برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

منش آموزگار در برابر شاگردان

پژوهشگر و نویسنده: علی­رهبر سعادتی تبریزی

همراهی منش و رفتار خوب معلم در کنار تعلیم، شاگردان را انسان‌هایی عالم و درعین حال پرهیزکار می‌سازد. توجه آموزگار به رعایت منش و رفتار انسانی که در ذیل خواهد آمد، زمینه‌ساز پرورشی عالمانه و کریمانه می‌شود.

  

ـ شاگردان را مثل فرزندان خود بداند. آنچه را برای خود می‌پسندد، برای آنها نیز بپسندد و آنچه را برای خود نمی‌خواهد، برای آنان نیز نخواهد؛

ـ به آنان سفارش کند تا اموری را که لایق شأن دانش و دانش‌آموز است، رعایت، و از آنچه سزاوار آنان نیست، پرهیز کنند؛

ـ اسامی شاگردان را با احترام ببرد و به آنهایی که ارزش دانش را حفظ می‌کنند، بیشتر احترام بگذارد؛

ـ احوال شاگردای را که غیبتی غیرمنتظره دارند، بپرسد و سبب غیبتش را جویا شود و اگر از وی خبری نشد، کسی را سراغش بفرستد؛

ـ شاگردان را از کارهایی که آنها را از فراگیری دانش باز می‌دارد و مانع تحصیلشان می‌شود، نهی کند؛

ـ بکوشد مطالب درس را به ساده‌ترین شکل و بر اساس فهم شاگردان آموزش دهد؛

ـ از شاگردان بخواهد آنچه را فرا گرفته‌اند، مرور کنند و گاهی از آنها سؤال کند و کسانی را که حاضر به جواب هستند، تشویق کند؛

ـ نسبت به شاگردان منصف باشد. اگر مطلبی صحیح از آنها شنید، به صحت آن اعتراف کرده، بر اشتباه خود پافشاری نکند؛

ـ اظهار به برتری شاگردی نکند تا مبادا موجب حسادت شاگردان دیگر شود؛ مگر اینکه بگوید سبب برتری، دانش اوست، نه چیزی دیگر؛

ـ شخصی از شاگردان را که فهم بهتری دارد، معیّن کند که درصورت نیاز، سایران به او مراجعه و از او سؤال کنند یا از او بخواهند، درس را برایشان تکرار کند؛

ـ با شناخت استعداد شاگردانش، هرکدام را طبق استعدادش راهنمایی، و کتاب‌های مرجع مناسب به او معرفی کند؛

ـ باوقار و سنگین وارد کلاس شود و بهترین لباس‌هایش را بپوشد، و تمیز و پاکیزه و با بوی خوش در درس حاضر شود؛

ـ به حاضران سلام کند و احوال آنها را بپرسد؛

ـ از شوخی و خندة زیاد پرهیز کند، مبادا هیبتش از بین برود و حرمتش شکسته شود؛

ـ در جایی بنشیند یا بایستد که همة شاگردان او را ببینند و نگاه خود را بین آنها تقسیم کند؛

ـ مطالب مشکل درس را تکرار کند و بعد از تمام شدن هر مسئله‌ای، کمی صبر و سکوت کند تا اگر کسی سؤالی یا اشکالی دارد، بپرسد؛

ـ با حالتی که موجب می‌شود احتمالاً در بیان درس کوتاهی شود، تدریس نکند؛ مثل خواب‌آلودگی، تشنگی، گرسنگی یا مریضی. در روایتی آمده است که شخصی از حضرت امیر (ع) سؤالی کرد و حضرت بی‌آنکه چیزی بفرمایند، داخل اتاق رفتند و پس از بازگشت، جواب را فرمودند. سؤال شد که چرا این مرتبه به‌خلاف مراتب قبلی با درنگ جواب فرمودید؟ حضرت فرمودند:

کنت حاقناً ولا رأی لثلاثة لارأی لحاقن و لا حارق [و لا حاقب]؛[1] «خواستم...کنم؛ برای سه شخص نظر و رأیی نیست. برای کسی که بول خود را نگه داشته و کسی که کفشش به پایش فشار می‌آورد و کسی که غائط خود را حبس کرده است»؛

ـ همواره مراقب باشد چیزی که حواس شاگردان را پرت می‌کند، در کلاس وجود نداشته باشد، مثل صدای زیاد، سرما یا گرمای هوا؛

ـ بیش از حد صدای خود را بلند نکند که بعضی اذیت شوند. همچنین خیلی آهسته سخن نگوید که بعضی نشنوند. در حدیثی آمده است:

إنّ الله یحبّ الصوت الحفیض ولیبغض الصوت الرفیع؛[2] «خداوند صدای آهسته را دوست داشته، صدای بلند را مبغوض می‌دارد».

ـ اگر احیاناً کسی از شاگردان بی‌ادبی کرد یا خوابید یا سخن بیجایی گفت، او را سرزنش کند، ولی تحقیر و مسخره نکند؛

ـ اگر معلوم شد که در بیان مطلبی اشتباه کرده است، فوراً اشتباه خود را تصحیح کند و نگذارد در ذهن شاگردان باقی بماند.[3]

 



[1] . شیخ طوسی، امالی، ص514.

[2] . محمدباقر مجلسی، بحارلانوار، ج2، ص63.

[3] . برگرفته از کتاب شریف منیة المرید فی آداب المفید و المستفید، تألیف عالم جلیل‌القدر شیخ‌زین‌الدین عاملی، معروف به شهید ثانی (ره).