برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

پرونده ویِژه جهاد اقتصادی

 

 

 

ضرورت ایجاد جهاد اقتصادی در کشور

شعار جهاد اقتصادی  :نشان دادن قدرت اسلام در عرصه جهاد

در کشورهای دیگر چه می کنند؟

همه کار کنند، همه استفاده کنند

جهاد اقتصادی :یعنی تجهیز تمام نیروها

 

 

 

 

 

ضرورت ایجاد جهاد اقتصادی در کشور

مصطفی سرواندام

انقلاب ایران بر اساس موازین و معیارهای اسلامی پایه‌گذاری شده است و جاری شدن احکام و شرایع اسلامی از ابتدای شکل‌گیری انقلاب اسلامی دغدغه اصلی مردم و رهبری انقلاب بوده است و با گذشت بیش از سی سال از عمر این نهضت باز هم این آرمان در صدر خواسته‌های ملت و مسئولین نظام قرار دارد. این مهم تا کنون با وجود تلاش‌های مستمری که از طرف مردم و مسئولین شکل گرفته است، هنوز به طور کامل محقق نشده است و تحقق این امر ممکن نیست مگر با برنامه ریزی‌های کارشناسانه دقیق و پیگیری مستمر مسئولین و مطالبه مردم.

یکی از عناصر اصلی ایجاد حکومت اسلامی شکل گیری عدالت در جامعه می‌باشد. حضرت رسول گرامی اسلام، به عنوان الگو و اسوه ما در راه رسیدن به حکومت اسلامی حقیقی می‌فرمایند: «بالعدل قامت السماوات و الارض»[i] یعنی آسمان‌ها و زمین به وسیله عدالت استوار گشته‌اند. عدالت و جاری بودن عدل در جهان دلیل استواری آن است. این عبارت در واقع در کنار معانی بلندی که در خود نهفته دارد این مطلب را هم می‌رساند که عدالت در امور جزئی و زندگی روزمره انسان‌ها نیز جاری است مگر اینکه انسان بی‌تدبیر خود به دست خود امور را از راه درست و متعادل خارج کند و به گمراهی بکشاند. همان‌طور که امام صادق (ع) در حدیث معروف جنود عقل و جهل می‌فرمایند: «عدالت در لشکر عقل قرار می‌گیرد و ستم و جور جزو سپاهیان جهل است».

اما عدالت به چه معناست؟ این سوال در واقع یکی از بزرگ‌ترین سوالات بشر تا به امروز بوده است. گاهی عدالت را به معنی رفاه و آسایش برای اشراف و کسانی که خون اشرافی دارند تفسیر کرده‌اند، همانطور که در نظام‌های سلطنتی و پادشاهی  چنین بوده است. گاهی به معنی مساوی بودن در همه چیز بیان شده است، آنگونه که در نظام مارکسیستی و کمونیستی بیان می‌شود و گاه به معنای آزادی بدون حد و حصر القاء شده چنان که در نظام لیبرالی بحث می‌شود. اما عدالت در بیان اسلام چگونه بیان شده و آیا تفاسیر دیگر درست هستند؟

منبع ما در یافتن معنی و منظور این کلمه سخنان پیشوایان دینی است چرا که آنان به واسطه وظیفه ای که از طرف خداوند متعال داشته‌اند تمام مفاهیم و مطالب مهم را برای پیروان خود توضیح داده‌اند. حضرت علی (ع) در نامه خود خطاب به مالک اشتر می‌فرمایند: «الا ای فرمانفرما! فرمانبران تو از دو صنف بیرون نیستند، یا مسلمانند که با تو یک کیش و یک دین دارند، و یا پیرو مذاهب بیگانه که با تو همنوع و هم‌جنسند. ای بشر، آن‌ها هم بشرند»[ii]. این عبارت بلند به ساده‌گی می‌تواند پندار کسانی را که اشراف‌زادگی و ارتباط با پادشاهان  برایشان به معنای شأن و بزرگی بیشتری است، را باطل کند. آنان با این پندار به خود اجازه می‌دادند که حقوقی را برای خود محفوظ بدانند و به هیچ کس دیگر اجازه داشتن آن امتیازات را نمی‌دادند. به طور مثال در دوران قرون وسطی در بعضی از ممالک، رعیت حق پوشیدن لباس رنگی را نداشت و فقط بزرگان و درباریان این اجازه را داشتند. این مورد یکی از مسائل بسیار جزئی در این باب است و مثال‌های بسیار بیشتری در این زمینه وجود دارد.

از سوی دیگر، عدالت به معنای مساوی بودن نیست بلکه قرار گرفتن هر کس در جایگاه خویش می‌باشد.  حضرت علی (ع) در باب تعریف عدالت می‌فرمایند: «اعطاء کل ذی‌حق حقه»[iii] پرداختن حق، به هر صاحب حقی. این تعبیر به این معناست که هر کس حقی مخصوص و مناسب خود را دارد و این گونه نیست که همه در دارا بودن یکسان هستند. این معنا البته با سوء تعبیرهایی بسیار نزدیک به تبعیض نشان داده شده است. چرا که گفته می‌شود قائل شدن حقی برای عده‌ای و سلب آن از دیگران باز همان وضعیت اشرافی گری را به وجود می‌آورد. اما چنین اشکال گیری‌هایی فقط به دلیل دقت نکردن به متن و گمانه زنی‌ها و تفسیرهای بدون مبنا شکل می‌گیرد. این عبارت با بیانی ساده‌تر به این شکل در می‌آید که هر کس را به اندازه خودش عطا کن و نه بیشتر و نه کمتر از آن. از طرفی این واضح است که انسان‌ها از لحاظ نیاز و احتیاجات خود با هم برابر نیستند، هر چند که در اصل نیاز همه با هم مشترک هستند. به همین جهت زمانی می‌توان انصاف را در مورد انسان‌ها به جا آورد که به همه به اندازه نیاز و احتیاج خود او رسیدگی شود.

این معنا به سادگی می‌رساند که منظور از عدالت مساوی بودن نیز نیست. چرا که مساوی قرار دادن همه در واقع یکسان گرفتن همه انسان‌هاست در حالی که این امر به العیان باطل است. در کنار این مطلب می‌توان به این موضوع نیز اشاره کرد که خود نظام‌های کمونیستی نیز از برآورده کردن چنین آرمانی عاجز ماندند و نتوانستند چنین وضعی را در جامعه خود پیدا کنند. نمونه بسیار بزرگ این وضعیت را می‌توان در شوروی سابق دید که نظامشان با شعار تساوی و احقاق حقوق کارگران و ستمدیدگان روی کار آمد ولی در نهایت نتوانست به این نیاز پاسخ دهد بلکه در بسیاری از نقاط این اصل را زیر پا گذاشت.

از سویی دیگر حضرت علی (ع) در مقام عوامل زوال دولت‌ها و توضیح عدالت می‌فرمایند: « يستَدَلَّ عَلَي ادبارِ الدُّوَلِ بِاَربَعٍ: تَضييعِ الاُصولِ وَ التَّمَسُّکِ بِالفُرُوعِ وَ َتقديمِ الاَراذِلِ وَ تَاخيرِ الاَفاضِلِ»[iv].

چهار چيز باعث شکست دولت ها مي شود: ضايع کردن اصول (مسائل مهم) و سرگرم شدن به فروع (امور کم اهميت) و به کار گماردن آدم‌هاي پست و کنار گذاردن انسان‌هاي فاضل». یعنی به فاضلان و صاحبان فضیلت بهاء بده و انسان‌های بی‌مایه و دون را از خود بران. این عبارت نیز مانند عبارات دیگر معنای عدم تساوی  همه افراد را می‌رساند و از جهت دیگر  مطلبی را روشن می‌کند. در واقع این یک راهنمایی عملی است و در آن انسان‌ها را به دو گروه فاضل و رذیل تقسم می‌کند. به این شکل به سادگی مشخص می‌شود که انسان‌ها در واقع در شئونی که اخذ می‌کنند و به واسطه راهی که انتخاب می‌کنند باید سنجیده شوند و این گونه نیست که هر کس به هر راهی که خواست برود و باز هم بتواند ادعای حقوق کامل داشته باشد. حضرت (ع) می‌فرمایند فقط فاضلان را اکرام کن. هر چند که انسان مختار است بین اینکه فاضل باشد و یا رذیل ولی این به آن معنا نیست که اگر کسی به دلیل سوء اختیار خودش رذیل شد، باز هم ادعای حقوق کامل داشته باشد. هر چند این مطلب باز هم به این معنا نیست که او به طور کامل از حقوق محروم می‌شود. این تعبیر به سادگی آزاد گذاشتن انسان‌ها برای رسیدن به آنچه می‌خواهند را نیز باطل می‌کند.

