برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

سبک زندگی دینی

 

 

رنسانس و رفورم مذهبی

بینش‌ها، گرایش‌ها، رفتارها و سبک زندگی دینی

‌ کالاهای جدید فرهنگی و تحول در حوزة اخلاقی جنسی

 

 

حرفی برای عمل جهاد اقتصادی در بیانات رهبر فرزانه

 

 

سلوک باران سبک زندگی بزرگان      

 

          

جهانی شدن، پیامدها، راهکارها

 

 

آرمانی از یک شهر

جوانی المثنی ندارد! عوامل تقويت مديريت زمان

اشک و آتش

 

 

مقصد بهانه است ...

هنر رضایت مندی از زندگی

نکته‌های ناب

مهندسی زندگی ایمانی

 

 

 

 

 

 

 

 

رنسانس و رفورم مذهبی

پیامدهای رنسانس در باورهای زندگی

پژوهشگر و نویسنده:سعید بهادری

عصر رنسانس (14-16 میلادی)1 یا نوزایش، جنبش فرهنگی مهمی بود که آغازگر دورانی از اصلاحات مذهبی، انقلاب­های اقتصادی و علمی در اروپا شد. اینک به طور اختصار به نقش تاریخی باورها در عصر رنسانس می‌پردازیم.

‌أ.       اصلاح دينى (رفورم مذهبى) :

نهضت اصلاح دینی در ابتدا با انگیزه اصلاح کلیسای کاتولیک آغاز شد چرا که که کلیسای رسمی به ارزش‌های الاهی و انسانی پشت پا زده و مقام کشیشی بجای آنکه یک رسالت باشد، یک منصب و امتیاز اجتماعی شده بود2 لکن با خشونت، تعصب و مقاومت کلیسای کاتولیک در برابر انجام هرگونه اصلاح مواجه شد.3 «مارتين لوتر آلمانى» كه خود به عنوان يك كشيش، عليه پاپ و اقدامات كليساى رومى و سوء استفاده‌های کلیسا از قدرت4 قيام كرد و به كمك دهقانان و شهرياران آلمانى، كليساى «لوترى» را تأسيس و قدرت كليساى روم را در زمینه‌های مختلف محدود ساخت و با اين اعتراض، مذهب پروتستان را پايه‏ريزى کرده5 و به طور مستقل اصول و مبانی‌ای را برای نهضت خود ترسیم نمود

‌ب.  پيدايش «بورژوازى6» : (سرمایه داری)

نظريات جديد اقتصادى «كالون» زمينه را براى انقلاب اقتصادی و رشد بورژوازى كه هدفش سودجويى و جمع‏آورى مال بيشتر و انباشت سرمايه بود، مساعد كرد و اين طبقه اصالت‏النفعى بى‏ريشه، طىّ مراحلى، قدرت خود را بر جوامع اروپايى حاكم ساخت. نمود عملى اين حاكميت در انقلاب صنعتى سال 1750 ميلادى انگليس و نهايتاً در انقلاب 1789 ميلادى فرانسه آشكار گشت.7

‌ج.    انقلاب علمی:

در این عصر در کنار تمام جریانات فکری‌ای که در باب اصول شناخت مطرح شد، تجربه‌گرایی گوی سبقت را از سایر جریانات فکری به ویژه عقل گرایی ربود. واژه تجربه‌گرایی یا آمپریسم8 برای نظریه‌ای به کار می‌رود که شناخت جهان خارج را کاملاً برگرفته از تجربه می‌داند. در این دیدگاه مفاهیم و اصول شناخت از تاثرات و داده‌های حسی ناشی می‌شوند و وابسته به آن هستند.

تجربه‌گرایان علاوه بر آن، گمان کرده‌اند که باورها و اعتقادات و ایمان افراد هم باید متکی به تجربه، مشاهده و درک عینی باشد و چون شناخت موجودات فرا حسی (خداوند و ملائکه و ...)و معارف وحیانی و شناخت های شهودی به جهت آنکه قابل مشاهده و تجربه حسی نیستند، لذا انکار می‌شوند9

نتیجه:

1.سکولار شدن جوامع غربی

مسیحیان به تدریج بعد از دوران رنسانس به واسطه نهضت اصلاح دینی و رشد علم و صنعت10 با تکیه بر تجربه به عنوان تنها راه شناخت رشد فزآینده­ای در علوم طبیعی و تکنولوژی کردند و با علاقه زیادی که به سرمایه داری داشتند به گسترش آن پرداختند. از سوی دیگر دست آوردهای علمی و صنعتی را در تعارض با باورها و آموخته‌های کلیسا می‌دیدند که این امر موجب قوت گرفتن اندیشه سکولار (جدا انگاری دین و دنیا، دین گریزی، حذف دین از صحنه اجتماع و ...11 ) در میان اروپائیان گشت.

2.رواج تفکر سکولار در جوامع اسلامی

متأسفانه از دو قرن گذشته و هم‌زمان با دوران رونق تجربه گرایی افراطی، علم جدید به همراه دست آوردهایش به جهان اسلام راه یافت و از این طریق فلسفه‌های تجربه‌گرا را به جوامع اسلامی منتقل کرد، بینشی که علوم را از متافیزیک خداباورانه جدا می‌کرد. بدین جهت در جوامع اسلامی و به خصوص در محیط‌های علمی، تفکر سکولار رایج شد و موجب شد تا برخی از دانشمندان اسلامی نیز علم را در تعارض با دین ببینند و یا اینکه علم را کاملاً از دین مستقل بدانند.

این دیدگاه در حالی مطرح می­شد که در جهان‏بينى اسلامى، اصلی‌ترین جایگاه برای خداوند متعال است و علوم تجربی نه تنها به انکار خدا نمی انجامد بلکه یکی از راه‌های شناخت و عبادت او معرفی می‌شود.

خداوند متعال در این باره می‌فرماید:

... و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده‏اند مسلماً در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه‏هاست...

تفاوت های این دو نوع نگرش

    1. ایمان و کفر

علم سکولار دین گریز و منکر نگاه خداباورانه در علوم تجربی و به طور کل در عرصه طبیعت است در حالی که بنابر تفکر اسلامی طبیعت یکی از راه های شناخت خدا بوده و مطالعه و تحقیق در آن عبادت به حساب می آید.

    1. تفاوت در کارایی و بازده

علمی که در راه خداشناسی و به منظور رسیدن به کمال بشری مورد استفاده قرار می گیرد در راه خدمت به خلق به کار گرفته می شود و نتیجه ای جز آبادانی و رفاه ندارد در حالی که علم بنا شده بر پایه های کفر و انکار خدا که فقط در راه زیاده خواهی بشر به کار می رود دارای اثرات مخرب زیادی است که وجود حد اقل 775 کلاهک هسته ای در کشور های ایالات متحده آمریکا،روسیه،انگلستان، فرانسه،اسراییل ، چین، پاکستان ،هند، کره ‌شمالی،14 و به کار گیری آن در برخی از کشور ها، حدود 72 میلیون کشته فقط در طی جنگهای جهانی اول و دوم ،انتشار گازهای گلخانه ای ،تخریب لایه ازن و سایر عوامل مخرب زیست محیطی و ... از آن جمله اند.

پی‌نوشت:

1. www.loghatnaameh.com رنسانس

2. فرهنگ واژه ها،عبد الرسول بیات،موسسه اندیشه و فرهنگ دینی،قم،ص 96-97

3. عبد الحسین خسروپناه،کلام جدید،مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه ی علمیه،چاپ سوم،1383،ص229 و 230

4. http://fa.wikipedia.org/wiki/رنسانس

5. تهاجم فرهنگى‏،جمعى از نويسندگان‏،ص 67-66

6. Bourgeoisie

7. تهاجم فرهنگى‏،جمعى از نويسندگان‏،ص 67

8. empiricism

9. رک:فرهنگ واژه ها،عبد الرسول بیات،موسسه اندیشه و فرهنگ دینی،قم،ص 176-182

10. عبد الحسین­خسروپناه،کلام­جدید،مرکز مطالعات­ و­ پژوهش­های فرهنگی حوزه­ی علمیه،چاپ سوم،ص230

11. فرهنگ واژه ها،عبد الرسول بیات،موسسه اندیشه و فرهنگ دینی،قم،ص -333-328

12. از علم سکولار تا علم دینی، مهدی گلشنی،پژوهشگاه علوم اسلامی،1388،چاپ چهارم ص 154-155

13. نحل/ 12

14. www.khabaronline.ir

 

 

بینش‌ها، گرایش‌ها، رفتارها

و سبک زندگی دینی

گرایش‌ها، همان چیزهایی هستند که شکل رفتارهای انسان را نقاشی می‌کنند. نوع حرکت‌ها در مسیر زندگی، بستگی به گرایش‌های آدمی دارد. این‌که خود گرایش‌ها از کجا نشأت می‌گیرند و چه نقشی در سبک زندگی ما دارند را در مصاحبه‌ای کوتاه با حجه‌الاسلام والمسلمین محمدجعفری دکترای فلسفة دین مورد بررسی قرار می‌دهیم.

 

به نظر شما مراد از «سبک زندگي» چيست؟

بحث را از جاي مناسبي آغاز نموديد. ما قبل از ورود به هر بحثي بايد در مورد مفاهيم و کليد واژه‌هاي آن، تصوير روشني داشته باشيم. سبک زندگي که غربيها از‌ آن به « lifestyle» تعبير مي‌کنند، به بيان ساده عبارت از روش و منشي است که انسان در زندگي خويش به کار مي‌گيرد و بر اساس آن حيات روزمره خويش را تنظيم نموده و بر وفق آن مشي مي‌نمايد. به عنوان مثال در همين جامعه خودمان افرادي را مي‌بينيم که کاملا مذهبي و با رعايت موازين شرعي زندگي مي‌نمايند و در نقطة مقابل، افرادي که اساساً‌ به مذهب اعتنايي ندارند. يا افرادي که زيست اخلاقي دارند و تلاش مي‌کنند که زندگي آنها بر مدار ارزشهاي اخلاقي و انساني بچرخد در مقابل افرادي که حرمت ارزشها را پاس نمي‌دارند. در اين ميان حتي مي‌توان افرادي را ديد که به مذهب پايبندي ندارند و لکن براي اخلاق احترام قائلند. همة اينها در واقع شيوه‌ها و سبک‌هاي متفاوتي از زندگي‌اند.

در مورد باورها هم توضيحي بفرماييد؟

ببينيد در مباحث تربيتي و اخلاقي و نيز روان شناسي، دو امر مهم در وجودِ انسانها به رسميت شناخته مي‌شود. يکي بينشهاست و ديگري گرايشها. بينشها، اعتقادات و ايده‌هاي هر انساني را در بر مي‌گيرد و گرايشها ، تمايلات و کششهايي که در وجود انسانها، قابل درک است. مراد از باورها ، همان بينشها ست که جنبه نظري دارد و به تعبير برخي همان جهان‌بيني است که نوع نگاه شخص به جهان، انسان و خدا در آن نقش بازي مي‌نمايد. بديهي است که باورهاي انسانها، فرد به فرد متفاوت است و حتي انسانهايي که در يک خط فکر‌ي اند مانند خدا باوران در بسياري از مباحث ريز با هم تفاوت نظر دارند.

نقش باورها را در سبک زندگي چگونه مي‌دانيد؟

ما پايه‌ترين بخش نفس انساني که موتور محرّک اوست و زير بناي همه رفتارها و گرايشات و حتي احساسات او را تشکيل مي‌‌دهد، همين باورها و بينشها مي‌دانيم. در واقع اين شناختهاي آدمي است که به او جهت مي‌دهد و او را راهبري مي‌نمايد. تفاوت انسانها هم در سبک زندگي ، دقيقاً به همين بر‌مي‌گردد. مثال سادة آن در تفاوت رفتارهاي انسان دين باور و انسان بي‌دين است. چرا در قرآن روي ايمان قبل از عمل تأکيد مي‌شود. تا ايمان نباشد عملي وجود ندارد و يا عمل از محتواي غني بر‌خوردار نيست. اجازه بدهيد مثالها را اندکي ملموس‌تر و کاربردي‌تر بکنيم و بحث را به سمت سبک زندگي روزمره ببريم. فرض کنيد شما در جلسه‌اي حضور داريد و شخصي تازه‌وارد و نا‌آشنا به جلسه مي‌آيد و در کنار شما مي‌نشيند و شما و ديگران در حد‌ ‌آداب عرفي به او احترام مي‌گذاريد. در اين حين يکي از حضار آن شخص را معرفي مي‌نمايد و روشن مي‌شود که شخص تازه‌وارد، يکي از اولياي الهي است. اين جاست که رفتار شما با آن شخص دگرگون ميشود و شما تلاش مي‌نماييد که خود را به او نزديک نموده و از او بهره‌اي ببريد. اين رفتار تا لحظاتي قبل وجود نداشت چرا که شناخت شما به شکل ديگري بود. پس اين باورها و نگاه ماست که به زندگي ما رنگ وبو مي‌دهد.

