برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»

پیامی از جنس تربیت - قرآن و تربیت در جامعة امروز

مهدی ملک محمدی

(دانشجوی دکتری قرآن و متون اسلامی و پژوهشگر دائرة‌المعارف قرآن کریم)

امروزه با پیشرفت چشم­گیر دانش و توسعة روز افزون جوامع، بحران معرفتی و روانی انسان­ها را فرا گرفته و دچار پوچی و بیهودگی کرده است. انسان امروزی بدون اینکه بتواند هدفی روشن پیش رو داشته باشد یا روند توسعه را به درستی نظارت کند در این گردونه گرفتار آمده است. در کنار این، ریزش افکار و الگوهای رفتاری گوناگون به سرگردانی بیشتر انسان دامن می­زند. بحران یاد شده، بسیاری از نهادهای اجتماعی را به ویژه در جوامع دینی دل‌مشغول خود کرده و آنان در پی آنند افرادی تربیت شوند که از یک سو با توسعة جهانی همگام شوند و از سوی دیگر از گردونة بحران­های معرفتی معاصر رهایی یابند. به باور ما، آموزه­های قرآن کریم می­تواند با تقویت احساس دینی و ارزش­های اخلاقی و معنابخشی به زندگی، انسان را از بحران معرفتی و روانی رهایی بخشد یا آن را قابل تحمل سازد. در واقع، قرآن به انسان­ها می­آموزد تنها نیستند و از مبدئی ریشه گرفته­اند. قرآن به زندگی انسان جهت می­بخشد و او را از تنهایی و سرگشتگی رها می­سازد.

باید توجه داشت که شیوه­های زندگی نسل امروز با الگوهای سنتی بسیار تفاوت کرده و بخشی از کارکرد تربیت فرزندان که پیش­تر بر عهدة نهاد خانواده بود، به نهادهایی همچون مدرسه انتقال پیدا کرده است. به نظر می­رسد هم‌گام با تغییر یاد شده، وظیفة تربیت دینی هم تا حدودی به نهادهای جایگزین تسری می­یابد و برای نمونه، این مهم بر عهدة معلمان و مربیان قرار می­گیرد. حال پرسش این است آیا بهره­گیری از الگویی سنتی تا چه اندازه به ما در تربیت نسلی امروزی یاری می­رساند و اساساً آیا نتیجه­بخش خواهد بود؟ به طور کلی، تغییرات جوامع و پیشرفت­های دانش­های انسانی در شیوه­ها و الگوهای تربیتی تأثیر بسیاری گذارده و دیگر کشف الگویی سنتی از متون دینی برای تربیت نسل امروز نه تنها کارآمد نیست بلکه اساساً ناممکن می­نماید.

متولیان تعلیم و تربیت بایستی پیام­های حیات­بخش قرآن را دریابند و بر شیوه­ها و الگوهای امروزین تطبیق نمایند. باید طرحی دراندیشید تا پیشرفت­های بشر در علوم تربیتی و شیوه­های نوپدید با پیام­های معنوی دین هماهنگی یابد و زمینه را برای تربیت دینی فرزندان فراهم آورد. اما پیام تربیتی قرآن برای نسل امروز، نکته­ای است که به اختصار در ادامه بدان خواهیم پرداخت.

پیام تربیتی قرآن

قرآن تزکیه و تعلیم را هدف بعثت پیامبران می­شمارد.[1] تزکیه رشدی است که بر اثر برداشتن موانع به طور طبیعی حاصل می­شود و به اصلاح درون فرد می­انجامد. از این رو، تزکیه را باید مقدمة تربیت شمرد و با تحقق آن، تربیت روند طبیعی خود را آغاز می­کند.[2] قرآن کسی را به تربیتی خاص وانمی­دارد ولی موانع را به او می‌نماید و به فطرت اولیه بازمی­خواند تا فرد به اختیار خود راه را انتخاب کند.[3] از این نکته می­توان فهمید آزادی در تعلیم و تربیت اصلی مهم و تردیدناپذیر است و شایسته نیست مربیان زمینة­ اجبار برای عکس‌العمل خاصی را فراهم آورند. هر فرد باید به صورت درونی به نیکی­ها گرایش یابد و ایمان را به صورتی درونی و دور از فشارهای بیرونی و کلیشه­ای تجربه ­کند. نبود آزادی و تأکید بیش از اندازه بر آداب بدون توجه به پیام معنوی دین، سبب بی­رغبتی دانش­آموزان به دین خواهد شد و بر فرض که در ظاهر تأثیر داشته باشد، نمی­تواند ضمانتی همیشگی به شمار آید. والدین و مربیان وظیفه دارند شرایطی ایجاد کنند تا دانش­آموز در فضایی آزاد و بدون اجبار و اکراه، پیام­های اخلاقی و معنوی دین را بشنود، موانع رشد را در درون خود بشناسد و بر طرف کند و با فطرت الهی خویش، مخاطب خداوند قرار گیرد که به او پیام می­دهد انسان موجودی است با کرامت[4] و جانشین خدا بر روی زمین،[5] استعدادهای نهفته­ای دارد که می‌تواند او را به کمال هستی­بخش برساند، در دو سوی نیک­بختی و شوربختی قرار دارد و با پاسخی شایسته به دعوت خدا، به اعلی علّیین برسد یا با رویگردانی از پیام حق، به اسفل السافلین در افتد.[6] تهدیدهای فراوان در مسیر زندگی به کمین نشسته­اند و هر لحظه او را می­فریبند.[7] با وجود این، ندای فطرت از درون[8] و پیامبرِ رسول از بیرون، همواره او را به خدا می­خوانند.[9]

به نظر می­رسد مربیان و معلمان دغدغه­مند بیش از هر چیز لازم است دانش­آموزان خود را در معرض شنیدن این پیام قرآن قرار دهند. فهم پیام معنوی دین، نوجوان را در دورة بازنگری معتقدات و جست‌وجوی تکیه­گاهی یقینی برای خود یاری می­دهد و در دو راهی­های رفتاری به انتخابی شایسته رهنمون می­شود. مربیان وظیفه دارند در دو مرحله آگاهی­بخشی و خویشتن­داری نوجوان را از تردیدها رها کنند. آنان باید بتوانند فلسفه­ای ارضا کننده به نوجوان ارائه نمایند که به او آرامش و امنیت روانی ببخشد. شنیدن پیام خداوند، خود در گرو وجود زمینه­ای است تا فرد بدون هرگونه مانع و فارغ از فشارهای بیرونی بتواند بیندیشد و عمل کند. در این صورت، ایمان به صورتی درونی تجربه می­شود و می­تواند تأثیری ژرف در روح و روان انسان داشته باشد. نوجوان مسلمان آزادانه خود را مخاطب بی­واسطه خداوند می­یابد و بی­هیچ پرده، معبود را چنین می­خواند: «پروردگارا، ما شنيديم كه دعوتگرى به ايمان فرا مى‏خواند كه: «به پروردگار خود ايمان آوريد، پس ايمان آورديم. پروردگارا، گناهان ما را بيامرز و بدي‌هاى ما را بزداى و ما را در زمرة نيكان بميران!».[10] در این نگاه، خداوند به عنوان آفریدگار هستی و منشأ همة خوبی­ها و همة آفریدگان در حرکت به سوی سرمنشأ خوبی­ها تجربه می­شود. بدین ترتیب جهان نوجوان مؤمن معنادار می­شود و هیچ چیز پوچ و بی­هدف نیست. او همة همت خویش را برای معرفت و تقرب به خداوند به کار می­گیرد و برخوردش با همة رویدادهای طبیعی و اجتماعی تحول می­یابد، وجودش سراسر خیر و برکت می­گردد و به آرامشی می­رسد که شخصیت پایدار و تزلزل ناپذیر او را در برابر ناملایمت­ها تضمین می­کند. چنین تجربه­ای بر ایمان انسان می­افزاید و او را در راه درست و انسانی زیستن یاری می­دهد. تجربه­های ایمانی به ویژه در دوران نوجوانی و جوانی به فرد امکان می­دهد که خداوند را همواره همراه خویش بداند[11] و همین بهترین تضمین برای زندگی معنوی و اخلاقی اوست.

راه­کار درست تحقق پیام تربیتی قرآن، دریافتن پیام­ها و ارزش­های معنوی قرآن و برقراری ارتباط معقول و مقبول بین آنها و ساختارها و روش­های امروزی تربیت است. از این رو، به قرآن نه مانند کتابی که شیوه­های تربیتی را به ما می­آموزد، بلکه به منزلة کتابی که آموزه­های اعتقادی و اخلاقی آن آغاز و انجام جهان را برای ما ترسیم کرده و راه انسانی زیستن را می­نمایاند نگریسته می­شود. شیوه­ها و راه­کارها نیز برآمده از دست‌آوردهای بشری در علوم تربیتی خواهند بود.



[1] . «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَة؛(آل عمران، آیة164) به يقين، خدا بر مؤمنان منت نهاد كه‏ پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد.»

[2] . دائرة المعارف قرآن کریم، ج 8، ص652 «تعلیم و تربیت».

[3] . «إِنَّا هَدَيْناهُ السَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً؛(انسان، آیة3) ما راه را بدو نموديم، يا سپاس‌گزار خواهد بود يا ناسپاس.»؛ نیز نک: دائرة‌المعارف قرآن کریم، ج8، ص 652 «تعلیم و تربیت».

[4] . «وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَم‏؛(اسراء، آیة70) به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتيم‏.» 

[5] . «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَة؛ (بقره،آیة30) به یاد آر زمانی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در زمين جانشينى خواهم گماشت‏»

[6] . «إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّين‏ ... إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّين ...؛ (مطففین، آیة7- 28)‏ كارنامه بدكاران در سجّين است‏... كتاب نيكان در علّيّون است‏...»

[7] . «قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ * ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ؛(اعراف، آیة16- 17) ابلیس گفت: به سبب آنكه مرا به بي‌راهه افكندى، من هم براى فريفتن آنان حتماً بر سر راه راست تو خواهم نشست. آن­گاه از پيش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آنها مى‏تازم و بيشترشان را شكرگزار نخواهى يافت.‏»

[8] . «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها؛(روم، آیة30) روى خود را با گرايش تمام به حقّ، به سوى اين دين كن، با همان سرشتى كه خدا مردم را بر آن سرشته است.‏»

[9] . «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً * وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً؛ (احزاب، آیة45- 46) اى پيامبر، ما تو را به سِمَتِ‏ گواه و بشارتگر و هشداردهنده فرستاديم و دعوت‏كننده به سوى خدا به فرمان او، و چراغى تابناك‏.»

[10] . «رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرار.» (آل عمران، آیة193)

[11] . « قالَ لا تَخافا إِنَّنِي مَعَكُما أَسْمَعُ وَ أَرى‏؛ (طه، آیة46) خداوند فرمود: نترسيد، من همراه شمايم، مى‏شنوم و مى‏بينم.»