برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

چراغ بالاي بام

محقق: محمدمهدي عباسي‌آغوي (پژوهشگر و نویسنده)

 

بر اساس يافته‌هاي روان‌شناسان، يكي از بهترين انواع يادگيري رفتارها براي كودكان، يادگيري مشاهده‌اي است. بي‌شك اگر كودكي را به راستگويي تشويق كنيم، ولي يك بار از ما دروغ بشنود، آنچه ياد مي‌گيرد دروغ‌گويي است.
امام صادق (ع) فرمودند: وقتي دانشمند به علم خود عمل نكند، پند او از دل‌ها مي‌لغزد، چنانكه باران از سنگ صاف.1
يكي از شاگردان امام خميني مي‌گفت: ايشان خيلي از اسراف نهي مي‌فرمود. روزي قبل از شروع درس، در محضرشان نشسته بوديم كه ناگهان ديديم بلند شدند و رفتند آن طرف يك چراغي را كه بي‌جهت روشن بود، خاموش كردند و بازگشتند. عملاً درس تواضع و پرهيز از اسراف را آموختند، بي‌آنكه به ما امر و نهيي كنند.
امام صادق (ع)‌ در روايتي ديگر چه زيبا فرمودند: دانش در كنار كوشش است. پس كسي كه بداند مي‌كوشد و آنكه بكوشد، داناست. دانش به كوشش فرا مي‌خواند. پس اگر پاسخ مثبت بشنود، باز مي‌ماند و گرنه كوچ مي‌كند و مي‌رود.2
انديشمندان دو دسته‌اند: يكي آنها كه به علم خود عمل مي‌كنند كه اهل نجاتند و ديگري آنكه دانش خود را ترك گفته كه اهل هلاك است... بدترين پشيماني اهل آتش در روز قيامت، براي كسي است كه بنده‌اي را به سوي خدا خوانده و او پذيرفته و وارد بهشت شده است، ولي خود با عمل نكردن به علمش مي‌رود.3
پيامبر اكرم (ص) فرمود‌ند: بدترين عذاب در روز قيامت براي دانشمندي است كه به علم خود عمل نكند.4
شهيد ثاني از علماي قرن دهم هجري كه به دست دولت عثماني به شهادت رسيد، در كتاب شريف {منية المريد} كه آداب استاد و شاگرد را بيان مي‌كند، تشبيه‌هاي جالبي براي عمل نكردن به دانش مي‌آورد:
1.    بيماري كه نسخه درمان را فرا‌‌‌ گرفته و مدام آن را تكرار مي‌كند و به ديگران مي‌آموزد، ولي دنبال تهيه و استفادة آن نمي‌رود، همانند دانشمندي است كه به علم خود عمل نمي‌كند؛
2.    او مانند خانه‌اي است كه درونش تاريك است، ولي بر بامش چراغي نهاده‌اند براي روشني بيرونش؛
3.    يا مانند قبر مردگان است كه ظاهري آراسته دارد، ولي درونش مردار است.
خداي متعال نيز فرمود: «اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسكم؛5 آيا مردم را به نيكي فرا مي‌خوانيد و خود را فراموش مي‌كنيد؟».
معلم هنر بايد در رفتار نيز هنرمند باشد و به زيبايي‌هاي اخلاقي توجه كند. معلم رياضي بايد اهل حساب و كتاب و نيز منظم و دقيق باشد. تقسيم اوقات را به بچه‌ها عملاً ياد دهد. معلم علوم (زيست، شيمي و فيزيك) بايد به سلامتي خود و شاگردانش اهميت دهد و بيشتر از همه با ديدن قوانينِ حيرت‌انگيزِ طبيعت به ياد خدا بيفتد. معلم قرآن و ديني بايد با اخلاق‌ترين و مهربان‌ترين معلم باشد. معلم ادبيات بايد لطيف‌ترين برخوردها را داشته و در برخورد و سخن هايش ظرافت داشته باشد.
امام صادق (ع) در تفسير آيۀ شريفۀ «انما يخشی الله من عباده العلماء»؛6 فرمودند: «و من لم يصدّق فعلَه قولُه فليس بعالم؛7 اينكه خداوند فرمود: فقط دانشمندان از خدا مي‌ترسند،يعني كسي كه رفتارش گفتارش را تأييد نكند، دانشمند نيست».
يادمان باشد، دل مشغوليِ اصليِ خردمندان عمل كردن و دل‌مشغوليِ اصليِ نادانان، نقل كردن است. پايان‌بخش اين مقال، اين نقل داستاني از مرحوم فلسفي است:
روزي واعظ عالمي به منزل ما آمد و گفت: مجلسي در اميرية تهران (بخشي از ولي‌عصر امروز) داشتم. در دو سوي آن خيابان فرعي که من سخنراني داشتم، جوي آب بود. (مي‌دانيد که آن موقع هنوز لوله‌کشي نبود و آب آشاميدني مردم از همين جوي‌ها تأمين مي‌شد.) ديدم زني در کنار جوي نشسته و لباس مي‌شويد. ناراحت شدم و به منبر که رفتم، داستان را تعريف کردم و گفتم: به اينان بگوييد: انصاف داشته باشيد! آب مشروب (آشاميدني) را کثيف نکنيد. پليدي‌ها را به خورد مردم ندهيد. سلامتشان را به خطر نيندازيد و لباس‌هاي چرکين را در نهرها نشوييد. پس از منبر ـ چون با مردم مصافحه کرده بودم ـ آمدم کنار جوي و دست‌هايم را در آب شستم. يکي از مستمعين که مرا مي‌ديد، آمد بالاي سرم ايستاد و بلند بلند با همان لحن خودم گفت: دست‌هاي آلودة خود را در نهر نشوييد. آب مشروب مردم را کثيف نکنيد. پليدي‌ها را به خوردشان ندهيد و سلامت آنان را به خطر نيندازيد! همگي مرا با تبسمي همراه با استهزا نگاه مي‌کردند. آنقدر خجالت کشيدم که نمي‌دانستم چگونه از کنار جوي بلند شوم. روز بعد بالاي منبر گفتم که متوجه نبودم دست شستن نيز مصداق آلوده کردن آب است.8
پي‌نوشت‌ها:
 . کلینی؛ اصول كافي؛ ج1، ص44.
2. همان.
3. همان.
4. كنزالعمال؛ ج10، ص208.
5. بقره: 44.
6. فاطر: 28.
7. اصول كافي؛ ج1، ص36.
8. عباسي‌آغوي، محمدمهدي؛ از سخن‌داني تا سخنراني (گام‌هايي براي بهترين سخنراني)؛ قم: مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(1390)؛ ص48ـ49.