آيا مي توان از قران نمونه‌هايي را ذکر کرد؟

بي‌شمار مثال قرآني داريم. في المثل در مورد مسأله صبر. چرا برخي در مقابل سختيها صبورند و برخي بي‌طاقت. در آيه 153 سوره بقره خداوند از کساني ياد مي‌نمايد که در مقابل همه مصيبتها صبر پيشه مي‌نمايند. سخن آنها اين است که «انا لله وانا اليه راجعون». کسي که نعمتهاي الهي را امانتي در اختيار خود مي‌داند و کسي که خود را مالک آنها مي‌داند در قبال از دست دادن آنها يک رفتار ندارند. اينها به تفاوت نگاهها بر‌مي‌گردد. روز عاشورا هر چه به ظهر نزديکتر مي‌شد، چهره امام حسين بشّاشتر مي‌شد. دليل آن واضح است زيرا امام به لحظه وصال نزديکتر مي‌شود و چه صحنه‌اي زيباتر از وصال عاشق به معشوق. يا تعبيري که از زينب کبري مشاهده مي‌نماييم که « ما رأيت الا جميلا».

اين نکته چه ثمره‌اي در اصلاح و تربيت مي‌تواند داشته باشد؟

دقيقاً از همين ناحيه است که در مباحث روان شناسي و تربیتي روي شناخت درماني تأکيد مي‌شود. ما اگر بخواهيم در زندگيمان تحولي ايجاد نماييم تنها راه آن تغيير و اصلاح شناختهاي ماست و بس. اين که در روان شناسي روي مثبت نگري تأکيد مي‌شود و در بسياري از عرفانهاي کاذب هم از اين مؤلفه بهره مي‌برند، خود شاهدي بر اين مدعاست. شما هر چه مثبت نگرتر باشيد زندگيتان موفق‌تر بوده و کامياب‌تريد. حتي بر اساس تحقيقات انجام شده، انسانهاي مثبت‌نگر عمر بيشتري دارند. حال من مي‌خواهم بگويم که مثبت نگري ريشة ديني و فلسفي دارد . اين که حافظ مي‌گويد:

به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست                       سرخوشم بر همه عالم که همه عالم ازوست

کسي که خداوند را منشأ همه زيباييها مي‌داند « الذي احسن کل شي خلقه» به همه چيز از اين منظر نگاه مي‌کند و لذا حتي مصيبتها و سختيها را هم زيبا مي‌داند و با آن به راحتي کنار مي‌آيد و از آنها در راستاي رشد اخلاقي و سعادت خود بهره‌مند مي‌گردد. اين سبک زندگي را مقايسه کنيد با کسي که به خداوند اعتقادي ندارد نظير آن چه در بسياري از عرفانهاي نوظهور مي‌بينيم و در عين حال وعدة شادي و آرامش را هم مي‌دهند. شايد برخي راهکارهاي آنها مثل يوگا هم به مثابة مسکن عمل کند ولکن چون ريشه‌اي و بنيادين نيست، اثري زود گذر دارد.  

 

 

 

 

‌ کالاهای جدید فرهنگی و تحول در حوزة اخلاقی جنسی

 

پژوهشگر و نویسنده:مصطفی کاویانی

مهم‌ترین تأثیر کالاهای جدید فرهنگی بر حوزة اخلاق جنسی و در یک معنا تغییر در ذائقه، تمایل و هنجارهای جنسی می‌باشد. اما مفهوم و مصادیق اخلاق جنسی چیست ؟چگونه به وجود می آید؟ و در نهایت چگونه اخلاق جنسی جایگزین اخلاق های دیگر خواهد شد؟ نکته قابل توجه در این بحث، در نظر داشتن تأثیری است که کالاهای جدید فرهنگی به جا می‌گذارد.

تعریف اخلاق جنسی

اخلاق جنسی آن مقدار از عادات، ملکات و روش‌های بشری است که به غریزة جنسی بستگی دارد از جمله: حیاء زن از مرد، غیرت ناموسی مرد، عفاف و وفاداری زن نسبت به شوهر، ستر بدن از غیر محارم ، منع ازدواج با محارم، منع نشر صور قبیحه، تقدس یا پلیدی تجرد و امثال آن؛1براین اساس می‌توان بحث از بایدها و نبایدها، خوب‌ها و بدها و هنجارها و ناهنجاری‌های حاکم بر رفتار و تمایلات و احساسات مردم در امور جنسی را جزو بحث از اخلاق جنسی به حساب آورد.

فرآیند شکل‌گیری اخلاق جنسی

1- نیاز

انسان به پدیده‌هایی امتیاز مثبت می‌دهد که بتوانند نیازهای او را در بالاترین حد ممکن برطرف نمایند. مثلاً وقتی گرسنه و تشنه می‌شویم یا نیاز جنسی داریم آن چیزی می‌تواند خوب تلقی شود که پاسخگوی نیازهای ما باشد؛ اما باید توجه داشت که منظور فقط نیازهای فیزیکی و بیولوژیکی نیست؛ بلکه دامنه‌ای از نیازهای روانی و شخصیتی وجود دارد که باید برآورده شود مثل: نیاز به محبت، نیاز به احترام، نیاز به شناخته شدن و مورد توجه قرار گرفتن و... در اخلاق جنسی آن زمان رفتارها، تمایلات و احساسات از نظر اخلاقی خوب قلمداد می‌شوند که بتوانند در بهترین وجه به تمناها و مطالبات جنسی ما پاسخ بگویند. در این بین، دین در جایگاه فیلتر تصفیه کننده ارزش‌های اخلاقی به تایید یا نهی از تمایلات اخلاقی ـ جنسی می‌پردازد.

2- هنجار

هنجار به معنای مقیاس است. وقتی انسان می‌خواهد رابطة جنسی برقرار نماید، براساس یک سلسله قواعد و آداب، عمل می‌کند. مثلا به خواستگاری شخصی رفتن، بله برون، «شیرینی خوردن»، صیغة محرمیت، جشن عروسی و آغاز رابطة زناشویی، یا اگر بخواهد کتابی بنویسد یا کلاسی را اداره کند به همین صورت باید قواعدی را رعایت کند. این قواعد و هنجارهایی است که نوع رفتار و سلوک ما را مشخص خواهد کرد؛ بر این اساس ترویج برقراری روابط دوستانه با غیر همجنس از طریق رسانه‌ها در جوامعی که پای‌بند به مذهب می‌باشند، از مصادیق زیر پا گذاردن اخلاق و هنجار جنسی است. هنجارهای موجود در حوزة اخلاق جنسی به طور عمده دینی است و دین با در نظر گرفتن شخصیت روحی، روانی، جسمی، اجتماعی و...انسان تعیین کننده‌ترین مبنا در انتخاب هنجارها به شمار می‌آید. در نتیجه رفتارهایی ناپسند شمرده خواهد شد که از هنجارهای برآمده از دین پیروی نکند.4

3- کمیابی یا احساس کمبود

همه می‌دانیم که اگر کسی در ایران رنگ مویش روشن، رنگ چشمانش آبی یا سبز و رنگ پوستش سفید باشد، به هیچ عنوان نشانة بهتر بودن از نظر واقعی نیست؛ با این حال اگر کسی چنین تفاوت‌هایی را داشته باشد از مقبولیت اجتماعی بیشتری برخوردار خواهد بود!؛ پس داشتن چنین ویژگی‌هایی از نظر اجتماعی و نه واقعی خوب قلمداد می‌شود و ارزشمند است. عوامل متفاوتی وجود دارد که می‌تواند یک رفتار را اخلاقی و ارزشمند یا غیراخلاقی و ناپسند جلوه دهد. گاهی اوقات آداب و رسوم جاهلی و برخاسته از خرافات یا متأثر از تبلیغات و هجمه‌های فرهنگی در به وجود آمدن یک رفتار غیر اخلاقی و ناپسند نقش اساسی را بازی می‌کنند.

فرآیند تحول ارزش‌های اخلاق جنسی

1- عدم وجود ضابطة اخلاقی

وقتی احساسات و تمایلات جنسی جامعه خوب مدیریت نگردد، دو حالت متصور خواهد شد: 1. جامعه با هرج ‌و مرج و آشفتگی جنسی روبرو خواهد بود و با فشار و سرکوبگری نهادهای کنترل‌کننده بیرونی مواجه خواهد شد2. جامعه با مدیریت و برنامه ریزی نهادهای سلطه‌گر و در جهت تامین منافع آنان پیش خواهد رفت.

امروز در فضای عمومی جامعه، به خصوص در کلان شهرها افزایش روابط نامشروع، مدل‌های جدید از روابط جنسی، هم‌جنس بازی و انحرافاتی از این دست مواجه هستیم که همگی زاییده سهل انگاری در تدوین عالمانه قواعد اخلاق جنسی است.

2- نا آگاهی عمومی از نظام اخلاق جنسی

گاهی اوقات نظام اخلاقی صحیح و مناسبی وجود دارد؛ اما مردم و اعضای جامعه از آن مطلع نیستند وقتی نهادهای متولی، رسانه، خانواده‌ها و... جای خود را به شبکة توزیع CDهای آموزش تصویری روابط جنسی می‌دهند که با مبانی دینی سازگاری ندارد، تحول در اخلاق جنسی به سمت برگزیدن رفتارهایی خواهد رفت که هنر پیشگان فاسد هالیوودی به تصویر می‌کشند. نظام سلطه نیز با آگاهی از خلأ موجود در فضای فرهنگی کشور، به طور جدی برای جایگزین‌سازی ارزش‌ها و هنجارها با فرهنگ غربی دست به کار شده است.

3- محدودیت‌ امکانات در ارضاء نیازها

تمایلات و خواسته‌های جنسی از طرق متفاوت از جمله فیلم‌ها، تصاویر، رمان‌های جنسی و موسیقی‌های متنوع در حال افزایش است؛اما امکانات کافی برای برطرف ساختن این سطح کاذب از نیاز وجود ندارد. برای نمونه شغل مناسب با درآمد کافی، مسکن، همسر مناسب، حمایت خانوادگی و امثال اینها جزء حداقل‌های ضروری شکل‌گیری زندگی خانوادگی است. در این صورت افراد برای برآورده ساختن نیازهایشان به روش‌هایی غیر از آنچه تاکنون مرسوم بوده است روی خواهند آورد.5

بررسی وضعیت امروزین جامعه

بدون شک مهم‌ترین تأثیر کالاهای فرهنگی جدید، در حوزة اخلاق جنسی ، رواج روابط آزاد و عادی سازی آن است که خود را با تغییر الگوی انتقال ایدز و افزایش آن نشان می‌دهد. از دیگر نشانه‌های آشکار این تحول فرهنگی در حوزة اخلاق جنسی می‌توان به این موارد اشاره کرد: کاهش حیا و پائین آمدن سن روابط جنسی؛ رواج الگوهای انحرافی از جمله هم‌جنس بازی و...6جدا انگاشتن عشق و علاقه از رابطه جنسی و تصور ارضاء انسان از طریق ارتباط با افراد مختلف و عشق ورزیدن فقط با یک نفر، افزایش روابط جنسی خارج از محدودة خانواده به خاطر تغییر در ذائقه جنسی و افزایش مطالبات جنسی وآستانة رضایت‌مندی جنسی در دراز مدت،7 ،بالا رفتن تخیلات جنسی به خصوص در میان نوجوانان و جوانان8و...

زمزمه‌هایی هشدار گونه دربارة جدی بودن مسائل جنسی و شکسته شدن مرزهای آن از اواخر دهه هفتاد به گوش می‌رسد. امروز آن هشدارها به فریاد بدل شده است و با صراحت از بحران در مسائل جنسی و تأثیر مستقیم آن بر فروپاشی اخلاقی جامعه حکایت می‌کند

پی‌نوشت:

1. مطهری، مرتضی، اخلاق جنسی در اسلام و غرب، ص15.

2. مطهری، مرتضی، فلسفة اخلاق، ص117.

3. رفیع‌پور، فرامرز، آناتومی جامعه، ص180.

4. مصباح یزدی، محمدتقی، جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، ص315.

5. رفیع‌پور، فرامرز، آناتومی جامعه، ص246 تا 249.

6. فاطمی، هدی، امر جنسی، مسئله یا بحران، ص2، شمارة 38.

7. همان، ص4.

8. بیانیة تحلیلی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، خانواده و مصرف کالاهای فرهنگی جدید، ص8.