از مجموع این تفاصیل گسترده معنای عدالت تنگ‌تر می‌شود و ما را به آنچه که واقعاً دلخواه ائمه در بیان عدل بوده است نزدیکتر می‌کند. عدالت مساوی بودن و یا برتری بخشدین بی‌مورد بعضی بر دیگران و یا آزاد گذاشتن انسان‌ها برای انجام هر کاری نیست. بلکه عدالت برقراری تناسب بین انسان‌ها بسته به شأن آن‌هاست و شأن انسان‌ها را فقط می‌توان با معیار تقوای آنان و دین باوریشان سنجید و نه با واسطه مادیات و نسب خانوادگی و یا هر چیز دیگری.

اما عدالت در حقوق و قوانین جاری در کشور و مملکت فقط یکی از جنبه‌های عدالت واقعی است و یکی از شاخصه‌های مهم اجرا شدن عدالت در جامعه، ایجاد عدالت اقتصادی می‌باشد. چرا که اقتصاد یکی از ارکان مهم زندگی بشری است. نه مهم‌ترین رکن بلکه در کنار مسائل معنوی و دینی، اقتصاد هم محور مهم شکل‌گیری یک جامعه است و عدالت‌ورزی در مسائل اقتصادی نیز یکی از مهم‌ترین مسائل در اجرای عدالت در جامعه محسوب می‌شود.

با توجه به ابلاغیه مقام معظم رهبری در باب سیاست‌های کلی  برنامه پنجم توسعه و همین‌طور سند بیست ساله پیشرفت کشور و همین‌طور نشست‌هایی که با موضوع الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت برگذار شده و می‌شود می‌توان به این نکته رسید که این اقدامات همگی در جهت تحقق آرمان عدالت در جامعه شکل گرفته است. در واقع مهم‌ترین هدفی که مبحث جدیدی مانند جهاد اقتصادی دنبال می‌کند چیزی نمی‌تواند باشد جز جاری کردن عدالت اقتصادی در جامعه. مقام معظم رهبری در نامه خود که به پیوست سیاست‌های کلی برنامه پنجم خطاب به مسئولین کشور نوشته‌اند یکی از مطالبات جدی خود را پرداختن به همین موضوع عدالت عنوان کرده‌اند و راه رسیدن به آن را تدوین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت دانسته‌اند. « انتظار دارم در دوره پنج ساله آینده اقدامات اساسی برای تدوین الگوی توسعه اسلامی- ایرانی که رشد و بالندگی انسان‌ها بر مدار حق و عدالت و دستیابی به جامعه متکی بر ارزش‌های اسلامی و انقلابی و تحقق شاخص‌های عدالت اجتماعی و اقتصادی در گرو آن است، توسط قوای سه‌گانه کشور صورت گیرد.»

 

شعار جهاد اقتصادی  :نشان دادن قدرت اسلام در عرصه جهاد

 

مصاحبه با مهندس محمدامین زارعی

رئیس مرکز مطالعات اشتغال و کارآفرینی بنیاد شهید

به نظر شما چرا در چند سال گذشته جهت­گیری مقام معظم رهبری در نامگذاری سال­ها از موضوعات مذهبی و یا سیاست­های کلی فرهنگی به بخش اقتصادی معطوف شده است؟

مقام معظم رهبری از سال 69 تا سال 77 با پیام نوروزی توصیه اکیدی در مورد سال پیشِ­رو داشتند؛ ولی به صورت صریح اسم سال را نگفتند. مثلاً در سال 69 ایشان در مورد استغفار به مردم توصیه کردند. در سال 70 مجاهدت عمومی، 71 خودداری از اسراف، 72 برنامه­ریزی، 73 وجدان کار و انضباط اجتماعی، مورد تأکید ایشان بود؛ البته بدون نامگذاری سال­ها به این موارد. در سال 74 ایشان انضباط اقتصادی و مالی را گوشزد کردند و یکی از مصادیق بارز آن را خودداری از اسراف و تبذیر دانستند. همچنین ایشان در سال 75 توصیه به کار سازنده، سال 76 تأکید مجدد بر پرهیز از اسراف و توصیه به صرفه­جویی، سال 77 دوباره صرفه­جویی ... .

گویا ایشان حساسیت زیادی روی مسائل اقتصادی و مخصوصاً پرهیز از اسراف دارند؛ ولی آن موقع هنوز نامگذاری سال­ها مرسوم نبود؟ 

البته مثلاً در خطبه­های عید فطر غالباً جلوگیری از اسراف یکی از توصیه­های ایشان بوده است. از سال 78 که یکصدمین سالگرد ولادت حضرت امام بود، دیگر رسماً اسم­گذاری سال­ها آغاز شد. این کار ایشان در واقع یک تاکتیک فرهنگی است؛ چرا که با نامگذاری یک سال تمام توجه­ها و نگاه­ها را به سمت آن مسئله سوق می­دهند. هر چند این نامگذاری­ها نمادین است، سبب جنب و جوش مسئولین می­شود و در دراز مدت زمینه را برای ایجاد گفتمان در جامعه فراهم می­آورد.

این اتفاق چگونه رخ می­دهد؟

این نامگذاری­های نمادین باعث می­شود تا توجه مردم و مسئولین به مسائل مهم و حیاتی معطوف گردد. برای ایجاد جامعه­ای نمونه که در دنیا الگو باشد و بتواند اسلام را به بهترین صورت به دنیا معرفی کند، باید به این مسائل توجه کرد. برداشت من از نامگذاری­های مقام معظم رهبری این است که ایشان معتقدند برای صدور انقلاب و اسلام نیازی به جنگ و مداخله در امور کشورهای دیگر نیست؛ بلکه ایجاد جامعه­ای نمونه و پیشرفته بهترین تبلیغ برای اسلام و جمهوری اسلامی است پیامبر اسلام نیز چنین روش و سیره ای داشتند.

این نامگذاری­ها چه کمکی به ایجاد این الگو می­کند؟

جامعة ایران چند مشکل عمده دارد که خیلی هم بارز هستند؛ یعنی کاملاً مشهود است و حتی در مقایسه با دیگر کشورهای دنیا هم خود را کاملاً نشان می­دهد. یکی از مشکلات که ریشه در فرهنگ غلط ما دارد، اسراف است. متأسفانه ایران یکی از مسرف­ترین کشورهای دنیاست. مشکل دیگر بهر­ه­وری پایین است. توصیه به کار سازنده، وجدان کاری و انضباط اجتماعی نشان می­دهد که مقام معظم رهبری درصدد اصلاح این فرهنگ­های غلط هستند. از سوی دیگر مسائلی وجود دارد که دشمن روی آن کار و تبلیغ می­کند مثل اتحاد، انسجام، ارتباط بین نظام و مردم. با در نظر گرفتن همة موارد متوجه می­شویم که یک سری نقاط ضعف، یک سری الگو و یک سری نقاط تهدید داریم. جهت­گیری تمام سخنان و نامگذاری­ها از ابتدا تاکنون تمرکز بر روی این مسائل بوده است.

برگردیم سر سؤال اول، چه عواملی باعث شد تا جهت­گیری نامگذاری­ها تغییر پیدا کرد؟

در ابتدا نامگذاری­ها با توجه به تقارن مناسبت­ها شکل می­گرفت؛ اما از سال 87 و 88 به بعد دیگر ایشان یک مسیر مشخص را دنبال می­کردند. در واقع ایشان دیگر به مناسبت­ها توجه نمی­کنند؛ بلکه نامگذاری­ها طبق برنامه­ریزی انجام می­شود. ایشان دهة چهارم را، دهة پیشرفت و عدالت نامگذاری کردند. از آن به بعد هم از همه عملیاتی­تر حرف زدند. اگر به سخنان امام دقت کنید، متوجه می­شوید که آرمانی و انقلابی است. چرا که برای ساختن روحیه­ها در آن زمان بود. اما اکنون مقام معظم رهبری با توجه به وضعیت و مقتضیات زمان به گونه­ای دیگر سخن می­گویند. ایشان برنامة مشخصی برای پیشرفت در نظر گرفتند و آن چشم­انداز بیست ساله است و خود مستقیماً بر گروه­های پژوهش نظارت کردند؛ چرا که قرار است طبق سند چشم­انداز بیست ساله به نقطه­ای مشخص برسیم.

از کجا به این موارد پی ببریم؟

سخنان ایشان واضح و روشن است ونیازی نیست ما آن­ها را از جانب خودمان تفسیر کنیم. ایشان تأکید دارند که مسائل مهمی وجود دارد که باید به آن­ها توجه شود. از جمله تحول اداری، اصلاح ساختاری و تحول در آموزش و پرورش. همچنین علوم انسانی که باید مبتنی بر مبانی دین باشد. اما دلیل تأکید ایشان بر اقتصاد این است که ما می­خواهیم قدرت نظام اسلامی را در زمینة حل مشکلات اقتصادی به تصویر بکشیم. همین ایجاد بیداری اسلامی می­کند؛ چرا که ملت­ها نگاه می­کنند و می­فهمند که می­شود تشکیلاتی راه انداخت و سی سال تمام دنیا علیه آن بسیج شوند؛ ولی آن تشکیلات همچنان پا برجا بماند. مثلاً در بحث هسته­ای این­قدر دشمنان جنجال کردند تا همة مردم دنیا را علیه ایران تحریک کنند؛ ولی دشمنان هیچ غلطی نتوانستند بکنند. مردم با در نظر گرفتن این مسائل متوجه شدند که ایران دارد به الگویی برای کشورهای دیگر تبدیل می­شود.

