برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

حُسنِ­ حَسَن

 

 

 

(تـــوکـــلـــــت­ عــلــــی­ الله) حُسنِ­ حَسَن . به بهانه­ ی شهادت ابا محمد ­ـ امـام حسـن مجـتـبـی علیـه الصلوات و الســـــــلام ـ محمدجوادزهــادت/کارشناس الهیات­ و­­علوم ­­اسـلامی

 

 

گوهـر پاک تو از مـدحت مـا مـستـغــنـی اسـت             فـکــــــــــــــــر مشـاطـه چــه بـا حُسن خـداداد کـند ؟

حسن بن علی علیه السلام پرورش یافتة مکتب علوی است . علی­وار زندگی می­کند، علی­گونه سخن می­راند و علی­گونه برای اشاعة حق و سرکوبی باطل، عاشقانه می­کوشد؛ حتی اگر این تلاش به قیمت زخم­ِزبان غریبه و آشنا باشد . نکتة مهم و شایان توجه در سیرة امام مجتبی علیه السلام این است که هر چند ایشان به اذن­الله، با جامة صلح ظهور فرمود اما در مقابله با کفر و ظلم لحظه‌ای تردید نکرد و از حرکت باز­ نایستاد. قیام سپید امام حسن علیه السلام و به همراه آن، قیام سرخ امام حسین علیه السلام بود که چهرة واقعی بنی امیه را به جهانیان شناساند و حقیقت اسلام را از انحراف و نابودی رهایی بخشید .

می­گویند: کلام هر انسان، نمودار اندیشه و واگویه­ای از شخصیت و درون پُر احساس آن فرد است. میـراث فـرهنـگی امام حسن علیه السلام در اوج آن­چه بشر از محصول زیستن برای پسینیان و آیندِگان برجای گذاشته است به شمار می­رود . این سخنان ملکوتی با ویژگی­های مختص­خود، آن­چنان در جان­ها تاثیر می­گذارد که گاه اندیشه را در وادیِ حیرت و سرگردانی تنها می­گذارد و گاه با تلنگری به فطرت و درون، احساسی شگرف در دل برمی­انگیزد . گرچه اکنون بخش اندکی از این گنجینة بزرگ و گران­سنگ از پسِ گردبادهای زمان و کژاندیشی اهل زمانه به ما رسیده است اما در روزگاران تاریک زیستن ما، همین باقی­ماندة اندک، روزنة نوری خواهد بود برای رهایی از ظلمتِ گمراهی و گام نهادن در صراط حق؛ ان شا الله تعالی.

 

نور­چشم­مصطفی­و­مرتـــضـی                              شــــــمـع­جمع­انبیـاء­و­اولیـاء                                   جمع­کرده­حسن­خلق­و­حسن­ظن                                 جمله­ی­افعـال­چون­فعلش­حسن

تاریخ، امام علیه السلام را این­گونه معرفی می­کند : هرگز در مباحثه و مجادله از مرز منطق و استدلال خارج نشد. قدرت منطقش دیگران را به شگفتی وامی­داشت و حاصل سخنش با تایید مخاطبان همراه بود. شکوه و جلال سلاطین را داشت ولی در عمل متواضع بود. جلال الدین سیوطی ـ قرآن پژوه اهل سنت ­ ـ دربارة امام علیه السلام می­­گوید : « کان الحسن رضی الله عنه، له مناقب کثیرۀ، سیداً حلیماً، ذا سکینة و وقارٍ و حشمةٍ، جواداً، ممدوحاً » ( تاریخ الخلفا / ص154 )

 

رحمت واسعة خدا، محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، کریم اهل بیت علیهم السلام را به این وصف خطاب می­کند : « اَشبَهتَ خَلقی و خُلقی». در این مجال بر­آنیم تا با تدبر در سخنان ریحانة مصطفی؛ امام حسن مجتبی علیه السلام، از اقیانوس بی­کران وجود حضـرتش قطره­ای بنوشیـم و خُلُق عظیم محمد علیه الصلوات و السلام را در ساحت اقدس امام علیه السلام جست­وجو کنیم .

 

         1.امام حسن علیه السلام در جواب تسلّی بخشان برای درگذشت دخترش این­گونه می­نگارد : بسم الله . برای من نامة تسلیت داده اید، خدای اجرتان دهد . ما به قضای خدا تسلیم و به رضای او صابریم، اگر چه دل ما از مصائب دوستان و حزن و اندوه ­شان به درد آمده­است. آری ما دوستانی داشتیم که از دیدارشان شاد بودیم اما مرگ بر آن­ها به سرعت تاخت و ما از مصیبت آن­ها محزون شدیم. دختر من کنیز خدا بود . طریقی در پیش داشت که دیگران رفته بودند و آینده­گان نیز از پس آن­ها خواهند رفت . والسلام ( امالی شیخ طوسی )

 

 

ازصدف­یاددارنکتة­حلم               هرکه­برّدسرت،­گهر­بخشش    

         2.وقتی بـرای ایشان خبـر آوردنـد که : فلانی به شما بدگویی می­کند. امام علیه السلام فرمود: با گفتن این سخنان مرا به زحمت افکندی، زیرا هم­اکنون ناگزیرم برای او و برای خودم طلب مغفرت نمایم . ( کشف الغمه ، ج2 ، ص 575 )

بنـده­آن­باشد­،که­بند­خویش­نیست­                                   جز­رضای­خواجه­اش­در­پیش­نیست                                    نـه­ز­خدمت­مــزد­­خواهد­نـه­عوض                                                 ­نـه­سبب­جویـــد­زامرش­نـه­غرض    

       3.امام حسن علیه السلام سراج امت و منهاج ملت است . جلوه­گری توحید اعلی و پاک از رنگ و زنگ در کلام امام آن­هنگام است که خطاب به یکی از مسلمانان فرموده اند : ای عبدالله . آن­کس که از نصیب و بهرة خویش ناراضی باشد و منزلت خود را حقیر شمارد، چگونه می­تواند مؤمن باشد، در حالی که خداوند این­چنین برایش مقدر فرموده است؟ و من برای کسی که جز رضا به قضای الهی در دلش راه نیافته است ضمانت می­کنم که چون خدای را بخواند، دعایش مستجاب گردد .

اندر ­نبی ­است ­پاکان ­جز ­پاک ­را ­نشاید

و­ آن­کو­ پلشت­ باشد­ آن­را­ پلیـــد باید

         4.ابوالفرج اصفهانی، روایتی داستانی از حبیب بن ثابت به طور مستند نقل کرده است که : وقتی قرارداد صلح بین امام حسن علیه السلام و معاویه تصویب شد، مردم در مسجد گرد آمدند. معاویه در رفتن بر منبـر پیش­دستی کرد تا خطابة صلح را ایراد کند. او خطبه‌ای طولانی خواند و در در بخشی از آن امیرالمؤمنین علی علیه السلام را نام­ برده و زبان به دشنام وی گشود و بعد به امام حسن علیه السلام اهانت کرد. امام علیه السلام او را این گونه پاسخ گفت :

ای کسی که نام علی را بردی ! من حسنم، پدر من علی است و تو معاویه­ای و پدرت صخر است . مادر من فاطمه و مادر تو هند است . نیای من رسول الله و نیای تو عتبه بن ربیعه است . جدة من خدیجه کبری و جدة تو فتیله است . خدای از ما دو تن آن­کس را لعنت کند که نام و نشانش پست­تر و اصل و تبارش در گذشته و حال نکوهیده­تر و کفر و نفاقش پیشینه­دارتر است . ( و مردم همگی آمین گفتند . ) ( کلمه الامام الحسن / ص 229 )

 

 

         5. به امام علیه السلام گفت : من از شیعیان شمایـم . حضرت فرمودند : ای بندة خدا ! اگر در اوامر و نواهی ما فرمان­بردار باشی، راست گفته­ای اما اگر بر خلاف دستورات و (روش) ما، زندگی می­کنی با ادعای مرتبه­­ی شریفی که اهل و شایستة آن نیستی بر گناه خود میفزا . مگو من از شیعیان شمایم بلکه بگو من از دوست­داران و علاقه­مندان و دشمنِ دشمن شمایم و در این صورت تو در خیر و سعادت و به سوی خیر و سعادت در حرکت هستی . ( تنبیه الخواطر ـ مجموعه­ی ورام ـ ، ج 2 ، ص106 )

 

بـر خـیـر جـمـاعـت چـه سـخـن­هـا کـه نـگـفـتـیـم        ای کـاش یـکی زان هـمــــه گـفـتـــــــــن اثـری داشـت

 

برای اطلاع بیشتر:

آیت­الله­العظمی­صافی­گلپایگانی/مجموعه­مقالات­عقایداسلامی شهید­آیت­الله­سید­حسن­شیرازی­/­کلمه­الامام­حسن­(ع)                   آیت­الله­کریمی­جهرمی/ریحانه­محمد­امام­حسن­مجتبی­(ع)       دکترعلی­قائمی/­درمکتب­امام­حسن­(ع)­                                 محمدعبدوس­ومحمداشتهاردی/امامان­شیعه