 

 

 

حرفی برای عمل

جهاد اقتصادی در بیانات رهبر فرزانه

گردآورنده: مجید فیاضی

معنای جهاد اقتصادی

جهاد اقتصادى، صرفاً تلاش اقتصادى نيست. جهاد يك بارِ معنایى ويژه‌اى دارد. هر تلاشى را نمي­شود گفت جهاد. در جهاد، حضور و روياروئى با دشمن، مفروض است. انسان يك تلاشى مي­كند، دشمنى در مقابل او نيست؛ اين جهاد نيست. اما يك وقت شما مي­خواهيد يك تلاشى را انجام دهيد، كه بخصوص يك دشمنى سينه به سينة شما ايستاده است؛ اين مي­شود جهاد. ممكن است يك وقت اين جهاد به شكل قتال باشد، ممكن است جهاد مالى باشد، ممكن است جهاد علمى باشد، ممكن است جهاد فنى باشد؛ همة اين­ها جهاد است؛ انواع و اقسام جهاد و مبارزه است. اگر بخواهيم در ادبياتِ امروز ما براى «جهاد» معادلى پيدا كنيم، مي­شود «مبارزه». جهاد اقتصادى، يعنى مبارزة اقتصادى.1

جهاد خدایی

 نيت اگر نيت خدایى باشد، مي­شود جهاد فى‌سبيل‌اللَّه. وقتى انسان براى اعتلاى كلمة حق، اعتلاى كلمة اسلام، عزت بخشيدن به امت اسلامى و ملت مؤمن و مسلمان ايران تلاش مي­كند، اين جهاد مي­شود جهاد فى‌سبيل‌اللَّه. آن وقت در اين تلاش، بركات و عظمت و شأن جهاد فى‌سبيل‌اللَّه وجود دارد.2

الگوی اقتصاد اسلامی

ما بايد بتوانيم قدرت نظام اسلامى را در زمينة حل مشكلات اقتصادى به همة دنيا نشان دهيم؛ الگو را بر سر دست بگيريم تا ملت­ها بتوانند ببينند كه يك ملت در ساية اسلام و با تعاليم اسلام چگونه مي­تواند پيشرفت كند.3

بایدهای جهاد اقتصادی

 خب، اگر ما بخواهيم اين حركت عظيم اقتصادى در كشور در سال 90 انجام بگيرد، يك الزاماتى هم دارد.

1-     روحية جهادى لازم است.... اگر ما در بخش‌هاى گوناگون، روحية جهادى داشته باشيم؛ يعنى كار را براى خدا، با جديت و به صورت خستگى‌ناپذير انجام دهيم - نه فقط به عنوان اسقاط تكليف - بلاشك اين حركت پيش خواهد رفت.

2-     استحكام معنويت و روح ايمان و تدين در جامعه است.

3-     يك شرط ديگر اين است كه كشور به مسائل حاشيه‌اى مبتلا نشود.

4-     يك شرط ديگر، حفظ اتحاد و انسجام ملى است... انسجام قوا با يكديگر، هماهنگى قوا با يكديگر هم مهم است. 4

برخی مسایل اساسی

1-     كاهش نرخ بيكارى و افزايش اشتغال در كشور.

2-     مسئلة افزايش سرمايه‌گذارى بخش خصوصى و كمك به بخش خصوصى كه بتواند در زمينة مسائل اقتصادى كشور سرمايه‌گذارى كند... كه يكى از كارهاى مهم در اين باب، ايجاد تعاونى‌هاست، كه به وسيلة تعاونى‌ها سرمايه‌هاى بزرگ تشكيل بشود و بتوانند در مسائل مهم اقتصادى كشور سرمايه‌گذارى كنند.

3-      مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم بگذارند و اميدواريم ان‌شاءاللَّه اين روند روزبه‌روز توسعه پيدا كند. البته رسانه‌ها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند.5

 

 

 

 

1. بیانات در جمع مهندسان و کارگران صنعت نفت ۱۳۹۰/۰۱/1.

2. همان.

3. بیانات در حرم مطهر رضوی در آغاز سال۱۳۹۰.

4. همان.

5. همان.

 

 

 

سلوک باران

سبک زندگی بزرگان

پژوهشگر و نویسنده: محمد بهادری

آرامش و متانت در زندگی بزرگان، برخاسته از چشمة همیشه جوشان معصومین علیهم‌السلام است. این که اتصال به این منبع نورانی به زندگی طراوت می‌بخشد، باوری دست یافتنی است. در این راستا داستان‌هایی را از زندگی بزرگان را مرور می‌کنیم

بانام حضرت فاطمة­زهراسلام­الله‌علیها

شبي از شب‌های ماه رمضان، مرحوم کشميري وقتی به مدرسه مراجعت می­کند، متوجه می‌شود که کليد درب را با خود نياورده است. در همان حال با خود می­گوید: معروف است که نام مادر حضرت­موسي(ع)، کليد قفل‌های در بسته است، پس چگونه نام حضرت فاطمه­زهرا سلام­الله عليها چنين اثري نکند؟

آنگاه دست روي قفل بسته گذاشت و نام مبارک حضرت فاطمه سلام­الله عليها را بر زبان راند؛ ناگهان قفل در گشوده شد.

کمتر از چند دقيقه!

مرحوم نخودکي در سن 24سالگي، به عزم مشهد مقدس از اصفهان خارج شد؛ نخستين سفر ايشان به آن شهر منّور بود که به قصد زيارت مرقد مطهّر حضرت علي­بن­موسی‌الرضا علیه‌السلام صورت پذيرفت.

در همان روزهاي اول سفر، راه را گم می‌کند و نزديک غروب آفتاب، در کوه و بيابان سرگردان می‌شود. در اين حال متوسل به ثامن‌الحجج می‌گردد و عرضه می‌دارد:«مولاي من! آگاهي که قصد زيارتت را داشته‌ام ولي در اين وادي سرگردان شده‌ام. تو را توانائي ياري و مددکاري من هست. از من دستگيري فرما. »

پس از دقايقي به خدمت با سعادت حضرت خضر علیه‌السلام تشرّف حاصل می‌کند و راهنمائي می‌شود و در کمتر از چند دقيقه، 18 فرسنگ راه را طي می‌کنند و وارد آن شهر می‌شود.

نسيه داده می‌شود حتی به شما!

فرزند شيخ­رجبعلی می‌گويد: روزی مُرشد چلويی معروف، خدمت جناب شيخ رسيد و از كسادی بازارش گله كرد و گفت: "داداش! اين چه وضعی است كه ما گرفتار آن شديم؟ زمانی وضع ما خيلی خوب بود، روزی 3-4 ديگ چلو می­فروختيم و مشتری‌ها فراوان بودند، اما يك‌باره اوضاع زير و رو شده، مشتری‌ها يكی­يكی پس رفتند، و اكنون روزی يك ديگ هم مصرف نمی‌شود...؟شيخ تأملی كرد و فرمود: «تقصير خودت است كه مشتری‌ها را رد می‌كنی»! مرشد گفت: من كسی را رد نكردم، حتی از بچه‌ها هم پذيرايی می­كنم و نصف كباب به آن‌ها می‌دهم. شيخ فرمود:« آن سيد چه كسی بود كه سه روز غذای نسيه خورده بود؛ بار آخر او را از مغازه بيرون كردی؟!» مرشد سراسيمه و شتابان در پی آن سيد راه افتاد، او را يافت و از او پوزش خواست، و پس از آن تابلويی بر در مغازه‌اش نصب كرد و روی آن نوشت:

«نسيه داده می‌شود، حتی به شما»!!

نماز شب و دعای پدر

علامه محمدتقی­مجلسی، مانند همیشه، نیمه­های شب برای راز و نیاز با معبود خود رخت بر هم زده و به تهجد شبانه پرداخت. میان ربنای سبز قنوتش, احساسی شبیه به الهام به او دست داد: که هر حاجتی بخواهی برآورده می­شود! در همین حین, صدای گریه فرزندش از گهواره بلند شد و پدر را متوجه خود ساخت. علامه، فرصت را غنیمت شمرده و دعایی از ته دل برای معبود خود سرود:

بار پروردگارا! خواستة من از تو آن است که آثار گران­مایه اهل بیت علیهم­السلام را به دست این فرزند من زنده نمایی.این دعا چون اصابت تیری بر هدفٰ چنان مورد اجابت واقع گشت که همان رو کرامت خود را ظاهر گشت و کودک پس از 9 سال نابغه زمانه می‌شود که او را علامه محمد باقر مجلسی خواندند. در علوم اهل‌بیت علیهم­السلام آن قدر اوج گرفت که پای درس او بیش از هزار طلبه می‌نشستند. امروزه کتاب‌های جلیل‌القدری از این بزرگوار، من­جمله بحارالأنوار (110 جلد)، عین الحیاه، حق الیقین، زادالمعاد و ... به جا مانده است.

ثلث مال حاجی

سيد محمدباقر شفتي مي‌گفت: « نجف که بودم، از شدت گرسنگي مجبور شدم پول قرض کنم. صبح آبگوشت کله خريدم تا بخورم‌. يک‌هو ديدم يک سگ، بي حال افتاده داخل جوي آب، سه تا بچه هم داره. زبون­بسته‌ها گرسنه بودند و مادرشان شير نداشت‌. دلم سوخت! نان‌ها را در آبگوشت تريد کردم و گذاشتم جلوي سگ. حيوونکي غذا را خورد و جون گرفت. چند روز بعد يک آقايي از شفت آمد و گفت: «‌فلان حاجي مرده. ثلث مالش را که مي‌شود يک روستا، براي شما وصيت کرده. ‌روزش را حساب کردم، ديدم وصيت، همان روزي شده بود که آن سگ را از گرسنگي نجات داده­ام.»

پی‌نوشت:

    1. 1.سیدعلی حسینی، داستان‌های علمای شیعه
    2. 2.همان
    3. 3.یادنامه مرحوم شیخ رجبعلی خیاط(نکوگویان)
    4. 4.عطایی اصفهانی، کتاب ره‌یافتگان
    5. 5.اعيان‌الشيعه، ج8، ص 373

 

 

 

 

 

 

جهانی شدن، پیامدها، راهکارها

مصاحبه کننده: امیر محسن عرفان

حجة‍‌الاسلام والمسلمین رحیم کارگر

دانشجوی دکترای سیاست‌گذاری فرهنگی

استاد مرکز تخصصی مهدویت حوزه علمیه قم

مؤلف کتاب‌های آیندة جهان، جستارهایی در مهدویت، تعلیم و تربیت در عصر ظهور، فروغ حق .کتاب آیندة جهان، کتاب سال حوزه و پژوهش برتر فرهنگی کشور شد.

مقدمه:

واژه‌ی جهانی سازی سال‌هاست که ذهن سردمداران دنیای غرب را به خود مشغول ساخته است؛ اما جهانی سازی چیست؟ چه تأثیری بر روند فرهنگی، اقتصادی و سیاسی... جهان امروز داشته؟ و جهان امروز باید چه رویکردی نسبت به این مسئله داشته باشد؟ سؤالاتی است که در مصاحبه‌ای کوتاه با حجة‌الاسلام‌والمسلمین رحیم کارگر دانشجوی دکترای دانشجوی دکترای سیاست‌گذاری فرهنگی به آن‌ها پاسخ داده شده است.              

واژه‌ها: سبک زندگی، جهانی شدن، پیامدها، راهکارها

اندیشه معلم: لطفا در یک تعریف اجمالی جهانی شدن را برای خوانندگان ما بیان کنید:

ما در دوره‌اي زندگي مي‌کنيم که به قول شما دوره جهاني شدن هست يعني حرکت به سمت يک جهان وحدت يافته؛ جهاني که در آن مشابهت‌ها زياد مي‌شود، جوامع به هم نزديک مي‌شوند و موانع برطرف مي‌شود. و به هر حال شکل و شمايلي که دنيا و مردم را به سمت همساني، يک رنگي و يگانگي مي‌کشد. این يک فرآيندي است که اتفاق افتاده و جهان دارد به سمتي حرکت مي‌کند که یک پارچه ‌بشود. يک پارچگي را داريم مي‌بينيم؛ هم ساني را داريم مي‌بينيم؛ هم گونگي را داريم مي‌بينيم. سازمان‌هاي بين‌المللي را می‌بینیم که به شدت فعاليت مي‌کنند. دغدغه ما این است که ما با يک جهاني شدن رو به رو نيستيم بلکه ما با جهاني شدن‌ها رو به رو هستيم.

اندیشه معلم: به طور کلی جهانی شدن را به چند نوع می‌توان تقسیم کرد؟

به بیان ساده ما با يک جهاني شدن صادق و یک جهاني شدن کاذب رو به رو هستيم. جهاني شدن صادق يک فرآيند طبيعي است که از گذشته اتفاق افتاده، مسيري را طي کرده، تا اين جا آمده و بشر را با خودش به همراه مي‌برد. نمی‌خواهیم بگوییم اين خوب است یا چون صادق است خوب است نه! چون مهار نشده است اتفاقاً مشکلاتي هم براي بشر دارد؛ ولي به هر حال يک فرآيند طبيعي است که ممکن است خوب باشد، و ممکن است مثل سيل و زلزله که طبيعي هستند و مخرب، ضرر داشته باشد. پس ما يک فرآيند طبيعي داريم که در آن بشر هميشه به دنبال اين بوده که يک نوع همساني و نزديکي بين جوامع ايجاد بکند، وحدت بين کشورها و اقوام را ايجاد بکند، که ما اين را جهاني شدن صادق مي‌نامیم؛ اما نوع دیگری از جهانی شدن داریم که جهاني شدن کاذب يعني ساختگي، به قول خودمان يک پروژه و برنامه هست که دیگران براي ما تعريف و برنامه ریزی می‌کنند که اين همان جهاني سازي يا غربي سازي، يا آمريکايي سازي است و به آن "ايلوگاليزم" و "ستنيزيشن" مي‌گويند. در این فر‌آیند یک سری کشور‌های خاص برای رسیدن به اهداف و آمال و خواسته‌های خود مسیر جهانی شدن طبیعی را به نفع خودشان بر می‌گردانند. ما الان در دوره امپرياليسم نو قرار داريم. يعني ايجاد وابستگي جهاني به شکل غير مستقيم. همه کشورهاي دنيا بايد به صورت غير مستقيم تحت سلطه قرار بگیرند. دیگر اشغال مستقيم جواب نمي‌دهد، کنترل مستقيم جواب نمي‌دهد، کشوري مثل مصر که تحت نفوذ مستقيم اينها بود جواب نداد. اين جهاني سازي يا گِلوباليزم براي گسترش سلطه غير مستقيم ولي مؤثر کشورهاي قدرتمند به خصوص آمريکا و اروپا طراحي شده. انديشمندان و متفکران آن‌ها در اين زمينه فعالیت می‌کنند، شرکت‌هاي بزرگ اقتصادي‌ و رسانه‌هاي فرهنگي‌ آنها در اين زمينه فعال هستند تا بتوانند اين بسط و سلطه را به سمت منافع اقتصادي‌شان گسترش بدهند.

