، بزرگ‌ترین فرزند پسر باقی‌مانده‌ام آن را به عهده می‌گیرد. خداوند را بر این وصیت شاهد می‌گیرم و همچنین مقداد بن اسود و زبیر بن عوام بر آن گواهی خواهند داد

 

در این روایت امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: مادرم فاطمه (سلام الله علیها) این وصیت را انجام داد و پدرم علی بن ابی‌طالب (علیه‌السلام) آن را نوشت و برای همیشه باقی ماند.1

 

2. أمُّ العیال

 

از دیگر موقوفات فاطمه زهرا (سلام‌الله علیها) «ام العیال» بود كه بیش از بیست هزار درخت داشت و از اهمیت والایی برخوردار بود. فاطمة اطهر (سلام‌الله علیها) آن را نیز وقف كرد. در كتاب‌های عامه و خاصه چنین آمده است: «أمُّ العیال صدقة فاطمة بنت رسول الله (صلّی‌الله علیه و آله)؛ ام العیال صدقه فاطمه دختر رسول خداست.»
حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) برای آن هم وصیت‌نامه خاصی نوشت: امّ العیال امروز هم دارای چشمه‌های پر آب و سرشار است و از مناطق سرسبز و ییلاقی به شمار می‌رود.2

 

ب) وصیت‌نامة سیاسی

 

وصایای شفاهی حضرت در آخرین لحظات عمر مبارکشان، عبارت‌های مهم و متعددی دارد:

 

1. ای علی، مرا یاد كن!

 

او در لحظه‌های واپسین زندگی به امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام) فرمود: «ای ابوالحسن! برای من لحظه‌ای بیش از زندگانی نمانده است و زمان كوچ و خداحافظی فرارسیده است. سخنان مرا بشنو! زیرا پس از این صدای فاطمه را هرگز نخواهی شنید. ای ابوالحسن! تو را وصیت می‌كنم كه مرا فراموش نكنی و پس از وفات من همواره مرا زیارت كنی.»3

 

2. خواندن قرآن

 

همچنین حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) در كلمات ارزشمند دیگری، به امام علی (علیه‌السلام) وصیت فرمود:

 

«وقتی وفات كردم تو غسل و كفن مرا به عهده گیر و بر من نماز بگزار و مرا درون قبر گذاشته، دفنم كن و خاك را بر روی قبر من ریخته، سپس هموار ساز و بر بالینم رو به روی صورت من بنشین و زیاد قرآن بخوان و دعا كن! زیرا در چنین لحظه‌هایی مردگان به انس گرفتن با زندگان نیاز دارند. من تو را به خدا می‌سپارم و دربارة فرزندانم سفارش نیكوكاری دارم.»4

 

3. آنان را آگاه مساز!

 

حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) در تداوم مبارزه‌های خود برای دفاع از ولایت، به امام علی(علیه‌السلام) وصیت كرد:

 

«همانا من تو را وصیت می‌كنم كه غسل و كفن كردن مرا كسی غیر از تو انجام ندهد و وقتی وفات كردم، مرا شب دفن كن و هیچ كس را خبر نكن و ابوبكر و عمر را نیز مطّلع نساز و تو را سوگند می‌دهم به حق رسول خدا (صلّی‌الله علیه و آله) كه ابوبكر و عمر بر جنازة من نماز نخوانند.»5

 

علی بن ابوحمزه از امام صادق (علیه‌السلام) پرسید: چرا فاطمه را شب دفن کردند نه روز؟ فرمود: «فاطمه (سلام الله علیها) وصیت کرده بود تا در شب وى را دفن کنند تا ابوبکر و عمر بر جنازة آن حضرت نماز نخوانند.»6

 

با توجه به مدارك موجود، ‌دفن شبانة آن حضرت به دلیل وصيت آن حضرت بود كه نمى‌خواست افرادى كه بر او ستم كرده‌اند، بر جنازه‌اش نماز بخوانند و با اين كار خشم خود را از غاصبان خلافت جاودانه ساخت.

 

4. دشمن من و رسول خدا را آگاه مكن!

 

همچنین آن حضرت خطاب به امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) فرمود:

 

«(ای علی!) تو را وصیت می‌كنم هیچ یك از آنان كه به من ظلم روا داشتند و حق مرا غصب كردند، نباید در تشییع جنازة من شركت كنند؛ زیرا آنها دشمنان من و دشمنان رسول خدا (صلّی‌الله علیه و آله) هستند و اجازه نده كه فردی از آنها و پیروانشان بر من نماز بگزارد! مرا شب دفن كن، آن هنگام كه چشم‌ها آرام گرفته و دیده‌ها به خواب فرو رفته باشند.»7

 

ج) وصیت نامة مكتوب

 

«به نام خداوند بخشنده و مهربان. این وصیت‌نامة فاطمه دختر رسول خداست و در حالی وصیت می‌كند كه شهادت می‌دهد خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد (صلّی‌الله علیه و آله) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و همانا روز قیامت فراخواهد رسید و شكّی در آن نیست و خداوند مردگان را از قبر زنده كرده، وارد محشر می‌فرماید.

 

ای علی! من فاطمه دختر محمّد هستم. خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو از دیگران بر من سزاوارتری. حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن كن و به هیچ كس اطلاع نده. تو را به خدا می‌سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت، سلام و درود می‌فرستم.»8

 

منابع
1. شیخ کلینی، فروع کافی، ج7، ص48، ح5؛ بحارالانوار، ج43، ص235.

 

2. عاتق بن غیث البلادی، معجم معالم‌الحجاز، ج6، ص194.

 

3. كتاب زهرة الریاض كوكب الدّری، ج1، ص253.

 

4. بحارالانوار، ج79، ص27.

 

5. كشف‌الغمة، ج2، ص68.

 

6. علل الشرایع، ج‏۱، ص۱۸۵.

 

7. بحارالانوار، ج43، ص209؛ ج78، ص253؛ ج28، ص304.

 

8. كتاب عوالم، ج11، ص514؛ بحارالانوار، ج43، ص214؛ ج100، ص185؛ ج78، ص390.

 

 

 

 

 

همسر نمونه

 

همسرداری در سیرة حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)

 

مژگان بابایی (نویسنده و پژوهشگر)

 

همة انسان‌ها در پی رسیدن به کمال و حقیقت هستند. خانواده اولین و مهم‌ترین کانون شکل‌گیری هویت و به کمال رسیدن افراد است و بی‌تردید زن در خانواده مهم‌ترین نقش را ایفا می‌کند. به جرئت می‌توان گفت با اجرای موفق دو نقش مهم مادری و همسری، بخش بزرگی از هزینه‌ها و توان‌هایی که برای شناخت و درمان معضلات اجتماعی صرف می‌شود، کاهش می‌یابد.

 

حقیقت زندگی مشترک

 

سیرة حضرت زهرا (سلام الله علیها) در زندگی مشترک با حضرت علی (علیه‌السلام) نشان می‌دهد با درک صحیح حقیقت زندگی مشترک، می‌توان بهترین روابط در کانون گرم خانواده بین زن و مرد را برقرار کرد.

 

زن، چه از نظر مادی و ظاهر و چه از نظر روحی و عاطفی، باید فضای داخل منزل را به گونه‌ای آماده و مهیا کند که خانه برای همسرش به منزلة بهترین مأمن و جایگاه عطوفت باشد. حضرت زهرا (سلام الله علیها) می‌فرمایند: «خیارکم ألینکم مناکبة و أکرمهم لنسائهم؛1 بهترین شما کسی است که شانه‌هایش نرم‌تر برای شما باشد و همسرش را بیش‌تر تکریم نماید.»

 

امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «وقتی به خانه می‌آمدم و به زهرا (سلام‌الله علیها) نگاه می‌کردم تمام غم و اندوهم برطرف می‌شد.»2

 

نقش اساسی زن در تعیین خط و مشی فردی و اجتماعی همسر

 

زن نقش اساسی در حرکت مرد به سوی اهدافش دارد. هر چه فضای خانه آرام‌تر و اوضاع و مسائل زندگی اعم از مادی و معنوی و مدیریت آنها دقیق‌تر و القای اعتماد به نفس به مرد بیشتر و بهانه‌گیری‌ها و اشکالات نا به‌جا کمتر باشد، آرامش حاصل از آن در بیرون از خانه بر مرد تأثیر بیشتر و بهتری خواهد گذاشت.

 

«حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) از حدود تأثیر و نفوذ زن در روحیة شوهر کاملاً مطلع بود. می‌دانست که زن دارای چنان نفوذ و قدرتی است که به هر طرف بخواهد شوهرش را می‌برد. می‌دانست ترقی یا عقب‌ماندگی و سعادت مرد تا حد زیادی به چگونگی رفتار زن بستگی دارد.»3

 

«جهاد المرئة حسن التبعل؛4 جهاد زن شوهرداری نیکوست.» جهاد زن است که جهادهای دیگر را سامان می‌دهد.

 

فاطمه (سلام‌الله علیها) در خانة علی (علیه‌السلام) دقیقه‌ای از این جهاد مقدس و وظیفة سنگین غفلت نکرد. آن روزگاران، مسلمانان برای مبارزه با شرک و بت‌پرستی و پایه‌گذاری مرام توحید ناچار بودند هر روز به سویی بروند و با دشمنان سرسخت بجنگند. در این میان وظیفة علی (علیه‌السلام) و فاطمه (سلام‌الله علیها) از همه سخت‌تر و مشکل‌تر بود؛ زیرا سپهسالار همة این جنگ‌ها علی‌ (علیه‌السلام) بود و همه جا با فداکاری و جانبازی ایشان فتح و پیروزی نصیب مسلمانان می‌گردید و گواه این مدعا تاریخ درخشان اسلام است. علی (علیه‌السلام) با فکری آزاد از اوضاع داخلی خانه و تشویقات و مهربانی‌های همسر به میدان جنگ می‌رفت و هنگامی که با تنی خسته و کوفته از میدان نبرد به خانه باز می‌گشت از مهربانی‌ها و دل‌گرمی‌ها و نوازش‌های همسر عزیزش کاملاً برخوردار می‌شد، زخم‌های تنش را پانسمان می‌کرد و لباس‌های خون‌آلود جنگ را می‌شست و خبرهای جنگ را از او می‌شنید.»5

 

اطاعت‌پذیری و ولایت‌مداری

 

لزوم اطاعت کردن همسر در همة امور، اصل مهم دیگر در زندگی است. مرد با احساس غیرت و مسئولیت در همة امور مادی و عاطفی خانواده در تصمیماتی که برای فرزندان و همسر خود می‌گیرد، به هر نحوی باید اطاعت شود. البته این به معنای وجود روح استبداد در خانواده نیست، بلکه با شناخت این جایگاه حساس و درک متقابل همسر و شناخت روحیات هر یک از زن و مرد راه اعتدال باید پیموده شود.

 

امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) فرمودند: «هو الله ما أغضبتها... و لا أغضبنی و لا عصت لی إمرءاً...؛6 به خدای سوگند نه من در زندگی مشترک هرگز او را ناراحت ساخته... و نه او مرا و هرگز در کاری با من از در مخالفت وارد نشد... .»

 

حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) فرمودند: «... أما المعلقة برجلیها فإنّها کانت تخرج من بیتها بغیر إذن زوجها؛7 ... اما زنی که به پاهایش ـ شب معراج ـ آویزان بود پس آن زنی بود که از خانه‌اش بدون اجازه شوهرش خارج می‌گردد.»

