برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

معرفی کتاب 9

قصه های شیرین شاهنامه

 

می­دوم و ارمایل پشت سرم است. از پشت، شانه­ام را می­گیرد. می­گوید: «دیگر تاب ندارم. بگو! آخر چه شده است؟ من باید بدانم. چیست آنچه این‌گونه پریشانت کرده است؟» شتاب دارم. می­ترسم دیر شود. می­ترسم هرگز نرسم. آرام می­گویم: «این­جا نمی­توانم. پشت این ستون­ها، موش­هایی خبرچین گوش گذارده­اند.» در را که پشت سرم می­بندم، می­گویم: «خدا نگه­دار ارمایل! می‌روم، ولی زود برمی­گردم. اندوهگین نباش».

شاید کسی فکر نکند که این نوشته­ها، داستانی از شاهنامه فردوسی باشد. ادبیات سنگین شاهنامه، فهم داستان را سخت می­کند، اما نمی‌توان به بهانه­ این سختی، از اسطوره­ها و افسانه­هایی چشم پوشید که در فرهنگ غنی ایران‌زمین ریشه دارند. افسانه­ها و اسطوره­ها، بخش مهمی از فرهنگ و تاریخ هر سرزمینی را می­سازند و چه کتابی استوارتر و غنی­تر از شاهنامه؟

آتوسا صالحی، بار سنگین فهم شاهنامه را سبک­تر و داستان­های شاهنامه را برای نوجوانان بازنویسی کرده است.

صالحی، داستان­هایی از شاهنامه را برگزیده و با روایتی روان و داستانی، نوجوانان را به دنیای ژرف شاهنامه فردوسی برده است. نویسنده مجموعه­ «قصه­های شیرین شاهنامه» با بازآفرینی داستان‌های شاهنامه، روح تازه­ای در آن­ها دمیده و درون­مایه­ این داستان­ها را به نوجوانان هدیه کرده است.

«قصه­های شیرین شاهنامه» در 9 جلد به همت نشر افق، چاپ و در سال 1388، جلد نخست آن برای بار یازدهم، در 48 صفحه، با قیمت 1200 تومان منتشر شده است.

 

 

 

رازهای نماز

 

خیلی از کارها را چند بار که انجام می­دهیم، خسته­ می­شویم و برایمان تکراری می­شود، حتی کارهایی که انجام دادنش، اول لذت­بخش است. بعضی کارها هم هستند که هر چه انجام می­دهیم؛ تشنه­تر می­شویم. هیچ فکر کرده­ایم که چرا نماز برای ما این­گونه نیست؟ چرا نماز را فقط چند عمل پشت سر هم می­دانیم که باید انجام دهیم تا از گردنمان ساقط شود؟ چرا گفت‌وگو با خدا، آن هم طوری که خودش سفارش کرده است، برایمان تکراری می­شود؟ به نظر می‌رسد مشکل کار این‌جاست که ما نماز را نشناخته­ایم. اعمال نماز برای ما اعمالی عادی و تکراری هستند. تا حالا فکر کرده­ایم که مثلاً چرا ما در هر رکعت نماز، دو بار سجده می­کنیم؛ نه کمتر نه بیشتر؟ یا به ذهنمان رسیده که چرا موظف شده­ایم چنین رکوع کنیم؟ اصلاً به معنای اعمالی که هر روز چندین بار انجام می­دهیم، فکر کرده­ایم؟ اگر می­دانستیم تک تک اعمالی که انجام می­دهیم، دلیل خاصی دارد و رازی در پشت هر جزء نماز پنهان است؛ دیگر نماز برایمان تکراری نمی­شد و هر رکعت نماز برایمان پله‌ای برای نزدیکی به خداوند می­شد.

 

آیت­الله جوادی آملی با نگارش کتاب «اسرار الصلاه» با استناد به آیات و روایات، بخشی از رازهای نماز را نشان داده است. این کتاب در پی آن است که اعمال نماز را از مقدمات نماز تا تعقیبات نماز را بررسی و رازهای آن­ها را آشکار کند. این حکیم متألّه، نکته­هایی از نماز را بیان می‌کند که دیدگاه خواننده به نماز را تغییر می­دهد و نمازگزار با نگاهی تازه با نماز می­ایستد. این کتاب به زبان عربی نوشته شده و علی زمانی آن را به فارسی برگردانده است.

 

هفت سال از انتشار کتاب «رازهای نماز» می­گذرد و انتشارات اسرا آن را برای پانزدهمین بار در 216 صفحه و به قیمت 2600 تومان روانه بازار کرده است.

 

 

دست دعا، چشم امید

 

 

هر کاری، راه و رسمی دارد. از این رو، سخن گفتن و درخواست کردن چیزی از کسی، روش خودش را دارد. با هر کسی باید برازنده شأن و منزلت خودش سخن گفت. هر چه طرف مقابل، مقام و مرتبه بالاتری داشته باشد، کار، سخت­تر و ظریف­تر می­شود. اکنون این پرسش را مطرح می­کنیم: چگونه باید با خدا سخن گفت؛ با خدا که از همه کس و همه چیز بالاتر است؟ آیا می­شود با هر زبانی و هر طور پیش آمد، با خدا سخن گفت؟

 

اگر به زندگی بزرگان دین نگاه کنیم، درمی­یابیم مناجات با خدا، راه و رسم مخصوصی دارد و چه کسانی بهتر از امامان معصوم (ع) می­توانند با خدا سخن بگویند. سخن گفتن با زبان کسانی که خداوند از بین مخلوقاتش، بیشترین علاقه را به آن­ها دارد، بیش­تر مورد رضایت خداست.

 

دریای معارف اهل بیت(ع) پر از گوهرهایی است که با درخشش خود، راه نجات را به انسان­ها نشان می­دهند. یکی از این گوهرها، مناجات خمس عشره امام سجاد(ع) است. این دعا با مضامین نغز خود، پنجره­های معرفت را به روی مخاطب باز می‌کند. با این حال، زبان عربی این مناجات شاید برای خواننده فارسی‌زبان دشوارفهم باشد. همچنین ترجمه­های نامناسب از این مناجات نیز از شیرینی آن کاسته است. در این میان، نویسنده­ای چیره­دست که عمری در ادبیات مذهبی قلم زده و با معارف دینی، آشناست، با ترجمه­ ادبی مناجات خمس عشره امام سجاد (ع)، آن را برای خواننده فارسی‌زبان، روان و لذت­بخش کرده است.

 

کتاب «دست دعا، چشم امید» اثر سید مهدی شجاعی است که مناجات خمس عشره را با قلمی زیبا ترجمه کرده است تا فهم و حلاوت این مناجات­ها را دوچندان کند. انتشارات محراب قلم این کتاب را برای اولین بار در سال 1365 چاپ کرد که در سال 1389 به چاپ هجدهم رسید. اکنون «دست دعا، چشم امید» در 138 صفحه و با قیمت 2800 تومان عرضه شده است.

 

 

جودی دمدمی

 

 

«جودی گفت: آره. با این­که من یک گربه هم دارم، اما آرواره­ها، حیوان مورد علاقه من است. وقتی بزرگ بشوم و دکتر بشوم، میخواهم به جنگل­های استوایی بروم و روی گیاهان کمیاب تحقیق کنم و دارویی پیدا کنم که بتواند بیماری­های غیر قابل درمان را خوب کند».

 

 

 

این­ حرف­های جودی، شخصیت داستان «جودی دمدمی» است. جودی، دختربچه ده ساله­ای است که فکرهای عجیب و غریبی به سرش می‌زند و هر روز، داستان جدیدی برای خودش درست می‌‌کند.

 

«جودی دمدمی»، مجموعه­­ای پنج جلدی است که نویسنده­ خوش‌ذوق آن، خانم مگان مک دونالد، به صورت غیر مستقیم و با قلمی روان و جذاب، فکرها و ایده­های نویی را پدید آورده است. جودی هر روز فکر تازه­ای به ذهنش می­رسد که با ذهن کودکان مطابقت دارد و از مجرای داستان، قوه­ ابتکار کودکان را تقویت می‌کند. امتیاز دیگر این کتاب، تصویرهای زیبایی است که ری نولدز، طراحی و جذابیت کتاب را دوچندان کرده است.

 

محبوبه نجف­خانی این مجموعه را ترجمه کرده و انتشارات افق آن را برای اولین بار در سال 1385 به چاپ رسانده است. «جودی دمدمی» به عنوان کتاب برگزیده انجمن کتاب­خانه­ای امریکا برای کودکان نیز انتخاب شده و چندین جایزه دیگر هم به دست آورده است.

 

این کتاب، در سال 1388 به چاپ پنجم رسید و جلد اول آن با قیمت 2200 تومان راهی بازار شد.

 

 

 

 

تله‌موش

 

موش وقتی تله را دست مزرعه‌دار دید از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد. به سرعت به طرف بقیۀ دوستان رفت تا با هم راه چاره‌ای پیدا کنند. مرغ گفت: آقا موشه برات متاسفم. از این به بعد باید خیلی مواظب خودت باشی. به هر حال تله‌موش ربطی به من نداره.

 

گوسفند گفت: آقا موشه خودت خوب می‌دونی که تله‌موش ربطی به من نداره. من فقط می‌تونم برات دعا کنم که توش نیفتی؛

 

گاو هم سری تکان داد و گفت: من که تا حالا نشنيدم گاوی تو تله‌موش بیفته. این را گفت و زیر لب خنده‌ای کرد و دوباره مشغول چريدن شد.

 

سر شب، زن مزرعه‌دار برای کاری به انبار رفت. او در تاریکی متوجه نشد که دم مار خطرناکی به تله‌موش گیر کرده است. همین که به تله نزدیک شد، مار پایش را نیش زد. با صدای جیغ و داد زن، مزرعه‌دار از خواب پرید و فورا او را به بیمارستان رساند.

 

چند روز بعد، زن به خانه برگشت ولی هنوز تب داشت. زن همسایه گفت: برای قطع شدن تب، هیچ چیزی بهتر از سوپ مرغ نیست. طولی نکشید که بوی خوش سوپ مرغ در خانه پیچید. اما تب زن قطع نشد. بستگان او هم یکی پس از دیگری برای عیادت می‌آمدند و گاه وقت شام و ناهار می‌ماندند. به زودی بوی آبگوشت هم در فضای خانه به مشام می‌رسید.

 

بالاخره زن از دنیا رفت. افراد زیادی در مراسم خاک‌سپاری شرکت کردند. مرد مزرعه‌دار مجبور شد گاو را هم بر سر سفرۀ میهمانان بیاورد. حالا موش به تنهایی در مزرعه زندگی می‌کرد و به حیوانات زبان بسته‌ای فکر می‌کرد که کاری به کار تله‌موش نداشتند.

 

 

 

نتیجه‌گیری:

 

1. شاید مشکل دیگران چندان هم به ما بی‌ربط نباشد.

 

2. وقتی دیگران ما را در مشکلات تنها گذاشتند لازم نیست ما به فکر تلافی باشیم.

 

3. گاهی تله‌موش فقط تله‌موش نیست.