برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

معرفی کتاب 1

 

 

 

معلمان

نینوا و انتظار؛ تأملی نو

«از زمان استغاثة غریبانة امام حسین علیه‌السلام، سال‌ها و قرن‌ها می‌گذرد؛ اما انعکاس آن را می‌توان در لحظه لحظة تاریخ به گوش جان شنید. این فریاد نه‌تنها رو به خاموشی و افول نگذاشته؛ بلکه هر روز رساتر و پرصلابت‌تر، بر خروش و جوشش آزادگان عالم می‌افزاید. گویا امام حسین علیه‌السلام و تمام انبیا، اولیا و مردان الهی، سال‌ها و قرن‌ها چشم به راه دوخته و به انتظار نشسته‌اند تا امام عصر [عج] ندایشان را پاسخ گوید...». سخن گفتن از عاشورا بدون یادکرد ظهور و قیام منتقم خون حسین، بزرگ‌ترین جفا و تحریف در حق قیام عاشوراست. چگونه نینوا معبری است برای رسیدن به ظهور، و منتظران ظهور چگونه می‌توانند در پیوند با عاشورا انتظار واقعی را در خویش بپرورند؟ سؤالاتی ازاین‌قبیل دست‌مایة نگارش کتاب «نینوا و انتظار» به همت جمعی از محققان مرکز تخصصی مهدویت بوده است. نکاتی دربارة حضرت مهدی [عج] از زبان مرحوم آیت‌الله بهجت (ره) آغازگر کتاب است: «لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر(عج) تشرف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز سپس توسل به ائمة اطهار علیهم‌السلام بهتر از تشرف باشد...». عنوان برخی از مباحث پانزده‌گانة کتاب از این قرار است: نگاهی به عزت حسینی و عزت مهدوی؛ نقش زن در قیام کربلا و قیام امام زمان [عج]؛ و نقش جوانان در انقلاب سرخ حسینی و قیام سبز مهدوی. این کتاب برای نخستین بار، پاییز 1383 ازسوی بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود [عج] در 272 صفحة قطع رقعی و با قیمت 700 تومان منتشر شده است

 

 

 

 

کودکان غریب

«نیمه‌های شب بود. محمد و ابراهیم در خواب بودند که در خانه به صدا درآمد. پیرزن خود را پشت در رساند و گفت: پشت در کیست؟ آن شخص گفت: دامادت، حارث! باز کن خیلی خسته هستم. در خانه باز شد. داماد پیرزن که عصبانی بود گفت: دو کودک از زندان عبیدالله فرار کرده‌اند...». سلسله حوادث قبل و بعد از عاشورا، مثل خود این حماسه، تأثربرانگیز و عبرت‌آموزند. یکی از غم‌انگیزترین این حوادث، ماجرای دو کودک شش و هفت‌سالة مسلم‌بن‌عقیل است که قربانی دژخیمی شدند که به طمع رسیدن به مال دنیا، دست به جنایتی هولناک زد و بلافاصله به سزای عمل ننگین خودش رسید. «...مرد قبول نکرد. بچه‌ها گفتند پس اجازه بده چند رکعتی نماز بخوانیم. حارث قبول کرد. محمد و ابراهیم نماز خواندند و آنها در پایان نمازشان اینطور دعا کردند: ای صاحب و سرپرست ما! ای بهترین حکم‌کنندگان! بین ما و او به حق قضاوت کن...». طاهر خوش یکی از نویسندگانی است که دست به قلم برده تا مظلومیت این دو کودک را روایت کند. چاپ دوم این کتاب سال 1386 در دوازده صفحة قطع خشتی ازسوی انتشارات شوق و با قیمت 400 تومان روانة بازار شده است.

 

 

 

 

 

برای راهنمایی

بچه‌ها! بریم کربلا

فؤاد حسینی، نویسندة کتاب، کوشیده است که با قلمی روان، مقتلی برای کودکان و نوجوانان به نگارش درآورد. این مقتل با ذکر ولادت امام حسین علیه‌السلام و فضایل آن حضرت شروع می‌شود و با مروری بسیار گذرا بر وقایع دوران امیرالمؤمنین و امام حسن علیهما‌السلام زمینه را برای ورود به وقایع عاشورا مهیا می‌کند. نامه‌نگاری کوفیان، فرستاده‌های امام حسین علیه‌السلام به کوفه و موضع‌گیری‌های حضرت و دشمنان ایشان، قدم‌به‌قدم به تصویر کشیده می‌شود و به روز عاشورا و بیان شهادت یاران امام حسین علیه‌السلام می‌پردازد تا می‌رسد به اینکه: «لقب آن طفل عبدالله بود و سن او چند ماه بیشتر نبود. وقتی زینب علیها‌السلام او را نزد ایشان آورد، امام علیه‌السلام او را در آغوش گرفت و به وی نگریست. چشمان طفل از شدت تشنگی بسته، و لبانش خشک و بی‌رنگ بود...». وقایع عصر عاشورا و اسارت کودکان و زنان در ادامه می‌آید. پایان بخش این مقتل، چگونگی دفن بدن مطهر امام حسین علیه‌السلام و دیگر شهدای کربلاست. این کتاب بر آن بوده است که در عین اختصار و اتقان، تصویری کامل و پیوسته از اتفاقاتی ارائه دهد که منجر به این واقعة تاریخ‌ساز شد. این کتاب را نشر فراگفت برای نخستین بار سال 1387 با قیمت 6900 تومان با جلد سخت و کاغذ روغنی تمام رنگی روانة بازار کرده است. صفحات سمت راست کتاب به متن اختصاص یافته و صفحة مقابل آن، تصاویر مربوط به موضوع آن قسمت را دربر دارد. این کتاب در 132 صفحه قطع خشتی عرضه شده است.

 

 

 

 

 

برای دبیرستان

زخم آفتاب

«...به دخترکی رسید و از او خواست تا گلوبندش را به وی دهد. دخترک از پیش روی وی گریخت و به قبر پیامبر پناه آورد. سرباز او را تعقیب کرده و با یک ضرب شمشیر، سر از تن دخترک جدا ساخت. آن‌گاه گلوبند را از روی دخترک ـ که بی‌سر در خون خود می‌غلتید ـ جدا نموده و در توبره انداخت...». این تصویر مشتی است نمونة خروار، از جنایت‌هایی که در واقعة حرّه به وقوع پیوست. دو سال پس از شهادت امام حسین علیه‌السلام، مردم مدینه که با مشاهدة نابسامانی و نابخردی‌های دستگاه بنی‌امیه تازه به علت خروش و قیام امام پی‌برده بودند، دست به قیامی زدند که در تاریخ معروف شد به واقعة حرّه؛ لکة ننگی دیگر بر دامان خاندان بنی‌امیه. در سرکوب قیام مدینه، سپاه شام سه روز بر جان و مال و ناموس مردم مدینه، شهر پیامبر مهربانی، چنگ انداختند و جنایات شرم‌آور و تکان‌دهنده‌ای را مرتکب شدند که می‌توان آن را با جنایات چنگیز و امثال او مقایسه کرد؛ آن‌هم با این تفاوت که در این‌جا همگی نام مسلمانی بر خود دارند و بر خویش چنین روا می‌دارند: «من ابوسعید خدری هستم، یار پیامبر! صدای قهقهة مهاجمان به گوش رسید: ما مسجد پیامبرت را غارت کردیم و هرکه در آن‌جا بود کشتیم، تو دیگر چه می‌گویی؟ آن‌گاه دست و پای او را گرفته و بالا برده و ناگهان بر زمین کوفتند. استخوان‌های پیرمرد در هم شکست و صدای نالة گوش‌خراشش در فضا پیچید. یکی از سربازان بر سینة او نشست و...». حسن جلالی عزیزیان در این کتاب، با پردازشی داستانی این رویداد تاریخی را گزارش می‌کند. کتاب را مؤسسة بوستان کتاب در 71 صفحة قطع رقعی، سال 1382 برای نخستین بار با قیمت 450 تومان منتشر کرده است.