برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

تکه‌ای از آسمان - مسافران شهر خدا

پژوهشگر و نویسنده: سیدمحمد افشین‌فر

یادآوری: مانع‌زدایی از مسیر تهذیب را با دو موضوع «توبه» و «زهد» مطرح کردیم و این بحث سومین موضوع برای مانع‌زدایی مسیر مسافران شهر خدا است.

خداوند فرمود: «و من أراد الآخرة و سعی له سعیها و هو مؤمن فاولئک کان سعیهم شکورا»1؛ و کسانی که طالب حیات آخرت باشند و برای آن با جدیت بکوشند، البته به شرط ایمان به خدا، سعی آن‌ها قبول و مأجور خواهد بود.

ـ هزینة جاودانگی

آیه شریفه مذکور حیات آخرتی را که زندگی جاودانه است، مشروط به دو چیز کرده است: «سعی» و «ایمان» یا «سعیِ مؤمنانه». همة افراد بشر عالم آخرت را درک می‌کنند؛ اما همه‌ خواهان حیات اُخروی نیستند؛ چون حیات اُخروی به کارشان نمی‌آید، می‌خواهند زندگی کنند، که می‌کنند! از این گروه که بگذریم اما چرا عدة دیگر خواهان و طالب حیات جاودانة اُخروی هستند؟ برای پاسخ باید دانست که دنیا برای انسان زیستن خیلی قابلیت ندارد؛ هرچند بهترین مکان برای پیشرفت انسان است.

ـ سعی یعنی...

مرحلة بعد از بی‌رغبتی به دنیا «ریاضت» است؛ یعنی تمرین، تمرینِ رام کردن نَفْس. امام المتقین علی (علیه السلام) فرمود: «چنان نفس خود را ریاضت و تمرین می‌دهم که به قرصی نان، هرگاه به آن دست یابم، کاملاً متمایل شود و به نمک، به جای نان و خورشت قناعت کند و چنان از چشم‌هایم اشک بریزیم که همچون چشمه‌ای خشکیده، دیگر اشکم جاری نگردد».2

آن حضرت در نامه‌ای به عثمان بن حنیف انصاری، کارگزار حضرت در بصره، می‌فرماید: «اگر بخواهم می‌‌توانم بهترین غذاها را فراهم کنم؛ ولی این کار را نمی‌کنم. شاید در دورترین مناطق این کشور گرسنه‌ای به سر ببرد». آن حضرت در همین نامه می‌فرماید: «شما مثل من نمی‌توانید زندگی کنید، ولی از حلال خدا نگذرید و وارد مرز حرام نشوید، ولی با ورع، کوشش، پاکدامنی و سداد مرا کمک کنید». 3

ـ چهار راه

چهار راه پیشِ روی ما است: اول «بهیمیّت» که خور و خواب و شهوت است؛ دوم «سبعیّت» که درندگی و گرگ‌منشی است؛ سوم «شیطنت» که نه تنها بی‌راهِ می‌رود، بلکه راه سعادت را بر دیگران هم می‌بندند؛ چهارم «فرشته‌خویی» که پاکی و صفا و رنگ خدا است. سه راه اول، مسیر کسی است که نفسِ چموش و سرکش او کار را به آنجا می‌کشاند که نباید. برای فرشته‌خو شدن هم چاره‌ای غیر از «رام» کردن نفس چموش نیست، تا می­شود باید از نفس سواری گرفت نه اینکه سواری داد.

شاید در اینجا این پرسش مطرح شود که پس چرا خدا این‌ها را حلال کرده است؟ (در یک عبارت کوتاه) برای بهره‌وری و ایجاد ارزش افزوده در حلال‌های خدا باید ریاضت و تمرین داشت.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) دربارة بهره‌وری از حلال نیز می‌فرماید: «أسهروا عیونکم و أضمروا بطونکم... و خذوا من أجسادکم فجدوا بها علی أنفسکم و لا تبخلوا بها عنها»4؛چشم‌های خود را به کم‌خوابی و بی‌خوابی‌ عادت دهید تا بتوانید در آخر شب بیدار باشید، شکم‌های خود را لاغر کنید.

عقل، نقل و تجربه، پرخوری را بد می‌داند؛ زیرا مقدار زیادی از غذاهایی که می‌خوریم مورد نیاز بدن نیست و بدن وادار می‌شود برای تبدیل آن تلاش و کوشش کند و بعد آن را دفع کند؛ در نتیجه روح که باید به فرزانگی نایل شود، سرگرم زباله‌روبی می‌شود. مانند اینکه مهندسی را که می‌تواند نقشه‌ای جامع برای شهری تهیه و اجرا کند به زباله‌روبی وادار کنیم. روح می‌تواند معمار و مهندس بسیار خوبی باشد؛ ولی ما بر اثر پرخوری او را به زباله‌روبی وادار می‌کنیم و این جفای به روح است.

ـ توقف ممنوع

اگر کسی کاری واجب را مکرر انجام دهد، بعدها برای او عادی می‌شود یا اگر حرامی را مکرّر ترک کرده، ترک این حرام برای او عادی می‌شود. عامل دیگر برای آسان شدن انجام دادن واجبات و ترک محرمات، معرفت به گوارایی اطاعت خدا و تعفن معصیت است. البته بهشت انسانیت سقف ندارد و شخصی پس از آنکه واجب و حرام را برای خود آسان کرد، باید مسیر را ادامه دهد.

پی‌نوشت:

1. اسراء: 19.

2. نهج البلاغه، نامه25، بند26.

3. همان، نامه 45، بند11 و 5.

4. همان، خطبه183، بند20.