برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

عاشقان گزافه‌گو - مبارزه با غالیان در سیره امام صادق (علیه السلام)

پژوهشگر و نویسنده: سمانه بغیری

امیر المؤمنین علی علیه السلام:

«دو گروه دربارة من به هلاکت می‌افتند: عاشقان گزافه‌گو که مرا در غیر جایگاه خود قرار می‌دهند و به چیزی که ندارم می‌ستایند و دشمنان نارواگو که مرا به چیزی که از آن بیزارم نسبت می‌دهند».1

مقدمه:

افراط و تفریط دو عامل اساسی در از بین بردن و یا آسیب‌زدن به هر سنت و روش یا هرگونه تفکر و تأملی است. در این میان، ادیان آسمانی نیز از این افراط و تفریط‌ها در امان نمانده‌اند. عوامل متعددی در ایجاد این‌گونه رفتارها دخیل است، عواملی چون عشق مفرط، جهل و نادانی، دفاع ناآگاهانه، دنیاطلبی و... . در این میان «غلو» نقشی پررنگ به خود گرفته است. گاهی اوقات در دنیای کنونی اعتقادات مفرطانه نسبت به برخی شخصیت‌های دینی، مذهبی و ... دیده می‌شود که در نگاه واقع‌بینانه ایشان اشخاص عادی، اما دارای فضایل اخلاقی، علمی و... هستند؛ اما از طرف به اصطلاح مریدان خود منتسب به اموری خارق‌العاده گشته‌اند که عقل هر عاقل و دیانت هر متدینی را متحیر خود ساخته است؛ از نشاندن انسان در جایگاه الوهی گرفته تا معصوم خواندن خطاکار جایزالخطا.

امام صادق (علیه السلام) همچون جد بزرگوارشان امیرالمؤمنین (علیه السلام) در برخورد با غالیان از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. این نوشتار که به مناسبت شهادت ایشان به رشته تحریر درآمده، به گوشه‌ای از فعالیت‌های ایشان در برخورد با غالیان اشاره می‌کند تا شاید روشن‌کننده راهی باشد که برخی ناخواسته گرفتارش شده‌اند و ملاکی برای سنجش حق از باطل.

عوامل شکل‌گیری غالیان

بعد از شهادت امام حسین (علیه السلام) بازار غلو رونق تازه‌ای به خود گرفت؛2 چرا که افراد برای رسیدن به اهداف سیاسی و همراه کردن مردم با خود، دین را قربانی کردند.

عامل دوم که عاملی درونی بود، چنانچه از روایت اول مقاله به دست می‌آید، «محبت» مفرط است. در اینکه آیا اساساً این‌گونه افراد به اهل بیت (علیهم السلام) علاقه داشته‌اند و اینکه خاستگاه این علاقه چه بوده و چرا منجر به تهمت به معصومین (علیهم السلام) شده در جای دیگر باید بحث شود. اما آنچه قطعی به نظر می‌رسد این است که غالیان در ظاهر عاشق اهل‌بیت بوده‌اند.

ـ برخی اعتقادات غالیان3

الف) الوهیت امام معصوم

یکی از خطرناک‌ترین اعتقادات غالیان، اعتقاد به الوهیت ائمه (علیهم السلام) بود. برخی از غالیان معتقد بودند که در آیه شریفه «هو الذی فی السماء اله و فی الارض اله»4 منظور از «اله» زمین امام است؛ لذا چنین شخصی لایق پرستش و ستایش می‌باشد.

عیسی الحجرانی می‌گوید: «از محمد‌بن‌جعفر (علیهما السلام) پرسیدم: آیا آنچه را از این گروه شنیدم بازگویم؟ امام فرمود: بگو. گفتم: دسته‌ای از اینان تو را عبادت می‌کنند و تو را الهی جز الله می‌دانند. دسته‌ای دیگر تو را در حد نبوت بالا می‌برند... . امام آن‌قدر گریه کرد که محاسنش از قطرات اشک پر شد آنگاه فرمود: اگر خداوند مرا بر آن‌ها مسلط کرد و خون آن‌ها را نریختم، خداوند خون فرزندم را به دست خودم بریزد».5

ب) نبوت امام معصوم

نبوت امام، یکی دیگر از عقاید غالیان است که در روایت فوق به آن اشاره شد. امام صادق (علیه السلام) در جایی دیگر می‌فرماید: «کسی که بگوید ما نبی هستیم لعنت خدا بر او باد، کسی هم که در این امر شک کند بر او هم لعنت خدا باد»6 از این روایت نیز آشکار می‌شود، این‌گونه تفکر در آن دروه رواج داشته است.

ج) لاابالی‌گری در شریعت

یکی از اعتقادات ایشان که سبب نشر افکارشان شد، این بود که پیروان خود را به سوی رهایی از بند «فروعات دینی» و احیاناً «محرمات شرعی» دعوت می‌کردند. ابوالخطاب که از رؤسای غالیان عصر حضرت بود، می‌گفت: هرگاه امام را شناختی هر کاری خواستی انجام بده.7

ـ اقدامات امام صادق (علیه السلام) در مواجهه با غالیان

هر یک از این اعتقادات می‌تواند ریشه هر دین و آئینی را بخشکاند. در اینجاست که نقش هدایت‌گری امام معصوم (علیه السلام) رخ می‌نماید. امام صادق (علیه السلام) در مواجهه با این تفکر راه‌های متعددی را انتخاب کردند که به آن‌ها اشاره می‌شود.

الف) دور کردن شیعیان از غالیان

ایشان با اشاره به پیروان ابوالخطاب و دیگر غالیان، به مفضل فرمود: «ای مفضل! با غالیان نشست و برخاست نکنید، با آن‌ها هم‌غذا نشوید، همراه آن‌ها چیزی ننوشید و با آن‌ها مصافحه نکنید».8 آن حضرت در جایی دیگر می‌فرمایند: «... با معتقدان به مرام او همنشین نشوید، من و پدرانم از او بیزاریم».9 همچنین حضرت این دوری جستن را در مورد جوانان با عنایت خاصی به بزرگ‌ترها تذکر می‌دهند: «دربارة جوانان خویش از اینکه غالیان آن‌ها را فاسد کنند، بترسید.. ».10

ب) طرد غالیان از جامعه شیعه

حضرت با انکار عقاید غالیان دامن تشیّع را از این‌گونه عقاید پاک می‌کردند؛ چنان‌که در پاسخ شخصی که تحت تأثیر افکار غالیان دچار تردید شده بود، فرمود: «آنچه را می‌گویند رها کن. ما حجت خداوند و امین او بر خلق هستیم، حرام و حلال ما از کتاب خداوند است».11

ج) تهدید

در مورد تهدید به روایتی که قبل‌تر آورده شد، بسنده می‌شود.

د) لعن و تکفیر

از جمله مبارزاتی که امام صادق (علیه السلام) در مواجهه با غالیان در پیش گرفتند، لعن و تکفیر آن‌ها بود که این امر نشان‌دهندة انحراف شدید آنهاست. ایشان در موارد متعددی غالیان را لعن نموده و از آنها بیزاری جستند.12

تکفیر نیز شاید از اهم این راه‌کارها باشد و با صراحتی که دربارة غالیان به کار رفته، حجت را بر مدعیان و فریب خوردگان تمام می‌کند. حضرت دربارة ابوالخطاب می‌فرمایند: «... من شهادت می‌دهم که او کافر، فاسق و مشرک است».13 در جای دیگر حضرت خطاب به غالیان فرمود: «به درگاه باری تعالی توبه کنید، شما فاسق، کافر و مشرک هستید».14

ر) پاسخ عملی به شبهه غالیان

از آنجا که غالیان با تکیه بر محبت امام، خود را بی‌نیاز از انجام دادن اعمال عبادی می‌دیدند، امام صادق (علیه السلام) در مقابل ایشان، این‌گونه تفکر را رد کرد و شیعیان واقعی را کسانی برشمرد که به دستورهای الهی عمل کنند. آن حضرت با این بیان محبت اهل بیت را لازمه قبولی اعمال دانست نه سرباز زدن از اعمال.15

ز) بیان ملاک برای تشخیص حق از باطل

آن حضرت راه‌کاری عملی به شیعیان معرفی کردند تا بتوانند حق را از باطل تشخیص دهند.

ایشان می‌فرمایند: «آنچه را از ما روایت می‌کنند، اگر موافق قول خدا و رسول بوده یا شاهدی از سخنان پیشین ما بر آن‌ها داشتید، بپذیرید...». 16

با تمام تلاش‌های ائمة اطهار (علیهم السلام)، متأسفانه بسیاری از تأثیرات تفکرات غالیان در روایات جعلی ما به چشم می‌خورد.

امید است این آشنایی اجمالی با دشمنان اهل‌بیت (علیهم السلام) و شیوه برخورد ایشان با آن‌ها، بتوانند کمکی باشد برای زدودن برخی از توهمات و تصورات غلطی که گاهی در جامعة شیعی به چشم می‌خورد.

 

پی‌نوشت:

1. صبحی صالح، شرح نهج البلاغه، ج5، ص5.

2. ر.ک: تاریخ تشیّع، دوره حضور امامان معصوم (علیهم السلام)، زیرنظر دکتر سیداحمدرضا خضری.

3. برای مطالعه بیشتر ر.ک: فرهنگ فرق اسلامی، ص345.

4. سوره زخرف آیه84.

5. سهمی، تاریخ جرجان، ص322-323.

6. رجال‌ کشی، ص301.

7. الکافی، ج4، ص464.

8. رجال‌ کشی، حدیث525.

9. میرزای نوری، مستدرک وسایل، ج12، ص315.

10. امالی، شیخ طوسی، ج2، ص264.

11. مجله تراثنا، شماره12، ص17-18.

12. رجال‌ کشی، ص302.

13. صدوق، علل الشرایع، ج، ص127.

14. همان.

15. الکافی،‌ ج4، ص464.

16. محمدبن‌سلیمان کوفی، مناقب امام امیرالمؤمنین، ج2، ص224.