اندیشه معلم: اين جهاني شدن کاذب چه تأثير و پيامدی در سبک زندگي مردم داشته است؟

نزديک به 120 يا 130 سال پيش بحث جهاني شدن را در ايالت کاليفرنيا که يک ايالت صنعتي بود مطرح کردند. جامعه‌ شناسان رفتار مردم را مورد مطالعه و پژوهش قرار دادند و ديدند عموم مردم آن شهر در بخش‌هاي صنعتي مشغولند و همه داراي يک سري رفتارهاي مشابه هستند. يک نوع لباس مي‌پوشيدند، يک نوع غذا مي‌خوردند، حتی يک نوع حرف مي‌زدند. و بعد از چندين سال تحقیق و مطالعه ديدند که اين صنعتي شدن سبک زندگي اين‌ها را تغيير داده و يک سري مشابهت‌ها را ايجاد کرده و بحث جهاني شدن از همين جا شکل گرفت.

اندیشه معلم: آیا وجود این مشابهت‌ها در زندگی افراد می‌تواند ایجاد مشکل کند؟

بحث در این است که اين مشابهت‌ها که در زندگي ایجاد شده يک فرايند طبيعي می‌باشد يا يک چيز منفي هست، و طبيعي نيست. نکته اول که بايد بدانيم اين است که اصولا شبيه هم شدن، وهم­ساني امر مثبتي است. انسان‌ها با اين که اختلاف نژادي و زباني و منطقه‌اي دارند ولی همه از يک فطرت واحد و از يک گوهر واحد آفريده شده‌اند. هم­ساني و هم شکلي طبيعي‌ترين چيز براي انسان‌هاست و اين اختلافاتي که به وجود مي‌آيد بر اساس عوامل عارضی و خارجی هست. پس مشابهت باعث نزديکي مي‌شود، باعث وحدت مي‌شود. نوعي همساني و هم دلي ایجاد می‌کند. تا اين جاي بحث را مثبت مي‌بينيم ولي نکته با اهمیت در این‌جا بحث نرم‌افزاري هست، یعنی آن محتوايي که براي مشابهت و تغيير سبک زندگي به ما داده مي‌شود چیست؟ اين خوب است يا نه؟ مشکل ما سر اين محتوا هست. اين نرم افزاري که منتقل مي‌شود پديده شومي است، و مثبت نيست. چون اين محتواهايي که ارائه مي‌شود، همه ساختگي است. يک عده‌اي به جهت منافع اقتصادي، سياسي، امنيتي، يا به جهت منافع فرهنگي این برنامه‌ها را ارائه می‌دهند.

اندیشه معلم: ویژگی‌های یک نرم افزار مثبت و کاربردی چیست؟

برنامه‌ای که در آن جامعه بشري به هم نزديک بشوند، هم سان بشوند، مثل هم بينديشند. اصلا بشر براي اين آفريده شده که از هم جدا نشوند. از هم دور نشوند. آداب و رسوم و سنن و فرهنگ‌ها باعث نفرت نشود، باعث دشمني نشود، بر عکس گفتة هانتينتون که مي‌گويد فرهنگ‌ها ذاتاً با هم دشمن هستند ونظریه برخورد تمدن‌ها را مطرح مي‌کند. ما بياييم يک کاري بکنيم که يک فرهنگ جهاني سالم شکل بگيرد. اما اين فرهنگ جهاني سالم چه طور شکل مي‌گيرد، زماني که يک سري انسان‌ها که مرکزيت وهدايت بعضي از اين امور را در دست دارند انسان‌هاي سالم، صالح و موجه باشند. اما الان مي‌بينيم که برعکس است.

اندیشه معلم: در سبک زندگی که از طرف منفعت طلبان مطرح می‌شود چه خطراتی ما را تهدید می‌کند؟

یکی این که‌ متأسفانه سطح زندگي کريمانه و با کرامت انسان‌ها تبديل به يک سطح نازل از زندگي با خواسته‌هاي زننده شده است. ودیگر بحث کالا شدن انسان که واقعا خطر براي همه بشر است. این‌که شخص به نفع شرکت‌هاي صنعتي ، به نفع کشورهاي بزرگ و به نفع سرمايه‌داران انسانيت خودش را از دست بدهد، در حالی که هیچ نفعی به خود انسان نمی‌رسد؛ و مهم‌ترين نکته در تغيير سبک زندگي، ایجاد يک نوع خود بيگانگي در انسان است. يعني آن هويت واقعي انساني در اين جا زير سؤال رفته است. هويت انساني به ارزش‌هاي اخلاقي، نوع دوستي، احترام به ديگران و جامعه و نوع کمال خواهي است که الان همه اين‌ها تغيير پيدا کرده است. کمالات انسان در يک چيزهاي خيلي ساده خلاصه شده است. مثلا، داشتن بهترین و بزرگ‌ترین خانه و مدرن‌ترین ماشین مي‌شود سعادت. مي‌شود کمال. هويت‌ها تغيير يافته، هويت‌هايي که کاذب است، هويت‌هايي که کاملا مضر است. زيبا پوشيدن و خوب پوشيدن بد نيست؛ اما مشکل اين است که انسان‌ وقتي که هويت خودش را از دست بدهد و جايگاه خودش را نفهمد، به سراغ تجمل گرایی و مد گرایی می‌رود. و این‌جاست که باید گفت ما برده آرمان‌ها و افکار و ايده‌هاي ديگران هستيم که براي ما ساختند.

اندیشه معلم: چه عاملی باعث شده که این ایده‌ها و تفکرات به سرعت در زندگی همه انسانها و در همه کشور‌ها رسوخ کند؟

در جهاني شدن يک اصطلاحي داريم تحت عنوان "در هم پيچيدگي زمان و مکان" يعني زمان و مکان دیگر معناي خودش را از دست داده، و هيچ مکاني نمي‌تواند دور از مکان‌هاي ديگر تعريف شود. به عبارت ساده‌تر ما شاهد شکل‌گيري دهکده جهاني هستيم. در دهکده جهاني همه با هم ارتباط دارند، از احوال هم ديگر خبر دارند ولو بخواهند مرزها را ببندد. الان متأسفانه امکانات و ابزار ماهواره‌اي، رسانه‌اي، حتي حمل و نقل، حتي بگوييم قاچاق کالا، طوري شده که نمي‌توان مانع چيزي شد. کشورهاي بزرگ هم نمي‌توانند هيچ کاري بکنند. به همين خاطر ما مي‌گوييم الان با يک جهاني شدن يله، و از هم گسيخته رو‌ به رو هستيم.

اندیشه معلم: آیا حالا که نمی‌توانیم جلوی این هجمه‌ها را بگیریم باید تسلیم بشویم یا نه؟ چه راه‌کاری پیشنهاد می‌کنید؟

اولین قدم این است که خودمان تولید کننده باشیم، در همه عرصه‌ها قبل از اين که دشمن براي ما کالاي فرهنگي، کالاي مصرفي، کالاي آرايشي توليد بکند، کالاي فکري، کالاي علم، داستان، رمان براي ما توليد بکند ما بايد خودمان توليد بکنيم. قبل از اين که فيلم‌ها را براي ما بفرستند ما بايد انواع و اقسام فيلم‌ها را داشته باشيم. پس اول ما بايد خودمان توليد کننده باشيم. ببینیم دنیا الان چه چیزی را می‌خواهد. اين جور نباشد که فقط آمريکا براي ما بفرستد. نکته دوم این‌که بايد به هويت فرهنگي خودمان برگرديم. ما بايد هويت فرهنگي خودمان را بشناسيم. يعني هر انساني اول بايد به انسانيت خودش پي ببرد و بداند که لازمه زندگي انساني چيست؟ لازمه زندگي مسلماني چيست؟ لازمه زندگي يک ايراني چيست؟ همه اين لازمه‌ها را بشناسد و به آن معتقد باشد و به ديگران منتقل بکند.

 

 

 

 

آرمانی از یک شهر

چکیده‌ای از باورهای یک خانوادة مهدوی

پژوهشگر و نویسنده:امیرمحسن‌عرفان

نظام خانواده و مسائل اجتماعی و فرهنگی آن، ارتباط تنگاتنگی با جامعة منتظر قبل از ظهور دارد؛ خانوادة مهدوی در برگیرندة بیشترین، عمیق‌ترین و اساسی‌تری مناسبات انسانی است. چنین خانواده‌ای علاوه بر آن‌که منبع اولیة ارضای نیازهای اساسی فرد می‌باشد، موقعیت‌های متعددی را برای شکل‌گیری نگرش‌ها و تشکیل باورهای بنیادین یک فرد فراهم می‌سازد. خانوادة مهدوی یک گروه صرفاً قراردادی نیست؛ بلکه یک واحد اجتماعی از مناسبات انسانی است که ریشه در طبیعت و فطرت انسان دارد. باورها و نگرش‌های اعضای این خانواده رنگ و بوی دوران ظهور را دارد و ...  

چکیده‌ای از باورهای یک خانوادة مهدوی

1 . شاکر بودن

قدردانی از خدمت‌گزاران و صاحبان حق، گاهی با زبان است و گاهی با عمل و خدمات متقابل و زمانی با کمک و حمایت‌های بی‌دریغ و بدون چشم داشت. شاکر بودن بیش از آن که مربوط به رفتار شود، از عمق بینش؛ باور و شخصیت شکرگذار سرچشمه می‌گیرد. در خانوادة مهدوی، بالاترین درجه شکرگزاری، شکر در برابر نعمت‌های بی‌کران الاهی است. و در مرحلة بعد تشکر از پدر و مادر را بسیار پر اهمیت می‌دانند. حضرت امام رضا علیه‌السلام فرمودند: همانا خداوند متعال فرمان داده است از او و پدر و مادر تشکر کنید.1 از این که تشکر از پدر و مادر بعد از تشکر خداوند متعال مطرح شده است، فهمیده می‌شود که تشکر از پدر و مادر، بسیار ارزش‌مند است آن حضرت در ادامه فرمودند: کسی که از پدر و مادرش تشکر نکند، خدای متعال را سپاس‌گزاری ننموده است.2کنیز امام حسین علیه‌السلام شاخة گلی را به آن حضرت هدیه نمود. آن حضرت همان لحظه، آن کنیز را در راه خدا آزاد کرد. انس بن مالک به آن حضرت عرض کرد: یک شاخة گل، آن قدر ارزش نداشت که شما برای آن، کنیزی را آزاد سازید؟! امام حسین علیه‌السلام فرمودند: خداوند متعال ما را چنین تربیت نموده است. هرگاه چیزی را به شما هدیه کردند، شما به بهتر از آن، یا همانند آن را به او هدیه کنید.3 من می‌خواستم بهتر از آن را به او هدیه کنم که آزادیش بود.4

2 . صبر

ناملایمات زندگی هدیه‌های خداوند متعال می‌باشند. در خانوادة مهدوی، صبر هرگز به معنای تحمّل بدبختی‌ها و تن دادن به ذلّت، و دست‌ روی دست نهادن و تسلیم در برابر عوامل شکست نیست. در این خانواده، صبر و استقامت مفهوم وسیعی دارد. امام علی علیه‌السلام ‏فرمودند: صبر بر سه نوع است: صبر در برابر مصيبت، صبر در برابر طاعت، صبر در برابر معصيت.5 بر شما باد به صبر؛ چرا که صبر نسبت به ایمان، مانند سر نسبت به بدن است.6رسول گرامی اسلام‌صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمودند: انسان صبور سه نشانه دارد: بی‌حوصلگی را از خود دور کند، بی‌قراری و ضجّه و زاری نکند، از خداوند متعال، گله نکند.7

3.حیا

حیا نوعی انفعال و انقباض نفسانی است که موجب خودداری از انجام دادن امور ناپسند در منظر دیگران می‌گردد و منشأ آن، ترس از سرزنش دیگران است. امام باقر علیه‌السلام حیا را مایة کمال مسلمانی دانسته‌اند.8در خانوادة مهدوی، اعضای خانواده برای آبرو و حیثیت خود نزد دیگران ارزش قایل هستند و به وجهة اجتماعی خود اهمیت می‌دهند. در مقابل انسان‌های فرومایه و پست که با امام خود هیچ پیوندی ندارند، از آن چه انجام می‌دهند باکی ندارند و نه به آن چه دربارة آنان می‌گویند، اهمیت می‌دهند. در روایات نیز آمده است که انسان فرومایه، حیا نمی‌کند.9

4 . عزّت نفس

عزت در لغت به معنای شکست ناپذیری است. عزیز یکی از صفات خداوند متعال است. در قرآن، ذات پاک خدا 92 بار با این صفت یاد شده است. عزت در مورد انسان نیز از همین ریشه سرچشمه می‌گیرد و معنایش عدم کرنش در برابر صاحبان زر و زور است. چنین عزتی قطعاً در پرتو ارتباط محکم با صاحب عزّت مطلق، خدای عزیز، به دست می‌آید. امام صادق علیه‌السلام فرمود: سزاوار نیست مؤمن خود را ذلیل کند، سؤال شد: چگونه خودش را ذلیل می‌کند؟ فرمود: خود را در معرض کاری که از او ساخته نیست، قرار دهد.10رسول خدا صلّى‌اللَّه‌عليه‌و‌آله‏ فرمودند: عزت مؤمن، بی‌نیازی او از مردم است.11 در خانوادة مهدوی حقیقت عزت در درجة نخست، در دل و جان اعضای خانواده ظاهر می‌شود و آنان را از خضوع و سازش و خود باختگی در برابر دیگران باز می‌دارد.

5 . خشنودی بر رضای الاهی

امام سجاد علیه‌السلام در تبیین مقام رضا می‌فرمایند: خشنودی به ناگواری‌های قضای الاهی، از عالی‌ترین درجات یقین است.12 در خانوادة مهدوی، مصلحت الاهی بر مصلحت ظاهری ترجیح داده می‌شود. آنان آن‌چه را خدا پسندد، می‌پسندند. مقام رضا بالاتر از مقام صبر است؛ هر جا که رضا به رضای الاهی باشد، صبر نیز در آن‌جا هست. امیرمؤمنان امام علی علیه‌السلام فرمودند: به خشنودی خدا خشنود باش و در نتیجه شاد و راحت زندگی کن.13

6 .‌ وجود ناظر اخلاقی و دینی

شیعیان، امام را ناظر بر اعمال خود می‌دانند. در یک خانوادة مهدوی، اعضای خانواده نظارت و عنایت حضرت ولی عصر (عج)، را احساس می‌کنند. لذا در انجام اعمال نیک و خیر با سرعت و شتاب افزون‌تری بر دیگران اقدام می‌کنند. آنان به هنگام انجام معصیت و گناه خود را تحت کنترل محسوس حضرتش می‌بینند و از گناه فاصله می‌گیرند. حضرت مهدی (عج) در نامه‌ای خطاب به شیخ مفید (ره) می‌فرمایند: «ما بر احوال شما آگاهیم و هیچ چیز از اوضاع شما بر ما پوشیده نیست».14

7.وجود حامی معنوی

خانوادة مهدوی به زیباترین شکل ممکن می‌توانند از وجود مقدس و نازنین امام مهدی (عج) به عنوان پدر معنوی و حامی روحانی خود بهره‌مند شوند. امام علی علیه‌السلام در توصیف جایگاه امام می‌فرمایند: امام پدری مهربان و پناهگاه بندگان در مصائب و سختی‌ها و گرفتاری‌هاست.15

8 . تقوا

قرآن کریم، تقوا را معیار برتری معرفی کرده و کسانی را که از خدای متعال پروای بیشتری دارند گرامی‌تر می‌شمارد: «انَّ اکرمکم عندالله أتقاکم»16. معنای تقوا نگهداری خود از معاصی است. تقوا یک حالت روحی و معنوی است که از آن تعبیر به «تسلط بر نفس» می‌کنند. تقوا این‌ است که اراده و عقل و ایمان انسان بر خواهشها و هوسهایش تسلط داشته باشد. امام علی علیه‌السلام فرمود: شجاع‌ترین مردم کسی است که بر هوای نفس خود پیروز شود.17 بر همین اساس هر خانواده‌ای که در رعایت تقوای الاهی پیشتازتر باشد از لحاظ الگویی، برتر شمرده می‌شود.. خانوادة مهدوی با ذکر و یاد خداوند متعال و شب زنده‌داری، تلاوت قرآن کریم، دعا و مناجات، راز و نیاز، توبه و استغفار زمینه‌های تقوا را برای اعضای خانه فراهم می‌سازد

پی‌نوشت:

1. بحارالانوار، ج48، ص92.

2. همان

3 ـ‌ کشف الغمّه، ج2، ص 206.

4 ـ بحارالانوار، ج43، ص243.

5. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار،ج68،ص95

6. نهج‌البلاغه، حکمت 82

7. بحارالانوار، ج4، ص223

8 ـ الأمالی، شیخ مفید، ص167.

9 ـ غراالحکم، حدیث 1053

10. الحياة با ترجمه احمد آرام       ج‏1       548       حديث ..... ص : 548

11. مجموعة ورام(تنبيه الخواطر)       ج‏1       169      

12. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار       ج‏68       98

13. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، 104، ص : 103

14. الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2،ص479

15. علامه مجلسی (ره)، بحارالانوار، ج25، ص 171.

16.حجرات؛ آیة13

17. أمالي الصدوق 21 المجلس السادس

 

 

 

 

جوانی المثنی ندارد!

عوامل تقويت مديريت زمان

 

پژوهشگر و نویسنده:حمید جلالی

در سبك زندگي اسلامي هر آنچه براي رسيدن به سعادت دنيوي و اخروي نياز انسان بوده ، مورد توجه قرار گرفته است. فن مديريت زمان از اين امر مستثني نيست. مديريت زمان، فني است كه به ما كمك مي‌كند از سرماية عمر خود بهترين استفاده را داشته باشيم و جلوي ضايع شدن آن را بگيريم. امام صادق عليه السلام می‌فرمايند: بنده‏اى حقيقت ايمان را به كمال نرساند، مگر آن كه به سه خصلت دست يابد:1- فهم عميق در دين،2- برنامه‏ريزى خوب در زندگانى،3- شكيبايى در پيشامدهاى ناگوار.»1

توجه به عوامل تقويت زمان، مواردي است كه ما را در كنترل بهتر زمان و سامان دادن و اجرايي نمودن برنامه‌هاي مديريتي در اين زمينه ياري مي كند.

عوامل تقويت مديريت زمان:

    1. 1.مشخص كردن هدف

بدون داشتن هدف هيچ كاري به مقصد و مقصود نخواهد رسيد. امام علي عليه السّلام كمتر می‌شد كه پيش از سخن بر بالای منبر اين عبارت را نگويد: «اى مردم! از خدا بترسيد، هيچ كس بيهوده آفريده نشده تا به بازى بپردازد، و او را به حال خود وانگذاشته‏اند تا خود را سرگرم كارهاى بى‏ارزش نمايد، و دنيايى كه در ديده‏ها زيباست، جايگزين آخرتى نشود كه آن را زشت مى‏انگارند، و مغرورى كه در دنيا به بالاترين مقام رسيده، مانند كسى نيست كه در آخرت به كم‌ترين نصيبى رسيده است.»2 علاوه بر اين هدف عالي، هر شخص بايد براي كارهاي روزمرة خود نيز هدف گذاري كرده و بدان توجه داشته باشد.

    1. 2.برنامه ريزي بر اساس استعدادها و قابليت‌هاي فردي و فطري

انسان حتي در تكاليف عبادي نيز بيش از طاقت خود چيزي بر عهده ندارد و اين امر در قرآن كريم نيز مورد تاكيد قرار گرفته است. «خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمى‏كند» (بقره/ 286) بنابراين ما نيز نبايد بيش از مقدار طاقت خود براي خود برنامه ريزي نماييم.

    1. 3.ايستادگي و مداومت در برنامه ها

براي تغيير عادت بي‌برنامگي و تثبيت برنامه‌هاي مديريت زمان، باید تلاش بسياري كرد و به زودي در برابر دشواري اين كار ميدان را خالي نكرد. امام حسن عسكري عليه السلام در بيان دشواري ترك عادت مي‌فرمايند: «برگرداندن كسي كه به چيزي عادت كرده است از عادت خود، مانند خرق عادت و معجزه در طبيعت است.»3

    1. 4.دور انديشي

دورانديشي چشم انسان را نسبت به راهي كه پيش رو دارد باز كرده و آن را بصير مي‌كند. رسول خداصلی‌الله‌علیه‌وآله مي‌فرمايند: «خوشا به حال كسى كه آينده‏نگر باشد و از روز قيامت ياد نمايد و از فانى بودن دنيا عبرت گيرد.»4 اميرالمؤمنين نيز در اين زمينه مي‌فرمايند: « هر كه به پايان كارها بنگرد از گرفتاري‌ها ايمن گردد.»5 دور انديشي به ما كمك مي كند مشكلات و مسايل پيش رو را پيش بيني كرده و براي عبور از آنها برنامه‌ريزي كنيم تا هنگام مواجهة با آن‌ها غافلگير نشده و زمان را براي حل مشكلاتي كه با دورانديشي قابل جلوگيري بود از دست ندهيم.

    1. 5.دل كندن از گذشته

توقف در گذشته جز از ميان بردن امروز و فردا دستاورد ديگري براي انسان ندارد. حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: «از فرارسيدن مرگ ناگهانى بترسيد، زيرا آنچه از روزى كه از دست رفته، اميد بازگشت آن وجود دارد، اما عمر گذشته را نمى‏شود باز گرداند، آنچه را امروز از بهرة دنيا كم شده مى‏توان فردا به دست آورد امّا آنچه ديروز از عمر گذشته، اميد به بازگشت آن نيست، به آينده اميدوار و از گذشته نا اميد باشيد. (از خدا بترسيد و جز بر مسلمانى نميريد)6 » به ياد داشتن اين‌گونه هشدارها ما را از توقف در خوب و بد گذشته و هدر دادن سرمايه عمر در آن بازداشته و ما را براي استفاده از فرصتي كه پيش رو داريم مصمم تر مي‌سازد.

    1. 6.نگاه مثبت به شكست‌هاي زندگي

انسان‌هاي موفق كساني هستند كه در شكست‌ها متوقف نمي‌شوند و از آن پلي براي پيروزي مي‌سازند.حضرت علي عليه‌السلام در اين‌باره مي‌فرمايند:« افسوس‏هاى گذشته را در دل خود بيدار مكن كه تو را از آمادگى برای پيروزيهائى كه در پيش دارى باز مي‌دارد.»7 هر شكست در زندگي، تجربه‌اي است كه ما را از ارتكاب مجدد خطايي باز مي‌دارد و مي‌توانيم با درس گرفتن از آن در موارد متعدد ديگري از خطا جلوگيري كرده و از اين شكست پلي براي پيروزي‌هاي بعدي بيافرينيم.

    1. 7.انجام فعاليت‌ها و رفع نيازهاي فطري بر اساس اصل اعتدال و تعادل

سبك زندگي اسلامي در همه شئون، ميانه‌روي و اعتدال است و اين امر را در پرداختن به نيازهاي روزانه نيز بايد رعايت كرد. حضرت در وصيت خود به امام حسن عليهما‌السلام مي‌فرمايند:« فرزند عزيز! در شئون زندگى و امور عبادى ميانه‌رو باش و از افراط بپرهيز. روشى را انتخاب كن كه در حدود توان و طاقت تو باشد و بتوانى هميشه آن را انجام دهى.»8

    1. 8.استفاده از فرصت ها

در كنار اين برنامه‌ريزي و نظم نبايد از فرصت‌هايي كه گاهي در زندگي انسان پيش مي آيد غفلت كرد و آن‌ها را از دست داد. پيامبر گرامي صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم مي‌فرمايند:«كسى كه در نيكى و خيرى بر او گشوده شود، بايد آن را غنيمت شمارد، زيرا او نمى‏داند كه چه وقت بر روى او بسته خواهد شد.»9 اين‌گونه است كه هر زمان فرصت انجام كار مناسبي براي انسان پيش آمد بايد آن را غنيمت شمارد و انجام آن را به فردا نياندازد و قدر اين فرصت را به خوبي بداند.

    1. 9.اوقات فراغت بالاترين فرصت

فرصت و زمان‌هاي موجود در اوقات فراغت به گونه‌اي مهم است كه امروزه براي استفادة بهينه از آن برنامه ريزي‌هاي گسترده و طولاني انجام مي‌شود. امام باقر عليه‌السلام دربارة ضرورت استفاده از اين اوقات چنين توصيه فرموده‌اند: «هنگام فرصت آن‌چه را كه خواستار آنى به دست آر؛ و هيچ فرصتى هم‌چون روزهاى بيكارى و تندرستى نيست.»10

زمان نيز مانند بسياري از فرصت‌هاست، كه انسان قدرش را هنگامي كه آن را از دست داد مي‌داند. با به خدمت گرفتن عوامل تقويت مديريت زمان كه در اين مجال تنها به بخشي از آن‌ها اشاره شد، مي‌توان استفاده بهتري از اين سرمايه داشت و از آن پلي براي رسيدن به سعادت دنيوي و اخروي ساخت.

 

پی‌نوشت:

1. تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ص 324.

2. نهج البلاغة، ص719.

3. تحف العقول عن آل الرسول، ص489.

4. تحف العقول عن آل الرسول، ص 18.

5. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 476.

6.. نهج البلاغه، ص171.

7. تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص 321.

8. امالي مفيد، ص222.

9. الحياة با ترجمه احمد آرام، ج‏1، ص: 566

10. بحار الانوار، ج75، ص164.

 

 

 

 

اشک و آتش

نگاهی به آموزه‌های دینی در دفاع مقدس

پژوهشگر و نویسنده: سید حمید مشتاقی نیا

رابطه عاشقانه با پرودگار یکتا سرچشمه و ریشة تمام باورها و رفتارهای معنوی، فردی و اجتماعی شهدا است. رابطه‌ای که مبدأ و مقصد رویش آن، کمال انسانی و قرب الهی است . در این مقاله به طور گذرا جلوه‌هایی زیبا از باورهای معنوی حماسه سازان وادی جهاد و شهادت را به نظاره می‌نشینیم .

1-     رابطة با خدا

« یادم هست یک روز تو بحبوحة کار، وقتی که ما ناامید شدیم، فرماندة شهید، حسین دهستانی، با اطمینان حرف‌هایی زد که ما را از این رو به آن رو کرد. او می‌گفت: ما اروند و کارون را به حول و قوة الهی تسخیر می‌کنیم؛ خداوند در قرآن فرموده که ما کوه و زمین و همه چیز را به تسخیر بندگان خودمان درآوردهایم. تا حرفش بهتر جا بیفتد ادامه داد: بچه‌ها! همة ما باید بندة خدا بشیم تا این اروند و این کارون زیر پای ما مسخّر بشن؛ شرط مسخّر شدن بندگی است. برین دنبال عبودیت، برین نماز شب بخونین تا به کمک و عنایت خداوند، موفق بشیم. هنوز هم که هنوز است من معتقدم همین روحیه باعث شد که ما بتوانیم توی محور خودمان، از اروند وحشی رد شویم و تو عملیات ایذایی ام‌الرصاص پیروز شویم و آن پیروزی، کلید فتح فاو بود در عملیات والفجر هشت . »1

2-     درونی شدن ارزش ها

«خلبان شهید عباس بابایی به طور معمول در تعزیه خوانی معروفی که توسط پدر بزرگوارش در شهر قزوین برگزار می‌شد نقشی را برعهده می گرفت. یک سال او به خاطر این که جوان رشیدی بود، نقش یکی از امیران عرب را اجرا می کرد. به تناسب نقشش لباس فاخری به تن کرده و کلاهخودی بر سر داشت و سوار بر اسب بود . وقتی وارد صحنه شد، دور میدان گشتی زد و فریاد هل من مبارز بر آورد. در مقابل چشم جمعیت، ناگهان از اسب فرود آمد، لگام اسب را به دست گرفت و به خواندن تعزیه ادامه داد. خیلی تعجب کردیم. بعدها از پدرش شنیدیم که عباس علت کار عجیبش را این‌گونه بیان کرد: برای لحظه ای غرور مرا گرفت برای همین از اسب پیاده شدم . . . »2

3-     انس با اهل بیت علیهم‌السلام

« روزی که بمباران شد. حسن آقا ماشین را روشن کرد تا به طرف مدرسه دخترم برود. گفت: دخترم می‌ترسد. لحظهای دیدم که آرام گرفت و از رفتن منصرف شد. به او گفتم: چی شده؟! گفت: به یاد دویدن حضرت رقیه‌سلام‌الله‌علیها از دست سربازان یزید افتادم. خدا می‌داند حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها چه حالی داشتند. مگر دخترم بالاتر از فرزند حسین علیه السلام است؟ گفت: می خواهم بنشینم و برای غربت حضرت رقیه سلام‌الله‌علیها گریه کنم.»3

4-     انس با قرآن

« دانشجوی بسیجی سید حسین علم‌الهدی با کتاب خدا انسی دیرینه داشت و هیچ وقت از آن جدا نمی‌شد. قرآنش را سر فانوسقه‌ی سلاحش آویزان کرده بود و هر فرصتی پیدا می‌کرد می‌خواند. شنی‌های تانک‌ها، سید حسین و یارانش درنوردیدند. بدنشان از هم شناخته نمی‌شد. سید را از قرآن کوچک او شناسایی کردند .»4

5-     خودسازی

« ... می‌دید مصطفی بعد از هر نماز به سجده می‌رود و صورتش را به خاک می‌مالد، گریه می کند؛ چه قدر طول می‌کشید این سجده‌ها! وسط شب که مصطفی برای نماز شب بیدار می‌شد ، غاده طاقت نمی‌آورد، می‌گفت: بس است دیگر. استراحت کن. خسته شدی. و مصطفی جواب می‌داد: تاجر اگر از سرمایه‌اش خرج کند، بالاخره ورشکست می‌شود، باید سود دربیاورد که زندگی‌اش بگذرد. ما اگر قرار باشد نماز شب نخوانیم ورشکست میشویم؛ اما او خیلی شب‌ها از گریه‌های مصطفی بیدار می‌شد، کوتاه نمی‌آمد، می‌گفت: اگر این‌ها که این قدر از شما می‌ترسند بفهمند این طور گریه می‌کنید ... مگر شما چه معصیت دارید؟ خدا همه چیز به شما داده، همین که شب بلند شدید یک توفیق است. آن وقت گریه مصطفی هق هق می‌شد و می‌گفت: آیا به خاطر این توفیق که خدا داده او را شکر نکنم؟»5

6-     بی توجهی به مقام دنیوی

« ...از فرمانده یکی از گردان‌ها درخواست کرد تا به عنوان تک تیرانداز در عملیات شرکت کند . فرمانده گردان که او را به خوبی می‌شناخت با خوشحالی خواست تا مسئولیتی را به او واگذار کند؛ اما هر چه اصرار کرد فایده‌ای نداشت . برونسی می‌گفت : من دوست دارم در تاریخ زندگی‌ام ثبت شود که در آزادی خرمشهر به عنوان یک رزمنده ساده سهمی داشتم. آن شهید بزرگوار در وصیت‌نامه‌اش نیز نوشت: اگر مقامی هم قبول کردم به خاطر این بود که گفتند واجب شرعی است وگرنه ، فرماندهی برای من لطفی نداشت .» 6

پی‌نوشت:

1-     سعید عاکف/ اروند و خاطره اولین قایق/ ص126 /کنگره شهدای استان یزد

2-     پرواز تا بی نهایت /ص 30/ عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی

3-     به نقل از همسر شهید سردار طوسی / عشق و آتش ص19/ کنگره بزرگداشت سرداران و ده هزار شهید استان مازندران

4-     ویژه نامه کیهان / ص85/ 20/10/83

5-     حبیبه جعفریان / چمران به روایت همسر / ص 47 / انتشارات روایت فتح

6-     سعید عاکف / خاک های نرم کوشک / ص257 / انتشارات نسل کوثر

 

 

 

 

مقصد بهانه است ...

نقش تربیتی دعا در زندگی

 

پژوهشگر و نویسنده:مصباح لطیفی

در قانون اساسي كشوري مانند ايالات متحده كه داعية سكولار بودن و بي‌طرفي نسبت به دين را دارد،1در برهه‌اي از زمان(1951) از سوي كميتة ناحيه‌‌اي آموزش و پرورش در ايالت نيويورك، متن دعايي تهيه و به مدارس ابلاغ شد. كميتة مزبور اين حركت را در راستاي مقابله با جو غير الهي حاكم بر جامعة آمريكا و افزايش سريع جرم و بزهكاري مخصوصا در بين نوجوانان و ...2 انجام داد. هرچند پس از حدود 10 سال(1962 ) دادگاه عالي آمریکا اجراي مراسم دعا توسط كادر مدارس را ممنوع كرد و درعين حال، براي كم كردن فشارهاي وارده توسط جريان‌هاي مذهبي، ممانعت از دعا خواندن خودجوش توسط دانش‌آموزان را مخالف آزادي مصرح در قانون اساسي دانست.3

در ميان تمام ايرادها و نظرياتي كه مي‌توان در رابطه با اين واقعه ابراز كرد؛ نكتة مهم و قابل تامل اين است كه در كشوري با آن قانون اساسي، يكي از اقدامات و راهبردهاي يك نهاد دولتي براي بهبود وضع پرورشي نوجوانان، ترويج دعاخواني است.

كلمة دعا و دعوت به معناي اين است كه دعا كننده نظر و توجه دعا شده را به خود جلب كند.4 دعا كردن و ارتباط با مبدأ متعالي از بارزترين نشانه‌هاي دينداري به شمار مي‌رود. البته روشن است كه در جملة پيشين منظور از دعا كردن، خواندن خداوند در شرائط عادي و معمولي است؛ چرا كه در هنگام سختي و اضطرار هر انساني- مؤمن يا غيرمؤمن- با اميد به كمك يك مبدا فراطبيعي، از او-حداقل در درون خويش- استمداد مي‌جويد.

دعا در آیات و روایات

در ميراث ديني ما به دعا خواندن اهميت زيادي داده شده. در آيات ابتدايي قرآن كريم با شيوه‌اي لطيف، بندگان با دعا كردن آشنا مي‌شوند.5 در آيات ديگر نيز به دعا و ضروري بودن استجابت دعا- اگر دعا باشد-6 و اينكه دعا نوعي عبادت است؛ يا بلكه عبادت همان دعا كردن است7 به مطالبی نغز و پر مغزی اشاره شده است.8 در كتب روايي و حديثي نيز ابواب و فصولي جداگانه به مباحث دعا و آداب آن اختصاص يافته است. در روایات آمده: مغز(حقيقت و درونماية) عبادت، دعا كردن است؛9 يا در جواب شخصي كه بين بيش‌تر دعا كردن يا تلاوت بيش‌تر قرآن كريم مردد بود، فرموده‌اند بيش‌‌تر دعا كردن بهتر است؛10 يا هيچ مؤمني به درگاه خداوند دعا نمي‌كند مگر اين‌كه جواب مي‌گيرد، يا در همين دنيا يا اين‌كه تا قيامت به تاخير مي‌افتد، يا اين‌كه اگر حاجت او از گناهان نباشد به مقداردعايش از گناهان او بخشيده مي‌شود.11 و در روايات متعددي، يكي ديگر از اثرات دعا، دفع بلايا شمرده شده است.12 و ....

اين‌ها همه، نشانگر يك ارتباط ناگسستني و هم‌‌افزايي بين دينداري و دعا كردن است. تاثير اعتقاد به دين و باورمندي به خدا و آخرت-اگر حقيقي و صحيح باشد- در تربيت و پرورش افراد پوشيده نيست.

دعا از ديدگاه پديدارشناختي

از ديدگاه پديدارشناختي نيز، دعا كردن و ارتباط با خداوند عالم قادر، باعث پرورش روحية احساس مسئوليت و توجه صادقانه و حقيقت‌گرايانه به امور مي‌شود. چرا كه فرد، خود را در پيشگاه حقيقتي مي‌بيند كه نمي‌توان چيزي را از آن پنهان نمود. و استمرار چنين عملي مانند تمريني براي ريشه‌دواندن اين طرز نگاه در ناخودآگاه فرد است.13

تحليلي ديگر

مي‌دانيم كه ناهمواري در فرآيند پرورش افراد و بسياري از ناهنجاري‌هاي تربيتي، برخاسته از عقده‌ي حقارت 14و احساس بي‌ارزشي است15. اگر انسان مبتلا به اين احساس، نقش حقيقي خود را در عالم هستي دريابد و از دعوت گسترده‌ي خداوند عالم و قادر براي ايجاد ارتباط با او باخبر شود، و به اين باور برسد كه خداوند حقيقتا به "دعاي واقعي" او اعتنا مي‌كند،16 احساس بي‌ارزشي دروني تبدیل به خضوع در عرصه‌ي عبادت مي‌شود و در عرصه‌ي زندگي اجتماعي، اميد و نشاط بجاي احساس حقارت مي‌نشيند.  

اين‌همه در صورتي است كه دعا به صورت مطلق، مد نظر ما در اين بحث باشد؛ اما اگر بخواهيم به صورت يك حركت هدايت‌شده به دعا بنگريم، يعني شخص بخواهد از متون دعايي معتبر استفاده كند -كه الحق دانشگاه معارف ژرف الهي اند- موضوع ما يعني ارتباط ميان تربيت و دعا كردن، جنبه‌هاي جديد و عميقي پيدا مي‌‌كند كه نيازمند نوشتار و تحقيقي مفصل است. روشن است كه موارد مذكور و ديگر آثار مثبت تربيتي، نسبت به سطح معرفت شخص كم و زياد مي‌شود. يعني ميزان ايمان فرد يا حضور قلب او هنگام دعا و آداب ديگر در ميزان بهره‌وري او از اين آثار، تاثير مستقيم دارد. اما از ميان مؤلفه‌هاي متعدد معرفتي مثل معرفت به خداوند و حكمت او يا شناخت آداب دعا و ... ؛ شايد اولين قدم بايد اين باشد كه نگاه ما به دعا تنها يك نگاه ابزاري نشود؛ يعني قبل از اينكه دعا را پلي براي رسيدن به خواسته‌هايمان فرض كنيم-كه البته اين‌گونه هست- دعا كردن را يك نوع عبادت و بلكه حقيقت آن دانسته و باور كنيم دعا كردن - فارغ از اينكه در نگاه ما مستجاب شود يا نه - مانند هر عبادت ديگري محبوب خداوند متعال است. راهي است كه خود مقصد است.

ساحل بهانه است؛ رفتن، رسيدن است17

‍پی‌نوشت:

1.National Constitution Center-THE CONSTITUTION Of the United States - page 12 - Amendment

2.رابطه‌ي تعليم و تربيت با حقوق- سيد علي اكبر حسيني- علوم اجتماعي و انساني دانشگاه شيراز پائيز 1370و بهار1371)

3. allabouthistory.org-history/prayer in public school

 

4.ترجمه الميزان ج 2 ص42

5. سوره مباركه‌ي حمد آيه 6:اهدنا الصراط المستقيم (ما را به راه راست هدايت نما)

6. دعاي دعا كننده را – اگر مرا بخواند- اجابت مي‌كنم (بقره 186) جمله‌ي ميان دو خط تيره براي بيان اين است كه شرط استجابت دعا حقيقي بودن آن است. نگاه كن به: الميزان ج2 ص32 (ترجمه الميزان:ج2 ص42)

7. ر ك : ترجمه الميزان ج2 ص47

8. برا نمونه نگاه كن به تفاسير ذيل آيات : فرقان 77 – انعام 41 و 46 - الرحمن 29 – اعراف 180

9. وسائل الشيعه ج 7ص27

10.همان ج6 ص333

11.بحار الانوار ج90 ص302

12.كافي ج2 ص 470

13. The Phenomenology of Prayer - Attention and Responsibility - The Work of Prayer- NORMAN WIRZBA -FORDHAM UNIVERSITY PRESS

14.Inferiority Complex

15.ر ك: سيد مجتبي هاشمي؛ تربيت و شخصيت انساني ج2 ص81تا89

16.بگو اگر دعاي شما نبود، پروردگارم به شما اعتنا نمي‌كرد(سوره‌ي مباركه فرقان آيه 77) از شرط چنين فهميده مي‌شود كه خداوند متعال به دعا اعتنا مي‌كند..

17. مصرع از: مرحوم قيصر امين‌پور

 

 

 

 

هنر رضایت مندی از زندگی

پژوهشگر و نویسنده:علی بانشی

رضایت‌مندی از زندگی همان احساس آرامش درونی است که می‌تواند در بدترین شرایط و مشکلات هم حاصل شود. بحث در مورد آرامش است نه آسایش، چرا که آرامش همیشه زاییدة رفاه و امکانات نیست. بیشتر انسان‌هایی که در هنر و مهارت رضایت از زندگی موفق هستند، «با زندگی» مشکل ندارند هر چند شاید «در زندگی» مشکل داشته باشند. آنها در لابه‌لای رفاه و داشتن تمکن مالی به دنبال آرامش نمی‌گردند بلکه...

احساس رضایت و آرامش در‌ زندگی به دو عامل اساسی برمی‌گردد.

1- عوامل درونی و شناختی که بستگی به نوع باورهای ما دارد:

الف ـ واقع‌گرایی: «هماهنگی انتظارات با واقعیت‌ها »یکی از اصول شاد زیستن و رضایت از زندگی است. دنیا را آن طور که هست و با همه سختی‌هایش بشناسیم رسول خداصلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود: اگر درباره‌ی دنیا آن چه را من می‌دانم، شما هم می‌دانستید، جان‌های شما از آن احساس راحتی میکرد1.امیر بیان علیه‌السلام فرمود: کسی که دنیا را بشناسد، به خاطر مصیبت‌های آن غمگین نمی‌شود.2

ب- آسان گیری: افراد ناراضی معمولا کسانی‌اند که از دنیا انتظار بهشت را دارند. باید بدانیم که اولاً: ما در بهشت زندگی نمی‌کنیم که همه چیز برای ما مهیا باشد. بلکه اینجا دنیاست. امام علی(ع) می‌فرمایند: هر گاه آنچه را خواستی نشد، آنچه را هست، سخت مگیر.3 ثانیا:ً دنیا را مثل یک خواب خوش بدانیم. اگر غیر از این باشد تحمل سختی‌ها و کمبودها و مشکلات زندگی بسیار مشکل و دردناک می‌شد. امام باقر علیه‌السلام می فرماید: دنیا را همانند منزلی قرار ده که.... یا مانند مالی قرار ده که در خوابت آن را یافته ای و چون بیدار شدی چیزی از آن را با خود ندیدی همانا من این را به عنوان مثل برایت نقل می کنم چون دنیا نزد اهل خرد و آگاه از خدا همانند سایه است.4

ثالثاً: دل بسته نبودن برای آسوده بودن یک کلید است. در ادبیات دین برای دل بسته نبودن به دنیا از واژة «زهد» استفاده می شود. زهد با استفاده نکردن از امکانات دنیا تفاوت های اساسی دارد. پیامبرخداصلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم فرمود: دل بسته نبودن به دنیا، جان و بدن را آسوده می کند.5

2-عوامل بیرونی و ایجاد زمینه های رضایت‌ از زندگی در شرايط عادی:

الف ـ کار کردن: از مهمترین پایه های زندگی کار کردن است. آن‌هایی که خوش بختی را در این می‌دانند که هر وقت هر چه را خواستند آماده باشد و رنج و زحمتی را تحمل نکنند از این غافلند که با کارکردن می‌توانند به شادابی و نشاط برسند و از زندگی خسته و ملال‌آور دور شوند. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: اگر تمام نیازهای انسان آماده بود، زندگی برایش گوارا نبود و از آن هیچ لذتی نمی‌برد.6 با کار کردن می‌توان نیازهای مادی را تأمین کرد تا محتاج دیگران نبود چرا که سر بار دیگران بودن باعث ذلت و خواری انسان می‌شود امام سجاد علیه‌السلام می‌فرمایند: حاجت خواهی از مردم مایه ذلت می‌شود.7 در فرهنگ دینی از کار کردن به عنوان حرکت به سمت عزت یاد شده است. معلی‌بن خنیس گوید:روزی امام صادق علیه‌السلام مرا دیدند که دیر هنگام به بازار می‌رفتم از این رو به من فرمود:صبح زود به سوی عزت خودت-یعنی بازار – حرکت کن.8 سدیر می‌گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض کردم: وظیفة انسان در طلب روزی چیست؟ حضرت فرمود: وقتی در مغازه‌ات را باز کردی و بساط خود را پهن نمودی، آنچه را بر عهده توست انجام داده‌ای.9

ب ـ تدبیرگری: موفقیت هر انسانی به اندازه ی هنر تدبیرگری اوست، نه میزان درآمد وحقوقش. در آمد اندک با حسن تدبیر، بهتر از درآمد زیاد همراه با بی‌تدبیری است. امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: «حسن تدبیر، مال اندک را رشد می‌دهد، و سوء تدبیر مال فراوان را نابود می‌سازد».10 بد تدبیر کردن کلید فقر است. پیامبر اسلامصلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم سوء تدبیر را تهدید نگران کننده‌ای برای آینده‌ی امت اسلامی دانسته و فرمودند:من برای امتم از فقر نمی‌ترسم؛ ولی از سوء تدبیر ترسانم. 11

ج ـ خانه: خانه می‌تواند مکان مناسبی برای یک زندگی آرام باشد.البته خانة وسیع و مجلل شاید بتواند رفاه وآسایش انسان را تأمین کند؛ اما نمی‌تواند برای رسیدن به یک زندگی آرام کمک شایانی نماید. بلکه بهترین راه جلوگیری از نارضایتی‌های آینده، بسنده کردن به خانه‌های متناسب با نیاز است. خانه سازی اشرافی و اسراف در ساختمان سازی مذمت شده است.پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلممی‌فرمایند: لا تبنوا ما لا تسکنون، بنا نکنید آن چه را ساکن نمی‌شوید.12

د ـ وسیلة نقلیه: زندگی همراه با حرکت و نقل و انتقال است. برای تجارت، صلة رحم، تفریح و استفاده از طبیعت باید از جایی به جای دیگر رفت. یکی از عوامل آرامش، نقل و انتقال آسان و ایمن می باشد. برخورداری از وسیله‌ای مجهز و آماده، مشقت راه را کم تر می سازد. امام علی علیه‌السلام می‌فرماید: مرکب راهوار، یکی از دو راحتی است.13

حرف آخر :

بخش بزرگی از سخت شدن زندگی مربوط به «سخت‌گیری» ماست، نه وجود مشکلات. شاه کلید رضایت از زند گی «راحت‌ گرفتن زندگی» است. همیشه آسایش، آرامش را به دنبال ندارد.

پی‌نوشت:

1. المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 728، ح 6640

2. غررالحکم،ح2258

3. نهج‌البلاغه، حکمت 69

4. کافی، ج 2،ص133،ح16

5. الخصال،ج1،ص73

6. بحارالانوار، ج 3، ص 86

7. تحف العقول، ص 279

8. من لایحضره‌الفقیه ج3 ص192 ح3719

9. الکافی، ج5، ص79، ح1

10. غررالحکم، ح 8081

11. عوالی‌اللآلی ج4 ص39

12. الکافی،ج2،ص48

13. غررالحکم، ح 7554

 

 

 

 

نکته‌های ناب

پژوهشگرو نویسنده: فرشته حیدری

دربین هدایا و تحفه‌هایی که یک مسلمان برای برادرش می‌برد، هیچ هدیه و تحفه‌ای بالاتر از سخن حکمت‌آمیزی که باعث رشد فکری او شود و از پستی و خواری بازش دارد نیست. جملات علما و بزرگان دین، پر از هدیه‌ها و تحفه‌های ناب اخلاقی است که راه‌گشای زندگی دنیا و آخرت انسان‌می‌باشد. اینک اشاره‌وار به تعدادی از این جملات اشاره می‌شود.
لقمة حرام

علاّمه حسن‌زاده‌آملی فرمودند: یکی از اهمّ مراقبت‌ها، این است که انسان مواظب واردات و صادرات دهانش- که قدر متیقن، لقمة حرام است- باشد. زیرا، آن دهانی که وارداتش آلوده است، صادراتش هم آلوده است.

سه دستورالعمل

شاگردان مرحوم آیت­الله شاه­آبادی شبی از استاد دستورالعملی خواستند و ایشان فرمودند:

1. هرکجا که صدای اذان بلند شد، دست از کارتان بکشید و نماز اوّل وقت را حتی‌المقدور به جماعت أدا کنید.

2. در تمام امور (بالأخص کاسبی) انصاف به خرج دهید و بین هیچ­کس فرق نگذارید.

3.حقوق الهی را أدا کنید.

نماز مقبول

آیت الله بهاءالدینی فرمودند: زمانی­که انسان به فکر مُنکَر افتاد، اگر دید نمازش مانع دروغ گفتن، فساد و تمامی منکرات او می‌شود (و به او چنین می­گوید) : تو که نماز می‌خوانی و عبادت خدا را می‌کنی! این­کار را نکن ...! و این کار را نکرد، بداند که نمازش مورد قبول است (إنَّ الصَّلاهَ تَنهی عَنِ الفَحشاءِ وَالمُنکَر) عنکبوت/45  

توبه، مراقبت، محاسبه

جوانی 22 ساله، (که خود را اسیر هوای نفس می‌دید) طی نامه‌ای به علاّمه طباطبایی، دستوراتی عملی‌ برای سیر إلی­الله تقاضا می‌کند، که علاّمه چنین می‌فرمایند: برای این منظور لازم است همّتی برآورده و توبه نمایی و به مراقبه و محاسبه بپردازی. به این نحو که: هر روز صبح که از خواب بیدار شدی، قصد جدّی کنی که هر کاری را برای رضای خدا انجام دهی؛ و هر کاری­که نفع آخرت در آننیست را انجام ندهی؛ و همین حال را، تا شب، وقت خواب، ادامه دهی. وقت خواب 4-5 دقیقه‌ای در کارهایی که روز انجام داده‌ای، فکر کرده و هر کدام که مطابق رضای خدا بود "شکر کنی" و هر کدام که تخلف شده "استغفار کنی". این روش سخت، ولی کلیدِ نجات و رستگاری است.

نامه‌ای به نام قرآن

سفارش امام خمینی(قدّس سرّه) به حاج احمد آقا: احمد فرزندم! با قرآن آشنا شو، اگرچه با قرائت آن...! تصور نکن که قرائت بدون معرفت، اثری ندارد، که این، وسوسۀ شیطان است. چون این کتاب، از طرف محبوب است؛ و نامۀ محبوب، محبوب است! اگرچه عاشق و محبّ، مفاد آن­را نداند. ما اگر در تمام لحظات عمر به شکرانۀ این­که قرآن، کتاب ما است، به سجده رویم، از عهدۀ آن برنیاییم.

الحَمدُلله، شکراًلله، أستَغفِرُالله

آیت­الله عبدالکریم کشمیری، بعد از نماز پیشانی بر مهر گذاشته و سه مرتبه «الحَمدُلله» می‌گفت؛ سپس گونة راست را بر مهرگذاشته و سه مرتبه «شکراًلله» می‌گفت؛ و در آخر گونة چپ را بر مهر گذاشته و سه مرتبه «أستَغفِرُالله» می‌گفت؛ و چنین می‌فرمود که: حضرت ابراهیم(ع) به یاری این سجده، خلیل و دوست خدا شد.

شیطان و دل مؤمن

شهید آیت­الله دستغیب می‌فرمود: شاید تجربه کرده باشید، «اگر سگی گرسنه، رو به شما آورد و همراهتان نان یا گوشت باشد، با گفتن چخ رد نمی‌شود! چوب هم بلند کنی فایده ندارد؛ و دست بردار نیست! اما اگر هیچ همراه نداشته باشی، با آن شامۀ قوی که دارد، چون می‌فهمد چیزی نداری، تا گفتی چخ فورا می­رود. دل شما نیز مورد نظر شیطان است. نگاهی به دل می­کند اگر آذوقۀ او مانند: حبّ مال، زر و زیور، شهرت، مقام، حسادت، بخل و... در آن باشد می­بیند (به به)! چه جای خوبی برای اوست. همان­جا متمرکز می‌شود. اگر صدهزار بار هم «أعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشیطانِ الرَّجیم» بگویی، با این چخ­ها رد نمی­شود، چون این دشمن خیلی سرسخت است «إنَّ الشیطانَ لَکُم عَدُوٌّ». بلی! اگر طعمه­اش را دور کردی، آنگاه می­بینی وسیلۀ ماندن ندارد و با یک استعاذه، فرار می­کند. 1

دستورالعمل‌هایی از آیت­الله بهجت (رحمةالله علیه).

ذکر فراوانی روزی: «أللّهُمَّ أغنِنی بِحَلالِکَ عَن حَرامِک، و بِفَضلِکَ عَمَّن سِواک» ما بین دو صلوات.

ذکر دوری از ریاء: زیاد گفتن «لاحولَ ولاقوةََ إلاّ بالله» با عقیدة کامل.

ذکر درمان عصبانیت: «أللّهُمَّ صَلِّ علی مُحمَّدٍ وَآلِ مُحمَّد» با عقیدة کامل.

ذکر درمان غرور: زیاد گفتن «لاحَولَ وَلا قُوَّةَ إلاّ بِاللهِ العَلیِّ­العَظیم» با عقیدة کامل.

ذکر درمان وسواس و تمرکز فکر: زیاد گفتن «لا إلهَ إلاّ الله» با عقیدة کامل.

ذکر دفع بلا و شرّ: «أللّهُمَّ صَلِّ علی مُحمَّدٍ وَآلِه وَ أمسِک عَنّا السُّوءَ».2

منابع:

1. بوی باران، گلچینی از توصیه‌های اخلاقی-عرفانی، کتاب‌های پرسمان.

2. جرعه وصال، چکیده­ای از اندیشه­های آیت­الله بهجت

 

 

 

 

مهندسی زندگی ایمانی

شناخت، ایمان، غیب

پژوهشگر و نویسنده: ابوالقاسمی

بیشتر انسان‌ها به بسیاری از دانسته‌های خود بی‌توجه‌اند و دانایی‌های آن‌ها به تنهایی، توان لازم برای حرکت دادن به آنها را ندارد. مثلا می‌دانیم علم مفید است؛ اما در تحصیل آن سستی می‌کنیم، می‌دانیم در محضر خداییم؛ اما از گناه دوری نمی‌کنیم، به مرگ خود اطمینان داریم؛ اما تلاشی برای آخرت خود نمی‌کنیم. علت چیست و مانع کدام است؟

دوری از باور قلبی، مهم‌ترین مانع نمود دانسته‌ها در زندگی انسان است. انسان زندگی‌اش را بر اساس باورهایش می‌سازد نه دانسته‌هایش و به همین دلیل خداوند در پاسخ به مدعیان ایمان می‌فرماید: بگو: ايمان نياورده‏ايد؛ ليكن بگوييد اسلام آورديم و هنوز ايمان دردل‌هاى شما داخل نشده است.1 بنابراین ایمان نوعی شناخت قلبی است نه شناختی ذهنی؛ اما شناخت چه چیزی؟

قرآن می‌فرماید: اين است كتابى كه در [حقانيت‏] آن هيچ ترديدى نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است. آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند و نماز را بر پا مى‏دارند و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند.2 بنابراین ایمان، شناخت غیب و ورود به حوزه غیب است؛ اما غیب چیست؟

غیب به اموری اطلاق می‌شود که از حیطه حواس انسان خارج است و چشم حیوانی انسان توان رصد آن را ندارد؛ بنابراین انسان علاوه بر این چشم و حواس ظاهری که به ‌واسطة آن امور محسوس را درک می‌کند، دارای چشم و قلبی است که به‌واسطة آن امور غیبی (امور پوشیده از حواس) را درک می‌کند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: دنیا انتهای دید انسان‌های نابیناست.3 یعنی اگر انسان به ماوراء طبیعت و دنیا دست نیابد و وارد حوزة غیب نشود، اساساً نابیناست و چشم انسانی او کور است، هرچند چشم ظاهری او به مشاهدة این دنیا بپردازد. ادعای برخورداری از گوهر ایمان بدون جریان معرفت قلبی به غیب، سخنی نادرست و میان تهی است.امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: ایمان عبارتست از شناخت قلبی، اقرار زبانی و عمل با اعضاء.4 تمامی فعالیت‌هایی که در دنیا انجام می‌شود تأثیر مستقیم در حیات غیبی انسان دارد، همان‌گونه که تمامی فعالیت‌های کودک در رحم مادر سازندة حیات دنیوی اوست.

آثار ایمان به غیب در زندگی

1.عزت‌مندی

عزت همان احساس ارزشمندی درونی است . پایة این احساس بر مبنای نوع نگرش ما به خود و هستی و ارتباط بین این دو حوزه ترسیم می‌شود:

الف. در صورتی که خودشناسی و جهان‌بینی انسان بر اساس اصول مادی‌گرایانه باشد، میزان عزت‌یابی از خود به اندازة انسان محدود در طبیعت بوده و دامنة حرکت و شدت و جهت آن نیز متناسب با آن شکل می‌گیرد. این احساس اگر چه انسان را حرکت میدهد؛ اما از طول، عرض و عمقی اندک دارد.

ب. در صورتی که خود شناسی انسان مبتنی بر جهان‌بینی الهی و غیب باشد، میزان عزت‌یابی و وسعت حرکت و جهت آن نیز در همان افق دیده می‌شود. عزت‌یابی مبتنی بر چنین نگرشی بر اساس تکریم ذاتی انسان و وسعت دامنه غیب می‌باشد.

2.حرکت‌سازی و عمل‌گرایی

ایمان و عمل در کنار یکدیگر است، به‌گونه‌ای که ایمان بدون عمل بهره‌ای از باور حقیقی ندارد. قرآن کریم هر گاه از ایمان سخن گفته، از همزاد آن یعنی عمل صالح نیز یاد کرده است؛ بنابراین حرکت‌آفرینی و عملگرایی میوه‌ای با طراوت از اعتقاد به عالم غیب است که از انسان موجودی خستگی‌ناپذیر می‌سازد. امام علی علیه‌السلام می‌فرمایند: روزی یکی از زنان مدینه خدمت حضرت زهرا سلام الله علیها رسید و عرض کرد: مادر پیری دارم که در مسائل نماز سئوالاتی دارد و مرا فرستاده است تا مسائل شرعی نماز را از شما بپرسم. حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها فرمود: بپرس. آن زن مسائل فراوانی مطرح کرد و پاسخ شنید. در ادامة پرسش‌ها، آن زن خجالت کشید و گفت: ای دختر رسول خدا بیش از این نباید شما را به زحمت اندازم. حضرت فرمود: باز هم بیا و آن‌چه سؤال داری بپرس. آیا اگر کسی را اجیر نمایند که بار سنگینی را به بام ببرد و در مقابل صد هزار دینار طلا مزد بگیرد، چنین کاری برای او دشوار است؟ گفت: خیر. حضرت ادامه دادند: من به ازای هر مسئله‌ای که پاسخ می‌دهم، بیش از فاصلة بین زمین و عرش گوهر و لؤ لؤ پاداش می‌گیرم؛ پس سزاوار است که بر من سنگین نیاید.5

3.رشد اخلاق فردی و اجتماعی

بسیاری از صفات زشت ناشی از کوچک‌‌شمردن خود است؛ اما افرادی که بر اساس نگاه دینی، نفس خود را با اندازة غیبی‌اش مشاهده می‌کنند، هیچ‌گاه خود را کوچک نمی‌بینند. نتیجة این نگرش دوری از آلودگی‌ها و تلاش برای شکوفایی خویش است.

امام علي عليه‌السلام در روایتی زیبا می‌فرمایند: آن‌که نفس و شخصیت خود را گرامی بدارد، آن ‌را با معصیت خوار و کوچک نمی‌گرداند.6 این نگرش غیبی به خود و دیگران در انسان رشد آفرین است. امام صادق علیه‌السلام تمام واقعیت و غیب انسان مؤمن را بازگو می‌کنند و حقوق آن‌را عظیم‌تر از کعبه می‌دانند و می‌فرمایند: قسم به خداوند که حقوق یک مؤمن از خانة کعبه عظیم‌تر است.7

4.آرامش آفرینی

از نظر انسان مؤمن این دنیا همانند مسافر‌خانه است که قرار است برای مدت کوتاهی بستر رشد او باشد. این دنیا وطن حقیقی او نیست، وطن او عالم آخرت است؛ بنابراین آنچه در این دنیاست همانند ظروف یک بار مصرفی است که از دست دادن آن یا درگیری با دیگران برای آن، غیر عاقلانه است. نه من متعلق به اینجایم و نه اینجا ماندگارم؛ پس چون گذرد غمی نیست.8 امیر المؤمنین با تشریح این نگاه مؤمنانه می‌فرمایند: به خدا سوگند، دنياي شما در نظر من به چيزي نمي‌ماند، جز كارواني كه در آبش‌خوري فرود آمده باشد وناگهان كاروان سالار آن‌ها بانگ رحيل برآورد وآن‌ها بي‌درنگ كوچ كنند.9

بنابراین آرامش و شادی حقیقی نمی­تواند برآیند امکانات مادی و زیبایی‌های ظاهری باشد؛ چرا که این امور مدام در تیررس حوادث قرار دارند؛ اما آنچه پایدار است عالم آخرت و رشد علایق و شادی‌های متناسب با آن است.

5.استحکام بخشی

برخی تنها در حرکت سراشیبی دل‌شادند؛ اما به محض مواجهه با مشکلات، ابرو در هم می‌کنند و به قول قرآن زبان به شکایت می‌گشایند: ...و چون او را مى‏آزمايد و روزى‏اش را بر او تنگ مى‏گرداند، مى‏گويد: پروردگارم مرا خوار كرده است.10

اما در بینش الهی تمامی این شرایط موقعیت‌هایی هستند که انسان با استفاده از آن‌ها به تربیت خود می‌پردازد. دارایی‌ها نعمتی هستند که انسان در پرتو آن باید به پرورش برخی صفات کمال مانند سخاوت و کمک به هم نوع و ... بپردازد همان‌گونه که ناداری‌ها موقعیتی هستند که انسان در پرتو آن صفاتی مانند صبر و استقامت را در خود رشد می‌دهد. چقدر مشکلات بر انسان ساده خواهد بود وقتی نگاه انسان چون امیرالمؤمنین علیه‌السلام باشد که می‌فرمایند: تلخي دنيا، شيريني آخرت است وشيريني دنيا تلخي آخرت.11 امام صادق عليه‌السلام می‌فرمایند : بلا وگرفتاري زيور مؤمن است وكرامت خردمند؛ زيرا گرفتار بلا شدن ودر برابر آن شكيبايي وپايداري ورزيدن، مؤمن را شايسته نام مؤمن مي‌كند. 12

پی‌نوشت:

    1. 1.حجرات؛ آیه14
    2. 2.بقره؛ آیة2و3
    3. 3.نهج‌البلاغه،ص191
    4. 4.بحارالانوار،ج69،ص64
    5. 5.لیالی‌الاخبار،ج2،ص254
    6. 6.غررالحکم،ص152،ح1
    7. 7.بحارالانوار،ج71،ص222
    8. 8.میزان‌الحکمه،ج10،ص59
    9. 9.میزان‌الحکمه،ج4،ص87

10. فجر؛ آیه15و16

11. میزان‌الحکمه،ج4،ص118

12. میزان‌الحکمه،ج2،ص53