 

حفظ عفت و امانت‌داری

 

عفیف بودن از جمله مهم‌ترین ویژگی‌های زن برای ادارة خانواده است. گذشته از مباحث فقهی و فردی دربارة تکالیفی که در این زمینه بر عهدة زن است حفظ عفت عنصری سازنده در تقویت بنای خانواده است. زندگی زناشویی بین زن و شوهر مشترک است و این دو در همه چیز شریک هستند. این شراکت امانت‌داری هر دو را می‌طلبد. زن خود به منزلة امانت همسرش است. لذا با حفظ عفت و امانت‌داری در همة شئون زندگی در حضور و غیاب شوهر کانون خانواده تقویت می‌شود.

 

حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) فرمودند: «یا بنتی! أما المعلقة بشعرها فإنها کانت لا تغطی شعرها من الرجال؛8 ... اما زنی که ـ در جهنم ـ به زبانش آویزان بود آن زنی بود که با آن همسرش را آزار می‌دهد.»

 

نیز فرمودند: «ویل لإمرئة اغضبت زوجها و طوبی لامرئة رضی عنها زوجها؛9وای بر زنی که شوهر را به غضب درآورد و خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد.»

 

ساده‌زیستی و قناعت

 

نه تنها جامعة کوچک خانواده به این ارزش نیازمند است بلکه اجتماع نیز برای رسیدن به اهدافِ والای خود محتاج بدان است. اگر همة خانواده‌ها به این اصل پایبند باشند اجتماع خود به خود از این اخلاق با ارزش بهره‌مند می‌گردد و اعضای خانواده به دور از تجمّل و تکلّف و چند نوبت کاری به اهداف خود نایل می‌گردند.

 

سیرة پیشوایان معصوم (علیهم‌السلام) گویای این مطلب است و این تنها ادعای شیعیان نیست، بلکه مسیحیان و اهل تسنن هم این مدعا را تأیید می‌کنند. ابوبکر جابر جزایری در این‌باره می‌نویسد: «فاطمه (سلام‌الله علیها) در نوع زندگی کردن همانند زنان امیران و وزیران نبود که لباس ابریشمی به تن می‌کردند و بهترین غذاها را می خورند، بلکه در خانه‌ای زندگی می‌کرد که اهالی آن فقیر بودند و ساختمانش پست بود.» 10

 

منابع

 

1. عوالم‌العلوم، ج1، ص134.

 

2. بحار‌الانوار، ج43، ص134.

 

3. برگرفته از: ابراهیم امینی‌، بانوی نمونة اسلام، ص73.

 

4. بحارالانوار ، ج74، ص166.

 

5. بانوی نمونة اسلام، ص74.

 

6. بحارالانوار ، ج43 ، ص134.

 

7. وسائل‌الشيعه، ج20، ص213.

 

8. عیون الاخبار الرضا(ع)، ج2، ص11.

 

9. بحارالانوار، ج103، ص245.

 

10. علی اصغر رضوانی، فاطمة زهرا (سلام الله علیها) در نگاه دیگران، ص79.

 

 

در حرم بانوی بی‌حرم

 

به کوشش: جعفر مروجی

 

«لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمة لما خلقتکما؛ اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم و اگر علی نبود تو را و اگر فاطمه نبود تو و علی را نمی‌آفریدم.» این دست احادیث جایگاه والای مادر امامان(علیهم السلام) را نشان می‌دهد. در وادی محبت به «امّ أبیها» هرکس معرفتش بیشتر باشد، بهتر می‌داند جایگاه حضرت فاطمه (سلام‌الله علیها) چیست. رهنمودهای علما و بزرگان دین در توسل به آن بانو، می‌تواند راه‌گشای کسانی باشد که به دنبال وسیله‌ای به درگاه خداوند می‌گردند.

 

زیارت حضرت زهرا، کاشف از بلا

 

آیت‌الله بهجت:

 

«شخصی می‌گفت:­­­ در خواب به من گفتند به مردم بگو: برای رفع گرفتاری‌ها و نگرانی‌ها به زیارت حضرت زهرا ملتزم شوند.

 

بنده تعبیر این خواب را نفهمیدم؛‌ مگر اینکه گفته شود حضرت زهرا برای مردم همین امروز کشته شده است. بنابراین از کسی که آن روز را نمی‌خواست و بدان راضی نبود، رفع بلا می‌شود؛ زیرا زیارت آن حضرت کاشف است از تولی و اینکه در آن روز نبوده است تا تولای خودش را اظهار کند، امروز به همان اعتقاد به توسل و دعا و زیارت مشغول است. لذا از مشمولیت بلا خارج خواهد شد.»1

 

توسل در نوافل شب

 

آیت‌الله شاه‌آبادی: «شما هم اگر شب‌ها توفیق پیدا کردید و بیدار شدید،‌ صلوات حضرت صدیقه را بفرستید و با ایشان مأنوس شوید! در نوافل شب به مقام شامخ حضرت زهرا توجه کنید و بدانید که استمداد گرفتن از ایشان موجب قرب و ترقی معنوی می‌شود و خداشناسی انسان را زیاد می‌کند.»2

 

محبت حضرت زهرا انسان را بالا می‌برد

 

آیت‌الله شاه‌آبادی: «سالک إلی الله در صورتی می‌تواند به جایی برسد که در ضمن سیر، اول مرتبه اتکای به خانم صدیقه داشته باشد و این محبت خانم صدیقه است که انسان را به راهی که باید برود هدایت می‌کند و اگر نباشد اصلاً سیری وجود نخواهد داشت. از ائمه روایت شده که شما هر وقت محتاج می‌شوید، دست به دامن ما می‌شوید و ما هر وقت گرفتار می‌شویم دست به دامن مادرمان می‌شویم. گرفتاری و احتیاج ائمه همان مقام قرب الهی است که حد یقف ندارد. محال است سالک، سیر و سلوک کند و به جایی برسد مگر از طریق خانم حضرت زهرا و البته منظور از اینکه به جایی برسد، نه این اموری که مثلاً افکار را بخواند یا هر چیز می‌خواهد برای او مهیا باشد؛ نه، آنها اصلاً ارزش ندارد. آن چیزی که ارزش دارد قرب پروردگار است و این مقام قرب محقق نمی‌شود مگر از طریق خانم حضرت زهرا.»3

 

مدار عصمت خلقت

 

آیت‌الله انصاری همدانی: «احترام حضرت زهرا را فقط خاندان عصمت و طهارت می‌شناسند و دیگران نمی‌توانند بشناسند. ایشان احترام خاصی به حضرت زهرا می‌گذاشتند و می‌فرمود: این نوری است که خداوند توسط حضرت زهرا به ائمه معصومین عنایت کرده و این نور از طرف ائمه معصومین به دیگر بندگان خداوند رسیده است.»

 

آیت‌الله انصاری همدانی در ایام فاطمیه و سوگواری مراسمی در منزل برگزار می‌کردند.4

 

حدیث کساء بسیار مجرب است

 

آیت‌الله میرزا جواد آقا تبریزی: «حدیث کسای مشهور و معروف بین علما و مؤمنین، همین حدیث کسای موجود در مفاتیح‌الجنان است و بسیار مجرب می‌باشد. حدیث کسا، توسل به شامخ ائمه است و مضامین آن بسیار عالی می‌باشد و بسیاری از افراد جهت حل مشکلات، آن را تجربه کرده و نتیجه گرفته‌اند.»5

 

امضای حضرت زهرا

 

آیت‌الله بهاءالدینی در مقام و منزلت حضرت زهرا نزد خدا و پیامبر و ائمه می‌فرمود: «ما می‌دانیم هر چه را حضرت فاطمه امضا کند از نظر پیامبر و ائمه امضا شده است که هیچ حرفی روی آن نیست.»6

 

یاد حضرت فاطمه در شب‌های قدر

 

علامه طباطبایی هر ساله در ایام فاطمیه، ده روز در خانه‌اش برای شهادت حضرت فاطمه اقامه عزا می‌نمودند و همة بستگان و اعضای خانواده حتی دخترانشان که در شهرهای دیگر سکونت داشتند مقید بودند در این مدت در مجلس شرکت کنند. معمولاً در تهران و شهرستان‌ها که می‌رفتند کمتر دید و بازدید می‌کردند، ولی وقتی که می‌گفتند در همسایگی یا فلان محل مجلس روضه و توسلی به حضرت زهراست، فوراً‌ شرکت می‌کردند. حتی برای رفع خستگی در محافل به علت رفت و آمد زیاد، گاهی مداحی را صدا می‌کردند تا چند جمله ذکر مصیبت کند و او با عشق و علاقه خاصی شدیداً‌ گریه می‌کرد. علامه همواره سفارش می‌کرد که شب‌های قدر، به یاد حضرت زهرا باشند.7

 

مصائب سخت

 

آیت‌الله کوهستانی به حضرت زهرا خیلی علاقه داشت و در مصائب و مظلومیت آن حضرت بسیار اشک می‌ریخت. در مجلسی پس از خواندن روضه حضرت زهرا بسیار گریست و فرمود: «مصیبت حضرت زهرا برای ائمه خیلی سخت است. هرگاه مشکلات و حوایج بزرگی داشتید، به آن حضرت متوسل شوید؛ چون خواندن مصیبت حضرت زهرا بر ائمه خیلی سخت می‌گذرد.»8

 

با پای برهنه در جمع عزاداران فاطمی

 

آیت‌الله میرزا جواد آقا تبریزی روز شهادت حضرت زهرا برای عرض ارادت و نشان دادن مظلومیت حضرت زهرا با پای پیاده و برهنه با حالتی محزون و گریان و با فریاد «مادر مادر» از منزل به سوی حرم حضرت معصومه حرکت می‌کرد. فرزند این مرجع فقید می‌گوید: «اینها کارهای کمی است که ما در حق اهل‌بیت انجام می‌دهیم، ان‌شاءالله این اعمال ذخیره قبر و قیامت باشد.» فرزند ایشان فرمودند: «حرکت مرحوم میرزا با پای برهنه با جمعی از طلاب و مؤمنین در روز سوم جمادی‌الثانی، یعنی روز شهادت حضرت زهرا در فصل گرما واقع شد؛ گرما بسیار سوزاننده بود. حتی یک قدم برداشتن بر روی زمین با پای برهنه مشکل بود. از این رو به والد گفتم: آقا! گرما شدید است. شما اگر اذیت می‌شوید، کفش خود را بپوشید. ایشان همان‌طور که به سینه می‌زد و گریه می‌کرد، فرمود: فرزندم بگذار پاهایم بسوزد. برای مصیبت حضرت زهرا هر کاری بکنم، کم است. ... ما در مصیبت بی‌بی دو عالم هر کاری بکنیم کم کرده‌ایم. می‌خواهم هر آنچه در توان دارم در راه حضرت زهرا تلاش نمایم تا قیامت حسرت آن را نخورم.»9

 

 

 

پی‌نوشت

 

  1. حمزه کریم‌خانی، معجزه محبت اهل‌بیت، ص88.، عطر یاس، قم1389.
  2. همان.
  3. همان، ص89.
  4. همان، ص90.
  5. همان.
  6. همان، ص92.
  7. همان.
  8. همان، ص96.
  9. همان.  

 

 

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
پنج شنبه, دسامبر 14, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد