برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

پرونده ویژه آینده پژوهی


 

 

از رمل و اسطرلاب تا WFSF

رد پای یک عقیده

فرجام بشر در منشور بشر

جاء الحق و زهق الباطل

مرارت‌های صلحی جهانی

آن روز را خواهید دید

آینده را چراغ راه ساز

آینده در قاب

اینک آخر الزمان

آینده جهان در یک نگاه

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

فردای ناب

سیر مطالعاتی پیرامون مهدویت

 

دفتر شعر امام زمان

نشانی

 

 

 

 

 


 

 از رمل و اسطرلاب تا WFSF

 محقق : محمد ترابی اردکانی (پژوهشگر و نویسنده)

 

از زمان تبعید بشر به زمین، انسان بر اساس یک میل ذاتی و همچنین برخی کمبودها، همیشه به‌ دنبال این بوده است که آینده خود را بشناسد. بر همین اساس روش‌های مختلف پیشگویی و طالع‏بینی مثل رمل، جغر، اعداد و حرکت ستارگان همیشه مورد توجه بشر بوده است، و پیشگویان و کاهن‏ها از زمان قدیم تا عصر حاضر از جایگاه ویژه‏ای در بین اقشار مختلف مردم برخوردار بودند.

توجه جدی بشر به آینده تقریباً از عصر صنعتی آغاز گردید، عصری که انسان برای کارهایشان شروع به برنامه‏ریزی‌های دقیق و منظم کرد و از طرفی برنامه‏ریزی یک عمل معطوف به آینده است.

اولین تحقیقات آکادمیک در این زمینه بین سال‌های 1930 ـ 1933 توسط گروهی از محققان به سرپرستی ویلیام، اف اگبون (williamf.ogburn)در زمینه جامعه‏شناسی در کشور امریکا صورت گرفت و منجر به پیش‏بینی‏های مهمی از آینده جامعه آمریکا مثل ازدیاد طلاق و افزایش مهاجرت گردید.

بعد از پایان جنگ جهانی دوم و با آغاز جنگ سرد و اتفاقات بین شوروی و امریکا آینده‌پژوهی مدرن اتفاق افتاد. در این دوره تمركز آینده‏پژوهان بر این بود که بتوانند با آغاز جنگ هسته‏ای، رخدادهایی که اتفاق می‏افتد را به‌صورت زنجیروار پیش‏بینی کنند و برای هر کنشی برنامه‏ریزی‌های دقیق انجام دهند و از هر جهت برای مقابله با رویدادهای پیش‏رو آماده باشند.در این سال‌ها اکثر فعالیت‌های آینده‏پژوهی معطوف به مسائل نظامی و دفاعی بود و از بطن این تحقیقات انواع موشک‌های بالستیک و قاره‏پیما، هواپیماهای رادار گریز و ناوهای هواپیمابر و... ساخته شد.

آینده‏پژوهی به‌عنوان یک فعالیت عمومی، تقریباً از دهه شصت آغاز گردید و در اواسط دهه 60 به‌عنوان یکی از رشته‏های علوم پایه تأسیس گردید.

این رشته در اکثر دانشگاه‌های دنیا با سرعت گسترش یافت. در همین دوران سازمان معتبر آینده‏‌پژوهان دنیا یعنی (word futures society)wfs، انجمن آینده دنیا در امریکا و همچنین (word futures studies federation) wfsf فدراسیون جهانی آینده پژوهی در پاریس تشکیل شد. مطالعات آینده‏‌پژوهی هم اکنون نسبت به سال‌های طلایی خود يعني 1960تا1970 گسترش بسیاری پیدا کرده است و بر خلاف آن دوران که فقط مختص به تعداد محدودی از اساتید دانشگاه و پژوهشگران مسائل استراتژیک بود اکثر مردم این واقعیت را پذیرفته اند که در دنیای مدرن امروز اگر آینده موفق برای خود و جامعه‏ای که در آن زندگی می‏کنیم را دنبال می‏کنیم باید روی آن تمرکز کنیم؛ زيرا تنها در این صورت است که می‏توانیم برنامه‏ریزی‌های کلان برای آینده انجام دهیم.

آینده‏پژوهی: مجموعه مطالعاتی است که به ‌صورت هدفمند آینده را مورد کنکاش قرار می‏دهد و روشن می‏سازد که چگونه امروز، فردا را بسازیم.

به‌وسیله مطالعاتی که در آینده‏پژوهی انجام می‏گیرد، گزینه‏های متعددی از رخدادهای آینده پیش روی ما قرار میگيرد؛ این گزینه‏ها عبارت اند از:

  1. 1.ممکن: تمام آینده‏هایی که قابل تصور بشر است، صرف نظر از اینکه احتمال آن چقدر است به‌عبارت دیگر آينده يي كه محال عقلی نباشد.
  2. 2.محتمل یا بدیل: رویدادهایی‌که احتمال وقوع آنها بسیار زیاد است و به واقع نزدیک‏ترند.
  3. 3.مطلوب يا مرجع: آینده‏هایی‌که مطلوب ما هستند و امیدواریم که آنها به وقوع بپیوند.

آينده‌پژوهان مي‌خواهند بدانند كه كدام پديده‌ها امكان‌پذيرهستند (آينده‌ ممكن)، احتمال بروز كدام پديده‌ها بيشتر است (آينده‌ محتمل) و كدام پديده‌ها بايد رخ دهند (آينده‌ مطلوب). براين پايه و به گفته‌ الوين تافلر، آينده‌پژوهان مي‌كوشند با كاوش ژرف در آينده‌هاي ممكن، بررسي نظام‌يافته‌ آينده‌هاي محتمل و ارزشيابي اخلاقي آينده‌‌هاي مطلوب، انگاره‌هايي نو و بديل از آينده بيافرينند. 

موارد ممکن و محتمل صرفاً از نوع شناختی است و هیچ‌گونه جنبه آموزشی ندارد؛ امّا گزینه مرجع برانگیزاننده است؛ يعني تصویری از آینده مطلوب برای جامعه هدف می‏آفریند و باعث ایجاد انگیزش برای افراد جامعه می‏گردد. امید را در جامعه گسترش می‏دهد كه این اشاعه امیدواری در جامعه باعث پیشرفت و تکامل جامعه می‏گردد. به فرموده حضرت رسول (ص) اگر امید نباشد هیچ مادری به فرزندش شیر نمی‏دهد.

فایده:

آینده‏پژوهی، آینده را پیشگویی نمی‏کند. بلکه آینده را پیش‏بینی می‏کند. برای توضیح این جمله لازم است که فرق بین پیشگویان و آینده‏پژوهان روشن گردد.

در طالع‏بینی آینده بر اساس یک حقیقت مختوم پیشگویی شود كه به طور قطعی و یقینی است و هیچ‌گونه راه فرار و نجاتي از آن نیست؛ اما آینده‏پژوهی بیان می‏کند آینده از طریق تصمیم‏ها و اقدامات انسان شکل می‏گیرد و این خود نوعی موتور محرکه بشر رو به جلو است. انسان با استخدام منابع موجود خود را برای آینده مطلوب و مرجع آماده می‏کند.

جمیز ایلگوی آینده‏شناس و مدیر شبکه جهانی تجارت می‌نویسد: اگر بخواهیم انسان خوبی باشیم، ناگزیر باید آینده‏پژوه باشیم. از منظر آزادی انسان، تصور آیندهای گوناگون و سپس انتخاب میان آنها موضوع بسیار حائز اهمیتی است، عکس این مدعا هم درست است. برای اینکه آینده‏پژوه خوبی باشیم؛ باید بخواهیم که انسان خوبی باشیم. به عبارت دیگر، نگران رفاه و سعادت دیگران باشیم، در این راستا لازم است افراد نسبت به آینده به دانشی فراتر از اینکه «آینده چه هست؟» و حتی فراتر از اینکه «چه می‏تواند باشد؟» مجهز شوند. این بصیرت باید به احساسی از اینکه «آینده چه باید باشد؟» مسلح گردد.

منابع:

1. الفبای آینده پژوهی/عقیل ملکی فر

2. نواندیشی برای هزاره نوین/ریچارد اسلاتر/ترجمه وحید وحیدی مطلق

3. راهنمایی برای آشنایی با ادبیات آینده پژوهی/جل دال/ترجمه دفترسیاست پژوهی فناوری دفاعی موسسه آموزشی و تحقیقات صنایع دفاعی_اردیبهشت 83

4. آینده پژوهی مفاهیم و ضرورت ها/دکتر سعید خزاعی

 

رد پای یک عقیده

پیوندهای دوسویه آموزه مهدویت و آینده‌پژوهی

محقق : امیر محسن عرفان (نویسنده و پژوهشگر)

اندیشه مهدویت در میان اندیشه‌های دینی، جایگاه رفیعی دارد؛ اين اندیشه رمز هویت شیعه به‌شمار می‌رود. كه نگاهی جدی و عمیق به آیندة جهان و بشریت دارد. در این آموزه هدف و غایت تاریخ، مکانیسم حرکت تاریخ و مسیر آن به درستی بیان شده است. نظریه مهدویت در نزد شیعه دارای عناصر اصلی اعتقاد به وجود یک جریان کلی در نظام طبیعت و جهان، سیر تکاملی تاریخ و اعتقاد به پایان و فرجام خوش برای تاریخ است. این آموزه متعالی به گونه‌های مختلف به تصویرکشیده شده است؛ اما از منظر آینده‌پژوهی کمتر‌ به آن پرداخته شده است. سعي در بازترسیم فرجام تاریخ و آینده بشریت با محوریت آموزه مهدویت دارد.

کارکردهای پیوند مطالعات مهدوی و آینده‌پژوهی

1. بازنمایی فلسفه متعالی تاریخ شیعی؛ تدوین فلسفه تاریخ با دو روش متفاوت امکان‌پذیر است؛ روش نخست، روش عقلی است که تکیه بر خرد و اندیشه دارد و تنها از منطق و استدلال عقلی در فرآیند مطالعه و پژوهش استفاده می‌کند که در غالب کتاب‌های فلسفه تاریخ از این روش به عنوان روش تحقیق در فلسفه تاریخ نام برده‌اند.

اگرچه برخی بهره‌برداری از روش نقلی، استفاده از روش استقرایی، و مطالعه تجربی تمدن‌ها و پدیده‌های تاریخی را جهت رسیدن به فلسفه تاریخ پیشنهاد می‌دهند؛1 اما به نظر می‌رسد به جهت ویژگی خاص موضوعات و مسائل فلسفه تاریخ و عدم احاطه ذهن انسان به وجوه گسترده تاریخ، تنها کسانی می‌توانند نگاهی جامع به تاریخ و قوانین و سنن حاکم بر آن داشته باشند که خود حاکم بر تاریخ باشند. با این مبنا تنها منبع راه‌گشا در تدوین فلسفه تاریخ «دین» است. بر‌ این اساس روشن می‌گردد که مقید شدن فلسفه تاریخ به قید شیعی، هم از نظر روش و هم از نظر مبانی و مبادیِ حاکم بر فلسفه تاریخ قابل توجیه است. ازدیگر سو، امکان بهره‌وری از بعضی مؤلفه‌های فلسفة نظری تاریخ در تحلیل و ارزیابی درست بعضی از آموزه‌های اسلام، و به طور دقیق‌تر آموزه مهدویت، بهره جست.

تبیین روشن و حتمیِ فرجام تاریخ از مهم‌ترین کارکردهای این پیوند است.

2. پیشروی با فرضیه‌ها؛ در دنیایی مملو از اطلاعات گوناگون و وجود محدودیت‌های زمانی برای تحلیل آنها، قابلیت فرضیه‌سازی و آزمون فرضیه‌ها یکی از مهم‌ترین کارکردهای پیوند مطالعات مهدوی و آینده‌پژوهی است. با رویکرد به پدیده‌ها بر اساس فلسفه نظری تاریخ و با زنجیره‌ای از عبارات منطقی «چه می‌شود اگر...؟» و «اگر الف سپس ب»، پیوند مؤثری بین فرضیه‌سازی و ابزار تحلیلی (آزمون فرضیه) به وجود می‌آيد.

3. بازگرداندن هویت واقعی اندیشه مهدویت به چار‌چوب استاندارد‌های برخواسته از فرهنگ دینی؛ به این معنا که بررسی آموزه مهدویت بدون توجه به فلسفه نظری تاریخ ناقص و ناتمام است. اگرچه آموزه مهدویت خاستگاهی وحیانی دارد اما برای قرار گرفتن آن در چارچوب زندگی بشری و برداشت‌های عقلانی و فلسفی، نیازمند فلسفه نظری تاریخ هستيم.

4. گذر از رویکرد منفعل به رویکرد فعال در عرصه مطالعات مهدوی؛ ارائه نظریه‌ها و انجام پژوهش‌های علمی در راستای آینده، نیازمند روش‌های خاص خود است. و اگر آموزه مهدویت در این قالب قرار گیرد، زوایای ناپیدای آن آشکار و ابعاد مختلف نظری و علمی آن برجسته می‌شود.

انگاره‌های مهدوی در تبیین فرجام تاریخ بشریت و آینده‌پژوهی

1.تبیین و تفسیر سیر حرکت تاریخ بر مبنای ربوبیت الهی

برخی اندیشه‌ها جریان حرکت تاریخ را بدون در نظر گرفتن حاکمیت و اراده الهی تحلیل می‌کنند. در اندیشه اسلامی حرکت تاریخ و سیر تکاملی آن را بر اساس حاکمیت حضرت حق و اولیای الهی بر هستی تفسیر می‌کنند. همان‌گونه که پیدایش جهان هستی را ناشی از اراده و مشیت الهی می‌دانند، آغاز و انجام تاریخ و سیر حرکت تاریخ را نیز سراسر ناشی از اراده الهی و مسیر تحقق اراده الهی می‌دانند.2 در اندیشه شیعی، غایت تاریخ یعنی حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) را بدین جهت «دولت خدا» می‌نامیم که در راستای ربوبیت الهی است.

2.تکاملی بودن برآیند حرکت تاریخ

بر اساس فلسفه تاریخ اسلامی، حرکت جهان به سوی کمال است. اگر ما بپذیریم که حکمت و ربوبیت الهی حاکم بر حرکت تاریخ است، باید بپذیریم که این حرکت به سوی کمال است. با دقت در قرآن روشن می‌گردد که تکامل تاریخ از دیدگاه اسلام به صورت «تکامل مجموعی» است؛ یعنی سیر تاریخ در مجموع، در جهت پیشرفت است؛ به عبارت دیگر، گرچه جامعه توقف و صعود و سقوط و زوال دارد؛ ولی در نهایت سیر متعالی را طی می‌کند و به سوی پیشرفت و کمال می‌رود. در مجموع همیشه از مبدأ خود دور و به مقصد نهایی نزدیک می‌شود.3

به سخن دیگر امت‌ها به وجود می‌آیند و دورانی را در حالات مختلف سپری می‌کنند و سرانجام آفتاب عمرشان غروب می‌کند؛ اما در نهایت جامعه‌ای ایجاد می‌شود، لبریز از عدل و برابری و تأمین کننده کمال و بقای انسان؛ زیرا از منظر قرآن جامعه‌ها، تمدن‌ها و فرهنگ‌ها به سوی یگانه شدن و متحدالشکل شدن سیر می‌کنند. آینده جوامع انسانی، جامعه جهانی تکامل یافته است که در آن بشر به کمال حقیقی و سعادت واقعی و انسانیت اصیل خود خواهد رسید.

3.ستیزه جویی‌های حق و باطل و غلبه حق، فرجام این ستیزش تاریخی

پیروزی حق بر باطل یکی از سنت‌های الهی است؛ چنانچه خدای متعال در سوره فتح آیه 23 می‏فرماید:«سنت الهی [قانون و نظام ربانی] بر این بوده [که حق بر باطل غالب‏ شود] و ابداً در این سنت خدا تغییری نخواهی یافت».

بدیهی است که چنین برداشتی از قرآن به معنی پیش‏بینی کامل آینده آن‏‌گونه که در آینده‌پژوهی مطرح است نیست. قرآن در مورد تاریخ، اعتقادی به‏ تحمیل اراده الهی ندارد؛ بلکه این انسان است که با آزادی کامل سازندة آیندة جامعه انسانی است. با توجه به آیات قرآنی مرتبط با مسئلة حق و باطل‏ چند نکته در مورد پیروزی حق بر باطل استفاده می‏شود:

1. ضربة نهایی بر باطل زمانی شکل می‏گیرد که آگاهی در میان اقشار مردم راه یافته باشد و نسبت به رسالت خود احساس مسئولیت نمایند.

2. ایمان کامل به مفاد آیة «ان الارض یرثها عبادی الصالحون» در لایه‏های زیرین جامعه رسوخ کرده باشد.

3. قرآن به هنگام تحلیل سرنوشت اهل باطل تنها به سرنوشت آنها در قیامت نمی‏پردازد؛ بلکه از تلخی سرنوشت دنیوی آنها نیز یاد می‏کند.

4. عذاب ستمگران تنها از طریق حوادث و بلاهاي طبیعی نيست؛ بلکه‏ عذاب آنان نیز به دست مردم فراهم مي‌شود.4

4. تأثیر اراده‌های انسانی در تکامل تاریخ

حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) مهم‌ترین تغییری است که در عالم هستی از ابتدای آفرینش آدم ابوالبشر تا پایان حیات انسان بر روی زمین رخ خواهد داد. علّت تامه هر تغییری اراده خداوند متعال است که بدون خواست او هیچ گونه تغییر و تحولی محقق نخواهد شد. برای این‌که اراده خداوند متعال به تغییرات و تحولات تعلق بگیرد باید دو مقدمه از سوی انسان جامعة عمل بپوشد؛ یکی از جنس ایمان و اعتقاد، و دیگری رفتار متناسب با تغییر مورد نظر.5 به عبارتی تحقق تغییر در امت‌ها به دست خداوند متعال خواهد بود؛ اما لوازم و مقدمات آن به دست بشر و تحت اختیار اوست.

در عرصه مطالعات مهدوی از کوشش انسان‌ها در فراهم سازی مقدمات ظهور حضرت مهدی (عج) به «زمینه سازی ظهور» تعبیر می‌شود. بر اساس روایات مهدوی، جامعه منتظِر قبل از ظهور، جامعه‌ای است که مهیای ظهور امام عصر (عج) است. مهم‌ترین ویژگی جامعه منتظِر قبل از ظهور«بلوغ اجتماعی» است.6 شاخصه‌های بلوغ اجتماعی عبارتند از: رغبت اجتماعی؛ به معنای میل، اعتقاد و باور قلبی انسان‌ها به دولت کریمه مهدوی.7 شکایت اجتماعی؛ یعنی اعتراض و شکایت انسان ها به درگاه الهی به جهت غیبت رهبر و سرپرست آنها و به عبارتی دیگر شکایت از وضعیت موجود به درگاه الهی.8 استعانت اجتماعی؛ به معنای درخواست گشایش و فتح سریع از خداوند متعال.9

5. عصر ظهور جامعة آرمانی تکامل بشری و سر منزل تاریخ بشریت

از دیدگاه اسلام حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) فرجام متعالی و شکوهمند آینده جهان و سرمنزل متعالی و متکامل تاریخ بشری است.

پي‌نوشت‌ها:

1. میرباقری، سید محمدمهدی؛ «درآمدی بر فلسفه تاریخ شیعه»؛ ماهنامه فرهنگ عمومی؛ شمارة 4، ص46.

2. همان، ص50.

3. مصباح یزدی، محمدتقی؛ جامعه و تاریخ در قرآن؛ تهران: نشر بین‌الملل‏ (۱۳۸۸ ص164.

4. صدری، جمشید؛ «انجام و غایت تاریخ در قرآن»؛ مجله مسکویه؛ شمارة اول، ص26.

5. سبحانی، محمدتقی؛ «نظریه تغییر و تأثیر آن در زمینه سازی ظهور»، فصلنامه مشرق موعود؛ سال سوم؛ شماره یازدهم؛ ص53.

6. سهرابی، فرامرز؛ مهدویت و فلسفه تاریخ، ص195.

7. همان؛ ص199.

8. همان؛ ص203.

9. همان؛ ص212.

 

 

فرجام بشر در منشور بشر

 

آینده بشر از نگاه مکاتب بشری و اسلام

محقق : میثم کریمانی کارشناس ارشد دین پژوهی

 

مقدمه

همواره این سؤال براي بشر و بسياري از انديشوران مطرح بوده است که آیندة من و جامعه‌ام و حتي آیندة بشر چه خواهد شد؟پرسش اخير دغدغه برانگیز بوده و ذهن بسیاری از انسانها را به خود مشغول كرده است. شاید این پرسش یکی از اساسی‌ترین پرسش‌های شما نیز باشد که به راستی آینده بشر چگونه رقم خواهد خورد؟ چه آینده‌ای در انتظار من و هم نوعان من است؟ آیا بشر روی سعادت را در این دنیا خواهد دید؟ یا آینده‌ای تاریک و شوم برای بشر رقم خواهد خورد؟ شما در این باره چه می‌اندیشید؟ در این مقاله، ما به بررسی آینده بشر از دیگاه مکاتب بشری که برخی از آنها مدعی پیش‌بینی آینده بشر هستند و همچنین از منظر ادیان و به خصوص مکتب اسلام خواهیم پرداخت.

لیبرال – دموکراسی

از جمله مکاتبی که در زمینة پیش‌بینی آیندة بشر و حتی ساختن آیندة او ادعاهایی دارند، مکتب لیبرال ـ دموکراسی است. اساسی‌ترین مؤلفه‌های یک دموکراسی لیبرال از دیدگاه دیوید بیتام در کتاب دموکراسی و حقوق بشر عبارت است از:

1. آزادی که از جمله آزادی‌ها می‌توان آزادی بیان، جنبش، انجمن و امثال اینها را نام برد، به صورتی که از حقوق فردی، حمایت حقوقی یا قانونی ویژه‌اي به عمل آید؛

2. تفکیک قوای مقننه، مجریه و قضائیه که بدون این تفکیک ایدة حکومتِ قانون، عملی نخواهد شد؛

3. وجود مجلس نمایندگان؛

4. اصل دولت محدود و جدایی حوزه‌های عمومی و خصوصی، خواه حوزة خصوصی را برحسب جامعه مدنی مستقل، بازار و مالکیت خصوصی، خانواده و روابط شخصی تعریف کنیم و خواه بر حسب وجدان فردی؛

5. نفی پدرسالاری: این فرض معرفت‌شناختي که هیچ حقیقت غایی در مورد این که خیر جامعه چیست، وجود ندارد (حقیقتی مبتنی بر مکاشفه یا وحی یا معرفتی خاص)، بلکه تنها معیار خیرِ عمومی چیزی است که مردم آزادانه انتخاب خواهند کرد، نه آن چیزی که اهل فن یا پیامبران بر مبنای معرفتی برتر مقرر می‌دارند. در اینجا پدرسالاری‌ستیزیِ دموکراسی محصول مستقیم پدرسالاری‌ستیزیِ لیبرالیسم و مبتنی بر بنیاد معرفت‌شناختي مشابهی است.

این اصول در حقیقت ایده‌های اساسی و پیشنهادی مکتب لیبرال ـ دموکراسی به جوامع بشری است برای ساختن آینده‌اي بر اساس این اصول. در این نوع تفکر، دین جایگاه ویژه‌ای در این نوع حکومت‌ها ندارد. در واقع می‌توان گفت: دین نقش چندانی در آینده پیشنهادی این مکتب ندارد. البته ناگفته نماند كه دین به صورت کامل نیز از صحنه بیرون انداخته نمی‌شود، بلکه در قالب آزادی‌های فردی به عنوان یک امر فردی و یا حداکثر به صورت یک جنبش و یا یکی از نهادهای اجتماعی تحت قوانین لیبرال ـ دموکراسی، نقش خود را ایفا مي‌كند و ادامه حیات می‌دهد.

آیندة دموکراتیک بشر

برخی از اندیشمندان آمریکایی معتقدند که لیبرال ـ دموکراسی آیندة محتوم تمام جوامع بشری است، از جمله این اندیشمندان «فرانسیس فوکویاما» است که در کتاب پایان تاریخ به این مسئله می‌پردازد که جهان پس از فرو پاشی شورویِ کمونیست به سمت پذیرش ارزش‌های لیبرال ـ دموکراسی پیش می‌رود و در واقع، لیبرال ـ دموکراسی آخرین مدل حکومت در تاریخ بشری است. از دیگر اندیشمندان غربی نیز که در این باره نظرياتی داده‌اند می‌توان به ساموئل هانتینگتون نویسندة کتاب برخورد تمدن‌ها اشاره نمود. وی نیز تمدن غالب را در ستیز میان تمدن‌های مختلف و تمدن لیبرال ـ دموکرات می‌داند.

مارکسیسم

از دیگر مکاتبی که می‌توان گفت مدعی ساختن آیندة بشری بوده است، مارکسیسم است. نظریه‌پرداز این مکتب کارل مارکس فیلسوف آلمانی است. وی بر اساس نظریة تکامل تاریخی، جوامع را به چند دسته تقسیم می نماید: 1. کمون اولیه؛ 2. فئودالی؛ 3. بورژوایی. همچنین مبنای تحول جوامع را بر اساس تز، آنتی‌تز و در نتیجه سنتز می‌داند، یعنی نوعی تضاد و ستیزه میان طبقات اجتماعی؛ و از آنجا که در جامعه بورژوایي، نظام حاکم یک نظام سرمایه‌داری است و تمام امکانات تولید اقتصادی در دستان آنان است و طبقه کارگر صرفاً به عنوان بردگان اینان ایفای نقش می‌کنند، در ظرف مدتی، این دو طبقه دچار چالش شده و در نتیجه ،طبقة کارگر یا پرولتاریا غالب خواهد شد. البته دین در چنین سیستمی از آنجا که صرفاً ابزاری است در دستان طبقه سرمایه‌داری، برای تخدیر نمودن طبقه کارگر مضراست و از میان خواهد رفت. البته چنین دیدگاهی که آیندة بشری را در یک نظام کارگری می‌دید، چندان دوامی نداشت و با فروپاشی نظام کمونیستیِ شوروی، دیگر به آن چندان توجهی نمی‌شود.

اگزیستانسیالیسم

در میان مکاتب فلسفی نیز که ادعای نوعی پیش‌بینی دربارة آینده بشر را دارد، می‌توان به مکتب اگزیستانسیالیسم اشاره نمود. این مکتب تفاوتی با دو مکتب فوق دارد که می‌توان این تفاوت را مثبت ارزیابی کرد؛ و آن این است که دو مکتب فوق، جریان رسیدن بشر به مرحلة نهایی را بر اساس نوعی جبر تاریخی تبیین می‌نمود. اما در مکتب اگزیستانسالیسم از آن نحوه جبرگرایی گریخته، مبنا را بر اختیار و آزادی انسان می‌نهد که البته در برابر جبرگرایی تاریخی فوق، بسیار نکتة مثبتی است. اما جهت منفی‌ای نیز در این مکتب دیده می‌شود، و آن این است که این مکتب آیندة تاریکی را برای بشر پیش‌بینی می‌نماید و معتقد است این مسیری را که غرب برای انسان رقم زده است، نظام سودمندی برای انسان نیست و در واقع، آینده بشر را در نوعی پوچی و نیهلیسم مشاهده می‌کند. البته در آثار برخی از متفکرین اگزیستانسیالیست، همچون گابریل مارسل و کارل یاسپرس سخنی از امید به یک معجزه و یا امید به یک قهرمان یا منجی مطرح شده است، اما دید کلی در این مکتب به روند فعلی تمدن بشر روی خوشی ندارد و آیندة آن را تیره و تار می‌بیند.

آینده در نگاه ادیان

در میان پیش‌بینی‌های بسیاری که مکاتب گوناگون دربارة آیندة بشر كرده‌اند، برترین نوع از آینده‌نگری و فرجام‌شناسی بشر، از آنِ ادیان(اعم از الهی وغیر الهی) است. تقریباً می‌توان گفت كه نقطه مشترک تمام ادیان در پیش‌بینی آیندة جامعة بشری، ظهور منجی است. مفهوم منجی در تمام ادیان تقریباً مشترک است و تمام ادیان در این عقیده اتفاق نظر دارند که قطعة پایانی تمدن بشر پایانی خوش با ظهور یک قهرمان و یا همان منجی است. اما نقطة افتراق فقط در شخصیت و ویژگی‌های فردیِ منجیِ منتظر است که هر دینی بنا به آموزه‌های خود شخصیت منجی را بزرگی از میان دین خود می‌داند و به آن معتقد است.

آینده بشر از دیدگاه اسلام

دین اسلام با توجه به آموزه‌های درونی خود به یکی از باشکوه‌ترین و زیباترین و امیدبخش‌ترین آینده‌هاي بشري معتقد است. با توجه به آموزه‌ای درون‌دینی، روند کلی تاریخ بشر به سمت خیر است، اما گاهی شر بر خیر غلبه موقتی دارد. اما در قطعة پایانیِ زندگیِ بشر یا همان آخرالزمان، غلبة نهایی خیر بر شر و حق بر باطل رقم می‌خورد و مردی از جنس مردان الهی و مأمور از جانب حق با کمک بسیاری از پیروان و ارادتمندان، باطل را به کلی محو و نظامی الهی و بسیار مطلوب را پایه‌گذاری می‌نماید که مطلوب تمام انبیا و اولیاست.

 

منابع

موعود : خرداد و تیر 1378، شماره 14

فصلنامه انتظار، شماره 21

جان ندروین، پایان تاریخ، ترجمه پرویز صداقت

 

 

جاء الحق و زهق الباطل

 

فرجام بشر از منظر قرآن

محقق : مهدی ملک‌محمدی (دانشجوی دکتری قرآن و متون اسلامی)

 

انسان به مقتضای حب ذات و فطرت جست­و­جوگرش، همواره به سرنوشت خویش و جهانی می­اندیشیده است که در آن زندگی می­کند. در همه ادیان الاهی و بسیاری از مکاتب بشری، درباره پایان جهان و سرنوشت انسان سخن گفته شده و اغلب، فرجامی سعادت­آمیز را برای آن پیش­بینی کرده­اند.1 آیات قرآن کریم به صراحت از زندگی پایانی انسان پیش از برپایی قیامت سخنی نمی­گوید. با این حال، از مجموع آیات می­توان فهمید كه خداوند در واپسین دوره این جهان، حياتي سعادت­مند همراه با تحقق کامل هدفِ آفرینش انسان را برای او رقم می­زند و او جهانی سراسر یکتاپرستی و عدالت را تجربه خواهد کرد. افزون بر این، روایات فراوانی از پیامبر گرامی اسلام(ص) و امامان معصوم(ع م) هست كه بسیاری از آیات قرآن را با زندگی انسان­ها در آخر‌الزمان تطبیق کرده­اند. به عبارت دیگر، گرچه آیات قرآن براي فرجام نهایی انسان نازل نشده­­ است و به حوادث عصر پیامبر اشاره دارند، ولی از آنجا که قرآن کتابی برای همه دوران­هاست، امامان معصوم (ع‌ م) با علم الاهی خویش، عاقبت انسان­ها را در این جهان یکی از مصادیق جدید برخی از آیات قرآن در گذر زمان دانسته­اند. در ادامه به موضوع برخی از این آیات اشاره­ خواهیم نمود.

پیروزی نهایی صالحان

مفسران با بهره­گیری از روایات، عموم آیاتی را که از پیروزی حق و نابودی باطل،2 ارث­بری صالحان از زمین، پرهیزگاران و مستضعفان3 و جانشین ساختن آنان در زمین4 سخن گفته­اند، بر پیروزی نهایی اسلام در زمان ظهور امام مهدی(عج) بر دیگر مکاتب و ادیان تطبیق کرده­اند. اینان همچنین تأکید می­کنند كه پیروزی اسلام با دلایل عقلی خواهد بود5 و نه زور و شمشیر.

ایجاد امنیت

خداوند به مؤمنان و صالحان وعده داده است كه بيم‌شان را به ايمنى مبدل گرداند. از نگاه قرآن، وعده یادشده زمینه­ساز یکتاپرستی و حق­طلبی خواهد بود.6 بر پایه روایات شیعی، امنیت کامل بر روی زمین با ظهور امام مهدی(ع) تحقق می­یابد.7

گسترش نیکی­ها و یکتاپرستی

قرآن کریم تأکید می­کند: «خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند... ، آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند».8 افزون بر این، مؤمنانی كه در زمين به قدرت می­رسند، وظیفه دارند نماز را به پا داشته، زكات بدهند، به كارهاى پسنديده امر و از زشتی­ها نهی کنند.9 روایات شیعه، امام مهدی(ع) و یاران ایشان را مصداق کامل آیه می­دانند که پس از آنکه جز نام و نوشته­ای از اسلام و قرآن باقی نمانده است، در سراسر زمین به حکومت رسیده، دین خدا را گسترش می­دهند و با بدعت­ و بی­عدالتی مبارزه می­کنند.10

فراگیر شدن برکت و نعمت

قرآن کریم تأکید می­کند كه اگر مردم شهرها ایمان مي‌آوردند و تقوا پیشه می­کردند، درهای برکت و رحمت خداوند از آسمان و زمین به رویشان گشوده می­شد: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض‏».11 با ظهور امام مهدی(ع) و فراگیر شدن یکتاپرستی در جهان، سنت و وعده خداوند كاملاً تحقق یافته، آبادانی و برکت سراسر زمین را فرا خواهد گرفت و صالحان به همه منافع مادی و معنوی زمین دست خواهند یافت.12 روایات نیز «رجعت» را زمان تحقق وعده یاد شده دانسته و به پر شدن زمین از انواع بهره­مندی­ها در این دوران تصریح کرده­ است.13

رجعت

به باور شیعیان، در واپسین دوره زندگی دنیا گروهی از نیکوکاران و بدکاران گذشته زنده مي‌شوند و هر یک نتیجه دنیوی کارهای خویش را خواهند دید. مفسران شیعه14 برخی از آیات قرآن را به همین موضوع تفسیر کرده­اند: «آن روز كه از هر امتى، گروهى از كسانى را كه آيات ما را تكذيب كرده‏اند، محشور مى‏گردانيم‏».15 مردم در سايه حكومت حضرت مهدى (عج) به بالاترين حد رشد و بلوغ مى‏رسند. بدين ترتيب، خلافت انسان بر زمين به كامل‏ترين حد خود خواهد رسيد. در عين حال، وجود مقدس امام معصوم (امام مهدى يا امامان (ع م) ديگر از هنگام رجعت)، تا قيامت در دنيا حضور داشته، جامعه انسانى هيچ‏گاه از حضورشان بى‏نياز نمى‏شود.16

 

پي‌نوشت‌ها:

1. ر.ک: نجات بخشی در ادیان؛ ص 13ـ 14و قیام و انقلاب مهدی، ص 5 و اوستا؛ گاهان؛ یسنه 46، ب 3 و اوپانیشاد؛ ص 772- 774 و کتاب مقدس؛ اشعیا 11ـ 12و یوحنا، 4ـ 22.

2. «وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقا؛ بگو: «حق آمد و باطل نابود شد. آرى، باطل همواره نابودشدنى است» (اسراء: 81). «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُون‏؛ او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند، هر چند مشركان خوش نداشته باشند» (توبه: 33).

3. «وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُون؛ در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد» (انبیاء: 105). «إِنَّ الأَرضَ لِلّهِ يُورِثُها مَن يَشاءُ مِن عِبادِهِ و العقِبَةُ لِلمُتَّقين؛ زمين از آنِ خداست. آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مى‏دهد و فرجام [نيك‏] براى پرهيزگاران است‏» (اعراف: 128). «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِين‏؛ خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند، منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم‏] و وارث [زمين‏] گردانیم‏» (قصص: 5).

4. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْض‏؛ خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در زمين جانشين [خود] قرار دهد» (نور: 55).

5. مجمع البیان؛ ج 5، ص 38.

6. «وَعَدَ اللّهُ الَّذينَ ءَامَنوا ... وَ لَيُبدّلَنَّهُم مِن بَعدِ خَوفِهِم أَمناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً» (نور: 55).

7. البرهان فی تفسیر القرآن؛ ج 4، ص 89 ـ 90.

8. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ... وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضى‏ لَهُمْ ... يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً‏» (نور: 55).

9. «الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ لِلَّهِ عاقِبَةُ الْأُمُور» (حج: 41).

10. نور الثقلین؛ ج 3، ص506 و کنز الدقائق؛ ج 9، ص 338.

11. اعراف: 96

12. تفسير المیزان؛ ج14، ص330.

13. نور الثقلین؛ ج2، ص52.

14. مجمع البیان؛ ج 7، ص366.

15. «وَ يَومَ نَحشُرُ مِن كُلّ أُمَّةٍ فَوجاً مِمَّن يُكَذّبُ بَآياتِنا» (نمل: 83).

16. الایقاظ من الهجعة؛ ص392 ـ 405.

 

 

مرارت‌های صلحی جهانی

به کوشش: علی‌رضا جمالی

 

سوال از آینده جهان و سرنوشت بشر از دیرباز یکی از دغدغه‌های انسان بوده است و در طول تاریخ ادیان الهی و اديان غیر الهی تحلیل‌ها و پیش بینی‌های مختلفی را از آن ارائه داده‌اند. حجت الاسلام رحیم کارگر استاد حوزه علمیه و پژوهشگر برتر عرصه مهدویت در این رابطه به سوال‌های اندیشه معلم پاسخ می‌دهند.

 

استاد کارگر شما آینده جهان را از منظر دین اسلام با توجه به آموزه‌های مهدویت چه طور می‌بینید؟

از دیدگاه اسلام ما یک دوره بسیار سخت، شکننده و فتنه‌آمیزی خواهیم داشت كه شاید برای مدت‌های مدیدی طول بکشد. از نظر اخلاقی، و معنوی به سمت فاجعه‌باری پیش می‌رود. دوره‌ای که حکومت‌ها سیاست‌های شیطانی و غیر فاضله خواهد بود. دوره‌ای که خانواده‌‌ها از هم گسسته خواهد شد مسائل مادی و شهوانی حرف اول را خواهد زد. هشدارهای روایات برای ما خیلی مغتنم اند. می‌بینیم که بسیاری از هشدارهایی که روایات در این زمینه گفته بودند محقق شده است. بعد از گذر از این دوران وارد بخش دوم آینده جهان خواهیم شد که آینده بسیار روشن، اطمینان بخش، زیبا، دوست داشتنی، و شفاف است. یعنی ورود به دوره‌ جدیدی از زندگی بشر که تاکنون سابقه نداشته. دوره‌ای که بشر زندگی واقعی را لمس خواهد کرد، معنای زندگی را درک خواهد کرد، معنای آفرینش و فلسفه غیبت و خلقت را خواهد فهمید و از نزدیک همه آنها را مشاهده خواهد کرد، طوری زیبایی‌های این دوره بیان شده که همه مردگان آرزو خواهند کرد که ای کاش زنده می‌شدند و این دوران را می‌دیدند و از نزدیک مشاهده می‌کردند.

یعنی شما می‌خواهید بگویید که در آینده‌‌ سفیدی که می‌خواهد ایجاد بشود؛ مثلاً ما اختلاس نداریم. و نزاع‌های سیاسی نداریم؟

انسان آفریده نشده که حتماً در بدبختی و بیچارگی و جنگ زندگی بکند. انسان آفریده شده که در این دنیا زندگی بکند، زندگی‌ای که همراه با عبودیت، بندگی، تقرب به خداوند، انسانیت. اگر انسانیت حاکم بشود که دیگر دعوا، تجاوز و بدی معنا ندارد. همه این‌ مشكلات زمانی به وجود می‌آید که ما از آن انسانیت خودمان دور بشویم و جهالت و ضلالت بر ما غلبه بکند. بشر یک دوره‌ بسیار وحشتناکی را پشت سر ميگذارد، یک تجربه بسیار تلخ. وضع بشر از لحاظ اخلاقی، از لحاظ نظامی، از لحاظ سیاسی آن قدر فاجعه‌بار و بحرانی می‌شود که می‌خواهد به نهایت انفجار برسد که ما به ظهور می‌رسیم. بشر بعد از این همه تجربه شکست و جنگ و ناامنی و تجاوزگری و بی‌دینی و بی‌ایمانی وارد یک تجربه خوب و بسیار زیبایی خواهد شد که دلش نمی‌خواهد آن تجربه‌های بد را تکرار بکند.

تمام فرقه‌های اسلامی کم و بیش اعتقاد به مهدویت هست. حتی اهل‌سنت هم به مهدویت اعتقاد دارند. نگاه به مهدویت در شیعه چه تفاوتی با سایر فرق اسلامی دارد؟

شیعه سه ویژگی برجسته نسبت به آینده جهان دارد که دیگران ندارند. یکی این که شناخت شیعه نسبت به آینده شناخت مبتنی بر یک سری منابع و مبانی استوار دینی است؛ مبانی و منابعی که کمتر توی آن تحریف و اشکال و سستی وجود دارد. نمی‌گویم در این منابع ضعف نیست؛ ولی نسبت به مکاتب و ادیان ديگر کمترین مشکل و کمترین سستی را در این نگاه به آینده می‌بینیم. پس از آنجا که پایه و شالوده افکار ما نسبت به آینده مستحکم و رفیع بنا نهاده شده ما نگاه درست‌تر، شفاف‌تر و روشن‌بینانه‌تری نسبت به آینده داریم. ديگران ابهامشان به آینده خیلی زیاد است؛ آینده براي آنها خیلی شفاف نیست. مطالب استخوان‌دار، قوی و پایدار در آموزه‌های دینی‌شان نیست؛ یا از بین رفته یا تحریف شده و تغییر پیدا کرده. دوم اینکه مهدویت وارد همه زندگی ما شده، اهلبیت (ع م) زندگی امروز ما را با آینده در هم آمیخته‌اند. ما در عین زندگی عادی خودمان را داریم در عین حال باید منتظر باشیم. منتظر یعنی شخصی که دائماً آماده است؛ دائماً رو به آینده هست؛ برنامه می‌ریزد برای آینده، فکر می‌کند برای آینده، و خودش را در مسیر آن جامعه‌ آرمانی قرار می‌دهد. ما نه تنها باید خودمان منتظر باشیم بلكه باید جامعه منتظر هم داشته باشیم. مهدویت وارد همه عرصه‌های زندگی ما می‌شود و پس این دومین فرق ما نسبت به دیگران است. سومین فرق ما نسبت به دیگران این است که ما با مهدویتی سر و کار داریم که زنده است و با مهدویتی سر و کار داریم که واقعی، عینی و در تداوم امامت و نبوت است. ما با مهدویتی سر و کار داریم که امام موعود آن حجت زمان است، ولیّ ما و رهبر ما است؛ هرچند ولو در غیبت است و دیده نمی‌شود. او واسطه فیض خداوند است؛ پس در دوره غیبت و در دوره‌ای که امام در پیش ما نیست همه کارهای ما برگشتش به امام است. فرق ما با دیگران در این است که نگاه ما به آینده نه تنها روشن است، بلکه حتمی و قطعی است. عینی است. برای ما غیبت و حضور امام فرق نمی‌کند. ما به وظایف خودمان عمل می‌کنیم، به دینداری خودمان عمل می‌کنیم، جامعه صالحی تشکیل می‌دهیم؛ چون امام ما توی جامعه هست فقط ما نمی‌بینیم. ولی دیگران این طور نیستند. موعودهای دیگران هنوز به دنیا نیامدند، اگر هم به دنیا آمدند مثل مسیح در این دنیا نیستند.

آیا عقیده به مهدویت عقیده به برپایی جنگ و نزاع جهانی است؟ آيا حکومت حضرت حکومت جنگ‌جویانه است؟

برای این که ما بتوانیم به این سؤال پاسخ بدهیم دو مقدمه را حتماً باید داشته باشیم. مقدمه‌ اول این است که به هر حال بعضی از امور زندگی به دست نمی‌آید مگر با جنگ. با سختی. ما اگر بخواهیم به آن جامعه خوب، برسیم باید زحمت بکشیم، باید برایش هزینه کنیم. اینجا می‌شود جهاد رهایی‌بخش. نکته دوم این است که عرض کردیم در آن بخش‌تاریک از زندگی بشری جنگ‌ها هستند؛ ربطی هم به بحث مهدویت ندارد. امام زمان می‌آید که مردم را از دست این جنگ‌طلبان و جنگجویان نجات بدهد، این خیلی مهم است. حضرت مهدی ظهور می‌کند تا امنیت برقرار بکند، تا عدالت برقرار بکند، تا معنویت برقرار بکند. بر اساس این دو مقدمه به سؤال شما پاسخ می‌دهیم که در بخش‌های آغازین قیام یک سری درگیری‌های جهانی صورت می‌گیرد؛ اما اصل حرکت اصلاحی و تربیتی است. امام زمان ابتدا مي‌گويند من آمده‌ام که شما و جامعه بشری را اصلاح بکنم. اگر همه مردم بدون جنگ بپذيرند که خیلی خوب است. اما چون دشمنان تسلیم نمی‌شوند امام مجبور به جهاد مي‌شوند.

 

چگونه باید مهدویت را به جهان عرضه کرد؟

باید مهدویت را همان گونه که در روایات آمده به مردم معرفی کنیم و چیزهای اضافی و سلیقه‌ای را وارد این بحث نکنیم. بحث‌های فرعی در باره اینکه مثلاً حضرت وجود دارد؟ می‌شود ملاقات کرد؟ چگونه می‌شود ملاقات کرد؟ و ... ميكنيم. این پیرایه‌ها که وارد بحث می‌شود فضا را غبارآلود می‌کند و بحث‌های اصیل مهدویت در این فضا گم می‌شوند. مردم دنیا تشنه شنیدن حرف‌های جدید هستند؛ حرف‌هایی از معنویت، از صلح جهانی بکنید، صحبت از عدالت جهانی، و محیط زیست جهانی كه همه این‌ها در بحث مهدویت هست. پس قدم اول این است که ما حقايق مهدویت را بدون هیچ گونه پیرایه به تمامی دنیا معرفی بکنیم. نکته دوم این است که ظرفیت‌های مهدویت را برای اداره بشر مطرح بکنیم؛ یعنی حرفی که مهدویت نسبت به محیط زیست دارد، نسبت به سیاست دارد، نسبت به خانواده‌ها و اجتماع دارد را روشن كنيم. نكته سوم بیان شخصیت، بیان ویژگی‌های فردی و اخلاقی حضرت مهدی(عج) هست. باید خود شخصیت حضرت مهدی (عج) را به دنیا معرفی‌ بکنیم؛ یعنی محبوب قلوبش بکنیم.

 

 

آن روز را خواهید دید

 

«آینده» از نگاه رهبر فرزانة انقلاب

گردآورنده: ابوذر کمال

 

در قلمرو اسلام

من ترديدى ندارم كه آينده متعلق به اسلام است، آينده در قلمرو اسلام است و شما جوان‌ها ان‌شاءاللَّه به توفيق الهى آن روزى را كه پرچم اسلام در همة اين مناطق به اهتزاز در بيايد و يك مجموعة متحد اسلامىِ مقتدر و با عزت تشكيل بشود، خواهيد ديد.1

--------------------------------------

انقلاب جوان

تازه از عمر انقلاب، 32 سال گذشته. 32 سال براى يك انسان هم عمر جوانى است، چه برسد براى يك تاريخ. اين نظام الهى بايد صدها سال عمر كند. ما هنوز در اول جوانى‌اش هستيم.2

--------------------------------------

اگر همت نکنیم...

ملت ايران به‌عنوان يك ملت و يك مجموعه، تا قبل از پيروزى انقلاب اسلامى فرصت و مهلت اين را نيافت كه براى خود چشم‌اندازى تعريف كند؛ آن چشم‌انداز را انتخاب كند؛ براى آن چشم‌انداز برنامه‌ريزى كند و به سوى آن چشم‌انداز حركت كند. تا چشم‌انداز را براى خود تعريف نكنيم، هيچ كار درستى صورت نخواهد گرفت - همه‌اش روزمرّگى است - بعد از آنكه تعريف كرديم، اگر برنامه‌ريزى نكنيم، كارِ بى‌برنامه به سامان نخواهد رسيد. بعد از آنكه برنامه‌ريزى كرديم، اگر همت نكنيم، حركت نكنيم، ذهن و عضلات و جسم خود را به تعب نيندازيم و راه نيفتيم، به مقصد نخواهيم رسيد؛ اينها لازم است.3

------------------------------------------

جوانان، چشم‌انداز بیست‌ساله را بخوانند

اين چشم‌انداز بيست‌ساله‌اى كه به‌عنوان سند ملى و تاريخى براى كشور ما تنظيم شده، توصيه مى‌كنم شما جوان‌ها آن را بگيريد و بخوانيد. اين چشم‌انداز با نظر كارشناسانِ مسائل اقتصادى، سياسى و اجتماعى تنظيم شده و دست‌يافتنى است؛ مى‌شود به اين چشم‌انداز رسيد. اگر اين چشم‌انداز تحقق پيدا كند، بخش مهمى از خواسته‌هاى ما - همين‌هايى كه گفتم - تحقق پيدا كرده است؛ اما تلاش و كار مى‌خواهد.4

----------------------------------------

روحیة جوشندة پژوهنده

آنچه كه آيندة اين كشور را، بلكه آيندة اسلام و امت اسلامى را تأمين مي‌كند، همين روحية جوشندة پژوهندة طلب‌كارِ پراحساس و پرعاطفه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اى است كه انسان در مجموعة نسل جوان دانشجوى كشورمان مشاهده مي‌كند. يعنى شما ولو حالا ممكن است يك مطلبى را به طور قاطع معتقد نباشيد، يا عميقاً براى او استدلال نداشته باشيد، اما مجموعة حركت دانشجوهاى مسلمان و مؤمن - با اختلاف نام‌ها - در كل كشورمان يك نويدى براى آيندة اين كشور و آيندة اين نظام و آيندة امت اسلامى است.5

-----------------------------------------------------

سه ضلع اساسی

من اعتقاد راسخ دارم كه آنچه در شأن ملت ايران است و چشم انداز آيندة ما را تشكيل مى‌دهد، يك چيز ممكن و در دسترس است؛ به شرط اينكه ما به شرايط آن عمل كنيم. هم مسئولان وظيفه دارند، هم مردم وظيفه دارند؛ هم وظايف اختصاصى دارند، هم وظايف مشترك دارند... .

مى‌توان ايران را به يك كشور پيشرفته تبديل كرد؛ يعنى همين مسيرى را كه انقلاب تا امروز پيموده است، با سرعت بيشتر و با جهت‌گيرىِ بهتر و قوى‌تر ادامه داد؛ اما اين مشروط به شرط لازم آن است، كه عبارت است از تلاش ملى و همه جانبه.

اين تلاش همه جانبه و عمومى داراى سه ضلع اساسى است: يك ضلع عبارت است از همت و تلاش مسؤولان كشور؛ يك ضلع عبارت است از همكارى و شركت مردم در بخشهايى كه وظيفه ى اساسى آنهاست؛ و ضلع سوم عبارت است از ايجاد مناسبات صحيح اقتصادى و اجتماعى در كشور، كه اين، هم بر عهدة مسئولان و هم بر عهدة مردم است.6

-------------------------------------------------------

الگوی توسعه و پیشرفت

بحث لزوم بازشناسى الگوى توسعه و پيشرفت است. ما مي‌خواهيم پيشرفت كنيم. مدل اين پيشرفت چيست؟ اين مدل را بايد بازشناسى كنيم. گفتم تحول، سنت الهى است در زندگى بشر. با او سينه به سينه نبايد شد؛ از او استقبال بايد كرد. بايد تحول را مديريت كرد، تا به پيشرفت بينجامد؛ جامعه را پيش ببرد. دانشگاهيان؛ چه دانشجو، چه استاد و حوزويان؛ چه طلبه، چه استاد، همه بايد اين خط و رشته‏ فكرى را تعقيب و دنبال كنند.7

--------------------

شاهد وعدة قرآن

ان‌شاءاللَّه شما جوان‌ها آن روزى را شاهد خواهيد بود كه به قله‌هاى افتخار دست پيدا كرديد و همچنان كه قرآن وعده كرده است: «لتكونوا شهداء على النّاس»8 شهيدان و گواهان مردم دنيا شديد و در قله‌ها باشيد، كه ملت‌ها به شما نگاه كنند و به سمت اين قله‌ها حركت كنند.9

----------------------------------------

پی‌نوشت:

1. بیانات در اجتماع مردم گیلان‌غرب‌، ۱۳۹۰/۰۷/۲۳.

2.‌ بيانات در سومين نشست انديشه‌هاى راهبردى، ‌۱۳۹۰/۱۰/۱۴.

3.‌ بيانات در ديدار جوانان و دانشجويان دانشگاه‌هاى استان همدان، ۱۳۸۳/۰۴/۱۷.

4. بيانات در ديدار اعضاى بسيج و پرسنل اداره كل اطلاعات استان همدان، ‌۱۳۸۳/۰۴/۱۶.

5. بیانات در دیدار دانشجویان و نخبگان علمی، ‌۱۳۸۸/۰۶/۰۴.

6. بيانات در اجتماع بزرگ مردم همدان، ‌۱۳۸۳/۰۴/۱۵.

7.‌ بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى‏ در ديدار دانشجويان دانشگاه فردوسى مشهد، ۱۳۸۶/۰۲/۲۵.

8. بقره:143.

9. بيانات در جمع 110 هزار بسيجی‌ در روز عيد غدير، ‌۱۳۸۹/۰۹/۰۴.

 

آینده را چراغ راه ساز

 

باورداشت آینده روشن و نقش آن در سامان یابی رویکرد ها و رفتارها

 

محقق : امیرمحسن عرفان (پژوهشگر و نویسنده)

 

ظهور منجی موعود، تحقق بخش آرمان دیرپای بشری برای زندگی در یک مدینه فاضله است. هر چند چنین آرمانی تاکنون محقق نشده است مؤمنان همواره در راستای تعالیم پیامبران خود چشم به راه آن بوده اند. اگر چه انتظار تحقق چنین جامعه ای به طول انجامیده است با این حال این آموزه از آرمان های تغییر نیافته و پایدار انسان در طول قرن ها و از مسلمات اعتقادی ادیان آسمانی است. مسأله مهم این است که اعتقاد به آینده ای روشن که آرمان مشترک بشری به شمار می رود، تا چه میزان می تواند در انسجام بخشی فعالیت های دنیایی مفید واقع شود؟

در یک نگاه کلی می توان کارکردهای باور به آینده روشن را این چنین بیان کرد:

 

الگوبرداری از جامعه متکامل عصر ظهور

 

با توجه به چشم انداز اجمالی آینده که براساس اصول و آموزه های دینی ترسیم می شود، ویژگی های کلان زندگی آینده بشری براساس آموزه مهدویت و ظهور منجی موعود تا حدودی روشن است. البته ابهامات و اختلاف نظرهایی در چگونگی عصر ظهور و مدینه فاضله مورد نظر ادیان وجود دارد اما می توان ویژگی های کلان زندگی آینده را با استعانت از مسلمات اعتقادی ادیان و اصول کلامی استخراج کرد. با تمسک به این دیدگاه های مشترک و بازتابیدن آنها بر وضعیت عصر حاضر می توان به تفاهم در چگونگی تنظیم زندگی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی امروز خود دست یافت.

 

تقویت بعد فرجام گرایانه و تقویت آرمان گرایی

 

تا زمانی که انسان، مقصد عالی و نهایی خود را در نظر نگیرد و به آینده روشن نیندیشد و فرجام و عاقبت دنیا را فراموش کند قابلیت تحرک و تحول نخواهد داشت. اما در آموزة مهدویت به این نیاز انسان پاسخ درستی داده شده است و رفتارها و کوشش های او در جهت کسب تلاش در راستای رسیدن به این آینده روشن نهادینه می گردد. آموزة مهدویت واجد این خصوصیت ویژه و برجسته است و همه انسان ها را متوجه آینده روشن می کند. در نتیجه تقویت بعد فرجام گرایانه در زندگی در مسیر درست و واقعی زندگی قرار می گیرند 1 . فراهم سازی مقدمات لازم برای ظهور منجی نهایی غایت مقدس و انسان گرایانه ای جذاب و در عین حال واقع گرایانه است که از منظر جامع شناسی هر انسان طالب کمال و عدالت و آزادی و رفاه و امنیت را به سوی خود جذب می نماید.

 

امید به آینده و گذر از امیدهای واهی

 

امید به آینده یکی از نیازهای انسان امروزی است؛ چرا که در پرتو امید به آینده، حرکت و پویایی به وجود می آید و انسان را به پیشرفت و تعالی سوق می دهد. بنابراین امید یکی از عوامل مؤثر در تحرک تاریخ و بشر است.2

«آلپورت» یکی از صاحب نظران علم شخصیت اعتقاد دارد هدفمندی و آینده نگری از ویژگی های افراد سالم و برخوردار از ویژ گی های افراد سالم و برخوردار از سلامت روان است این افراد فعالانه در پی هدف ها و امیدها و رؤیای خویش اند و رهنمون زندگی شان معناجویی و ایثار و حسن تعهد است. تعقیب هدف، هیج گاه پایان نمی پذیرد.3 «ویکتورفرانکل» می گوید: شخصیت های سالم ویژگ ی های دیگری هم دارند؛ به آینده می نگرند و به هدف ها و وظایف آتی توجه می کنند. این ویژ گی انسان است که تنها با نگرش به آینده می تواند زندگی کند.4

انتظار آيندة بهتر و ظهور دولت حق و عدل، در طول تاريخ مترقي‌ترين آرمان اجتماعي بوده است. فطرت كمال‌گراي آدمي و ماهيت زندگي بشر با اميد به آينده عجين شده است؛ لذا اعتقاد به مهدويت از اصيل‌ترين ابعاد روح انساني سرچشمه مي‌گيرد. باور داشت مهدويت و اعتقاد به وجود نجات‌بخش گيتي، به گروه و مذهب خاصی محدود نيست. این اعتقاد به آرمان نهایی، باعث ایجاد شور و اشتیاق وافر جهت رسیدن به مقصود و موجب تلاش و کوشش جدی برای دستیابی به خواسته ها است. آرزوی بالندگی و کمال و شکوفایی، اراده و عزم انسان را تقویت می کند و توانایی و قدرت ویژه ای به جوامع می بخشد تا بتوانند به آرزو و خواسته های خود برسند. در واقع امید به آینده ای روشن و پرفروغ، بر اندیشه و فکر انسان تأثیر مستقیمی دارد و به او جهت و برنامه می دهد. آن گاه این اندیشه و برنامه بر اراده و عزم او اثر می گذارد و او را وادار می کند تات تلاش معنابخشی، برای رسیدن به آن داشته باشد.

نکتة در خور توجه این است که امیدبخشی که از کارکردهای اجتماعی انتظار به شمار می آید، معنا تولید می کند؛ یعنی رفتارها و کنش ها را تحت تأثیر قرار می دهد؛ به این معنا که کنش ها دارای معنا و مفهوم می شوند.5 در پرتو کارکردهای امید بخشی است که سازمان اجتماعی شکل می گیرد. سازمان اجنماعی در واقع از تمامیت کنش اجتماعی در جمعی معین ناشی می شود؛ و تمام عناصر فرهنگی و ساختی، متغیرها و عواملی که در تعیین، سازماندهی، هدایت و انگیزش کنش هر یک از افراد مؤثرند، در ایجاد سازمان اجتماعی، نیز، سهیم اند.

امیدبخشی - معنا  -  کنش  - ساختار  - سازمان اجتماعی.6

بزرگ ترین کارکرد باور به اندیشه مهدویت عبور دادن بشریت از امیدهای واهی است. زیرا که باور به آموزة مهدویت به معنای اعتنا نکردن به هر ادعایی است که بی بهره از پشتیبانی آشکار و مؤثر از عالم قدس و نیروهاتی ماورایی مطرح می گردد. این نگرش، موجب وانهادن امیدهای واهی به مکتبها، قدرتها و مدعیان بی بنیادی خواهد شد که هر ازگاهی جوامع را به گرداب جنگ، خشونت و تفرقه می کشانند.

گفته شد یکی از کارکردهای اجتماعی و تربیتی انتظار حضرت مهدی علیه السلام گسترش امید و روحیة امیدبخشی در جامعه است؛ اما امید با آرزو تفاوت دارد. امید با عقل بشر همراه و امکان پذیر است و به محال تعلق نمی گیرد؛ ولی آرزو، گاهی با عقل هماهنگ، و گاهی ناهماهنگ است؛ و خواسته اش غیر عقلایی و امکان ناپذیر است. ازین رو،آرزو به محالات نیز تعلق می گیرد.در آرزو کردن، لزوماً حرکت، به سوی آن نیست؛ چرا که انسان می نشیند و آرزو می کند.بنابراین در آرزو، حرکت به سوی هدف وجود ندارد؛ ولی امید، با حرکت به سوی هدف همراه است.7

این شکل سرنوشت باوری و فرجام گویی، مبتنی بر پیش بینی علمی و فلسفی نیست؛ بلکه بر پایة وحی و غیب است که علم آن نزد خدای متعال و افراد برگزیدة او (پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام) است. این پیش بینی حتمی و قطعی، اخبار غیبی از آینده ای روشن و فضیلت گون است و بر جبری بودن حرکت تاریخ دلالت ندارد. تنها وعده و بشارت حتمی الهی بر حاکمیت صالحان و حکومت جهان عدلو نابودی باطل است.8


پی نوشت

 

1. غلامرضا بهروزلک، سیاست ومهدویت، (قم: مؤسسه آینده روشن،1388)،ص72.

 

2. محمدتقی جعفری، ترجمه و تفسیرنهج البلاغه،(تهران:دفترنشرفرهنک اسلامی،1378)،ج27، ص 285.

 

3. دوآن شولتس، روان شناسی کمال،الگوهای شخصیت سالم،ترجمه:گیتی خوشدل،(تهران:نشرپیکان،1385)،ص 20.

 

4. همان، ص 166.

 

5. محمدصادق ربانی خوراسگانی،بررسی کارکردهای اجتماعی انتظار حضرت مهدی علیه السلام در ایران معاصر، (قم:مؤسسسه امام خمینی،1388)،ص36.

 

6. همان، ص 37.

 

7. سیدرضا صدر،راه مهدی، به اهتمام سیدباقرخسروشاهی،(قم:بوستان کتاب،1378)،ص 21.

8. رحیم کارگر، آینده جهان(دولت وسیاست در اندیشه مهدویت)، (قم: مرکز تخصصی مهدویت،1383)،ص 51

 

 

آینده در قاب

 

رهیافتی به سينماي آخرالزمان

محقق :مهدی بهرامی (کارشناس ارشد فلسفه هنر)

 

هر آنچه از تباهی و بی‌اخلاقی در سينما وجود دارد تا آخرالزمان ادامه خواهد داشت؛ البته بیراه به نظر نمی‌رسد اگر بگویم بر این تباهی و بی‌اخلاقی نیز اضافه خواهد شد. چراکه هنر از سرشت انسان‌ها نشئت می‌گیردو خلاقیتی است که از دورن به بیرون راه پیدا می‌کند و در بسیاری از موارد (شاید همة موارد) آینة تمام‌نماي دورن انسان است. بنابراین زمانی که انسان آخرالزمانی، درونی بدون صداقت و پاکی و ایمان داشته باشد، هنری که خلق می‌کند هم بویی از ایمان و اخلاق ندارد و همان تباهی را به تصویر خواهد کشید.

آخرالزمان در اندیشه شیعه قطعاً به معنای پایان دنیا آن‌گونه که اندیشه‌های غربی به آن اشاره می‌کنند نیست. آخرالزمان برای شیعیان مصداق آیه «{وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ}»1 است. خداوند اراده کرده است که بر مستضعفان منت بگذارد و آنان را پیشوا و وارث زمین قرار دهد.این آیه در حقیقت بيانگر يك قانون كلى است در زمينه پيروزى حق بر باطل و ايمان بر كفر.2

بنابراین تفاوت عمده‌ای که آخرالزمان از نظر شیعه و غرب دارد این است که آنچه به‌عنوان آخرالزمان در شیعه مطرح است، پر از امید و زندگی برای انسان‌هایی است که در طول تاریخ بشر با عنوان مستضعف خطاب شده‌‌اند و از بسیاری از حقوق محروم بوده‌اند.اين اندیشه‌بر مهدویت و ظهور امامی عادل استوار است.

سينماي غربیِ آخرالزمانی بر اندیشه‌ای بنا نهاده شده است که آخرالزمان را همان انتهای زمین و زمان می‌داند. اصل انتهای زمین، نابودی و ناامیدی را می‌توان در بیشتر فیلم‌هایی که به‌عنوان آخرالزمان مطرح است ديد. در اين فيلم‌ها بشر به دنبال راهی برای نجات خویشتن از نابودی است. نمونه آن را می‌توان در فیلم «2012» مشاهده کرد.در اين فيلم زمین در حال نابودی است و بشر چون از مدت‌ها قبل از این نابودی اطلاع داشته در پی نجات عده‌ای از ابناء بشر هستند. این عده همان سلطه‌جویان و کسانی هستند که بر اساس آنچه قرآن کریم فرموده است قرار نیست بر زمین حاکم باشند.

هنر غرب در سودای تسلط بر آخرالزمان است. غرب، آخرالزمان را نیز برای خود می‌داند و در هنر خود به سمتی می‌رود که نشان دهد غرب به علت دسترسی به علم و فناوری و پیشرفت‌های تکنولوژیک، بر همه چیز مسلط خواهد شد و می‌تواند و حق دارد که بر همة ارکان عالم هستی حاکم شود.

اندیشه سلطه‌خواهان غرب آن چیزی است که در هنر آخرالزمان غرب مشاهده می‌شود. در حالی که اندیشه مهدوی و شیعی چیزی خلاف این اندیشه و در مقابل آن است. آخرالزمان را اگر به معنای واقعی آن برای مهدویت به کار ببریم اصطلاح نابجایی است؛ چراکه بر اساس آنچه در روایات آمده است،آخرالزمان آغاز زمان است و فلسفه آن امید و امیدواری.

غرب آنچه را خود از فرجام جهان یا آخرالزمان می‌خواهد اتفاق بیفتد در فیلم‌‌هایش نمایش داده است.کمپانی‌های بزرگ فیلم‌سازی غربی سال‌هاست که وارد این عرصه شده‌اند و فیلم‌های مختلفی را ساخته‌اند که اندیشه‌های سلطه‌طلبانه‌شان را نشان می‌دهد. البته این اندیشه سلطه‌طلبانه در هر فیلم به نحوی خاص نمایش داده می‌شود.

هنر هالیوودی و پیشگویی‌هایی که از آینده در فیلم‌های خود نشان می‌دهد، به دنبال تأثیرگذاری بر مردم آمریکا و جهان است. آنها از این طریق می‌خواهند وقوع واقعه‌ای به نام آخرالزمان را حتمی نشان دهند و باعث انفعال در میان سایر ملت‌ها و مخصوصاً ملت‌های مسلمان شوند.موضوع این پیشگویی‌های مشخصاً در جنگ تمام عیار میان غرب و شرق است که در آن انسان‌های زیادی کشته می‌شوند و حاصل این جنگ خونین پیروزی غرب بر شرق و سلطه بر تمام جهان است.

مسئله پایان جهان از همان آغاز سینما مورد توجه سینماگران غرب بوده است. فاجعه فروریختن و از بین‌رفتن جهان در این فیلم‌ها به نحوه‌های مختلفی نشان داده شده است. از ذوب شدن یخ‌ها و بالا رفتن دمای زمین تا بمب اتم و جنگ و حملةموجودات فضائی به زمین. در تمام این فیلم‌ها و نبرد نهایي بین خیر و شر،غرب همواره مظهر خیر و سفیدی نشان داده شده است و آنانی که در مقابل آنها هستند و مظهر شر و سیاهی نشان داده شده‌اند، در بسیاری از مواقع مسلمانان‌اند که قصد کشتار مردم آمریکا و جهان را دارند و می‌خواهند امنيت مردم آمریکا و غربیان را به خطر بیندازند.

يهوديان به دليل نفوذی كه در هاليوود داشتند، توانستند بسياری از آموزه‏های توراتی را به فيلم‌های هاليوودی تسری دهندو در مقابل آن اسلام‌هراسی و کاشتن تنفر از مسلمانان، درون‌مایه اصلی بیشتر فیلم‌های آخرالزمانی، مخصوصاً بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و ظهور اندیشه‌ای به نام مهدی موعود است. غرب سال‌هاست که فهمیده ذات اومانیستی و انسان‌گرایی تمدنش با خداگرایی و حق‌محوری اسلامی تنافی دارد.

در بسیاری از آثار سه دهه پیشسینمایی غرب، به شدت جو ضداسلامی وجود دارد و کار به جايي رسیده که در فیلم «مردی که فردا را دید (پیشگویی‌های نوستر آداموس)» امام زمانِ شیعه را سلطان تروریسم و وحشت مي‌داند و شیطان خطاب مي‌کند! این فیلم دقیقاً پس از پیروزی انقلاب اسلامی ساخته شده است.

تمام تلاش غرب از توجه به مسئله آخرالزمان و صرف هزینه‌های فراوان برای ساخت فیلم‌هایی با این مضمون، انداختن نوعی هراس در دل مخاطب و تحریک عواطف برای تحسین قهرمانان آمریکایی و منجیان آخرالزمان توسط مخاطب است و دلیل این همه مبارزه برای کنار زدن اسلام، مخصوصاً اندیشه مهدوی شیعه این است که این اندیشه را مهم‌ترین خطر استراتژیک برای تمدن اومانیستی خود می‌دانند.

اما در مقابل برای نشر اندیشه شیعی در هنر، مخصوصاً در هنرهای تصویری کاری شایسته و بایسته نشده است. حتی می‌توان گفت هنوز اثری که محتوای اندیشه شیعی را از آخرالزمان و زمان ظهور حضرت مهدی (عج) نشان دهد تولید نشده است.

تولید آثار هنری که به آخرالزمان و ظهور حضرت مهدی (عج) بپردازد، می‌تواند تصویری امیدبخش و نشاط‌آفرین را از احادیث و روایات شیعه ترسیم كند. هنر می‌تواند آنچه را که در شیعه هنوز در سطح تئوری و اندیشه آینده است به تصویر بکشد و لذت ظهور امام زمان (عج) را برای مردم ملموس‌تر کند.

اندیشه مهدویت اندیشه مهم و برجسته شیعه است که باعث زنده‌بودن شیعه شده است. در طول تاریخ تشیع داستان‌های فراوانی از حضرت مهدی (عج) و یاورانی که به دنبال او بوده‌اند وجود دارد که قابلیت این را دارد که داستانی امیدبخش و آینده‌ساز برای شیعه را در فیلم‌های مهدوی رقم بزند.متأسفانه هنوز این اتفاق مهم رخ نداده ‌است.

در جایی که کمپانی‌های غربی هزینه‌های گزافی را برای تسلط بر اندیشه آخرالزمان صرف می‌کنند، اندیشه شیعه در هنر مهجور مانده است. در حالی که حقیقت اندیشه شیعه بر اساس فطرت انسان‌هاست و اگر این مهم آن‌چنان که شایسته و بایسته است انجام شود، تولید تعداد محدودی اثر هنری، مخصوصاً اثر سینمایی می‌تواند با بسیاری از فیلم‌هایی که غربیان برای تسلط بر آینده می‌سازند مقابله کند.

پي‌نوشت:

1. قصص: 5.

2. تفسير نمونه؛ ج‏16، ص18.

 

 

اینک آخر الزمان

 

ملانکولیا Melancholia  

 

محقق : دانیال نعیمی پژوهشگر و فعال حوزه رسانه

در جریان برگزاری شصت‌ و ‌چهارمین جشنواره فيلم کن در سال 2011، طی اتفاقی نادر لارس فون تری­یر به دنبال اظهارات عجیب خود که در آن با هیتلر و نازی‌ها ابراز هم دردی نمود؛ «عنصر نامطلوب» نامیده شد و از جشنواره اخراج گردید. با این حال فیلم او «ملانکولیا» در رقابت‌ باقی ماند و موفق به دریافت جایزه بهترین هنرپیشه‌ نقش اول زن برای «کریستین دانست» شد.

«ملانکولیا» آخرین اثر فون تری‌یر فیلمی با پس زمینه آخرالزمان و پایان دنیا است. هر چند تِم اصلی داستان موضوع تکراری برخورد سیاره‌ای به زمین و نابودی بشر است، ولی فیلم با دیگر آثار این چنینی تفاوت­های چشم­گیری دارد. مهم­ترین وجه تمایز اثر فون تری­یر این است که در آن از حربه­های تکراری و البته پر­هزینه این­گونه آثار استفاده نشده است. در ملانکولیا اثری از ناجی، ابر قهرمان، جنگ و مبارزه خونبار و ارتش تا دندان مسلح نيست. این تمایز به این دليل است که فیلم در آمریکا ساخته نشده و تفکر هالیوودی در پس آن نیست؛ بلکه در زمین گلف یک قصر در سوئد، فیلم برداری شده است و تفکر خاص کارگردان دانمارکی خود را یدک می‌کشد.

ملانکولیا روایتی ساده دارد که در دل خانواده‌ای معمولی می‌گذرد؛ داستان زندگی دو خواهر ـ جاستین و کلیر ـ که موقعیت‌ها و زندگی متفاوت و مخصوص به خود را دارند. فیلم با مراسم ازدواج جاستین آغاز می‌شود و با روایت افسردگی او ادامه مي‌يابد. خبر‌یافتن خانواده از جریان برخورد سیاره‌ای به نام ملانکولیا با زمین شروع شکل­گیری تفاوت­های شخصیتی اعضای خانواده است. جاستین روحیه­ای محکم­تر و اعتماد‌به‌نفسی بیشتر می­یابد و در مقابل کلیر که در طول فیلم انسانی معقول و منطقی نشان داده دچار آشوب روانی و روحیه­ای پرخاش­گر می­شود.

هر یک از این دو خواهر و همسران آنها گویی مثالی از کل جامعه انسانی امروزند. داستان فيلم روایت­گر پوچی و پلیدی زندگی و تمام مظاهر آن و نمایش­گر تسلیم اجباری و تلخ انسان در مقابل سرنوشت و ناتوانی او از تغییر تقدیر محتوم خود است. این روایت ریشه در نگاه منفی کارگردان به زندگی و مرگ اندیشی مفرط او دارد. کارگردانی که شخصیتش مانند آثارش نامتعادل و غیرقابل پیش بینی است.

 

 

(9)

از عدد 9 تفاسیر بسیاری در فرقه‌ها و ادیان مختلف وجود دارد؛ به ویژه در سنت‌های هند و ژرمنی و آسیای مرکزی (ترکی ـ مغولی) و البته بر خلاف آنچه برخی پنداشته‌اند این عدد جایگاه مهمی در جهان سامی و در نتیجه در فرهنگ یهودی ـ مسیحی ندارد.

به طور خلاصه آنچه از بیشتر این سنت‌ها فهمیده می‌شود،10 عدد کامل بوده و نشانه کمال مطلق است و 9 عدد ماقبل آن و کمال نسبی است.

جان مایه‌ انیمیشن 9 همین تفاسیر و تعابیر است. پس از آنکه شین آکر، کارگردان و انیماتور آمریکایی با ساخت انیمیشن کوتاه 9 در سال 2006 نامزد دریافت جایزه اسکار شد و موفقیت‌های فراوان و جوایز، بسیاری به دست آورد. تصمیم به ساخت نسخه بلند آن را گرفت و در9/9/2009 فیلم آماده اکران گردید.

این انیمیشن به گونه‌ای روایت‌گر حوادث آخرالزمانی است که از این نظر در ژانر خود اولین مورد به‌شمار می‌رود و گویی مخاطب آن نه کودکان که بزرگسالان بوده‌اند.

فیلم با صحنه‌هایی آغاز می‌گردد که در آن انسان‌ها به کلی نابود شده‌اند و از بشر چیزی جز ویرانه‌ها، زباله و ابزارآلات نابودشده باقی نمانده است.

در این میان گونه‌ای دیگر از موجودات وجود دارند؛ عروسک‌هایی کوچک که لباس ضخیمی از کتان و کونی با دکمه‌های بزرگ به تن دارند و از 1 تا 9 نام هر یک از آنهاست. فیلم در واقع صحنه مبارزه‌ این 9 عروسک با هیولای مکانیکی گربه‌ای شکل است. علت مبارزه هم ربودن روح، هوش و آگاهی این عروسک‌هاست که در طول فیلم متوجه می‌شویم از طرف سازنده‌شان درون آنها گذاشته شده است.

هر کدام از عروسک­های 1 تا 8 ویژگی‌های مثبت و منفی خود را دارند و 9 کامل‌ترین آنهاست و او قهرمانی است که ناجی بقیه می‌شود. تمامی این اعداد و شخصیت‌ها دست به دست هم مي‌داده تا در نهایت 9 با استفاده از کمال و هوش ذاتی خود موفق به نجات همه شود.

فیلم در واقع روایتی است از مبارزه‌ دانش و آگاهی در مقابل غریزه، جهل و زورگویی، و پيام آن اين است كه کسی به تنهایی قادر به نجات دنیا نیست و این کار بدون فداکاری و تلاش همه محقق نمی‌شود.

کتاب الی The Book Of Eli

کتاب الی فیلمی است با موضوع آخرالزمان و همان­طور که از نام آن پیداست، کتاب مقدس را محور حوادث و روایت داستانی خود قرار داده است. فیلم محصول 2010 آمریکاست و کارگردانی آن را برادران هیوز ـ آلبرت و آلن ـ بر عهده داشته­اند.

داستان، سی سال پس از تمدن فعلی اتفاق می­افتد؛ زمانی­ که انسان­های کمی بر روی زمین باقی مانده­اند. جز عده معدودی کسی از دنیای قدیم اطلاعی ندارد. انسان­های دنیای جدید همگی بی­سوادند. قهرمان فیلم اما سیاه­پوستی است به نام «الی» که هم گانگستر خوبی است و هم نیرویی معنوی از او حمایت می­کند. او ادعا می­کند که سی سال پیش ندایی آسمانی از او خواسته است که آخرین نسخه کتاب مقدس ـ انجیل شاه جیمز ـ كه وسیله نجات بشر است را به سمت غرب کشور ببرد. در این راه با موانع زیادی رو­به­رو شده و اكنون آخرین مانع این منجی شخصی به نام «کارنگی» قصد دارد با به دست آوردن انجیل و استفاده از بی­دانشی مردم معاصر بر آنها سیطره پیدا کند.

قصه فیلم به رویارویی، تعقیب و گریز و مبارزه این دو می­پردازد که در پایان کارنگی، با تهدید به مرگ «سولارا» ـ دختری که حال همسفر الی شده ـ کتاب را به دست می­آورد و الی را زخم خورده رها می­کند؛ غافل از آنكه قهرمان داستان کور بوده و کتاب به خط بریل است. در آن طرف الی متن کتاب را از حفظ بوده و به غرب رسیده است و کتاب را برای پیری دانا می­خواند و او نسخه مکتوب را حفظ و نگهداری می­کند.

با مرگ الی، سولارا با حرکت به سمت خورشید ادامه حرکت الی تا نجات دنیا را به نمایش می­گذارد.

همین روایت کاملاً گویای واقعیت­هایی است که در پس چنین فیلمی وجود دارد و نمی­توان آن را انکار کرد. اینکه آخرین تمدن باقی مانده از بشر در غرب آمریکا سکونت دارد و عامل نجات انسان چیزی جز کتاب مقدس مسیحیان نیست، گویای مقصود اصلی سازندگان آن است. عقاید مورمون­ها (مسیحیانی که معتقدند خداوند باید کسانی را از طریق نبوت فرا بخواند تا انجیل را موعظه کند و در نظام آن به خدمت مشغول باشند) در سراسر فیلم خود را نشان می­دهد.

موارد جالب توجه دیگری نیز وجود دارد؛ از جمله اینکه در طول فیلم با این مسئله مواجهیم که انسان­ها بعد از جنگ، دین را علت آن دانسته‌اند و تمامی کتاب­های آسمانی را نابود کرده­اند، از طرفی کارنگی نیز با حربه دین و کتاب مقدس سعی در فریب مردمان دارد؛ ولی در عین حال باز هم کتاب مقدس ناجی بشر تلقی می­شود. همچنين الی گانگستری تمام عیار است؛ ولی از طرفی شخصی معنوی و همراه با نیروهای الهی به تصویر درمی­آید.

مجموع این موارد آشکار می­سازد که با فیلمی رو‌به‌رو هستیم که مانند تمامی آثار هم سنخ خود در هالیوود، چیزی بیشتر از ترویج و تبلیغ نظام سیاسی و فرهنگی آمریکا ندارد.

 

 

 

آینده جهان در یک نگاه

گزارشی از کتاب آینده جهان اثر استاد کارگر

محقق :علی‌رضا جمالی (نویسنده و پژوهشگر)

 

حجت‌الاسلام و المسلمین رحیم کارگر از اساتید حوزة علمیه قم و پژوهشگران برتر در عرصه مهدویت هستند. همچنین وي به‌عنوان مدیر گروه آینده‌پژوهی پژوهشکدة مهدویت قم، زیر نظر سازمان تبلیغات اسلامی به فعالیت مشغول است. از ایشان تا کنون آثار زیادی در زمینه مهدویت به چاپ رسیده است که می‌توان کتاب آینده جهان را یکی از مهم‌ترینِ آنها به شمار آورد. استاد کارگر به خاطر نگارش این کتاب در سال 1384 به عنوان پژوهشگر برتر در عرصه مهدویت شناخته شد.

این کتاب می‌تواند مرجعی مناسب برای کسانی باشد که به دنبال نگاهی واقع‌بینانه به آینده و حکومت امام زمان هستند. این کتاب شامل مطالب بسیار مفید و قابل تاملی است که هر خوانندة پژوهشگری را به تامل واداشته، افق‌های تازه‌ای را از اندیشة مهدویت به روی او می‌گشاید. در حقیقت رویکرد نویسنده در تالیف این اثر، بررسی عقیدة مهدویت از نگاه آینده‌پژوهی بوده است و این، یک نگاه تازه در عرصة نگارش آثار مرتبط با مهدویت به شمار می‌رود. از این رو، اثر ايشان با ديگر آثاري كه در اين باره تاليف شده، متفاوت خواهد بود.

این کتاب در سه فصل نوشته شده است که فصل اول، به روش‌شناسی تحقیق در تاریخ آینده و آینده‌پژوهی اختصاص دارد . نویسنده در این فصل، فلسفه تاریخ را از دیدگاه برخی از اندیشمندان و شیعه به طور مفصل بررسی کرده است. وی بعد از بیان نظریات دانشمندانی چون مارکس، توین بی، کانت و هگل، درباره حرکت و فلسفه تاریخ، به نقد و بررسی آنها پرداخته و سپس به بیان دیدگاه شیعه در این زمینه پرداخته است. وی می نویسد: « از ديدگاه شيعه، حرکت تاريخ - طبق آيات قرآن و روايات اهل بيت (ع م) - داراى معنا و مفهومى روشن و چهارچوب و روندى مشخص است. اين حرکت، قانون‌مند و بر اساس سنت الهى و اراده بشرى در جريان است. مسير و مکانيسم آن روشن و هدف و مقصدش، معيّن است. در اين ديدگاه، سرمنزل و مقصود تاريخ، کمال و تعالى زندگى بشرى است. در واقع (فلسفه تاريخ)، همان فلسفه زندگى بشرى و غايت‌مندى آن، همان غايت خلقت انسان (عبادت، عبوديت وتقرّب به خدا) است. اين فرجام‌شناسى روشن، مبتنى بر پيش‌بينى وحيانى (قرآن) و اخبار معصومين (ع م) از غيب است. در ضمن، مطابق با نظام‌مندى و سازوارى جهان هستى است، زيرا هيچ بيهودگى و بى‌سامانى در آن وجود ندارد و بى‌حساب وکتاب نيست»

استاد کارگر در فصل دوم، نظریه‌هایی را بررسي كرده است که درباره آینده تاریخ و سیاست و دولت در آینده جهان مطرح شده است. وی سه دیدگاه مسیحت، نظریه پایان تاریخ فوکویاما و نظریه مارکسیسم را مطرح و نقد و ارزیابی كرده است. نویسنده منظور از پایان تاریخ در نظریه فوکویاما را از بین رفتن جهان نمی‌داند، بلکه منظور این است که احتمالاً تحول مهمی در نهادهای اساسی و اصول جاری پدیدار نخواهد شد؛ به این معنا که بعد از جنگ سرد و نابودی کومونیست و برتری نظام لیبرال دموکرات در عرصه بین‌الملل، این نظام، شکل نهایی و ایده‌آل بشری برای اداره جهان است و هیچ نظام فکری و سیاسی دیگری نمی‌تواند جایگزین لیبرال ـ دموکراسی شود.

استاد کارگر در نقد این نظریه به هشت مورد از اشکالات و نقاط ضعف آن اشاره می کند. برای نمونه، وی می نویسد:« اشتباه بزرگی است که اگر مانند فوکویاما باور داشته باشیم که شکست کمونیسم دلیل پیروزی ارزشهای لیبرال غربی است. توانمندی‌های نظام سرمایه‌داری لیبرال، ناشی از ناتوانی های سوسیالیسم مارکسیستی است».

نویسنده فصل پایانی کتاب خود را به مهدویت و آینده تاریخ در اندیشه شیعی اختصاص داده است. وی سیاست امام زمان در اداره جهان هستی و رویکرد دولت ایشان را با استفاده از روایات و آیات، تحلیل كرده است و به نظر می‌رسد با نگاهی عقلانی و استفاده عالمانه از روایات، دورنمای زیبایی از نحوه حکومت امام زمان به تصویر کشیده است. استاد کارگر رویکرد اصلی دولت امام زمان را اخلاق مي‌داند و دولت ایشان را دولت اخلاق می‌نامد و می‌نویسد:« با بررسى و دقّت در اين روايات و نيز سيره و روش حکومتى حضرت مهدى و با توجه به فرض ما درباره دولت ايشان (دولت اخلاقى)، روشن مى‌شود كه حکومت ايشان به هيچ وجه اقتدارگرا و مبتنى بر قدرت نظامى نيست و اساس و بنياد آن بر رفق و مدارا، منطق و حکمت، اخلاق و معنويت و تعامل و تراضى با مردم است. اصولاً اين دولت براى رستگارى و نجات انسان‌ها تشکيل شده و هدف آن به دست گرفتن قدرت نظامى و حکومت بر مردم نيست، بلکه دولت و قدرت، در جهت خدمت به مردم و هدايت آنان به کمال و تعالى است و در مقابله با کژى‌ها و ناراستى ها، اقدامات بنيادين تربيتى و اخلاقى انجام داده، افکار و روحيات آنان را تغيير مى دهد».

 

 

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

 

ویژگی‌های حکومت مهدوی

 

محقق :حسین خانی (نویسنده و پژوهشگر)

 

پرداختن به شاخصه‌های حکومت جهانی امام زمان (عج) یکی از کلیدی‌ترین بحث‌ها در حوزه مهدویت است. پرداختن به این بحث علاوه بر اینکه شوق ما را به دوران ظهور مضاعف می‌سازد؛ چشم‌اندازی است که حرکت‌های اجتماعی را در دوران ظهور سامان بخشیده خط و مرز آن را مشخص می‌کند. به گونه‌اي که شیعة منتظر در دوران غیبت، سعی مي‌كند تا فعاليت‌هايش رادر جهت رضايت امام زمانش انجام دهد.

 

عقل‌گرایی و خرد‌افزایی

 

در بسیاری از روایات ما بر این مهم تأکید كرده‌اند که هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلی مرده است.1

از آنجایی که مرگ عصاره حیات است، پس مرگ جاهلی نشان حیات جاهلی و مرگ آگاهانه نشان حیات عقلانی است. 2 معرفت به امام زمان و شناخت او در بردارنده فعالیت‌ها وشاخصه‌های عملی است. پس در واقع شناخت امام عصر، راهی است برای برخورداری از زندگی عقل‌محور که ثمره آن در اعمال و رفتار ما مشاهده خواهد شد. حکومت مهدوی راهی به جز عقل‌گرایی و خرد‌افزایی نمی‌پیماید. امام باقر(ع) فرمودند: وقتی قائم ما ظهور کند، بر سر بندگان دست می‌کشد و به سبب آن، عقل آنها کامل می‌گردد.3

 

قرآن‌محوری

 

آنچه امروز، یکی از کاستی‌های بزرگ جامعه بشری به حساب می‌آید، گسستگي از کتاب الهی‌ است. آن کس که می‌تواند میان بشر و قرآن پیوند عمیق و دقیق ایجاد کند، امام زمان است. در واقع کتاب خدا بدون حکومت امام معصوم، مهجور است. قرآن منشور اصلی حکومتِ مهدوی‌ست و حکومت امام زمان (عج) ترسیم جامعه‌ای قرآنی.

امام علي (ع) مي‌فرمايد: «{یعطف الرای علی القرآن اذا عطفوا القرآن علی الرای}»؛4 امام زمان آن‌گاه كه قرآن را به رأي تفسيرمي‌كنند، عقايد را يكجا با قرآن برابر مي‌كند.

 

شکوفایی استعدادها

 

در بهار، استعداد زمین شکوفا می‌گردد و طبیعت بار دیگر از خشکی و خمودی رها شده، حیاتی دوباره می‌يابد. عصر ظهور، عصر زیبایی­، نوآوری، شکوفایی و خوبی‌هاست. دوران معنویت‌گرایی، خردورزی و دادگریِ مطلق است.
«{السلام علی ربیع الانام و نضرة الایام}؛5 سلام بر بهار مردم و خرمی دوران»
. حکومت مهدوی سبب حیاتی دوباره برای انسان‌هاست.

امام علی (ع)فرمودند: «{وَ لَوْ قَدْ قَامَ قَائِمُنَا لَأَنْزَلَتِ السَّمَاءُ قَطْرَهَا وَ لَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ نَبَاتَهَا وَ ... حَتَّى تَمْشِي الْمَرْأَةُ بَيْنَ الْعِرَاقِ إِلَى الشَّامِ لَا تَضَعُ قَدَمَيْهَا إِلَّا عَلَى النَّبَات}؛6 هنگامی که قائم ما ظهور می‌کند آسمان باران خود را نازل

خواهد کرد و زمین گیاهان خود را عرضه می‌کند تا آنجا که زنی میان شام و عراق راه می‌رود و پای خود را جز بر گياهان زمین نمی‌گذارد».

 

جهان شمولی

 

گستره حکومت مهدوی تنها منحصر به یک سرزمین یا کشوری خاص نیست، بلکه تمام زمین و همه انسان‌ها را در بر می‌گیرد. تأویل کامل آیه 39 سوره انفال، حکومت جهانی امام زمان (عج) است: «{وَ قَاتِلُوهُمْ حَتىَ‏ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ لِلَّهِ فَإِنِ انتَهَوْاْ فَإِنَّ اللَّهَ بِمَا يَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}؛ با آنان نبرد كنيد تا ديگر فتنه‏اى نباشد و دين همه دين خدا گردد. پس اگر باز ايستادند، خدا كردارشان را مى‏بيند».

در حکومت جهانی حضرت مهدی (عج) دین اسلام به تمام نقاط زمین می‌رسد و هیچ مشرکی بر روی زمین باقی نمی‌ماند.7

 

عدل محوری

 

یکی از اهداف اصلی حکومت مهدوی مبارزه با ظلم و ستم و پر کردن جهان از عدالت است. برپایی عدالت در تمام شئون زندگی بشر، از جمله در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، آموزشی و فرهنگی.

امام علی (ع) فرمودند:«{الْحَادِيَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي هُوَ الْمَهْدِيُّ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما}؛8 یازدهمین فرزند من، مهدی، کسی است که زمین را پر از عدالت می‌کند، همان‌طور که از ظلم و ستم پر شده بود».

 

امنیت

 

از ابتدایی‌ترین اهداف و وظایف هر حکومتی ایجاد فضایی امن در جامعه می‌باشد. در حکومت جهان شمول مهدوی، این امر به اوج و تکامل می‌رسد.

به طور مثال در حكومت مهدوي، راه‌ها به گونه‌ای امن می‌شود که زنان جوان بدون همراه داشتن محرمی سفر می‌کنند و از هر گونه تعرض و سوء‌ظن در امان هستند.9

امنیت قضایی چنان حاکم می‌شود که از امکان پایمال شدن حقش کوچک‌ترین بیمی ندارد.10

 

حق‌مداری

 

پایه و اساس حکومت مهدوی که نماد تام حکومت اسلامی به شمار می‌آید، حق‌مداری است. حضرت مهدی (عج) را از آن جهت قائم نامیدند که به حق‌مداری قیام می‌کند.11

 

عمران و آبادانی

 

با تشکیل حکومت مهدوی تمام نقاط زمین آباد می‌گردد و آبادانی در سایه‌سار حکومت دینی ظهور می‌يابد.

 

علم‌افزایی

پیشرفت همه جانبه شاخه‌های مختلف علوم و صنایع در حکومت امام زمان (عج) به نهایت تکامل خود خواهد رسید. امام صادق (ع) می‌فرماید: «علم و دانش بیست و هفت حرف (شاخه) است و تمام آنچه انبیاي الهی برای مردم آورده‌اند، تنها دو حرف از آن بیست و هفت حرف است. اما هنگامي که قائم ما قیام کند، بیست و پنج حرف دیگر را نیز برای مردم به ارمغان خواهد آورد».

 

عمران، آبادانی و توسعه شهری

 

در حکومت امام مهدی (عج)، همراه با توسعه شهر، مساجد نیز توسعه می‌يابند.

امام صادق (ع) فرمودند: «{يَبْنِي فِي ظَهْرِ الْكُوفَةِ مَسْجِداً لَهُ أَلْفُ بَابٍ وَ يَتَّصِلُ بُيُوتُ الْكُوفَةِ بِنَهَرِ كَرْبَلَاءَ بِالْحِيرَةِ حَتَّى يَخْرُجَ الرَّجُلُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ عَلَى بَغْلَةٍ سَفْوَاءَ يُرِيدُ الْجُمُعَةَ فَلَا يُدْرِكُهَا}؛12 هنگامی که قائم ما ظهور می‌کند، در شهر کوفه مسجدی با هزار در ساخته می‌شود و خانه‌های کوفه به رودخانه کربلا متصل می‌شود تا جایی که مردی سوار بر اسب تیزرو برای نماز جمعه حرکت می‌کند ولی بدان نمی‌رسد».

 

احیای حکومت‌داری علوی

سیره امام زمان (عج) همان راهکار حضرت علی (ع) در حکومت است.

امام صادق (ع) فرمودند: «{أَنَّ قَائِمَنَا إِذَا قَامَ لَبِسَ لِبَاسَ عَلِيٍّ (ع) وَ سَارَ بِسِيرَتِهِ }؛13 قائم ما در هنگامة ظهور، لباس علی را می‌پوشد و به سیره او عمل می‌کند».

 

پي نوشت:

1. وسائل‏الشيعة؛ ج16، ص246.

2. موجود موعود؛ ص 29.

3. نجم الثاقب، باب 3

4. قمي، شيخ عباس؛ نهج البلاغه؛ خطبه 138

5. مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار؛ ج99، ص 101.

6. مجلسي، محمدباقر؛ بحارالأنوار؛ ج10، ص104.

7. التفسيرالعیاشی؛ ج‏2، ص5.

8.كليني، الكافي؛ ج1، ص338.

9. ابن طاووس، الملاحم؛ ص69.

10. مجلسي، محمدباقر؛ بحارالانوار؛ ج52، ص 224.

11. كمال الدين؛ ج2، ص50.

12. مجلسي، محمدباقر؛ بحارالأنوار؛ ج52، ص330.

13. كليني، الكافي؛ ج6، ص444.

 

 

فردای ناب

گزارشی از پژوهشکدة مهدویت و آینده‌پژوهی

 

به کوشش: محمد رضا قربانزاده

آموزه‌های مهدويت از جمله آموزه‌هایی است که انديشه‌شناسي و هم آينده‌شناسي هر دو در آنها به وضوح دیده می‌شود و در رويكرد انديشه شناختي، بحث‌هاي مهم كلامي، روايي، قرآني، تاريخي و سياسي مطرح مي‌شود. در خصوص رويكرد آينده‌شناختي هم می‌توان گفت که براي شناخت درست آينده، تغييرات وتحولات فرارو و همچنین ارائه يك الگوي جامع، راهنمايي براي آينده است. پس هرگونه آينده‌فكري نيازمند آينده‌شناسي است و آينده‌شناسي با تکیه بر پيش‌فرض‌هايي در خصوص گونه‌اي ارتباط و توالي ميان رويدادها، نيازمند آينده‌پژوهي است.

 

معرفی اجمالی پژوهشکدة مهدویت و آینده‌پژوهی

پژوهشكدة «مهدويت و آينده‌پژوهي» پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی، از جمله نهادهای پژوهشي با رويكرد اصلي تحقيق و پژوهش در زمينه «آموزه مهدويت» است که به بررسی ابعاد علمي

ـ پژوهشي و توليد دانش را با استفاده از منابع ديني بررسي مي‌كند.

اين پژوهشكده به منظور بسط و گسترش آموزه‌هاي بنيادين و كاربرديِ «انديشة مهدويت» و آينده‌نگرانه با توجه به «آيندة مطلوب»، ضمن نقد و بررسي نظريات معطوف به آينده، عهده‌دار تبيين اصولي از آينده بر اساس انديشه مهدويت است و همواره تلاش دارد تا ابعاد و زواياي مختلف آن را براساس رويكرد علمي ـ پژوهشي تبیین کند.

 

 

از مؤسسة انتظار نور تا پژوهشکدة مهدویت و آینده‌پژوهی

تاریخ تأسيس این پژوهشکده به سال 1377 بازمی‌گردد. و درخصوص فعاليت‌هاي آن نیز می‌توان به تحقيق و پژوهشهاي علمي و بنيادين دربارة مسائل و حضرت ولي عصر(عج)، مهدويت و منجيگرايي و نشر و گسترش فرهنگ صحيح مهدويت در سطح جامعه اسلامي و ساير جوامع بشري اشاره کرد. اين پژوهشكده از سال 77 تا پايان سال 88 با عنوان «مؤسسة انتظار نور» به فعالیت می‌پرداخت که از ابتداي سال 1389 تا كنون عنوان «پژوهشكده مهدويت و آينده‌پژوهي» را برای خود برگزید و گروه‌هاي چهارگانة «كلام»، «قرآن و حديث»، «سياسي اجتماعي» و «اخلاق و تربيت» این پژوهشکده نیز به 3 گروه «مباني مهدويت»، «آينده‌پژوهي» و «فرهنگ مهدويت» تغيير كرد.

 

 

 

مهم‌ترين اهداف پژوهشکدة مهدویت و آینده‌پژوهی

پژوهشكدة مهدويت و آينده‌پژوهي سه گروه علمي به نام‌هاي مباني مهدويت، فرهنگ مهدويت و گروه آينده‌پژوهي دارد که هرکدام اهداف متعدد و متنوعی دارند. مهم‌ترین اهداف پژوهشکدة مهدیت و آینده‌پژوهی عبارت است از:

1. انجام پژوهش‌هاي بنيادين، راهبردي و كاربردي دربارة امام مهدي(ع)، مهدويت و موعود باوري؛

2. انجام پژوهش‌هاي بنيادين و روشمند در زمينة آينده‌پژوهي و شكل‌گيري «آينده‌پژوهي ديني» با نگاه مهدوي؛

3. كمك به تصوير چشم اندازهاي مطلوب از آيندة حوزة علميه و كشور براي تحقق جامعة آرمانيِ مهدوي؛

4. آسيب‌شناسي و آسيب‌زدايي از فرهنگ مهدويت؛

5. بهرهوري از آينده‌پژوهي جهت ترسيم وضعيت فرهنگي ـ اجتماعي كشور و جهان، به منظور بسترسازي براي تحقق و تعميق «آموزة مهدويت»؛

6. روش‌مند كردن پژوهش‌هاي آينده‌نگر در حوزة مطالعات ديني؛

7. بررسي وضعيت‌هاي ممكن يا محتمل در آينده و نقش مهدويت در شكل‌گيري وضعيت برتر و مطلوب؛

8. ترسيم بحران‌ها و چالش‌هاي فراروي بشر و پاسخ‌گويي مهدويت به اين بحران‌ها؛

9. بومي‌سازي مطالعات آينده‌پژوهي در حوزة علمية قم و دفتر تبليغات اسلامي با محوريت انتظار پويا ـ راهبردي.

 

 

آثار منتشرة پژوهشكدة مهدویت و آینده‌پژوهی

پژوهشکدة مهدویت و آینده‌پژوهی تاکنون آثار ارزشمندی را منتشر کرده است که از جمله می‌توان به موارد زير اشاره كرد: بازگشت به دنيا در پايان تاريخ کاری؛ حضرت مهدي در مذاهب اسلامي؛ كتاب انتظار؛ موعود‌گرايي در اديان ابراهيمي؛ هنگامة ظهور؛ موعودگرايي در اديان ابراهيمي؛ تكامل عقول زنان؛ زنان و امام مهدي؛ بررسي تطبيقي مهدويت در روايات شيعه و اهل‌سنت؛ حضرت مهدي در مذاهب اربعه؛ صبح اميد؛ پرسمان مهدويت؛ معجم مهدويت در تفاسير شيعه و اهل سنت؛ ازدواج امام زمان؛ نقد و بررسي كمال‌الدين و تمام النعمه ؛ تلخيص پرسمان مهدويت؛ برترين‌هاي فرهنگ و مهدويت در مطبوعات؛ به سوي حكومت جهاني حضرت مهدي؛  بررسي تأثير اعتقاد به مهدويت؛ گونهشناسي منجي در اديان؛ بررسي اوضاع سياسي ـ اجتماعي در زمان ولادت؛ فلسفه مهدويت‌پژوهي؛ نقد و بررسي روايات مهدوي.

 

نرمافزارهای تولیدي پژوهشکدة مهدویت و آینده‌پژوهی

این پژوهشکده همچنین با تهیة نرمافزار، تلاش کرده است تا از ابزار و امکانات جديد غافل نباشد و نرم‌افزارهایی را تهیه و همچنین در دست تهیه دارد که از جمله می‌توان به به اين موارد اشاره كرد: نرم‌افزار گنجينة مهدويت در قرآن و عترت، شامل بيش از 550 آية مربوط به مهدويت و نظريات مفسرين از 29۰ عنوان تفسير شيعي و اهل سنت با بيش از 300 عنوان اصلي و فرعي و احاديث مهدويت از 50 منبع حديثي شيعه با 700 عنوان.

 

 

برگزاری نشست‌ها و همایش‌های علمی و تخصصی در اکثر نقاط کشور

از آنجا که «انديشة مهدويت» برگرفته از نصوص معتبر ديني و ترسيم‌كنندة فرجام متعالي زندگي بشري و تحقق‌بخش هدف و غايت آفرينش انسانهاست و اين انديشه، روح و بالندگيِ مكتب تشيع به شمار مي‌آيد و در واقع هستة فكري، فقهي، كلامي، سياسي و اجتماعي شيعه، مديون اين انديشة الهي است و براساس اهداف و چشم‌اندازی که پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی برای خود ترسیم کرده است، هرساله نشست‌ها و همایش‌های علمی و تخصصی برگزار می‌كند که از جمله این نشست‌های برگزار شده می‌توان به اين موارد اشاره كرد: نشست مباني تفسير موضوعي در حوزه مهدويت؛ نشست احاديث مهدويت در مكتب اهل سنت؛ همايش مسيحيت و منجيگرايي؛ همايش يهود و منجي‌گرايي؛ نشست مسيحيت و صهيونيسم؛ نشست جريانشناسي فكري معاصر مهدويت؛ نشست موعودگرايي يهوديت؛ نشست موعودگرايي مسيحيت؛ نشست مهدويت و مباني قانون‌گذاري؛ نشست نقش خانواده در زمينهسازي حكومت؛ نشست شاخصههاي جامعة منتظران؛ نشست «جايگاه مهدويت در تحقق اهداف سند چشم انداز»؛ نشست آينده‌پژوهي و مطالعات ديني؛ نشست آينده‌پژوهي و چشم‌انداز و گفتمان‌های مهدويت در قم و سایر نقاط کشور.

 گفتنی است پژوهشكدة مهدویت وآینده‌پژوهی در ساختمان پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به نشانی چهار راه شهدا، ابتدای خیابان معلم مي‌باشد.

 

سیر مطالعاتی پیرامون مهدویت

 

محقق :سید علی آقایی (نویسنده و پژوهشگر)

 

1.‌ آشنایی با امام زمان (عج)؛ بر ستیغ آرمان‌ها

 

امین، سید محسن (1282-1371ق)؛ ترجمه جزء چهارم اعیان الشیعه (کتاب الامام مهدی المنتظر)؛ ‌ترجمه انتشارات طور؛ تهران: طور، چاپ دوم؛ (1375).

شرحی درباره زندگانی حضرت ولی عصر (عج) است. نویسنده برای آشنایی مخاطب با ابعاد شخصیتی حضرت صاحب (عج) به‌طور مختصر به شرح و تفسیر روایات پرداخته‌است. نويسنده پژوهش‌های خود را بر پایة اسناد و روایات معتبر قرار داده است. کتاب مشتمل بر 8 فصل است: 1. ویژگی‌ها: بررسی خلق و خو، شمایل و میلاد حضرت و نهی از بردن نام ایشان؛ 2. بررسی غیبت صغرا و کبرا و نواب خاص و مدعیان نیابت؛ 3. شباهت به پیامبران؛ 4. اثبات امامت با براهین عقلی و نقلی شیعه و سنی؛ 5. معجزات و کرامات حضرت و ملاقات کنندگان با ایشان؛ 6. نشانه‌های ظهور؛ 7. در کرانه قیام و زمان و مکان قیام.

 

2. دادگستر جهان

 

امینی، ابراهیم؛ قم: شفق، چاپ نوزدهم، (1379).

شرح احوال و پاسخ به شبهاتی درباره حضرت ولی‌عصر (عج) است. نویسنده در 12فصل با استناد به یافته‌های عقلی و نقلی محدثان، مفسران و مورخان شیعه و عامه و نیز با استناد به دستاوردهای علوم تجربی، به تشکیک‌های گوناگون درباره مهدویت پاسخ می‌دهد. شیوه طرح مباحث هم به صورت جذابِ مناظره‌گونه بوده است. نویسنده در اين كتاب به رد مدعیان مهدویت و رد نظراتی که منشأ مهدویت را در تعالیم یهودی و زرتشتی و نیز عبدالله سبا می‌دانند پرداخته است. عالم غیب و امام عصر، امامت کودک 5 ساله، فلسفه طولانی‌شدن غیبت، مهدی در کتب اهل‌سنت، علائم و شرایط ظهور، یاران مهدی و تالیفات بزرگان اهل‌سنت درباره مهدی (عج) از جمله مباحث مهم این کتاب است.

 

3. مهدی موعود (ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار)

 

مجلسی، محمدباقر (1037-1111ق)؛ ترجمه علی دوانی؛ تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ28 (1378).

این کتاب حاوی گزارش تفصیلی با محتوای تاریخی حدیثی در زندگانی امام مهدی (عج) است. ترجمه فارسی کتاب با مقدمه و پاورقی‌های مبسوط مترجم همراه است که با افزودن قصائد و قطعاتی چند از ادب پارسی، زینت داده شده است. مترجم در جای‌جای کتاب به رد شبهات فرقه بهائیه و بابیه کوشیده است. متن اصلی کتاب شامل تاریخ ولادت، نام و کنیه حضرت ولی عصر(عج)، آیاتی که با روایات اهل‌بیت (ع م) تأویل در ظهور مهدی (عج) دارد، روایات یازده امام معصوم از آمدن حضرت (عج)، خبر دادن کاهنان از این ظهور، طرح بسیاری از مسائل کلامی پیرامون حضرت (عج)، شباهت ایشان به پیامبران، دلايل طولانی‌شدن غیبت، نظرات برخی علماي بزرگ در مورد مهدویت، سفرای ایشان، مدعیان دروغین، علائم ظهور و شیوه حکومت‌داری است.

 

‌4. نوید امن و امان: پیرامون شخصیت، زندگانی و غیبت و ظهور ولی عصر(عج)

 

صافی گلپایگانی، لطف الله؛ قم: حضرت معصومه(س)، چاپ اول، (1375).

مجموعه مطالب مؤلف درباره شخصیت و ویژگی‌های غیبت و ظهور امام مهدی(عج) است. نويسنده با بهره‌گیری از قرآن و منابع روایی شیعه و سنی درباره حضرت، به بررسی و تبیین ابعاد مختلف امام مهدی (عج) پرداخته است. بشارت‌های قرآنی و احادیث ظهور؛ مشخصات امام مهدی (عج) در احادیث شیعه و سنی؛ بررسی و اثبات طول عمر امام و بقای نیروی جوانی؛ چگونگی ولادت و عقیده به ظهور و قیام مدعیان مهدوی از جمله مطالب مهم کتاب است.

 

5.‌ حکومت جهانی مهدی (عج)

 

مکارم شیرازی،ناصر؛ قم: مدرسه الامام علی بن ابی‌طالب(ع)، چاپ نهم (1380).

این کتاب پژوهشی درباره ظهور امام مهدی(عج) و ویژگی‌های حکومت جهانی او است. کتاب با بهره‌گیری از روایات و منابع تاریخی شیعه و سنی و برخی پژوهش‌های غربیان تدوین شده است. نویسنده نخست در خصوص آینده جهان و سیر تکاملی جامعه به بیان نظریات بعضی ادیان و کتاب‌های مقدس نظیر زرتشتی، هندو، تورات و انجیل درباره مُصلِح پرداخته و از عناوینی نظیر: انواع حکومت‌ها، فلسفه انتظار و غیبت، مُصلِح بزرگ جهانی در منابع اسلامی، نشانه‌های ظهور امام مهدی (عج) و روش حکومت ایشان بحث می‌کند.

 

6. عصاره خلقت: درباره امام زمان (عج)

 

جوادی آملی، عبدالله؛ ویراسته محمد صفایی؛ قم: اسراء، چاپ اول (1378).

مؤلف پس از ذکر فضائل و برکات نیمه شعبان با استناد به احادیث و تبیین جایگاه امامت در مکتب تشیع و تسنن، به تبیین مسئله {خلیفه اللهی} انسان و مقام وی می‌پردازد. آنگاه از انتظار، آثار انتظار و ابعاد مختلف آن سخن می‌راند. وی با بهره‌گیری از روایات، انسان عصر غیبت را به دوگونه‌ منتظر واقعی، و انسان گرفتارِ جاهلیت تقسیم می‌نماید و با توجه به حدیثی از امام صادق (ع)، به وظایف شیعه در عصر غیبت اشاره می‌کند. نویسنده در بحث اصحاب خاص امام (عج) معتقد است که می‌توان با 313 نفر، جهان را تسخیر نمود؛ همان‌گونه که امام خمینی با دست خالی جهان را متحیر کرد. ضرورت شناخت امام (عج)، منافع امام غایب، حکمت غیبت او و اسرار نهانی آن، از دیگر مباحث کتاب است.

 

 

دفتر شعر امام زمان

 

اوج هیجان

 

شاعر : قاسم صرافان

 

منتظر مانده زمین تا که زمانش برسد

صبح همراه سحر خیز جوانش برسد

خواندنی‌تر شود این قصّه از این نقطه به بعد

ماجرا تازه به اوج هیجانش برسد

پردة چاردهم وا شود و ماه تمام

از شبستان دو ابروی کمانش برسد

لیله القدر بیاید لب آیینة درک

سوره فجر به تأویل و بیانش برسد

نامه داده ست ولی عادت یوسف این ست

عطر او زودتر از نامه‌رسانش برسد

شعر در عصر تو از حاشیه بیرون برود

عشق در عهد تو دستش به دهانش برسد

ظهر آن روز بهاری چه نمازی بشود

که تو هم آمده باشی و اذانش برسد

 

بوی سجّاده

 

شاعر :علی اکبر لطیفیان

 

پایان شب‌های بلند انتظاری

آیا برای آمدن میلی نداری؟

من نذر کردم خاک پایت را ببوسم

آیا سر این بنده منّت می‌گذاری؟

من قبل از اینها این همه ویران نبودم

آباد بود این خانة ما روزگاری

من دل ندادم تا که روزی پس بگیرم

می‌خواستم پیشت بماند یادگاری

تا این که دل‌ها بوی سجّاده بگیرند

باید بیایی و کمی ‌تربت بیاری

یک روز می‌آیی و تا صبح قیامت -

ما را به دست آسمان‌ها می‌سپاری

یک هفتة دیگر دل آوارة من -

باید بسازد با فقیری با نداری

 

تکلیف زمین

 

شاعر :مرتضی حیدری آل کثیر

 

چشمی بچرخان تا پیام دیگری باشد

پایی بکوبان! تا قیام دیگری باشد

باور مکن در سینة ما بعد از آن فریاد -

جز سوختن هرگز نظام دیگری باشد

سخت ست، ای شیرین‌ترین تسبیح! تلخی را -

بشناسی و شهدت به کام دیگری باشد

امروز ما را خوار می‌خواند جهان شاید

فردا به فکر اتّهام دیگری باشد

با یازده پیمانه، تکلیف زمین گیج ست

شک نیست، در میخانه جام دیگری باشد

خورشیدهای خانه‌ات را ای زمین بشمار

تا روشنت گردد امام دیگری باشد

شاید اگر آیینه‌ها را خوب بشناسی

بعد از حَسَن، حُسن ختام دیگری باشد

 

جغرافیای عرفانی

 

شاعر :قیصر امین پور

 

طلوع می‌کند آن آفتاب پنهاني

ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می‌پرد، نشانة چیست؟

شنیده‌ام که می‌آید کسی به مهمانی

کسی که سبزترست از هزار بار بهار

کسی شگفت، کسی آن چنان که می‌داني

کسی که نقطة آغاز هرچه پروازست

تویی که در سفر عشق، خطّ پایانی

تویی بهانة آن ابرها که می‌گریند

بیا که صاف شود این هوای بارانی

تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد

بیا که می‌رود این شهر رو به ویرانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

بیا که یاد تو آرامشی ست طوفانی

 

جمکران

 

شاعر :رهبر فرزانه انقلاب

 

دلم قرار نمی‌گیرد از فغان بی‌تو

سپند وار ز کف داده ام عنان بی‌تو

ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارغ

ز جام عشق لبی ‌تر نکرد جان بی‌تو

چون آسمان مه آلوده‌ام ز تنگ دلی

پُر است سینه‌ام از اندُه گران بی‌تو

نسیم صبح نمی‌آورد ترانة شوق

سرِ بهار ندارند بلبلان بی‌تو

لب از حکایت شب‌های تار می‌بندم

اگر امان دهدم چشم خون‌فشان بی‌تو

چو شمعِ کشته ندارم شراره‌ای به زبان

نمی‌زند سخنم آتشی به جان بی‌تو

ز بی‌دلی و خموشی چو نقش تصویرم

نمی‌گشایدم از بی‌خودی زبان بی‌تو

عقیق سرد به زیر زبان تشنه نهم

چو یادم آید از آن شکّرین دهان بی‌تو

گزارش غم دل را مگر کنم چو امین

جدا ز خلق به محراب جمکران بی‌تو

 

چشم‌ها را می‌گشایی

 

شاعر :مریم رزاقی

 

   چشم‌ها را می‌گشایی عشق می‌ریزد زمین

   با گل لبخندتان باشد بیامیزد زمین

   آیة تطهیر می‌بارد نگاهت مرد صبح!

   باشد از خواب هزاران ساله برخیزد زمین

   کی هوای تو کبوتر می‌وزد ای ناگهان!

   کی بگو کی می‌شود از خون بپرهیزد زمین؟

   کی عنایت می‌کنی کی سیصد و چندی سوار

   تا در استقبال‌تان شعرِ تَر انگیزد زمین؟

   تا پر از خورشید گردد این شب وامانده‌مان

   تا قبای ژندة خود را بیاویزد زمین

   ذوالفقار تو جهانی را به حیرت می‌کشد

   این زمین بی‌بهاری را که خواهی زد زمین

   می‌نشیند پیش رویت آسمان با احترام

   پیش پای حضرتت وقتی که برخیزد زمین

   کاش سهم بی‌کسی‌های دلم باشد - که نیست -

   هر چه از سمت ردایت عشق می‌ریزد زمین

 

... شروع شد

 

شاعر :فاضل نظری

 

مستی نه از پیاله، نه از خم شروع شد

از جادة سه‌شنبه شب قم شروع شد

آیینه خیره شد به من و من به‌ آیینه

آن قدر خیره شد که تبسم شروع شد

خورشید ذره‌بین به تماشای من گرفت

آنگاه آتش از دل هیزم شروع شد

وقتی نسیم آه من از شیشه‌ها گذشت

بی‌تابی مزارع گندم شروع شد

موج عذاب یا شب گرداب؟! هیچ یک

دریا دلش گرفت و تلاطم شروع شد

از فال دست خود چه بگویم که ماجرا

از ربنای رکعت دوم شروع شد

در سجده توبه کردم و پایان گرفت کار

تا گفتم السلام علیکم … شروع شد

 

عاشق‌ترین ذات

 

شاعر :زکریا اخلاقی

 

همین است ابتدای سبز اوقاتی که می‌گویند

وَ سرشار گل ست آن ارتفاعاتی که می‌گویند

اشارات زلالی از طلوع زادة نرگس-

پیاپی می‌وزد از سمت میقاتی که می‌گویند

زمین در جستجو هر چند بی‌تابانه می‌چرخد

ولی پیداست دیگر آن علاماتی که می‌گویند

جهان این بار، دیگر ایستاده با تمام خویش

کنار خیمة سبز ملاقاتی که می‌گویند

کنار جمعة موعود، گل‌های ظهور او -

یکایک می‌دمد طبق روایاتی که می‌گویند

کنون از ابتدای دشت‌های شرق می‌آید

صدای آخرین بند مناجاتی که می‌گویند

وَ خاک، این خاک شاعر، آسمانی می‌شود کم کم

در استقبال آن عاشق‌ترین ذاتی که می‌گویند

وَ فردا بی‌گمان این سمت عالم روی خواهد داد

سرانجام عجیب اتفاقاتی که می‌گویند

 

 

نشانی

 

احتیاجات مردم را برآورده بکن

 

شیخ محمد کوفی که از شیفتگان امام عصر و ساکن کوفه بود، به دیدار مرجع عصر، سید ابوالحسن اصفهانی آمد. شیخ محمد به آیت‌الله اصفهانی گفت: در مسجد کوفه بودم. طبق معمول وقتی خسته شدم به مسجد سهله رفتم. هوا گرم و داغ بود. دو ساعت از ظهر گذشته، عصازنان تنها در خیابان به سوی مسجد سهله در حرکت بودم که شخصی از پشت سر گفت: سلام علیکم. برگشتم، دیدم مردی است که لباس عربی بر تن دارد. جواب سلامش را دادم و خوشحال شدم که در بیابان کسی همراه من است. با زبان عربی از حال و وضعم پرسید. گفتم: در مسجد سهله و کوفه هستم. می‌خواهم خدمت امامم برسم، اما تا به حال موفق نشده‌ام. فرمود: زندگی‌ات از کجا تأمین می‌شود؟ گفتم: سید ابوالحسن به من نان و یک دینار شهریه می‌دهد. اسم سید البوالحسن را که بردم، فرمود: به او بگو خودت را به آسانی در اختیار مردم بگذار. در دالان منزل بنشین (تا مردم به راحتی سراغ تو بیایند)، احتیاجات مردم را برآورده بکن. سپس فرمود: ما تو را کمک می‌کنیم. از جملة آخر فهمیدم که امام عصر است. تا به خود آمدم، دیگر او را ندیدم.

منبع:

موسوی اصفهانی، سید جعفر؛ حیات جاودانی؛ مشهد: رستگار (1385)؛ ص179.

 

 

تو را به پدر پیرت سفارش می‌کنم

 

شخص دلاکی بود که پدر پیری داشت. او در خدمتگزاری پدرش کوتاهی نمی‌کرد. همیشه مواظب او بود، به جز شب‌های چهارشنبه که به مسجد سهله می‌رفت. پس از مدتی رفتن به مسجد سهله را ترک کرد. از او علت را جویا شدند. گفت: چهل شب چهارشنبه به آنجا رفتم. شب چهارشنبه آخر تنها به راه افتادم. آن شب مهتاب بود. ناگاه شخص عربی را دیدم که سوار بر اسب به طرف من می‌آید. وقتی به من رسید از مقصدم پرسید. گفتم: به مسجد سهله می‌روم. فرمود: خوراکی به همراه داری؟ گفتم: نه. فرمود: دست در جیب خود کن. گفتم: چیزی ندارم. باز همان سخن را تکرار کرد. دست در جیب خود کردم. مقداری کشمش یافتم که برای فرزندم خریده بودم؛ ولی فراموش کرده بودم تا به او بدهم. آنگاه سه مرتبه به من فرمود: «تو را به پدر پیرت سفارش می‌کنم». و از نظرم غايب شد. متوجه شدم ایشان حضرت مهدی بوده و راضی به جدایی من از پدرم حتی در شب‌های چهارشنبه نیست؛ لذا دیگر به مسجد سهله نرفتم.

 

منبع:

 

نهاوندی، علی‌اکبر؛ برکات حضرت ولی عصر، حکایات عبقری الحسان؛ بازنویسی سید جواد معلم؛ مشهد: تکسوار حجاز(1385)؛ ص286.  

 

 

 

تو خود حجاب خودي

بيست مرتبه به حج مشرف شده بود و در تمام اين سفرها، قصدش زيارت مولايش امام زمان(ع) بود؛ ولي توفيق ديدار نصيبش نشده بود. تصميم گرفت كه ديگر به مكه نرود. شبي در عالم خواب كسي به او گفت: اي علي بن‌ابراهيم، خداوند به تو فرمان داده كه امسال را نيز حج كني.
به حج مشرف شد. شبي جواني را ديد كه در اطراف خانه خدا طواف مي‌كند. جوان از او پرسيد: علي بن‌ابراهيم مهزيار را مي‌شناسي؟ گفت: بله، خودم هستم. گفت: امشب به شعب بني‌عامر بيا. چون شب شد، به شعب بني‌عامر رفت. همان جوان را دید. حركت نمودند تا آنكه خيمه‌اي پيدا شد. جوان داخل خیمه شد و پس از مدتی برگشت و گفت: داخل شو. وارد شد، سلام كرد و صورت و دست و پاي محبوبش را بوسيد. حضرت فرمود: ما شب و روز منتظرت بوديم، چرا اين‌قدر دير نزد ما آمدي؟
عرض كرد: آقاي من! تاكنون كسي را نيافته بودم كه راهنماي من به سوي شما باشد.
حضرت فرمود: شما اموالتان را فزوني بخشيديد، و بر مؤمنان بینوا سخت گرفته، آنان را سرگردان و بيچاره كرديد، و صله‌رحم انجام نداديد.

منبع:

شيخ صدوق؛ كمال الدين و تمام النعمه؛‌ ترجمه منصور پهلوان؛‌ قم: انتشارات مسجد جمكران(1382)؛ ج2، ص178.

 

ما خود به ديدار شما مي‌آييم اگر...

يكي از كساني كه به شدت مشتاق ديدار امام زمان بود، سيد محمدباقر مجتهد سيستاني، پدر آيت‌الله سيستاني، بود. برای همین تصمیم گرفت که چند هفته زیارت عاشورا را پشت سر هم بخواند تا بتواند امام زمان را ببیند. صبح جمعه‌اي عازم مسجد بود كه احساس کرد چند کوچه بالاتر نوری از آسمان به پایین می‌آید. به دنبال نور حرکت کرد. درِ منزلی باز بود و نور از آنجا به بیرون می‌تابید. به داخل منزل رفت و دید وجود مبارک امام زمان (عجل الله) بالای سر جنازه‌ای نشسته‌اند. تا او را دیدند فرمودند: نمی‌خواهد این‌قدر دنبال من بگردید. مثل این زن باشید من خودم به دیدنتان می‌آیم.

سؤال کرد: این زن کیست؟ فرمود: این زنِ با ایمانی است که در زمان رضاخان هفت سال برای حفظ حجابش از خانه بیرون نیامد تا مبادا چادر از سرش بردارند.

منبع:

حاتم پوری، محمدرضا؛ در محضر امیرالمؤمنین؛ تهران: زعیم (1385)؛ ج3، ص247.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
پنج شنبه, دسامبر 14, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد