برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

مادر ماه به مناسبت وفات ام البنین

پژوهشگر و نویسنده: رضا اخوی

روحیات، افکار و عقاید پدر و مادر در رشد و شخصیت فرزندان اثرات پیدا و پنهان فراوانی دارد که آموزه­های دینی و علم روز گویای آن است و بدین جهت سفارشهای فراوانی را نسبت به گزینش همسر و ویژگی‌های خانوادگی، فردی و اجتماعی آنان در منابع دینی به چشم می­خورد که نشان از اهمیت فوق­العاده آن می­باشد.

زنان اگرچه مرد نیستند اما به تعبیر مشهور، مردسازند و این حقیقت در وجود ام­البنين متبلور شده و مردی همچون عباس و فرزندانی همانند عبدالله و جعفر و عثمان را تربیت نمود که مرداني تاریخ­ساز و چهره­هایی ماندگار شدند.

جالب اینکه پدر و مادر ام­البنين نیز از نیکان و خوبان بوده­اند. مادر بزرگوار ام­البنين، «ثمامه (یا لیلی)» است که به نقل تاریخ بانویی ادیب و کامل و عاقل بود بينشي عمیق داشت و چونان معلمی دلسوز باورهای اعتقادی و مسایل مربوط به همسرداری و آداب معاشرت با دیگران را به او یاد داد.»1

«حزام بن خالد» (1) پدر ام­البنين نیز مردی شجاع و دلیر و راستگو بود که از صفات ویژه او اکرام به میهمان و منطق قوی اوست.2

از این روست که علی بن ابی طالب(علیه السلام) آنگاه که قصد ازدواج دارد به برادر خویش، عقیل بن ابی طالب که در علم «انساب » معروف بود می­فرماید: «زنی را برای من اختیار کن که از نسل دلیرمردان عرب باشد تا با او ازدواج کنم و او برایم پسری شجاع و سوارکار به دنیا آورد.»3

و عقیل در پاسخ برادر گفت: «با ام­البنين کلابیه ازدواج کن زیرا در عرب شجاعتر از پدران و خاندان وی نیست.»4

1. فضائل ام­البنين

بصیرت و دانایی

دانایی و بصیرت همیشه همراه هم نیستند؛ زمانی این دو قرین و همراه خواهند شد که با معجون تقوا، آمیخته شوند و در این صورت تشخیص صحیح و انجام وظیفه را به همراه خواهد آورد؛ بسیارند کسانی که دارای علم ظاهری و تخصص هستند اما چشم حقیقت­بین آنان کور است.  

زندگانی ام­البنين همواره با بصیرت و نور دانش همراه بوده است. او همسرش را تنها همسر نمی­دانست که قبل از همسر او را امام و «ولیّ» خویش می­دانست و به حسنین(علیهما السلام)، به جهت عشق به امامت و ولایت و به خاطر اتصال آنها با ولی خویش اینچنین محبت و ارادت نشان می­دهد.

لذا وقتی بشير به فرمان امام زين العابدين(علیه السلام) وارد مدينه شد تا مردم را از ماجراى كربلا و بازگشت اسراى آل الله با خبر سازد، در راه ام­البنين(علیها السلام)او را ملاقات كرد و فرمود: اى بشير، از امام حسين(علیه السلام)چه خبر دارى؟ بشير گفت: اى ام­البنين، خداى تعالى تو را صبر دهد كه عباس تو كشته شد. ام­البنين(علیه السلام) فرمود: از حسين مرا خبر ده. بدين‌گونه بشير خبر قتل يك‌يك فرزندانش را به او داد، اما ام­البنين(علیه السلام)پياپى از امام حسين(علیه السلام) خبر مى‏گرفت. وى گفت: فرزندان من و آنچه در زير آسمان است، فداى حسينم باد! و چون بشير خبر قتل آن حضرت را به او داد صيحه‏اى كشيد و گفت: اى بشير، رگ قلبم را پاره كردى! و صدا به ناله و شيون بلند كرد.5

و ثمره تربیت چنین مادر ولایی و بصیری در کربلا در پاسخ شمر چنین می­گوید: بریده باد دستت ای شمر و خدا لعنت کند تو را! آیا می‌خواهی ما در امان باشیم و مولا و امام خود را تنها گذاریم.»(اعلام الوری، ص120، مرحوم طبرسی،نشر دارالکتب الاسلامیه)

 

2. مهرباني و وفاداري

مورخان می­نویسند: «آنگاه که فاطمه کلابیه، ام­البنين، نزد امیرالمؤمنین آمد؛ حسن و حسین عليهما السلام مریض بودند؛ او با مهربانی با آنان سخن می‌گفت و از صمیم قلب آنان را پرستاری کرده و درست همانند مادری حقیقی با آنها برخورد می‌کرد. آنان نیز او را بسیار دوست می­داشتند و زینب(سلام الله علیها) پس از واقعه کربلا به دیدار او آمده و او را تسلی می­داد اگر چه خود بیشترین مصیبت را دیده بود و در اعیاد نیز به دیدن او می­آمدند. همانگونه که اگر مادرشان، حضرت زهرا(سلام الله علیها) بود، به دیدن وی می­رفتند.»6

همچنین وی پس از چندى به مولا پيشنهاد داد كه به جاى فاطمه، كه اسم قبلى و اصلى وى بوده، او را ام­البنين صدا زند، تا حسنين(علیها السلام)از ذكر نام اصلى او توسط مولا(علیه السلام)به ياد مادر خويش، فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، نيفتاده و در نتيجه خاطرات تلخ گذشته در ذهنشان تداعى نگردد و رنج بى‌مادرى آنها را آزار ندهد.7

زنده نگه داشتن یاد کربلا

از ویژگیهای بسیار مهم ام البنین توجه به زمان و مسایل مربوط به آن است. وی پس از واقعه عاشورا از مرثیه‌خوانی و نوحه‌سرایی استفاده کرده تا ندای مظلومیت کربلائیان را به گوش نسلهای آینده برساند. او برای عزاداری هر روز به همراه عبیدالله- فرزند حضرت عباس(علیه السلام)- به بقیع می­رفت و نوحه می­خواند و گریه می­کرد و این اشعار را می­خواند: «ای آنکه عباس را دیدی در حالی که بر گروه ضعیفان حمله می‌کرد و دنبال او از فرزندان حیدر (علی(علیه السلام)) جنگاورانی بودند که هر یک دارای یال و کوپالی بودند.»

و آنگاه که در عزای فرزندان شجاع و دلیر خود می‌گریست می‌گفت: «دیگر مرا ام البنین مخوانید زیرا که به یاد شیران بیشه(فرزندان خودش) می­اندازد مرا.8

ام­البنین با این اشعار هم حماسه کربلا و شجاعت پسران خود و مظلومیت حق را به مردم زمان خود و آیندگان معرفی و هم تاریخ کربلا را واگویه می­کرد و در قالب عزاداری و مرثیه سرایی نوعی اعتراض به حکومت وقت داشت و مردم که اطراف او جمع مي‌شدند نسبت به عمال بنی‌امیه اعلام انزجار مي‌کردند.

پایان زندگی

سرانجام زندگی سراسر مهر و عاطفه و مبارزه ام البنین(علیها السلام)، همراه با تربیت فرزندانی نمونه در پاسداری از ولایت و امامت و ادب و دانش، به عنوان همسر شهید و مادر چهار شهید، در سال 70 هـ ق و به نقلی سیزدهم جمادی الثانی سال 64 هـ ق به پایان رسید و او در بقیع، در جوار امام حسن مجتبی(علیه السلام)، فاطمه بنت اسد(علیه السلام)و دیگر شخصیتهای مدفون در آنجا به خاک سپرده شد و خداوند نیز به واسطه مجاهدتها و اخلاص آن بانو، منزلتی عظیم بدو داد به گونه­ای که هر دردمندى او را به درگاه حضرت بارى تعالى شفيع و واسطه قرار دهد، غم و اندوهش برطرف خواهد شد.

 

پي‌نوشت:

1. محمدعلی الناصری، مَولِد العباس بن علی(علیه السلام)، ص26.

2. قمر بنی هاشم، عبدالرزاق المقرم، ص9و 10.

3. قمر بنی هاشم، مقرم، ص 15.

4. جدّ مادری ام البنین، ابوبراء عامر بن مالک، به گونه­ای در شجاعت مشهور بوده که وی را بازی کننده با شمشیرها (ملاعب الاسنة) می نامیدند. تنقیح المقال، علامه مامقانی،ج3،ص70 با ترجمه. الاصابة،ج1،ص 375.

5. تنقیح المقال،ج 3، ص70. منتهی الامال،ص226.

6. مقرّم، قمر بنی هاشم، ص16 و قهرمان علقمه، ص38.

7. زندگانى حضرت ابوالفضل العباس(علیه السلام)،ص21.

8. ریاحین الشریعه، ذبیح الله محلاتی،ج3،ص294.تنقیح المقال،ج3،ص70.