رهبری در صحبت­های خود در مشهد سوال شما را که چرا اقتصاد جواب دادند. ایشان گفتند مشکلات مهمی وجود دارد که هنوز حل نشده است مانند تحول آموزش وپرورش، علوم انسانی و مسائلی دیگر از این قبیل؛ اما ما می­خواهیم قدرت نظام اسلامی را در زمینة حل مشکلات اقتصادی به دنیا نشان دهیم و بگوییم که اسلام می­تواند مشکلات اقتصادی را هم حل کند. شاخص­های این پیشرفت هم بهره­وری، کاهش فاصلة درآمد دهک­های بالا و پایین، کاهش نرخ بیکاری، افزایش سرمایه­گذاری بخش و مشارکت مستقیم مردم در امر اقتصاد است که سیاست­های اصل 44 قانون اساسی بنایش بر همین اصول است. مقام معظم رهبری الزاماتی را برای رسیدن به این مقولات مطرح می­کنند؛ روحیة جهادی، استحکام معنویت، روحیة ایمان، پرهیز از حاشیه، اتحاد و انسجام اسلامی، مواردی است که ایشان مطرح کرده­اند.

 اما حالا چرا جهاد اقتصادی؟ برای پرسش به این پاسخ باید نکاتی را در نظر گرفت. در ابتدا باید به خود واژه جهاد دقت کرد. جهاد با تلاش فرق می­کند. جهاد تلاش فراوان و بدون خستگی، همراه با شدت است. تفاوت دیگر جهاد با تلاش این است که جهاد همیشه مقابله با دشمن است. ایشان خودشان گفتند که واژة جهاد در زبان عربی یعنی مبارزه و در مبارزه همیشه طرف مقابلی وجود دارد. اما چرا نگفتیم مبارزه؟ چون جهاد جنبة تلاش و خستگی­ناپذیری را در خود دارد. ضمن اینکه واژة جهاد در جامعة ما بار معنایی هم دارد وبه آن تقدس بخشیده است. اما چرا اقتصاد؟ فرصت ما برای پیشرفت بسیار اندک است، بر خلاف غربی­ها که دویست سال طول کشید تا به اینجا رسیدند. کارهای زیربنایی مانند نظریه­پردازی­ و فرهنگ سازی مجال خود را می­طلبد. بنابراین باید به کارهایمان شتاب دوچندانی را بدهیم. البته ما چند پروژة کوتاه­ مدت و چند پروژة طولانی مدت داریم.

نکتة مهم این­جاست که ابتدا باید الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت را طراحی کنیم تا دیگر از الگوی غربی­ها استفاده نکنیم و با استفاده از شاخص­های معنوی دنیا را آباد کنیم. عملیاتی کردن این الگو زمان زیادی را می­طلبد که ما مجالی برای آن نداریم. دشمن هم برای جلوگیری از این حرکت مردم را از آیندة نظام ناامید می­کند. ما باید نقاطی را که آسیب­پذیریم و دشمن در تهدیدهای اقتصادی علیه ما بکار می­گیرد، به حاشیه برانیم. بعضی مواقع است که برای انجام دادن یک عمل، ابتدا ساختار فکری آن را طراحی کنیم و بعد وارد عمل شویم مانند کارهای پژوهشی. این در مواقعی است که ما فرصت زیادی داریم؛ اما گاهی باید بر­عکس کار کرد؛ یعنی از عمل به تئوری رسید، همان کاری که پیامبر و امیرالمومنین(علیهم السلام) انجام دادند. مقام معظم رهبری بحث جهاد را مطرح کردند؛ چرا که اگر بخواهد الگویی ایجاد شود شاید بیست سال طول بکشد. با توجه به اینکه دشمنان روی یک سری از نقاط تمرکز کرده­اند و مردم را از آیندة نظام مأیوس می­کنند، ما فرصت ایجاد چنین الگویی را نداریم. ذکر یک خاطره می­تواند بحث را روشن­تر کند. از مرحوم بهشتی دعوت شد تا در انجمن اسلامی پزشکان که شهید مطهری هم در آن صحبت می­کرد، دربارة اقتصاد اسلامی سخنرانی کند. ایشان گفتند ما آمده­ایم فقط یک ضرورت را مطرح کنیم و­گر نه باید پنجاه سال مجموعه­ای از پژوهشگران زبدة اسلامی روی این قضیة کار کنند تا بتوانند مدل اقتصاد اسلامی را تدوین کنند. شما انتظار نداشته باشید در یک ساعت سخنرانی من بیایم مؤلفه­های اقتصاد اسلامی را تبیین کنم. من فقط ضرورت­های اقتصاد اسلامی را بیان می­کنم.

بعضی افراد شبهاتی را مطرح می­کنند مبنی بر اینکه وضع اقتصادی خراب است و مقام معظم رهبری به این دلیل روی مسائل اقتصادی تأکید می­کنند. ضمناً با توجه به اینکه ایشان در سال­های قبل تمام تأکیدشان بر مسائل معنوی بوده است، این تغییر رویکرد در واقع دست برداشتن از آرمان­های انقلاب است. نظر شما در این­باره چیست؟

این سخنان مبنایی ندارد. من باز هم تأکید می­کنم که با توجه به سخنان خود مقام معظم رهبری تأکید ایشان روی مسائل اقتصادی برای نشان دادن قدرت اسلام در زمینة حل مشکلات اقتصادی است.

پس در واقع توسعة اقتصادی هدف نیست؟

قطعاً، طبق نظر مقام معظم رهبری  مأموریت اصلی انقلاب اسلامی تشکیل جامعة مورد نظر اسلام است تا بتواند الگویی برای جوامع دیگر شود. حالا هم باید کارهای زیربنایی را در زمینه­های مختلف مانند آموزش و پرورش، علوم انسانی، تحول اداری، فرهنگ عمومی انجام داد. ضمن اینکه نباید از کارهای جهادی کوتاه مدت هم غافل بود.

 

 

 

در کشورهای دیگر چه می کنند؟

اشاره: چند سالی است که کلمه اقتصاد با تعریف‌ها و اصطلاحاتش مهمان خانه‌های ما شده است. البته آد­م‌ها خیلی وقت است که از صبح کله سحر تا بوق سگ به دنبال یک لقمه از همین مسائل اقتصادی بوده‌اند و البته تا ابد هم خواهند بود؛ اما جنگ و جدال‌هایی که این‌بار در مورد اقتصاد شکل گرفته است به بهتر کردن اوضاع اقتصادی و تغییر روش اقتصادی کشورها برمی‌گردد  و همچنین به تلاشی که برای به رسمیت شناختن خواسته و توانایی مردم در مدیریت مالی خودشان داشته­اند. به جای اینکه دیگران بیایند و پیشاپیش تشخیص دهند که چه چیزی خوب است و چه چیزی لازم، خود مردم که در جریان زندگی قرار دارند می توانند برنامه اقتصادی خود را تنظیم کنند و خوب و بد مسائل را بسته به وضعیت خودشان تشخیص دهند.

در این میان کشورهای دیگری هم بوده‌اند که هم‌زمان با ما یا کمی زودتر از ما شروع به کار کرده‌اند. قوانین و مقررات اقتصادی را تنظیم کرده اند و یا سرمایه های اقتصادی خود را به کار انداخته اند و به سمت صنعتی شدن پیشرفته اند و حالا چند سالی است که زحماتشان به نتیجه رسیده است. عملیات اقتصادی موفقیت آمیز آنان اکنون به عنوان الگوی پیشرفت برای کشورهای دیگر در حال توسعه  محل اقتباس شده است و آنان سعی می کنند روند رشد اقتصاد خود را با شاخص ها و مسائلی که این کشورهای تازه توسعه یافته داشته اند تطبیق دهند.

در کشور ما بعضی معتقدند ما نیز باید از برنامه های موفق آن­ها با توجه به ظرفیت­ها و بافت مردمی و فرهنگی کشور خود، تقلید کنیم و یا برنامه­مان را نزدیک به برنامه­ریزی­های آن­ها تنظیم کنیم تا به نتیجه برسیم. کشورهایی مثل ترکیه، مالزی، آفریقای جنوبی و برزیل. در این مطلب به سراغ این کشورها رفته­ایم تا ببینیم آن­ها چکار کرده­اند و وضعیت کنونی آنان به چه شکلی شده است.
معیاری که در رده بندی کشورها از نظر اقتصادی شاخص قرار گرفته است میزان درآمد ملی است. آمریکا با داشتن درآمد ملی بیش از 11 تریلیون دلار هنوز بزرگ­ترین اقتصاد دنیا به شمار می رود و پس از آمریکا، ژاپن با 4 تریلیون و 665میلیارد دلار ، آلمان با 2 تریلیون و 687 میلیارد دلار، انگلیس با 2تریلیون و 115 میلیارد دلار و فرانسه با یک تریلیون و 997 میلیارد دلار دررتبه­های بعدی قرار دارند.

مالزی

شبه جزیره مالزی در آسیای جنوب شرقی، قبل از اینکه به مرکزی جهانی برای تجارت تبدیل شود یکی از مستعمرات انگلستان بود.انگلیسی­ها در قرن هفدهم پایشان به این شبه جزیره باز شد. آن زمان به آنجا مالایی گفته می­شد و توسط حکمرانان محلی اداره می­شد. در آن زمان چینی آلات و چاشنی­های خوراکی جزو اقلام اقتصادی و درآمدزای مردم به حساب می­آمد.

بعد از ورود انگلیسی­ها قلع، درخت کائوچو و روغن نخل هم به محصولات آن­ها اضافه شد و در طول این دوران مالایا به بزرگ­ترین تولید کننده این اقلام در جهان تبدیل شد. هر چند که فقر و شکاف طبقاتی در این منطقه بی­داد می­کرد. انگلیسی­ها حتی برای کار در مزارع و معادن هم به مردم مالایا مراجعه نمی­کردند و کارگران را از کشورهایی مثل هند و یا چین به آنجا می آوردند. این کارگران بعد از مدتی یا به وطن خود برمی گشتند و یا در همان جا ساکن می شدند، که امروزه هم قسمتی از بافت مردمی این کشور را شکل می دهند.

از تولید و صادرات قلع و روغن و درخت کائوچو درآمد زیادی به دست می آمد که کمتر نصیب مردم این کشور می شد تا اینکه در سال  1955و پس از کشمکش­های بسیار راه­ها برای تأسیس کشور جدید مالزی باز شد. روند استقلال مالزی طولانی بود ولی دولت از همان سال دست به اجرای برنامه­های اقتصادی زد و در نهایت در سال 1970 مالزی دست به تقلید از چهار قدرت اصلی اقتصادی در آسیا زد. آن­ها به این نتیجه رسیدند که اقتصادشان را باید از وضعیت وابستگی به صادرات مواد خام به بخش صنعت سوق بدهند.

طی چند برنامه طولانی مدت و با همکاری و سرمایه گذاری ژاپن، مالزی توانست صنایع سنگین خود را رشد دهد و طی چند سال رشد اقتصادی بسیار زیادی به خود ببیند. اکنون اقتصاد مالزی بر پایه صنعت استوار است و صادرات مواد خام مثل نفت و روغن نخل و چوب، سهم کمتری در اقتصاد این کشور دارند. در طرف دیگر این کشور از محل جذب توریسم و درآمدهای جهانگردی هر سال درآمد زیادی کسب می کند تا آنجا که در سال 2001 با ثبت یک رکود مبلغ شش میلیارد دلار درآمد از بخش گردشگری را ثبت کرد.

درآمد سرانه مالزی براي هر نفردر سال 2002 معادل 5700 دلار آمريكا بود و طبق پيش بيني سازمان­هاي اقتصادي در سال 2020  این رقم به میزان 23000 دلار آمريكايي خواهد رسید. اما این روند به این سادگی و سر راستی طی نشد. از مشکلات بسیار عمده ای که در مسیر رشد مالزی قرار داشت شکاف طبقاتی بسیار زیادی بود که مردم این کشور سال­ها از آن رنج می کشیدند و هر از چند گاهی باعث اغتشاشاتی در مالزی می شد. به همین جهت دولت با برنامه­هایی سعی در ریشه کن کردن فقر و کم کردن فاصله بین اقشار کم درآمد و پردرآمد کرد.

از دیگر مشکلاتی که بر سر کشور مالزی آوار شد هجوم کارگران و مهاجران غیر قانونی به مالزی برای یافتن کار بود. چرا که پیشرفت مالزی در صنایع سنگین بسیار سریع بود و به همبن جهت برای نیروی کار به مشکل برخورده بودند. از سویی دیگر آوازه پیشرفت مالزی به گوش کشورهای فقیر رسیده بود و خیلی زود فوج فوج مهاجر غیر قانونی از مرزهای مالزی عبور می کردند. اما باز هم دولت توانست این مشکل را کنترل کند.

ترکیه

 اقتصاد ترکیه با درآمد ملی بیش از 295میلیارد دلار به عنوان شانزدهمین اقتصاد بزرگ دنیا اعلام شد. سازمان همکاری­های اقتصادی اروپا با اعلام این آمار چنین ادامه داده که : ترکیه در سال 2001 میلادی با داشتن درآمد ملی بیش از 145 میلیارد دلار بیستمین اقتصاد بزرگ دنیا به شمار می رفت. این گزارش حاکی است، ترکیه با 4 پله صعود کشورهایی مثل نروژ، استرالیا، دانمارکو لهستان را از این حیث پشت سر گذاشته است. میزان درآمد ملی ترکیه در سال 2004میلادی نسبت به سال 2003 میلادی بیش از 23 درصد رشد داشته است . میزان درآمد ملی این کشور در سال 2003 میلادی حدود 239 میلیارد دلار بوده است.
ترکیه در زمینه تولیدات کشاورزی رشد بسیار سریع و بزرگی داشته است و مقام هفتمین کشور تولید کننده محصولات کشاورزی را به خود اختصاص داده است و از طرفی این بخش تأثیر بسیار زیادی هم بر روی اشتغال این کشور داشته است و توانسته حدود 14% مردم این کشور را صاحب کار کند. در کنار کشاورزی، صنعت این کشور هم با رشد بسیار بالایی روبرو بوده است.

ترکیه در سال ۲۰۰۵ یکی از ۲۰ کشور برتر جهان در تولیدات صنعتی جای گرفت و سهم بخش صنعت در اشتغال ۱۹٪، درتولید ملی ۲۹٪ و در صادرات ۹۴٪ را به خود اختصاص داد. بزرگ­ترین صنعت ترکیه نساجی است که ۱۶٫۳٪ کل صنایع ترکیه را شامل می‌شود. صنعت نساجی ترکیه در سال ۲۰۰۶ با صادراتی به ارزش ۱۳/۹۸ میلیارد دلار که بخش اعظم آن به کشورهای عضو اتحادیه اروپا صادر شده بیشترین درآمد صادراتی را برای ترکیه داشته ‌است. توریسم یکی از فعال­ترین بخش­های اقتصاد ترکیه‌ است که به سرعت رشد می‌کند. بر اساس آمار موسسه TUI آلمان از ۱۰۰ هتل برتر جهان ۱۱ هتل در ترکیه قرار دارند.

اما این توفیقات اقتصادی بدون دردسر به دست نیامد. همه به یاد می­آوریم زمانی را که ترکیه به علت تورم بالایی که داشت دست به چاپ اسکناس با صفرهای زیاد زد. این موضوع نتوانست مشکل اقتصادی ترکیه را حل کند و از طرف دیگر منابع و دارایی­های این کشور هم  نتوانست تورم بسیار بالا را جبران کند. ده سال طول کشید تا ترکیه توانست این تورم بزرگ را کنترل کند و چاپ اسکناس­های با صفر زیاد را متوقف کند اما چه اتفاقی افتاد؟

مطالعات نشان مي‌دهد يكي از كار‌هايي كه تركيه را نجات داد اصلاح قوانين جذب سرمايه‌هاي خارجي بود . از سال 2000 ميلادي دولت تركيه با ايجاد فضايي امن براي سرمايه‌گذاري و ارائه تضمين‌‌هايي به سرمايه‌گذاران خارجي بستر را براي ورود سرمايه‌ها آماده كرد. امضاي توافقنامه‌هاي دوجانبه و چند جانبه با شركت‌ها و كشور‌هاي مختلف، اصلي‌ترين حامي ‌سرمايه‌هاي خارجي در كشور تركيه بود. از طرفی سرمايه‌گذاران خارجی ازحقوقي یکسان با سرمايه‌گذاران داخلي برخوردار شدند. ارائه ضمانت به سرمايه‌گذاران خارجي در انتقال سود سرمايه‌گذاري يا وجوه مورد نظر آن­ها سبب شد تا بسياري از سرمايه‌داران خارجي سرمايه‌گذاري در اين بستر را ايمن بدانند. البته در كنار اين انگيزه‌ها بازار‌هاي پررونق داخلي و محلي، نيروي كار ماهر و زيرساخت‌هاي صنعتي و اقتصادي نسبتاً توسعه يافته سبب شد تا سرمايه‌داران براي ورود به اقتصاد تركيه هيچ ترديدي به خود راه ندهند، اما اين تنها بخشي از سياست‌هاي تركيه براي جذب سرمايه‌ها بود.

در سال 2003 ميلادي قانوني ديگر در حمايت از سرمايه‌گذاري خارجي در تركيه تصويب شد. مفاد اين قانون مهم در عرصه سرمايه‌گذاري خارجي تركيه به این قرار است: 1 - آزادي سرمايه‌گذاري در تركيه با حذف تمامي‌ موانع قبلي از قبيل نياز به تأييديه رسمي، الزام انتقال سهم از سرمايه‌گذاران خارجي به دولت يا شركاي داخلي، نياز به داشتن و وارد كردن يك ميزان حداقلي از سرمايه؛ 2 - تضمين مجدد ضمانت نامه‌هاي موجود در يك بستر شفاف و با ثبات براي سرمايه‌گذاران؛ 3 - ارتقاي سياست‌هاي سرمايه‌گذاري خارجي براي هماهنگ شدن آن‌ها با استاندارد‌هاي بين‌المللي سرمايه‌گذاري؛ 4 - تغيير سياست كنترل بر سرمايه‌گذاري به نحوي كه ميزان سودآوري آن­ها و دستيابي سرمايه‌گذاران به سود سرمايه شان بيشتر شود. تصويب و اجراي اين قانون در كنار عضويت تركيه در سازمان‌هاي مختلف جهاني از جمله سازمان تجارت جهاني، صندوق بين‌المللي پول، بانك جهاني، كشور‌هاي عضو سازمان توسعه و همكاري‌هاي اقتصادي و بسياري از پيمان‌هاي دوجانبه و چند جانبه سبب شد تا فضاي اين كشور براي سرمايه‌گذاران خارجي امن‌تر شود و آن‌ها بستر را براي ورود سرمايه‌هايشان با ثبات‌تر و پايدارتر قلمداد كنند.
كل درون ريز سرمايه‌هاي خارجي به تركيه در فاصله سال‌‌هاي 1980 تا 1990 ميلادي برابر با 6/4ميليارد دلار آمريكا بود كه متوسط سرمايه‌گذاري خارجي سالانه در اين كشور را 456 ميليون دلار قرار مي‌دهد. در فاصله سال‌‌هاي 1990 تا 2000 ميلادي سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي در تركيه 21 درصد رشد كرد و به 20‌ميليارد دلار رسيد، اما اين ميزان سرمايه‌گذاري براي رشد اقتصاد اين كشور كفايت نمي‌كرد؛ بنابراين دولتمردان درصدد ارائه قانوني تازه برآمدند تا بتوانند سهم بيشتري از سرمايه‌ها را جذب كنند. نتيجه اين تلاش وضع قانون 4875 سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي در سال 2003 ميلادي شد. در این سال ميزان سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي در تركيه برابر با يك‌‌ميليارد و 752 ميليون دلار بود و پس از تصويب و اجراي قانون ميزان سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي در اين كشور 59/55درصد رشد كرد و به 2ميليارد و  837ميليون دلار رسيد.

آفریقای جنوبی

آفریقای جنوبی کشوری که با دارا بودن بزرگ­ترین معادن طلا و همین طور مواد معدنی دیگر از جمله کشورهای ثروتمند در زمینه دارایی­های طبیعی است. اما این مهم تا آن زمان که مردم این کشور  در سال 1994 و با کنار زدن رژیم آپارتاید، کار را به دست خود نگرفته بودند نتوانست گرهی از مشکلات بسیار زیاد کشور بگشاید. بلکه همیشه مشکلاتی را هم به وجود می آورد. فقر، اختلاف شدید سطح درآمدها، آمار بسیار بالای ایدز و همین طور ورود بسیار زیاد کالاهای قاچاق و غیر قانونی این کشور را به کلی فلج کرده بود.

اما حالا این کشور در رده بندی سازمان ملل جزو پنجاه کشور ثروتمند جهان محسوب می شود. ارزش پول افریقای جنوبی به قدری بالا رفت که در بین سال­های 2002 تا 2005 مطمئن­ترین واحد پول بعد از دلار آمریکا، در معاملات تجاری محسوب می شد. این کشور حالا یک کشور توسعه یافته محسوب می شود و جام جهانی فوتبال بزرگ­ترین فرصت تبلیغاتی را برای این کشور به وجود آورد تا بتواند صدای پیشرفت خود را به گوش همه برساند و از این راه چهار میلیارد دلار نصیب خود کند.

آفریقای جنوبی از ابتدای حرکتش مشکلات بسیار زیادی را در مسیر خود داشته است. نرخ بسیار بالای بیکاری حتی حالا که دیگر این کشور جزو کشورهای توسعه یافته است، یکی از مشکلات اصلی دولت به حساب می­آید. ناامن بودن سرزمین­های همسایه مانند زیمبابوه و موزامبیک و... باعث شده خیل مهاجران به این کشور سرازیر شوند. این موانع تأثیر خود را بر اقتصاد آفریقای جنوبی گذاشته است و این کشور را دچار اقتصادی دوگانه کرده است. در شهرهای بزرگ ما با پیشرفت بسیار سریع طرف هستیم و رشد رفاه و امکانات به صورت کشورهای اروپایی صورت می گیرد اما کمی آن سوتر قبایل ابتدائی با ساده­ترین شکل ممکن زندگی می­کنند.

با تمام این احوال این کشور توانسته با جذب سرمایه گذاران خارجی و همین طور جذب گردشگران به این کشور اقتصاد خود را سر و سامان بدهد. بزرگ­ترین اقدامی که موجب رشد اقتصادی این کشور شد پرداختن به زیرساخت­های اقتصادی و صنایع بوده است. حالا این کشور با محصولات صادراتی شامل طلا، الماس، پلاتینیوم و دیگر سنگ­های آهنی و معدنی و ماشین­آلات و تجهیزات با کشورهای انگلستان ، ژاپن ، آمریکا ، آلمان و هلند  تجارت می­کند و كشاورزی حدود 3 درصد تولید ناخالص داخلی این کشور آفریقایی را تشکیل می­دهد. مركبات ، میوه­های زمستانی ، ذرت،  گندم ، نیشكر ، تنباكو، محصولات لبنیاتی و پشم از عمده ترین محصولات كشاورزی و دامی آفریقای جنوبی است. سیستم آبیاری پیشرفته آفریقای جنوبی آن را به  یكی از صادركنندگان مواد غذائی تبدیل كرده است.

برزیل

برزیل برای ایرانی­ها با ستاره­گان فوتبالش شناخته شده است و البته با قهوه و تنباکوی مرغوبش. اما برزیل دیگر کشوری بی­ثبات نیست که هر از چند گاهی یک ژنرال ارتشی در آن کودتا کند و چند صباحی کشور را به میل خودش اداره کند. از 1822 که برزیل از استعمار پرتغال بیرون آمد تا1990 که برزیلی ها توانستند برای انتخاب رییس جمهور، انتخابات برگزار کنند، فراز و نشیب­های زیادی پشت سر نهاده شد ولی برزیل حالا بزرگترین اقتصاد آمریکای جنوبی است و یکی از قدرت­های بزرگ اقتصادی جهان محسوب می شود.

حدود یک چهارم نیروی کاری برزیل به کشاورزی و دامداری مشغول­اند. صادرات عمده این بخش شامل طلا، قهوه، نیشکر، سویا، پرتقال، گاو گوشتی و کاکائو است. در زمینه صنعتی رشد بسیار بالای این کشور در زمینه فولاد و تولید خودرو تاثیر زیادی بر رشد اقتصادشان داشته است به طوری که حجم صادرات و واردات کالای برزیل در سال2009  به ترتیب 9/158 میلیارد دلار و 136 میلیارد دلار بوده است.

اما مشکلات زیادی هم گریبان­گیر اقتصاد برزیل بوده است. مشکلاتی مانند مخالفت طرفداران محیط زیست که منجر به محدود سازی صنعت چوب این کشور شد و از طرفی دولت هر­ سال مبلغ زیادی را صرف هزینه های کنترل گسترش آبگیر آمازون می­کند. بومیان قبیله­ای هم هنوز در جنگلهای برزیل زندگی می­کنند که دولت می بایست چتر حمایتی خود را بر آنان نیز پهن کند. از سوی دیگر گرایش­های توسعه طلبانه و کشاورزانی که به زمین کشاورزی احتیاج دارند دولت را مجبور می کند که باز حریم جنگل­های آمازون را تنگ تر کند.اما بزرگترین مشکلی که اقتصاد برزیل با آن پنجه در پنجه بود، مسئله تورم بسیار بالا و وام­های خارجی زیادی که باز پرداختشان هم به تعویق افتاده بود.

مشکل تورم حاکم در برزیل ناشی از وضعیتی بود که در قیمت گذاری ها صورت می­گرفت. قیمت­ها بدون شاخص و هر روز مطابق وضعیت بازار تعیین می شدند. تقریباً مشابه چیزی که ما در بازار ایران نیز با آن مواجه هستیم ولی این وضعیت در برزیل به شدت وخیم بود. این مشکل با ایجاد واحد پولی جدید به نام رئال حل شد. این واحد را هم ارزش دلار پشتیبانی کردند و طی سالها توانست قیمت­ها را تحت کنترل در آورد و از طرف دیگر بالا رفتن تولید داخلی باعث پایین آمدن قیمت محصولات داخلی شد و آمار صادرات این کشور رشد پیدا کرد.

برزیل در حال گسترش میزان حضور خود در بازارهای جهانی است. از سال 2003، ثبات اقتصادی برزیل به طور مداوم افزایش یافته است. طی این مدت، حجم ذخایر ارزی برزیل نیز افزایش پیدا کرد. در سال 2008، برزیل به یک وام‌دهنده بین‌المللی تبدیل شد و حجم ذخایر ارزی این کشور از میزان بدهی‌های خارجی‌اش پیشی گرفت. از سوی دیگر برنامه­هایی که برای توسعه صنعتی و بالا بردن سطح زیر ساخت­های اقتصادی در این کشور توسط دولت پیاده شده است رشد تولید را بسیار ساده نموده است.

هر چند برزیل این روزها دوران ایده­آلی را طی نمی­کند و به دلیل بحران اقتصادی موجود در جهان میزان سرمایه گذاری خارجی­اش به شدت پایین آمده ولی به هر جهت این کشور یکی از قدرت­های اقتصادی جهان به حساب می­آید و پول این کشور از پشتوانه مناسبی برخوردار است.



 

 

منابع:

 روزنامه اقتصاد روز.

 سایت­های اینترنتی: ویکی پدیا، دانشنامه رشد، تبیان.

magazin, CNN Money magazinEconomis.

Incyclopedia of Countries  and Nations.

 

 

 

همه کار کنند، همه استفاده کنند

تاثیرات فرهنگی تغییرات اقتصادی جاری در کشور

غلامرضا گرمابدری

از ابتدای اوج گیری مباحث اقتصادی در کشور، تفاوت میان پیشرفت و توسعه مورد تاکید صاحب نظران بوده است. با این بیان که توسعه گسترش همه جانبه است و موقعیتی ساکن و بزرگ شونده را ایجاد می‌کند و در مقابل آن پیشرفت، حرکت به سمت هدفی مشخص می‌باشد. در قدم بعد، تاکیدهای اقتصادی که در کشور صورت گرفته است، بیشتر بر پیشرفت اقتصادی نظر داشته تا توسعه اقتصادی.

در واقع توسعه به گونه‌ای که به آن اشاره شد، جنبه‌های معنوی و فرهنگی زندگی انسان را کمتر پوشش می‌دهد. این الگو که در جامعه ما بیشتر با الگوی توسعه غربی شناخته می‌شود، که صرفاً برای رفاه و آسایش بیشتر انسان تلاش می‌کند، حال آنکه پیشرفت جنبه‌های فرهنگی را بیشتر مورد نظر دارد و توسعه در همه ابعاد را نمی‌پذیرد.

تبیین تفاوت‌های موجود میان الگوی توسعه و الگوی پیشرفت، خود نیاز به بحثی کارشناسانه دارد که هم از حوصله مطلب خارج است و هم از توان نویسنده. اما با توجه به تجربه چندین ساله جوامع غربی در امر توسعه می‌توانیم به دستاوردهای این الگو و نتایج حاصل از آن به عنوان تجربه‌ای کار آمد، نگاه کرده و این امور می‌تواند ما را در این بحث یاری نماید.

یکی از لوازم و محصولات جوامع توسعه یافته، موضوع نابرابری اجتماعی و ایجاد فاصله طبقاتی در جامعه است. به طوری که: «اکثر مردم در جوامع امروزین در مقایسه با چند نسل پیش امروز، مرفه‌تر هستند. با وجود این توزیع ثروت و درآمد همچنان نابرابر است. ثروتمندان از وسائل گوناگونی برای انتقال دارایی خود از یک نسل به نسل دیگر استفاده می‌کنند.»[v].

با این بیان به سادگی می‌توان به این نتیجه رسید که موضوع پیشرفت فقط شامل مسائل اقتصادی نمی‌شود و یک بعد فرهنگی را هم مورد نظر دارد. حال تغییراتی که در سیاست‌های اقتصادی کشور با هدف تحول و پیشرفت در زمینه اقتصادی صورت گرفته است، مطمئناً تاثیرات و جنبه‌های فرهنگی‌ای را هم به دنبال خواهد داشت. این تاثیرات و واکنش به آن‌ها از طرف مردم می‌تواند، سرنوشت اقدامات اقتصادی انجام شده در جامعه را به کلی به شکست تبدیل کند و یا در جهت بالندگی آن‌ها به کار بیفتد. ما در اینجا به چند مقوله مهم اشاره می‌کنیم و سعی می‌کنیم آن‌ها را مورد واکاوی قرار دهیم.

آمار بهره‌وری کاری در کشور ما بسیار پایین می‌باشد و یکی از دلایل عمده  آن کم بودن در صد افراد فعال در کشور است. «بار تکفل در ایران زیاد است. هر نفر برای سه نفر دیگر هم کار می‌کند، لذا جمعیت قلیلی کار می‌کنند و جمعیت بزرگی مصرف می‌کنند. بنا به راین اگر شاغلی صد هزار تومان درآمد به دست آورد به هر نفر بیست و پنج هزار تومان می‌رسد و به جای آنکه چهل میلیون نفر کار کنند، بیست میلیون نفر کار می‌کنند و تولید ملی نصف می‌شود.»[vi]

 یکی از تاثیرات ایجاد جنب و جوش اقتصادی وارد کردن این قشر غیر فعال جامعه در روند اقتصادی است.

زیرا برنامه‌های اقتصادی جاری در کشور باعث پیچیدگی مسائل اقتصادی شده است و با کناره‌گیری و عدم توجه به آن‌ها نمی‌توان به سادگی زندگی روزمره را ادامه داد. این مطلب ممکن است نارضایتی قشر غیرفعال که تا کنون به نحوی گلیم خود را از آب می‌کشیده‌اند و حالا دیگر کارشان پیش نمی‌رود را به همراه داشته باشد. از طرف دیگر آن‌ها می‌توانند به اوضاع پیش آمده تن بدهند و وارد بازار کار شوند. در صورت اول اعتراضات و نارضایتی‌ها بالا خواهد گرفت که مطمئناً به نفع هیچ‌کس نیست و اختلالات زیادی را در راه پیشرفت کشور به وجود خواهد آورد. اما اگر این قشر غیرفعال وارد بازار کار شوند، به سادگی می‌توان پیش‌بینی کرد که پیشرفت و تکامل وضعیت اقتصادی به مراتب سریع‌تر طی خواهد شد و فضای فرهنگی جامعه به سوی شادابی و فعالیت سوق داده می‌شود.

یکی از اهداف جهاد اقتصادی، جهادی کردن فضای اقتصادی کشور است. لازمه آن این است که هم در فضای عمومی کشور و هم در محیط‌های کسب و کار، مسائل فرهنگی متناسب با اقتصاد تبیین، ترویج و تبلیغ شود و به انگیزه کار و فعالیت تبدیل گردد. رهبر انقلاب در سخنرانی نوروزی خود گفتند که مسائل معنوی فقط برای مساجد نیست بلکه برای مسائل اقتصادی هم هست.»[vii]

یکی دیگر از تاثیرات سیاست‌های اقتصادی جاری در جامعه، ایجاد خودآگاهی در خانواده‌ها نسبت به وضعیت اقتصادی خود و وضعیت زندگی‌شان نسبت به دیگران در جامعه است. به این ترتیب که وظایفی از قبیل میزان مصرف و تولید ثروت خانواده و تنظیم آن با شرایط، به دست خود آن‌ها افتاده است و دیگر کسی برای آن‌ها در این زمینه برنامه ریزی نمی‌کند. این امر باعث می‌شود که خانواده‌ها به این امور دقت بیشتری بکنند، چرا که بی‌دقتی نسبت به این مسائل، باعث آسیب‌های اقتصادی زیادی می‌شود که جبران آنها به سادگی میسر نیست. این وضعیت در مرحله بعد به خانواده این امکان را می‌دهد که موقعیت اجتماعی خود را در جامعه و در مقایسه با خانواده‌های دیگر شناسایی کند و بتواند برنامه‌های بلند مدتی را برای وضعیت اقتصادی و برنامه‌های دیگر خود تنظیم کند.

در واقع یکی از نقایص برنامه ریزی‌های اقتصادی در کشور ما که گریبان خانواده‌ها را هم گرفته است، حساب‌رسی مالی بر اساس ماه‌های سال است. این موضوع در حالی است که در جهان، میزان درآمد، در سال محاسبه می‌شود و حتی در اسلام هم میزان محاسبات مالی بر سال، معیار قرار گرفته است. تفاوتی که بین این دو نوع برنامه‌ریزی وجود دارد، به همان طول مدت آن‌ها برمی‌گردد. در برنامه ریزی‌های ماه به ماه دیگر امکان برنامه‌ریزی بلند مدت امکان‌پذیر نیست، ولی در برنامه سال به سال درآمد به دست آمده در طول سال به مثابه یک سرمایه جمع شده دیده می‌شود و قابلیت برنامه‌ریزی بیشتری را داراست.

این حساب رسی‌ها در مراحل بعدی می‌تواند جلوی بسیاری از اختلالات اقتصادی‌ای که ما در کشور خود با آن روبرو هستیم را هم بگیرد. از جمله این اختلالات می‌توان به وضعیت اسراف‌کاری و اسراف در جامعه اشاره کرد که آمار بسیار بالایی دارد. این مطلب به حدی تاثیرگذار بوده که رهبر معظم انقلاب، بارها و بارها در سخنرانی‌های خود به آن اشاره کرده است. موضوع دیگری که به واقع یکی از معضلات ما در زمینه اقتصاد بوده است، کم بودن بهره‌وری کاری در کشور است. میزان کار مفیدی که در جامعه ما انجام می‌شود نسبت به جوامع دیگر بسیار پایین است و این خود یکی از موانع پیشرفت ما به حساب می‌آید.

وقتی خانواده‌ای سعی می‌کند وضعیت اقتصادی خود را سر و سامان بدهد و با برنامه‌ریزی برای آینده خود به دنبال فراهم آوردن عوامل پیشرفت خود باشد، به شکل غیرمستقیم بر روند کار و فعالیت خانواده‌های دیگر هم تاثیر می‌گذارد. این موضوعی است که باعث ایجاد تحرک بیشتر در جامعه می‌شود و چرخه فعالیت‌های اقتصادی را به حرکت در می‌آورد.

از تاثیرات دیگر این وضعیت می‌توان به تفاوت ارزش‌های شکل گرفته در جامعه اشاره کرد. با این بیان که تاکید بر پیشرفت اقتصادی و نه توسعه اقتصادی، باعث می‌شود ارزش‌های مادی در کشور، آنطور که در جوامع غربی شکل گرفته‌اند، پا نگیرند. چرا که وضعیت مالی در نظامی که ارزش‌های فرهنگی آن مطابق چیزی ورای مسائل مالی دیده شده است، دیگر شأن انسان‌ها را تعیین نمی‌کند. «یک علت اساسی نابرابری، باید در ارزش‌ها و نظام ارزشی جستجو شود. وقتی در یک جامعه نظام ارزشی مادی وجود نداشته باشد، مثلاً طبقه بندی و قشربندی افراد بر اساس ظوابط دیگر نظیر ایدئولوژی، مذهب یا علم... باشد، در آن صورت سرمایه‌داران با وصف آزادی عمل، تاثیرات تخربی چندانی نمی‌توانند به جامعه وارد کنند و افسار مردم جامعه را به دست بگیرند. زیرا ثروتمندان به  هر میزان که بخواهند با دارایی‌های خود پز بدهند و آن را به رخ دیگران بکشند که «ببین من این را دارم و تو نداری»، کسی به آن‌ها توجه نمی‌کند. زیرا نظام ارزشی مردم چیز دیگریست و آنچه که برای ثروتمندان ارزش است، برای مردم ارزش نیست. در چنین شرایطی نه فقط ثروتمندان نمی‌توانند ارزش‌های جامعه را با خود تطبیق دهند، بلکه برعکس ارزش‌های خود را نیز با اکثریت جامعه تطبیق می‌دهند.»[viii]

در نهایت می‌توان به این نتیجه رسید که وضعیت جاری اقتصادی در کشور، می‌تواند به نفع مردم تمام شود و حرکت جامعه را سرعت ببخشد و از طرفی می‌تواند وضعیت را بدتر کند. تمام این مطلب، به عکس العمل مردم نسبت به این برنامه‌ها برمی‌گردد،  اینکه چگونه در مقابل آن رفتار می‌کنند. در نهایت شکل‌گیری تاثیرات فرهنگی‌ای که در بالا به آن اشاره شد در کنار مقولات بسیار زیادی مانند جلوگیری از اسراف و مصرف و ایجاد اعتماد به نفس فردی در جامعه می‌تواند جامعه ما را به سوی پیشرفتی سریع‌تر سوق دهد.

 

 

جهاد اقتصادی :یعنی تجهیز تمام نیروها

مدتي است در اطرافمان تغييرات چشمگيري رخ مي‌دهد، که سردستة آن دولت است. از جملة اين تغييرات، بحث هدفمند‌کردن يارانه‌هاست که مردم در حال حاضر درگير تبعات اين مسئلة مهم در طول تاريخ جامعة دوست‌داشتني‌مان هستند، از سوي ديگر مقام معظم رهبري امسال را سال جهاد اقتصادي ناميدند. براي تحليل اين دو موضوع در ميان مردم مختلف جامعه‌مان مي‌رويم و با آنها مصاحبه مي‌کنيم تا به همگان ثابت کنيم مردم ما در هر صنف و سن باشند، افرادي هوشيار هستند. در ادامه توجه شما را به برخي از اين مصاحبه‌ها جلب مي‌کنيم.

1-     اعتصام ـ  جهاد اقتصادي چه مفهومي براي شما دارد؟

اسلامي *عضو شوراي اسلامي شهر*: همان‌طور که از واژة جهاد پيداست، منظور کارهاي عادي روزمره نيست. فوق‌العاده تلاش هم شامل اين واژه نمي‌شود؛ چيزي فوق اين فوق العاده تلاش است. جهاد يعني تجهيز تمامي نيروها براي مقابله با يک وضعيت خاص؛ همان طورکه در جنگ و جهاد دفاعي، شما با اين واژه سروکار داريد و اطلاع داريد، يعني تجهيز تمام نيروها اعم از نيروهاي انساني، نيروهاي اقتصادي، توان مالي و گذشت و ايثار همه‌جانبه براي دفاع از کيان مملکت و وقتي ما صحبت از جهاد اقتصادي مي‌کنيم به همين منظور است؛ يعني تمامي توان‌ها بايد مصرف بشود و به مرحلة ايثار و گذشت براي مقابله با بحران اقتصادي که در داخل ممکن است باشد و يا ديگران تحميل بکنند، برسد.

قاسمي *سرهنگ سپاه*: جهاد اقتصادي يعني صرفه‌جويي کردن، به‌هر‌‌حال امر رهبري هم هست و حتماً بايد اطاعت شود. حداقل در زندگي‌مان به‌گونه‌‌اي برنامه داشته باشيم که بتوانيم از کمترين فرصت‌ها بهترين استفاده‌ها را بکنيم.

نصرتي*دانشجو*: الآن با وضعيت يارانه‌ها، اقتصاد اوضاع خيلي مناسبي ندارد؛ هزينه‌ها بالا رفته، يارانه‌ها را مي‌گيريم و خيلي متوجه نمي‌شويم. ولي خب همان‌طور که آقا گفتند تصميم گرفته‌ايم مقداري صرفه‌جويي کنيم و در اين جهاد اقتصادي که حضرت آقا فرمودند، شرکت داشته باشيم.

*کارمند*: ما ملت مصرف‌گرايي هستيم؛ يعني کمتر کار مي‌کنيم و بيشتر مصرف مي‌کنيم و از دورة پهلوي که فرهنگ استعماري در ما نفوذ کرد، عادت کرديم به اين مسئله. بنابراين منابع ما بيشتر صرف مصرف‌گرايي مي‌شود تا سازندگي. به‌هرترتيب، کشورهايي که در مقايسه با ما ثروت کمتري دارند از نظر رشد و پيشرفت توسعه به جاهاي بالايي رسيده‌اند و ما اعم از دولت و ملت بايد فرهنگ را عوض کنيم و به فرمايش آقا که ناظر بر اين قضيه است در واقع توقعات کم بشود و دنبال کار باشيم؛ يعني کار را نهادينه کنيم و مصرف‌گرايي را به حداقل برسانيم.

دباغ*کار آزاد*: وقتي آقا مي‌فرمايند جهاد اقتصادي يعني بايد حرکت ويژه‌اي نسبت به اقتصاد بشود. به‌قول‌معروف، جهادي‌وار تلاش کنيم و همان‌طور که آقا فرمودند همه تلاش و فکر و ذکرشان بايد بحث اقتصاد باشد. اقتصاد هم به‌گونه‌اي چرخي بزرگ از کشور است که اگر حرکتش درست باشد مسائل ديگر هم به‌مراتب درست مي‌شود.

محمد عبدي *روحاني*: [دربارة] جهاد اقتصادي‌اي که در اسلام سفارش شده است مي‌توانيم سخن اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ را بيان کنيم که مي‌فرمايند در زمينة دنيا و اقتصاد چنان تلاش کن که مثل اينکه اصلاً نخواهي مُرد و [سپس] مي‌فرمايند چنان عبادت کن که اين آخرين عبادت است؛ يعني اين دستور را به ما داده‌اند که در زمينة عبادت از دنيا انقطاع پيدا کنيم، ولي وقتي در زمينة اقتصاد کار مي‌کنيم طوري نباشيم که بگوييم ما به‌زودي خواهيم مُرد تلاش براي چه؟!...اقتصاد بايد آن‌قدر قوي باشد که دستت را جلوي بيگانه دراز نکني.

*بازنشسته*: جهاد اقتصادي يعني اينکه تعادلي در مصرف خانوار با توجه به بودجه و پيش‌بيني‌هايي که از هزينه‌ي آينده است داشته باشيم؛ منظور ميانه‌روي داشته باشيم به توصية معصومين ـ عليهم السلام ـ .

2- اعتصام- تلاش در مسير مسائل مالي به‌تنهايي براي راهبرد مسائل اقتصادي کافي است؟

ذاکري*کارگر* در کنار تلاش، به صرفه‌جويي و همت و پشتکار هم براي پيشبرد مسائل اقتصادي نياز داريم.

محمد حسين طالبي *روحاني* مسلماً وقتي بحث جهاد مطرح مي‌شود يک بحث همگرايي است؛ يعني مراد اين نيست که جهاد اقتصادي با بحث طمع‌ورزي و دنياگرايي خلط کنيم. وقتي حضرت آقا مي‌گويند «جهاد اقتصادي» يعني در جامعه اضافه بر اينکه فرد فرد دنبال اين هستند که پيشرفت اقتصادي داشته باشند، بايد طوري باشد که اين همگرايي پيش بيايد و بالطبع کسي که دنبال پيشرفت اقتصادي خودش است دست بقية افراد را هم بگيرد که جامعه باهم پيشرفت کنند.

*کارمند بيمارستان* به نظر من نام‌‌گذاري سال جديد به جهاد اقتصادي از سوي مقام معظم رهبري، پس از همت مضاعف و کار مضاعف بهترين گزينه بود و فقط تلاش براي مسائل مالي راهگشا نيست، بلکه به همراه آن بايد حرکتي جهادگونه، طبق گفتة رهبري همراه با برنامه‌ريزي بسيار دقيق و صرفه‌جويي داشت. جهاد اقتصادي فقط به معني پول درآوردن نيست. علاوه بر اين اقشار مختلف جامعه در هر صنفي که هستند بايد به فکر پيشرفت در آن صنفشان باشند و به فکر ابداع کارهاي جديد و طرح‌هاي جديد باشند.

3- اعتصام- وضعيت مالي شما در امسال که سال جهاد اقتصادي نام‌گذاري شده چگونه است؟

محمود مقدس *فريمان*: من کلاً يارانه‌هايم را پس‌انداز کرده‌ام؛ زيرا خانه‌ام کوچک است و قبض‌هايمان کم مي‌آيد. هرچند که ما هم تلاشمان را بيشتر کرده‌ايم و خيلي از وضعيت مالي‌مان هم راضي هستيم.

حسين کوشه *مکانيک*: وضعيت مالي‌مان بد نيست، ولي اون جوري که بايد راضي نيستيم.

آزادي‌نژاد *کارمند دانشگاه*: نمي‌توانم در حال حاضر زياد مطلبي را بيان کنيم؛ چون هنوز به مسئلة خاصي برخورد نکرده‌ام. ولي در کل من از کارکرد دولت و رهبري راضي هستم و از آنها حمايت مي‌کنم.

*محصل جامعة‌ الزهرا* وضع مالي‌مان خوب است و به نظر من اگر مردم پول‌هايي را که به عنوان يارانه دريافت مي‌کنند با مديريتي صحيح مصرف کنند. اصلاً ناراضي نخواهند بود و در کنارش تلاششان را براي پيشرفت وضع مالي جامعه افزون کنند.

حاج عباس اهرمي *سوپرمارکت*: شکر خدا تا حالا خدا رسانده است. هشتاد و چهار سال دارم و تاکنون ذکر و صلوات را هميشه در کنار کاسبي‌ام به زبان دارم و خدا هم در اموالم برکت قرار داده است.

مسعود محمدي *پارکبان*: به نظر خودم خيلي طرح خوبي است؛ مخصوصاً يارانه‌ها آمده و هزينه‌ها که مي‌گويند بالا مي‌آيد اگر با حساب و کتاب مصرف شود، اصلاً فرد ضرري متحمل نمي‌شود و در کل، بنده از وضع موجود راضي هستم.

*شغل آزاد*: وضعيت مالي‌مان بهتر شده است.

عليرضا داوودي *آهن فروش*: امسال يک ماه بيشتر از آن نگذشته است  و هنوز منحني اقتصادي تغيير نکرده است و نمي‌توان در موردش بحث کرد.

ابوالفضل رمضاني *مهندس الکترونيک*: اول سال است و اميدواريم به لطف خدا خيلي خوب پيش برود و تا حالا که راضي بوده‌ايم.

جعفري *خانه‌دار*: وضعيت مالي هيچ تغييري نکرده و در مورد آب و گاز و برق خيلي خوب شده است؛ زيرا مردم صرفه‌جو شده‌اند.

زهرا منصوري *شغل آزاد*: ما تنها کاري که مي‌توانيم بکنيم اين است که در مصرف روزانه‌مان صرف‌جويي داشته باشيم و به نظر من، ما که شغل خاصي نداريم و کار خاصي نمي‌توانيم بکنيم بايد فرهنگ جهاد اقتصادي و صرفه‌جويي را ترويج دهيم.

طالبي *بازنشسته*: هر شخصي معيشتش را خودش بايد کنترل کند. امسال اتفاق خاصي نيفتاده است؛ يعني به نظر من هرکس بتواند خودش را کنترل کند و زندگيش را جمع‌و‌جور کند، مي‌تواند در زندگي موفق باشد. يعني در کل مديريت مي‌تواند باعث موفقيت در زندگي‌مان شود.

طباطبايي *استاد دانشگاه*: با توجه به اينکه هدفمندسازي يارانه‌ها در مسير عدالت‌محوري بوده است، بالاخره الآن به راي قشرهايي که از يک سري چيزهاي خاص استفاده نمي‌کردند، وضعيت بهتر شده. حالا براي خود ما خيلي متفاوت نشده است. بهتر [است بگوييم] سر به سر شده و در زمينة جلوگيري از اسراف و بهينه‌سازي انرژي مي‌توانيم کار کنيم و هم در زمينة باربري اقتصادي و در واقع تلاش بيشتر براي بهترکردن اقتصاد يا اون چيزي که مقام معظم رهبري تبديل علم به ثروت نام بردند. اين خود نوعي جهاد اقتصادي است و به نظر من وجهي که در واقع مورد نظر رهبري بود، همين توليد ثروت است.

بهاري *بازنشسته آموزش و پرورش*: تا به حال که خيلي مشخص نشده است؛ چون تا آنجايي که من خبر دارم و از دوستان فروشنده‌ام متوجه ‌شده‌ام، انبارهاي آذوقه هنوز تمام نشده‌اند و جنس‌ها از سال پيش مانده است و بايد جنس جديد وارد بازار بشود تا بتوانيم نظري بدهيم.

علي نظري *لوله کش.مُحصِّل*: وضعيت بهتر شده است، به شرط اينکه عدالت هم برقرار شود. وقتي که بالاخره يارانة بنزين را برمي‌دارند بايد ماشين هم به قيمت واقعي خودش پيدا شود.

جبروتي *تاکسي‌ران*: اگر کسي بخواهد در زندگي‌اش موفق باشد، فرق نمي‌کند بايد در هر کاري چه در دين، چه در فعاليت‌هاي ديگر تلاش کند، هم براي مملکت، هم براي خودش و هم براي خانواده‌اش. دولت هم فعاليت مي‌کند که مردم وضعشان بهتر شود. نمي‌خواهند که بدتر بشود و به نظر من شکر خدا وضعيت بهتر شده است و مردم بيشتر به خدا رو آورده‌اند.

عليرضا *دانشجو*: امسال با نام جهاد اقتصادي نام‌گذاري شده است و قبلش هم بحث هدفمندي يارانه‌ها را داشتيم. الحمدالله وضع من که خوب است. خب يارانه‌ها را مي‌گيريم تا حدي از آن را پس‌انداز و قسمتي از آن را قسط‌ها و قبض‌هايمان را پرداخت مي‌کنيم و من‌باب اينکه بتوانيم تلاشي در تحقق يافتن جهاد اقتصادي انجام بدهيم کارهاي جنبي هم انجام مي‌دهم و در حال تحقيق و پژوهش هستم و در کنار درس‌هايم الحمدالله کمک هزينه‌اي مي‌شود.

حسين محمودي فرد

8/2/1390

 

 

 

 



[i]. عوالی اللئالی ج4 ص 103

[ii]. نهج البلاغه.سيد رضي - ترجمه :عبدالمحمد آيتي. نامه 53.

[iii] .حكیم سبزواری، شرح الأسماء الحسنی، ص 54.

[iv]. شرح غرر و درر، ج 6، ص‏450، شماره 10965.

[v] (جامعه شناسی آنتونی گیدنز. تر جمه منوچهر صبوری. نشر نی.ص:273)

[vi] (رویارویی سوم و جهد اقتصادی. دکتر محسن رضایی. انتشارات کمیل.ص123)

[vii] (رویارویی سوم و جهاد اقتصادی. دکتر محسن رضایی. انتشارات کمیل.ص:169).

[viii] (آناتومی جانعه.فرامز رفیع پور.نشر کاوه نو.ص:481)

 

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد