برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

پرونده ویژه (ویژه شهادت حضرت زهرا علیها سلام)

اگر این گونه می بودیم

زنی که اگر مرد بود پیامبر می­شد­

چند سوال!!!

عفت و حیای فاطمی

گفته آيد در حديث ديگران

پشت دیوار باغ

 در ستایش فاطمه حضرت زهرا( سلام الله علیها در نگاه اهل سنت)

معمای تاریخ  

مادری به نام زهرا) علیها  سلام(

عطر یاس

 

سایت­های فاطمی

 

 

 

اگر این گونه می بودیم

جلوه‌هاي رفتاري حضرت فاطمه(سلام الله عليها)                               

گردآورنده: سهيل عسگري

 

در اين بحث توجه شما را به گوشه‌هايي از رفتار آن حضرت (سلام الله عليها) با پدر بزرگوارش پيامبر عظيم الشأن(صلي الله عليه و آله) جلب مي‌کنيم.

***

رفتار با پدر

«الشجرة الطيبة رسول اللّه (صلي الله عليه و آله) و فرعها علي و عنصر الشجرة فاطمة و ثمرتها اولادها و اغصانها و اوراقها شيعتها»(1)

همان‌گونه که در اين روايت شريف از امام باقر(عليه السلام) آمده است، عنصر اصلي شجره طيبه همانا فاطمه(سلام الله عليها) است و او نقش حساس و مسئوليت عظيم خود را با موفقيت کامل به انجام رساند. به گوشه‌هايي از اين نقش توجه فرماييد:

هم راز و هم سنگر پدر

فاطمه(سلام الله عليها) همراه و هم درد با پدر بوده است. نشو و نماي او در تنگناي شکنجه‌هاي طاقت‌فرساي مشرکين نسبت به پيامبر(صلي الله عليه و آله) و اصحاب بود. در شعب، با پدر زنداني و محصور است. کودکي او در جايي سپري شد که هر چه در اطراف خود و پدر مي‌ديد، شمشير و اضطراب و ناامني بود. وقتي کودکان در ناز و نوازش و رفاه بودند او در سختي و رنج بزرگ شد. راه رفتنش روي ريگ‌هاي داغ بيابان مکه بود. هنگامي که او را از شير مادر برگرفتند نه تنها غذاي مخصوصي برايش نبود که خوراک معمولي هم يافت نمي‌شد. سه سال در آن زندان دردناک گذشت و او صبور و بردبار خود را براي بدوش کشيدن بارهاي سنگين مسئوليت‌ها آماده مي‌کرد. او کسي بود که خدايش قبل از خلقت آزموده بود و او را صابر و استوار يافته بود.

در زيارت شريف آن حضرت است:

«يا ممتحنک اللّه الذي خلقک قبل ان يخلقک فوجدک لما امتحنک صابرة»(2)

ياور سال‌هاي غم

رسول حق از حصر و حبس شعب رها شدند و فاطمه در اين زمان پنج ساله بود. هنوز غم‌ها فراموش نگشته بود که پيامبر در ميان دو موج غم غرق گشت و قلب آن حضرت به شدت آزرده شد. اندوه از دست دادن ابوطالب عموي وفادار و نيرومندش که چون سدي پولادين جلو خطرات را مي‌گرفت و مايه امنيت او در اجتماع بود و تلخ‌تر از آن فقد اولين يار و حامي و مايه دلگرمي پيامبر، يعني همسر گرامي و محبوبش خديجه کبريٰ (سلام الله عليها) که آرامش‌بخش خانه‌اش بود. اين دو غم آن‌قدر پيامبر را افسرد که آن را سال غم نام نهاد.(3)

اکنون که يار کم است و دشمن فراوان، پيامبر(صلي الله عليه و آله) تنهاست و غم بسيار، چه کسي مي‌تواند جاي آن دو پشتوانه را پر کند؟ چه کسي پرستار و غمخوار باشد؟ و همين جاست که دخترش فاطمه، مادرش مي‌گردد، «ام ابيها» و او به حق شايسته اين لقب بود. فاطمه ياور پدر و مدافع کوچک اما نيرومند او بود.

روزي فاطمه(سلام الله عليها) دشمنان را ديد که در حجرِ اسماعيل نشسته و با هم پيمان مي‌بندند و نقشه قتل پيامبر(صلي الله عليه و آله) را طرح مي‌کنند. اين دختر باهوش و مهربان در حالي که به شدت مي‌گريست فوراً خود را به پدر رساند و موضوع را به اطلاع او رساند تا پيامبر(صلي الله عليه و آله) خود را به نحوي از توطئه آنان نجات دهد.(4)

بدخواهان مکه جرئت و جسارت را به نهايت رسانده و با مقام رسالت به گونه‌اي رفتار مي‌کردند که يکي از دشمنانش بر سر و روي پيامبر(صلي الله عليه و آله) خاکروبه ريخت و آن حضرت با ظاهر خاک آلود، افسرده به خانه آمد. فاطمه(سلام الله عليها) با محبت تمام به استقبال پدر آمد و در حالي که خيلي متأثر بود و گريه مي‌کرد، آب آورد و گرد و غبار چهره پيامبر را شست. پيامبر فرمود: دختر نگران مباش زيرا خدا مدافع من است و مرا بر دشمنان پيروز مي‌گرداند.(5)

رسول حق(صلي الله عليه و آله) براي هدايت و راهيابي مردم به سوي خدا همه آزارها را به جان و دل مي‌خريد و همچنان استوار در موضع خويش به بيدار ساختن شور و شعور مردم مي‌پرداخت. مشرکين با هيچ وسيله‌اي نتوانستند او را از مسيري که مي‌رفت تا بنياد شرک و الحاد را برکند و بساط ظلم و استکبار را به هم ريزد، منصرف نمايند.

دردناک‌تر از همة حوادث فوق، صحنه‌اي بود که رسول خدا(صلي الله عليه و آله) در مسجد به نماز ايستاده شکوه و خضوع اين نماز، هر بيننده را مجذوب خود مي‌گرداند. اما دل تيره و سنگ دشمن، همچنان در قساوت و ظلمت است. وقتي پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) سر به سجده گذاشت، خصم بدخو بچه دان شتر تازه ذبح شده‌اي که آلوده به خون بود بر بدن پيامبر انداخت و بدين وسيله ساحت مقدس او را مورد استهزاء و اهانت قرار داد. اين عمل ناجوانمردانه پيش چشمان دختر مهربانش فاطمه انجام شد. او خود را با عجله به پدر رساند و با دست‌هاي کوچک و سراسر عطوفت بدن پدر را پاک کرد و او را نوازش نموده با خود به خانه آورد.(6)

هرگز از پدر جدا نمي شوم

فاطمه همچون مادري که مي‌خواهد کنار فرزند بماند و از او نگهداري و رفع درد و نگراني کند به خانه و به پدر آنچنان دل‌بسته بود که حاضر نبود هيچ‌گاه از مراقبت و خدمت چشم بپوشد و خود را از ماجراها و حوادث ناگوار دور نگه دارد.

آنچه او مي‌کرد کار کودکانه‌اي نبود که از روي احساس باشد و تعقل و انديشه در آن نباشد؛ بلکه بر اساس معرفت و محبت او به پيامبر(صلي الله عليه و آله) بود. همراهي و همرزمي فاطمه(سلام الله عليها) در مواقع گوناگون باعث نجات و سلامت پدر مي‌شد، چنان‌که سهل بن سعد ساعدي نقل مي‌کند روزي پيامبر(صلي الله عليه و آله) در حالي که دندان‌هاي پيشينش را شکسته و کلاه‌خود را بر سرش خورد کرده بودند و بدن و لباس آن حضرت غرق خود بود، بر فاطمه وارد شد. فاطمه با کمک علي (عليه‌السلام) که آب در سپر داشت و بر زخم‌هاي پيامبر مي‌ريخت پدر را شستشو مي‌داد، اما هرچه مي‌شستند نه تنها خون بند نمي‌آمد، بلکه بيشتر مي‌شد. فاطمه قطعه حصيري را سوزاند و خاکستر آن را بر زخمهاي پدر گذاشت تا آنکه خون قطع شد.(7)

حضور فاطمه در صحنه‌هاي سياسي و اجتماعي باعث مي‌شد که او با دردها و درمان‌ها آشنا شود. وقتي دختران جوان سرگرم بازي و تفريح بودند اين دختر دانا و فداکار همة آسايش و خوشي خود را به پدر و اجتماع بخشيد و از ابتداي زندگي بار سنگين مسئوليت هدايت و رهبري را عهده‌دار شد و اين چنين بود که فريادش، خطبه و پيامش، موضع قهرآميز و احتجاجش، شعور و شهامتش از همان کودکي شکل گرفت. روشن است که اگر او در کنج خانه نشسته بود و به دور از رنج‌ها و مشکلات فقط به مصالح خود فکر کرده بود، نمي‌توانست اين‌گونه نقش آفرين باشد و سياست‌ها و خط مشي و حرکتش جاودانه بماند.

با هجرت رسول خدا(صلي الله عليه و آله) که سرآغاز گسترش اسلام بود و بعد از آن حکومت اسلامي تشکيل و سياست‌هاي داخلي و خارجي آن حضرت(صلي الله عليه و آله) مشخص شد، فاطمه نيز مکه را به قصد مدينه ترک و در شرايطي بسيار ناامن و پر آشوب به همراه فاطمه بنت اسد و فاطمه بنت زبير شتابان به سوي مدينه حرکت کرد و ساربان شترها را چنان با سرعت زياد مي‌دواند که اينان به زحمت افتادند.(8)

ايثار و از خود گذشتگي

فاطمه(سلام الله عليها) انسان کامل، خودساخته است. با اينکه فقير نبود و درآمد فدک بسيار زياد بود، اما آن را صرف کارهاي شخصي خود و خانواده نمي‌نمود. پيامبر خدا فدک را به عنوان ملک شخصي به فاطمه(سلام الله عليها) داد؛ چرا که ملک فاطمه(سلام الله عليها) يعني ملک همة مردم. با آن همه درآمد، گاهي چند روز غذا در خانة علي (عليه‌السلام) پيدا نمي‌شد و فاطمه (سلام الله عليها) به شوهر اظهار نمي‌کرد، مبادا او ناراحت شود. اگر غذايي هم پيدا مي‌شد با آنکه خود نياز داشتند به ديگران مي‌دادند. اين زندگي ساده و ايثار را از پيامبر خدا آموخته بود؛ چرا که رسول خدا(صلي الله عليه و آله) لباس و غذايش را به فقرا مي‌داد.

چند روز بود که پيامبر(صلي الله عليه و آله) غذايي ميل نفرموده بود و به شدت گرسنه بود. نزد همسرانش خوراکي يافت نمي‌شد. به خانه فاطمه(سلام الله عليها) آمد و فرمود: «دخترم آيا غذا داريد؟ من گرسنه‌ام.» فاطمه جواب داد: نه به خدا سوگند. جان خود و برادرم فدايت باد. پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) بدون آنکه غذايي بخورد از خانه فاطمه(سلام الله عليها) خارج شد. دخترش از اينکه نتوانست پدر را سير کند، محزون شد. ناگهان دختر همسايه در زد و مقداري گوشت و نان را براي فاطمه(سلام الله عليها) آورد. او خوشحال شد و گفت: «خود را بر رسول خدا(صلي الله عليه و آله) مقدم نمي‌داريم.» در حالي که همه گرسنه بودند آن را زير سبد نهاد و سرپوش بر آن گذاشت. فرزندان خود حسن و حسين را به دنبال پيامبر(صلي الله عليه و آله) فرستاد تا از جدشان براي غذا دعوت کنند. پيامبر تشريف آوردند و غذاي بسيار معطري زير سبد يافتند. سؤال کردند: «اين غذا از کجاست؟» فاطمه جواب داد: «از جانب خدايي که به هر کس بخواهد بدون حساب روزي مي‌دهد.»

پيامبر و همة اعضاي خانواده علي(ع) و همسران پيامبر از آن غذا خوردند و براي همسايه‌ها هم فرستادند.(9)

گلوبند آزادي‌بخش

دختر پيامبر(صلي الله عليه و آله) از نظر لباس و مسکن و لوازم زندگي و زيورآلات زنانه با کمترين مي‌ساخت. فاطمه(سلام الله عليها) بر خلاف زنان ديگر لذت را در ترک لذات دنيوي جستجو مي‌کرد.

تنها زينت فاطمه(سلام الله عليها) گلوبند طلايي بود که علي (عليه‌السلام) آن را از سهميه‌اي که از بيت المال به او تعلق گرفته بود، براي همسرش خريده بود. پيامبر وقتي آن را بر سينه دخترش ديد فرمود:

«گفتار مردم تو را فريب ندهد که مي‌گويند دختر محمد است در صورتي که تو زينت شاهانه پوشيده‌اي.» فاطمه(سلام الله عليها) فوراً آن را باز کرد و از بهاي آن بنده‌اي خريداري و سپس در راه خدا آزاد کرد و پيامبر از اين موضوع بسيار خوشحال شد.(10)

و نيز از غنيمت جنگي سهم علي (عليه‌السلام)، دو دستبند نقره و يک پرده خريداري شده بود. پيامبر(صلي الله عليه و آله) وقتي آن را ديد نگاه پرمعنايي به فاطمه کرد و او در عمق نگاه پدر نگراني او را خواند و بسيار آزرده شد و اشکش جاري گشت. زيرا پيامبر با او تاکنون چنين برخورد نکرده بود. پيامبر خدا خانه فاطمه را ترک کرد. فاطمه فوراً پرده و دستبند را باز کرد و به فرزندانش داد و گفت: «آن را خدمت جدتان ببريد و سلام من را به او برسانيد و بگوييد آنها را صرف هر کاري که مي‌خواهيد بنماييد.» وقتي سلام و پيام فاطمه(سلام الله عليها) به پيامبر رسيد، رسول خدا(صلي الله عليه و آله) حسن و حسين را در آغوش گرفت و بوسيد و آن‌ها را در دامن نشاند و نوازش کرد و دستور داد دستبندها را شکسته و آن را بين «اصحاب صفه»(11) تقسيم کردند و با آن پرده، عده‌اي برهنه پوشيده شدند. آن‌گاه پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله) فرمود: خداوند فاطمه(سلام الله عليها) را مشمول رحمت خود قرار داد و در ازاي پرده، او را به لباس بهشتي و به جاي دستبندهاي نقره، او را به زينت‌هاي بهشتي بياراست.(12)

پي نوشت:

1. طريحي، مجمع البحرين، ص256، ماده شجر.

2. مفاتيح الجنان.

3. مناقب ابن شهر آشوب، ج1، ص174.

4. مناقب ابن شهر آشوب، ج1، ص71؛ محمد باقر مجلسي، بحار، ج18، ص60.

5. تاريخ طبري، ج2، ص344.

6. مناقب ابن شهر آشوب، ج1، ص60؛ محمدباقر مجلسي، بحار، ج18، ص187 و ص209.

7. بحارالانوار، ج20، ص31.

8. همان، ج19، ص64 ـ 66.

9. همان، ج43، ص27.

10. همان.

11. «اصحاب صفه» جمعي از ياران پيامبر(صلي الله عليه و آله) بودند که جايي براي سکونت نداشتند و از شدت فقر در ايواني کنار مسجد پيامبر(صلي الله عليه و آله) زندگي مي‌کردند.

12. محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج43، ص83.

 

 

زنی که اگر مرد بود پیامبر می­شد­

شخصیت فاطمه علیهاالسلام در سخن دیگران

گردآورنده: فرشته حیدری

حضرت امام

حضرت امام خمینی (رحمت الله) در توصیف کمالات والای عرفانی و الهی حضرت صدیقه طاهره می‌فرمایند:

«تمام ابعادی که برای زن و برای یک انسان متصوّر است، در فاطمه زهرا علیهاالسلام جلوه کرده و بوده است.

تمام هویّت‌های کمالی در این زن است... زنی که تمام خاصّه­های انبیا در اوست؛ زنی که اگر مرد بود، نبیّ بود؛ زنی که اگر مرد بود به جای رسول اللّه بود، زنی است به تمام معنی زن. صدیقه طاهره. حرکت معنوی را با قدرت الهی، با دست غیبی. با تربیت رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم) طی کرده تا رسیده است به مرتبه‌ای که دست همه از او کوتاه است...».

مقام معظّم رهبری

مقام معظّم رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای در عباراتی این‌گونه به توصیف حضرت فاطمه (علیهاالسلام) می‌پردازند: «قلب این زن حکیمه و این زن عالمه و این زن محدثّه به عوالم مُلک و ملکوت روشن بود. این زن با همه ظرفیت و با آن مقام شامخ پشت امیرالمؤمنین (علیه السلام) مثل کوه ایستاد و از مقام ولایت دفاع کرد».

استاد توفیق ابوعلم

«فاطمه یکی از سازندگان تاریخ اسلام است. زهرا، همان بانویی است که میلیون‌ها آدمی را چشم و دل به سوی اوست و نام گرامی‌اش بر زبان ایشان است؛ بانویی که پدرش او را «مام پدر خود» می‌خواند. تاج کرامتی که پدر بر تارک دختر خویش نهاد، مستوجب تکریم است».

استاد عبدالزّهرا

«در همسری‌اش نسبت به علی بن ابیطالب (علیه السلام) چهره زنده‌ای از پیوند همسری نمونه و مورد رضایت آفریننده، جلوه‌گر می‌شود و در موضع‌گیری‌های قهرمانانه او پس از رحلت پدربزرگوارش، چشم انداز ژرفی را که اسلام در حقوق و وظایف زن مسلمان تعیین کرده است... می‌بینیم».

استاد محمود عباس محمود عَقّاد

استاد عباس محمود عقّاد مصری می‌گوید: «در هر دیانتی چهره‌ای از زن کامل و ارزنده وجود دارد که معتقدان به آن دیانت در مقابل او تعظیم می‌کنند و او را بسان آیتی از خدا در بین آفرینندگانش، از زن و مرد، می‌ستایند. در بین مسیحیان سیمای حضرت مریم عذرا مقدّس است و در اسلام وجود نورانی و پربرکت زهرا مقدّس است».

دکتر علی ابراهیم حسن

ما در مقابل شخصیتی قرار گرفته‌ایم که توانسته است هاله‌ای از حکمت و شکوه را بر پهنه گیتی بگستراند؛ حکمتی که به کتاب‌ها و فلاسفه و دانشمندان بر نمی‌گردد؛ بلکه تجربه‌هایی است از روزگار مملو از دگرگونی‌ها و پیشامدهای ناگهانی و شکوهی که از فرمانروایی و ثروت برنخاسته؛ بلکه از درون روح و اعماق جان او نشئت گرفته است...».

آیت الله سیدکاظم قزوینی

«فاطمه؛ و توچه می‌دانی که فاطمه کیست؟ یکتا انسانی است که طبیعت زنانگی را پذیرفته تا نشانی از قدرت رسای پروردگار و توانایی شگفت انگیز و نوآور او باشد؛ زیرا خداوند متعال حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) را به مثابه نشانه قدرتش در بین پیامبران آفرید و سپس پاره تن و دخترش فاطمه زهرا (علیهاالسلام) را از وجود او آفرید تا نشانه‌ای بر قدرت او در آفرینش آفریده‌ای از جنس زن باشد که مجموعه‌ای از فضایل و مجموعه‌ای از مواهب و بخشش‌هاست.»

علامه شیخ صاوی شعلان

«فاطمه (علیهاالسلام) برای همه بانوان عالم نمونه‌ای است که همچون ماه درخشان بر آسمان هستی پرتو می‌افکند».

علامه محمداقبال لاهوری

علامه اقبال لاهوری اشعار زیادی در توصیف فضایل و ویژگی‌های شخصیتی «ام ابیها» سروده است. او در یک بیت آن حضرت را الگوی کامل مادران معرفی می‌کند:

مزرع تسلیم را، حاصل بتول          مادران را، اسوه کامل بتول

علامه سیّد شرف الدّین

علامه سیّد شرف الدّین، نویسنده کتاب گران‌سنگ المراجعات، در توصیف ویژگی‌های حضرت زهرا (علیهاالسلام) با اشاره به خطبه‌های ایشان، می‌فرمایند: «حضرت زهرا (علیهاالسلام) دارای حجت‌ها و براهین رسا و کاملی است که دو خطبه آن حضرت این حقیقت را ثابت می‌کند. همان‌گونه که قرآن را به دو فرزند خود می‌آموختند، ایشان را به فراگیری و حفظ این خطبه‌ها تشویق و ترغیب می‌نمودند».

آیت اللّه شهید مطهری

استاد شهید آیت اللّه مرتضی مطهری (رحمت الله) در اشاره به منزلت حضرت فاطمه زهرا (علیهاالسلام) می‌فرمایند: زهرا بر فرزندان خود ـ که يازده امامند ـ و بر همة پیامبران جز خاتم الانبیا (صلی الله علیه و آله وسلم) برتری دارد».

آیت اللّه مجاهد سید فضل اللّه

«نمی‌توان پیامبر خدا را به یاد آورد و از فاطمه زهرا (علیهاالسلام) یاد نکرد. نمی‌توان دورة کودکی حسن و حسین و زینب (علیهم‌السلام) را به یاد آورد و فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را به خاطر نیاورد، به همین سبب است که ما می‌خواهیم، زهرا در قلوب و عقول ما به مثابه پیام و رسالت اندیشه باقی بماند».

منابع:

امام خمینی، صحیفه نور.

بیانات رهبری در جمع مداحان اهل بیت

استاد توفیق ابوعلم، فاطمةالزهراء.

عبدالزهرا، الزهرا.

آیت الله قزوینی، فاطمةالزهراء، من المهد الی اللحد.

علامه سیّد شرف الدّین، المراجعات.

شهید مطهری، مجموعه آثار.

 

 

 

چند سوال!!!

پرسش‌های اعتقادی دربارة حضرت فاطمه زهرا (سلامالله علیها).

سعید بهادری

1.     علت نام‌گذاری حضرت فاطمه (علیهاالسلام) به نام (فاطمه) چیست؟

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلیالله علیه و آله وسلم): إِنِّي سَمَّيْتُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَطَمَهَا وَ فَطَمَ مَنْ أَحَبَّهَا مِنَ النَّارِ 1

پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله وسلم) فرمودند: همانا من نام دخترم را فاطمه گذاشتم؛ چرا که خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش دوزخ جدا کرده است.

2.     آیا حضرت زهرا (سلامالله علیها) معصوم هستند؟

یکی از آیاتی که در مورد عصمت اهل بیت (علیهمالسلام) نازل شده است آیه معروف به تطهیر است که خداوند در آن می‌فرماید:

إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكمُ‏ْ تَطْهِيرًا2

خدا چنين مى‏خواهد كه پليدى و گناه را از شما خاندان نبوّت دور كند و شما را از هر عيب پاك و منزّه سازد.

علامه طباطبایی (ره) در چگونگی دلالت این آیه بر عصمت اهل بیت (علیهمالسلام) می‌فرماید:

با نظر به اينكه كلمه رجس در آيه شريفه الف و لام دارد و مفهوم جنس را مى‏رساند، (نفی نمودن رجس از اهل بیت) به این معناست كه خداوند مى‏خواهد تمامى انواع پلیدی‌ها، و هیئت‌های خبيثه و رذيله را از نفس و وجود اهل بیت (علیهمالسلام) بزداید، هیئت‌هایی كه اعتقاد حق و عمل حق را از انسان مى‏گيرد. چنين ازاله‏اى با عصمت الهى منطبق است، پس آيه شريفه يكى از ادله عصمت اهل بيت است3 و به ادعای مفسرین شیعی4 و سنی5،6 حضرت زهرا (سلامالله علیها) نیز از افراد اهل بیت (علیهمالسلام) است و از آنجا که آیه در مقام بیان عصمت اهل بیت علیهم السلام، است لذا حضرت زهرا (علیهاسلام) هم دارای مقام عصمت می‌باشند.7

3.     آیا حضرت زهرا (سلامالله علیها) دارای مقام ولایت می‌باشند؟

بنا بر آیه مبارکه :

يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ أَطِيعُواْ الرَّسُول...8

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر خدا را...

اطاعت از پیامبر اکرم (صلیالله علیه و آله وسلم) بدون هیچ قید و شرطی واجب است که این اطاعت بی‌قید و شرط به دليل ویژگی عصمت ایشان است9 پس اطاعت از معصوم واجب است و حضرت فاطمه زهرا (سلامالله علیها) نیز دارای این ویژگی هستند پس اطاعت از ایشان نیز واجب است.

دليل ديگر اینکه بنا بر روایات اهل تشیّع و تسنّن10 پدر بزرگوارشان نبی مکرم اسلام (صلیالله علیه و آله وسلم) در مورد ایشان فرمودند :

هِيَ (فاطمة) بَضْعَةٌ مِنِّي وَ هِيَ قَلْبِي وَ رُوحِيَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيَّ فَمَنْ آذَاهَا فَقَدْ آذَانِي وَ مَنْ آذَانِي فَقَدْ آذَى اللَّه11

فاطمه پاره تن من و قلب و روح من است، هر کس او را آزار دهد مرا آزار داده و هر کس مرا اذیت کند، خدا را اذیت کرده است.

و از آنجا که اذیت نمودن پیامبر حرام است12 اذیت نمودن حضرت زهرا (سلامالله علیها) نیز حرام و یکی از مصادیق اذیت، ولایت‌پذیر نبودن اشخاص به ایشان است.

امام باقر (علیهالسلام) در اینباره می‌فرمایند:

لقد كانت (عليها السلام) مفروضة الطاعة على جميع من خلق الله من الجن والانس والطير والوحش والأنبياء والملائكة13

اطاعت کردن از حضرت فاطمه (سلامالله علیها) بر همه خلق خدا از جن و انس و پرنده و حیوانات و انبیاء و ملائکه واجب است.

پس حضرت زهرا (سلامالله علیها) دارای مقام ولایت (لزوم اطاعت پذیری از ایشان) هستند. البته مقام ولایت غیر از مقام امامت است و تعداد امامان منحصر در 12 معصوم (علیهمالسلام) می‌باشد.

4.     آیا می‌توان با توسل به حضرت زهرا (سلامالله علیها) به خدا تقرب جست؟

براى تقرب به خداوند و اظهار خضوع و خشوع و تذلل و حاجت‌خواهى از درگاه الهى، وسيله قرار دادن اولياء اللّه و نفوس كريمه‏اى كه در پيشگاه خدا، مقام و منزلتى دارند و درهاى رحمت الهى به روى آن‌ها باز است، كارى شايسته و عملى خداپسندانه است و باعث ارتباط نزديك‌تر و پيوند محکم‌تر با مقام ربوبيت مى‏باشد14 و قرآن کریم نیز به آن سفارش می‌کند:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَ جاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ‏.15

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا بترسيد و به سوى او وسيله‏اى بجوييد و در راه او جهاد كنيد، شايد رستگار شويد.

در اين آيه خداوند مؤمنان را دستور مى‏دهد كه براى تقرب به خداوند، وسيله‏اى بجويند. «وسيله» در اصل به معنى تقرب جستن و يا چيزى كه باعث تقرب به ديگرى از روى علاقه و رغبت مى‏شود، مى‏باشد.16

چنان‌که گذشت حضرت زهرا دارای مقام عصمت هستند و پیامبر اکرم، ایشان را پاره تن خود معرفی می‌کنند و امام باقر (علیهالسلام) اطاعت ایشان را بر همگان واجب می‌دانند که همة این‌ها گواه بر مقام رفیع ایشان است و به یقین می‌توان با توسل به ایشان به خداوند متعال تقرب جست.

پي‌نوشت:

1. بحار الأنوار، علامه مجلسى، اسلاميه، تهران، ج43، ص12.

2. احزاب: 33

3. ترجمه تفسير الميزان علامه طباطبایی (ره)، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى، ج16، ص467.

4. همان، ص 465.

5. تفسير القرآن العظيم، ابن كثير دمشقى اسماعيل بن عمرو، ج6، ص 364 ـ 366.

6. مفاتيح الغيب، فخرالدين رازى ابوعبدالله محمد بن عمر، ج25، ص168.

7. ترجمه تفسير الميزان علامه طباطبایی (ره)، ترجمه سيد محمد باقر موسوى همدانى، ج16، ص467.

8. نساء: 59

9. امامت در بینش اسلامی، علی ربانی گلپایگانی، ص 262.

10. ر ک: صحيح مسلم، مسلم النيسابوري، ج7، ص141.

11. بحار الأنوار، علامه مجلسى، ج43، ص54.

12. الَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لهَمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (توبه: 61) و آنها كه رسول خدا را آزار مى‏دهند، عذاب دردناكى دارند.

13. حوار مع فضل الله حول الزهراء (س)، السيد هاشم الهاشمي، ص 94.

14. كوثر، جعفرى يعقوب، ج‏3، ص 140-141

15. مائده: 35

16. تفسير نمونه، مكارم شيرازى ناصر، ج‏4، ص 36.

 

 

عفت و حیای فاطمی   

محمد رضا آل غفور
                                   
                      

شخصیت تابنده حضرت سیدة النساء چنان متعالی است که اگر تمام دریاها دوات گردند و درختان قلم شوند نیز یارای وصف حضرتش نیستند؛ اما چه باید کرد که:

آب دریا را اگر نتوان کشید     هم به قدر تشنگی باید چشید

یکی از مصائبی که جامعه امروز ما با آن رو در روست مسئله عفت و حیا می‌باشد. به نظر بازگوئی این دو صفت حمیده می‌تواند نقش به­سزایی در نهادینه شدن آن در جامعه داشته باشد. یکی از راه­کارهای ترویج این دو صفت ارائه الگوهای موفق در این زمینه است که می‌تواند جامعه‌ای عفیف و با­حیا را به بار آورد. یکی از این اسوه‌ها شخصیت حضرت زهرا است. بانویی که نشان داد می‌توان تا به عصمت هم پیش رفت و بدان جا رسید که حقیقت شب قدر برابر معرفت اوست. پس جا دارد که کمی درباره عفت و حیای فاطمی سخن بگوییم باشد که از پیروان حضرتش باشیم.

    • عفت

عفت در لغت به مفهوم خودداری از انجام امر قبیح و ناپسند است؛ اما در اصطلاح عبارت است از صفتی نفسانی که از غلبه و حاکمیت شهوات بر انسان جلوگیری می‌کند. مراد از شهوت، مفهوم عام آن است که شامل شهوت شکم و خوراک، شهوت جنسی، شهوت حرف زدن و نگاه کردن و سایر غرایز می‌شود. از حضرت علی علیه‌السلام منقول است که: «افضل عبادات، عفت است»1 امام صادق علیه‌السلام در بیان شیعه حقیقی می‌فرماید: «اِنَّمَا شِیعَةُ جَعْفَر مَنْ عَفَّ بَطْنَهُ وَ فَرْجَهُ وَ اشْتَدَّ جَهَادَهُ وَ عَمَلُهُ لِخَالِقِهِ وَ رَجَاءُ ثَوابِهُ وَ خَافَ عِقَابَهُ فَاِذَا رَأَیْتَ اُولئکَ فَاُولئکَ شِیعَة جَعْفر؛ پیروان حقیقی جعفر بن محمد، کسانی هستند که در برابر شکم­پرستی و بی­بندوباری جنسی، عفت و (در راه بندگی خدا) تلاش و کوشش فراوان دارند؛ به ثواب او امیدوارند و از عقاب او بیمناک. (به همین دلیل، پیوسته، در راه حق حرکت می‌کنند. هرگاه کسی را با این صفات ببینی) آن‌ها پیروان و شیعیان جعفر بن محمد (علیه‌السلام) می‌باشند». ما در این جا به دلیل مجال اندک تنها به معنای حیا و عفت ایشان اشاراتی می‌کنیم.

 

 بی­شک حضرت (زهرا سلام الله علیها) مصداق بارز و کامل صفت عفت می‌باشد. این صفت چنان وجود حضرت را فرا گرفته بود که حتی خود را در حضور نابینایان نیز می‌پوشانید. آورده‌اند که مردی نابینا پس از اجازه گرفتن وارد منزل امام (علی علیه‌السلام) شد. پیامبر دیدند که حضرت زهرا (علیهاالسلام) برخاستند و فاصله گرفتند و خود را پوشاندند.

پیامبر فرمودند: دخترم، این مرد نابیناست.

حضرت فاطمه زهرا در پاسخ فرمودند: «إن لم یکن یرانی فإنی اراه و هوشم الریح، اگر او مرا نمی‌بیند، من او را می‌بینم؛ وانگهی اگرچه او نمی‌بیند ولی بو را استشمام می‌کند».

 در این هنگام رسول خدا به نشانه تصدیق بیان فاطمه فرمودند: « شهادت می‌دهم که تو پارة منی».2  

یکی از مواردی که در جامعه ایجاد فساد می‌نماید مسئله بی عفتی و خود آرایی است این امر مخصوص بانوان نیست بلکه مردان نیز بایستی عفت داشته باشند. از آن جا حضرت زهرا (سلام الله علیها) مصداق کامل حیا بودند همیشه ترس و هراسی از قیامت در دل احساس می‌کردند، فلذا روزی از پدر گرامیشان راجع به قیامت سؤال نمودند که آیا اهل دنیا روز قیامت برهنه‌اند؟
پیامبر گفتند: آری ‌ای دخترم. حضرت زهرا فرمودند: آیا من هم برهنه‌ام؟
پیامبر در جواب گفت: آری شما هم ولی آن جا کسی به کسی توجه ندارد.
حضرت متأثر شدند و گفتند وا سواءتاه، یومئذ من الله عزوجل؛ چقدر جای شرمندگی است، آن روز در مقابل خدای متعال. هنوز از محضر پدر بیرون نرفته بودم، که فرمود: اکنون جبرئیل آمده به من می‌گوید: ای محمد به فاطمه سلام برسان و بگو به جهت حیا و شرمت از خدا پروردگار وعده فرمود: که او را در روز قیامت به دو لباس از نور بپوشاند.

به شهادت تاریخ حضرت زهرا زنی خانه نشین نبوده و در عرصه‌های اجتماعی و حتی در شرائط سخت جنگی همچون در جنگ احد و فتح مکه دوشادوش پیامبر و حضرت علی بوده است. اما با تمام این‌ها حضرت عفت و حجاب خود را همیشه حفظ می‌کرده­اند. از حضرت علی (علیه‌السلام) روایت شده که فرمود: ما روزی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله نشسته بودیم، فرمود به من خبر دهید چه چیز برای زنان بهتر است؟
هیچ‌کس نتوانست جواب حضرت را بگوید و برخواستند و پراکنده شدند.
من به نزد فاطمه(علیهاالسلام) آمدم و سؤال را برای او نقل کردم و در ضمن گفتم که هیچ‌یک از ما جواب رسول خدا را نمی‌دانستیم، حضرت زهرا (علیهاالسلام) فرمود من جواب سؤال را می‌دانم سپس فرمود: بهترین چیز برای زن این است که هیچ مردی او را نبیند و او هم هیچ مردی را نبیند.
من به نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) برگشتم و گفتم یا رسول الله، بهترین چیز برای زن این است که هیچ مردی او را نبیند و او هم هیچ مردی را نبیند.
حضرت با تعجب فرمود: شما که قبلاً این جا حاضر بودید و چیزی نگفتید، پس این جواب را از کجا آوردی!؟
گفتم: از فاطمه.
پیامبر (صلی الله علیه و آله) ضمن تعجب از دخترش فاطمه، فرمود: به راستی که فاطمه پاره تن من است.3

در بالا اشاره داشتیم که حضرت زهرا در صحنه‌های اجتماعی حضور داشت پس چگونه می‌شود که هیچ کس او را نبیند. به نظر بهترین جواب آن است که نه تنها این امر امکان ندارد و عملی نیست، بلکه با خط مشی و سیره خود فاطمه مخالف است. فلذا منظور حضرت این بوده است که زن تا می­تواند از حضور غیرضروری خود بکاهد و در صورت حضور، از اختلاط‌های نامشروع و گفت و شنودهای غیراخلاقی پرهیز کند.

    • حیا

حیا در لغت به معنی شرمساری و خجالت است که در مقابل آن «وقاحت» و بی­شرمی قرار دارد. علما حیا را نوعی انفعال و انقباض نفسانی می‌دانند که موجب خودداری از انجام امور ناپسند در انسان می‌گردد. محور بازدارندگی در حیا، ادراک حضور ناظر محترم و بلندمرتبه و حفظ حرمت و حریم او است؛ نه این که شخص از روی ترس بخواهد حرمت را نگه دارد. در قرآن کریم نیز بر حیا تکیه شده است؛ مثلاً در داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) و دختران شعیب آمده است فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیاء. قصص: 25. هم چنین روایات بسیاری درباره اهمیت حیا و فضایل آن، مخصوصاً برای خانم‌ها، وارد شده که جای تأمّل و دقت فراوان دارد. مضمون بعضی از این روایات این است که «حیا» و «ایمان» با یکدیگر تلازم دارند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) حیا را زینت آدمی شمرده و فرموده است: «بی­شرمی با هیچ چیز همراه نشد مگر این که آن را زشت گردانید؛ و حیا با هیچ چیز همراه نگشت، مگر این که آن را آراست.» امام علی (علیه‌السلام) نیز فرمود: «هر که پوشش شرم گزیند، هیچ­کس عیب او را نبیند.» و در بیانی دیگر می‌فرماید: «حیا پیشه کن که حیا نشانه نجابت است.» امام صادق (علیه‌السلام) نیز می‌فرماید: «ایمان ندارد کسی که حیا ندارد.»4  

در تاریخ آمده است که حضرت علی (علیه‌السلام) زن و بچه‌هایش را در وضع بسیار اسف ‌ناک (گرسنگی) دید، به فاطمه علیهاالسلام گفت:چرا از وضع خود و درد گرسنگی بچه‌هایم مرا آگاه نساختی؟ فاطمه علیهاالسلام در جواب فرمودند: «یا ابالحسن انی لاستحیی من الهیان اکلفک ما لاتقدرعلیه؛ ياابالحسن من ازخدايم شرم وحيا مي‌كنم تو را به كاري بگمارم كه قدرت تهيه آن را نداري»5.

امیدواریم که بتوانیم رهرو مناسبی برای آن حضرت باشیم.

 

پی نوشت ها:

1-     کافی، ج 2، ص 79، ح 3

2-     المناقب، ابن مغازلی:ص 380 ح 428. مستدرک الوسائل:ج 14، ص 289

3-     کشف الغمة، ج 2، ص 92 

4-     کلینی: کافی، ج 2، ص 106، ح 5

5-     بحارالانوار، ج 43، ص 59، ح 51 ـ عوالم، ج 11، ص 158، ـ جلاءالعیون، ج 11، ص 137.

 

 

 

گفته آيد در حديث ديگران ...                                                          

ابراهیم شریفی 

بررسي شخصيت حضرت فاطمه سلام الله عليها از منظر چند مستشرق

شخصیت بی‌مثال حضرت زهرا(سلام­الله علیها) آن چنان با عظمت است که نه تنها مسلمانان، بلکه پیروان ادیان دیگر نیز شیفته و بی‌قرار او هستند.

جاذبه محبت او به قدری است که آنان را وادار به نوشتن و سخن گفتن و کرنش در برابر خویش نموده است.ٰ به طوری که برخی از آنان، کتاب‌ها و مقالاتی را در این زمینه نگاشته‌اند.

یکی از این دانشمندان بزرگ، مستشرق و پژوهشگر فرانسوی، لوئی ماسینیون است، که تحقیقات فراوانی را در مورد شخصیت بی‌نظیر صدیقه کبری(سلام­الله علیها) انجام داده است. او در کتابی به نام المباهله در مورد آن حضرت چنین بیان می‌کند:

«اذکار و ادعیه ابراهیم(علیه­السلام) از وجود دوازده نور -که منشعب از فاطمه هستند- خبر می‌دهد... تورات موسی(علیه­السلام) از آمدن محمد و دختر پربرکت او.... و انجیل عیسی(علیه­السلام) نیز از آمدن احمد(صلی الله علیه و آله و سلم) به همراه دختر پر برکتش و دو پسر او بشارت‌هایی را داده‌اند».1

یکی دیگر از دلباختگان زهرا شخصیتی مسیحی و ادیبی توانا در لبنان به نام سلیمان کتانی است که کتبی را در مورد ائمه هدی، نگاشته است که در نوع خود از بهترین آثار به حساب می­آیند. امام موسی صدر در مقدمه‌ای که بر کتاب فاطمه الزهرا وتر فی غمد نگاشته است، این اثر را یکی از بهترین کتبی دانسته که به شخصیت پردازی حضرت زهرا پرداخته است به طوری که بهترین شورها و عواطف را نثار او می‌کند.

او در ابتدای کتابش چنین شروع می‌کند:

«فاطمه زهرا (سلام­الله علیها) مقامی والاتر از آن دارد که سندهای تاریخی و روایتی به سوی او اشاره کنند، و گرامی‌تر از آن است که شرح حال گونه‌ها به جانب وی راهنما باشند. فاطمه (سلام­الله علیها) را همین چهار چوب کافی است که وی دختر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و همسر علی (علیه­السلام) و مادر حسن و حسین (علیهم­السلام) و بزرگ بانوی جهان است».2

این نویسنده در جایی دیگر چنین قلم می‌زند و احساساتش را بیان می‌کند:

«قهرمانی، نیرویی نیست که مستند به تن و بازو باشد، یا مستند به تاج و تخت...؛ بلکه قهرمانی چیزی است که منطق عقل رشد و فهم را به کار گیرد، آنگاه هدف‌ها را تعیین کند و برنامه را تسلیم کند و قهرمانی زهرا(سلام­الله علیها) چیزی جز این معنی بزرگ نبود.»

وی در کلامی دیگر آن حضرت را چنین می‌ستاید: «تو همیشه با محبت زیستی... تو با پاکی و پاک‌دامنی زیستی... ای پاکیزه‌ترین مادری که دو ریحانه زادی و پروردی و بر قامت آن دو جامه‌ای از خز بخشندگی پوشاندی... تو زمین را همراه با لبخندی استهزاء آمیز رها کردی و به ابدیت پیوستی... ای بزرگ بانوی بانوان همة جهان و اعصار!»

 

پي‌‌نوشت:

1.  لوئی ماسینیون، المباهله، ص 179.

2.  سلیمان کتانی، فاطمه الزهرا وتر فی غمد، ج2.

 

 

 

پشت دیوار باغ

جلوه‌ حضرت زهرا در اروپا 

   رضا مقدسی                                                           

وجود مبارک و پر خیر و برکت حضرت فاطمه زهرا، در جايگاه معصوم و یکی از آیات خداوند بر روی زمین، مطمئناً جلوه‌گاه صفات خداوند متعال بر روی زمین است. خداوند متعال وجود چنین اشخاصی را بر روی زمین حجت‌هایی برای انسان‌های جویای کمال قرار داده است و از جنبه رحمانی خود این فیض را به دوست‌داران خود ارزانی داشته و به واسطة رحیم بودنش گسترة نعماتش را بر مؤمنان منحصر نکرده است. خداوند به همة بندگان این عنایت را داشته است تا آن‌ها نیز بتوانند با دیدن نور برهانی و سبب سوراخ کن این حجت‌های رسین و این معجزه‌های انسان‌گونه، به راه راست هدایت شوند. به همین جهت ما در مورد شخصیت حضرت فاطمه ـ در کنار وجود پیامبر و امامان معصوم ـ می‌توانیم مواردی را یافت کنیم که پیروان ادیان دیگر هم به وجود مقدس این بزرگوار معتقد شده‌اند. حال بعضی به واسطه چنین جلوه‌هایی به اسلام گرویده‌اند و دین حق را برگزیده‌اند و بعضی دیگر در میان معتقدات دینی خود جایی برای اعتقاد به وجود مقدس ایشان گشوده‌اند. در این مقاله قصد داریم به چند مورد از این موارد بسیار که جلوه بیشتری داشته‌اند، بپردازیم. پرداختن به این موارد، جدای از ارزش‌های دیگری که ممکن است داشته باشد، این نکته را هم به همه گوشزد می‌کند که ارزش و مقام والای ایشان را قدر بدانند و مؤمنان به وجود ایشان، هر چه بیشتر به والایی و بزرگ مرتبه بودن این وجود مقدس پی ببرند و آن را پاس بدارند. در واقع این جلوه‌ها مانند میوه‌هایی هستند که بر شاخسار پر بار درختان باغ رشد کرده‌اند و از روی دیوار باغ عبور کرده، عابرین بیرون باغ را برای وارد شدن وسوسه می‌کنند.

یکی از این جلوه‌ها که نمود بسیار زیادی در همه جای جهان داشته است، ماجرای ظهور فرشته‌ای به سه کودک پرتغالی است که به قدیس فاطیما معروف شده و توجه زیادی را در دنیای مسیحی به خود جلب کرده است؛ به طوری که « پاپ پائول ششم در 13 می‌1967 به محل قدیس فاطیما رفت و پاپ ژان پل دوم سه بار به این محل رفت. اولین بار در 13 می‌1982 بود که برای تشکر، به خاطر نجات جانش توسط قدیس فاطیما رفته بود. او دوبار دیگر در سال 1991 و2000 هم به آنجا رفت. پاپ بندیک شانزدهم ابراز کرده که :پیام فاطیما وحیانی ترین پیام در قرن بیستم بوده است»(the true story of Fatima. A complete account of the Fatima apparitions. By  john de Marchi, I.M.C. pp:4)

این موضوع به قدری برای مسیحیان مهم شده است که پاپ ژان پل دوم سیزدهم ماه می‌را به عنوان روز رسمی قدیس فاطیما اعلام کرده است و آن را در کتاب مراسما کلیسا قرار داد.(همان صفحه 4)

داستان از این قرار است که سه کودک از یک خانواده کشاورز در یکی از روستاهای کشور پرتغال فرشته‌ای را می‌بینند که آن‌ها را به دعا کردن فرا می‌خواند و آنها به همراه فرشته به دعا می‌پردازند. بعد از چند مرتبه که فرشته بر آن‌ها ظاهر می‌شود شخص دیگری بر آنها ظاهر می‌شود که خود را فاطیما معرفی می‌کند.

این ماجرا آن‌قدر در سراسر اروپا معروف می‌شود که زائران را از راه‌های دور و نزدیک به آنجا می‌کشاند و محل ظهور فرشته و سن فاطیما به زیارتگاهی بزرگ بدل می‌شود و حتی گاهی بیمارانی در آنجا شفا می‌گیرند که باعث می‌شود اعتقاد مردم به این مکان بیشتر و بیشتر شود.

امروزه هم معبد و کلیسای بزرگی در اطراف این محل بنا شده است و هر سال در سیزدهم می، ‌مسیحیان از اقصيٰ نقاط جهان برای زیارت این مکان به پرتغال می‌روند و مراسما مخصوصی را برای تشکر و دعا به درگاه این قدیس برگزار می‌کنند. کتاب‌های زیادی در مورد این اتفاق نوشته شده است و همین‌طور سایت‌های اینترنتی زیادی هستند که برای تبلیغ و ارائه اطلاعات در مورد این قدیس ايجاد شده و اداره می‌شوند.

 

 

 

 

در ستایش فاطمه حضرت زهرا( سلام الله علیها در نگاه اهل سنت)

محمد بهادری

 

شخصيت بي‌مثال فاطمه زهرا(س) آنچنان عالي و متعالي است كه نه تنها شيعيان، بلكه غيرشيعيان شيفته و بي‌قرار اويند. به‌طوري كه برخي از آنها كتابهاي مستقل و جداگانه‌اي در دفاع از وي و تبيين زندگاني پربار او نگاشته‌اند.

نوشتار حاضر مي‌كوشد فقط براي پرده‌برداري از جاذبه محبّت حضرت فاطمه(س) و توجه به جايگاه عظيم و متعالي آن حضرت.

 

1- متمايز به صفات شرف انساني

ابوسالم كمال الدين محمد بن طلحه بن محمد حسن عدوي قرشي- شاعر و قاضي شافعي- (582- 652 ه.ق) صاحب كتاب "عقد الفريد" و "مطالب السوول" نام دختر رسول خدا را با اين بيان خاطر نشان مي‌شود:

((همانا او به فضيلت و خلق و خوهايي كه از سوي پيامبر منصوص بود مخصوص شده بود و به خصايصي كه كلام نبوي به آن تصريح كرده بود برتري داده شده بود و با صفات شرفي كه نفسهاي پاك و گرانقدر در تك‌تك آنها مسابقه داده بودند متمايز شد... و همراه با فرزندانش داخل در آن عده از كساني شد كه خداوند تعالي آنان را با نزول آيات قرآن كريم مخصوص و وجوب اعتقاد به آنها را لازم كرد.)).

2- زني سرشار از افتخارات

محمد بن احمد بن عثمان بن قايماز- محدث و مورخ مشهور شافعي- (673- 748ه.ق.) ملقب به "شمس الدين ذهبي" كه از بيش از 1200 مشيخه حديث استماع كرده و صاحب كتابهاي معروف "تاريخ الاسلام"و "سير اعلام النبلاء" است مي‌نويسد:

((]فاطمه زهرا(س)[ سرور زنان عالم در زمان خود، پاره تن پيمبر، شادي و سرور مصطفي، مام پدر، دختر سرور خلايق- رسول خدا- ابي‌القاسم محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف-، دختري قريشي، هاشمي ]و[ مادر حسنين]بود[... پيغمبر خدا دوستش مي‌داشت و اكرامش مي‌كرد و مسرورش مي‌نمود. افتخاراتش بسيارند؛ زني صبور، ديندار، نيكوكار، قناعت‌پيشه و شكرگزار خدا بود.)).

3- پشتيبان شوهر

"عبدالفتاح عبدالمقصود"- نويسنده معروف اهل سنت و مصري- پشتيباني و جانبداري فاطمه زهرا(س) از اميرالمؤمنين را يادآور مي‌شود و مي‌نويسد:

((فاطمه... بر خود لازم مي‌دانست كه به پا خيزد، دعوت كند، تا مي‌تواند بكوشد. او دوش به دوش شوهر مظلومش ايستاد و با زبان كه تنها وسيله دفاعش بود به او ياري مي‌كرد. با اين عمل خديجه كبري را دوباره نشان مي‌داد؛ در اين دفاع و كوشش بااخلاص و پررنج تابلوي گذشته را با سايه روشنهاي آشكار و خطوط برجسته آشكار مي‌كرد. گويا محيط و چهره همان مادر است كه نمايان و زنده شده.)).

"زين العرب"- بانوي محدث و اهل علم و فضل- در شرح بر "المصابيح" مي‌نويسد: ((فاطمه بتول ناميده شد به سبب بريدن از زنان امت از لحاظ فضل، دين و قدر و منزلت.)).

ابن ابي‌الحديد معتزلي از استاد خود، ابوجعفر يحيي بن محمد علوي بصري، نقل مي‌كند كه مي‌‌گفت:

((حرمت فاطمه اعظم و منزلتش ارفع، صيانتش به‌خاطر رسول خدا سزاوارتر است. فاطمه پاره تن و جزئي از گوشت و خون اوست نه همچون زن بيگانه كه هيچ نسبتي بين او و شوهرش نيست... چگونه عايشه و ديگران همپايه فاطمه باشند درحالي كه همه مسلمانان، چه آنان كه او را دوست دارند و چه آنان كه او را دوست ندارند اجماع دارند كه فاطمه سرور زنان جهانيان است؟!)).

4-  تكه مانند رسول(ص)

احمد بن عبدالله احمد بن اسحاق بن موسي بن مهران- محدث و مؤلف نامدار اهل سنت- (336- 430ه.ق.) معروف به "ابونعيم اصفهاني" در كتاب پرآوازه خود يعني "حلية الاولياء" مي‌نويسد:

((فاطمه رضي الله عنها از عابدان خالص و پاكان تقوي پيشه است. او سرور دوشيزگان، تكه مانند رسول، نزديكترين فرزندانش به قلبش از لحاظ دوستي و نزديكي و اولين آنها بعد از وفاتش از لحاظ ملحق شدن است. او از دنيا و بهره‌هاي عمري دنيا چشم پوشيده بود و به پيچيدگيهاي عيوب دنيا و آفتهاي آن آشنا بود.)).

پی نوشت

. ابن ابي الحديد؛ شرح نهج البلاغه؛ دار احياء كتب العربية، چ2، 1386ه.ق.، ج20، صص 16- 17.

. اصفهاني، ابونعيم؛ حلية الاولياء؛ بيروت: دارالكتب العلمية، ج2، ص 39.

. ابن اثير؛ اسدالغابة؛ بيروت: دار احياء التراث العربي، ج5، ص 520.

7. دخيل، علي‌محمد علي؛ اعلام النساء؛ الدارالاسلاميه لبنان، چ2، 1412ه.ق.

9. عبدالمقصود، عبدالفتاح؛ امام علي بن ابي طالب(ع)؛ ترجمه: جعفري، سيدمحمد مهدي؛نشر طلوع خورشيد، چ3، 1353ه.ش.

 

معمای تاریخ

گردآورنده: محسن حقاني                                                                    

يکي از مهم‌ترين مسائلي که درروزهاي نخستين رحلت رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) به وقوع پيوست، مصادرة فدک و گرفتن آن از حضرت فاطمه(سلام الله عليها) بود. اين موضوع بارها و بارها مورد بحث و بررسي قرار گرفته و همواره يکي از اختلافات مهم و اساسي بين اهل سنت و تشيّع بوده است. مسئله‌اي که بررسي ابعاد آن مي‌تواند پاسخگوي بسياري از شبهات پس از رحلت پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) باشد. در اين نوشتار سعي خواهيم کرد به صورت اجمالي و مختصر به بررسي اهداف و دلايل غصب فدک از سوي غاصبان آن بپردازيم. در آغاز بحث، بيان جملاتي از ابن ابي الحديد که از مفسران اهل سنت است، مي‌تواند ما را در رسيدن به مقصود ياري کند.

ابن ابي الحديد در شرح خود بر نهج‌البلاغه آورده است که روزي از استاد خود «فارقي» سؤال کردم: چرا ابوبکر فدک را از فاطمه(سلام الله عليها) گرفت و به او باز پس نداد؟ جوابي که استاد وي در پاسخ به اين سؤال بيان کرده بسيار جالب توجه است. وي در پاسخ ابن ابي الحديد مي‌گويد: دليل گرفتن فدک از فاطمه (سلام الله عليها)، اين بود که وي ادعاي حکومت نکند...!

اين پاسخ «فارقي» مي‌تواند بيانگر اين مسئله باشد که آيا همان‌گونه که برخي از علماي اهل تسنن ادعا مي‌کنند، تصرف فدک و غصب آن از سوي خليفة اول به منظور عمل به شرع بوده است و يا اينکه هدف از اين مصادره، چيز ديگري و جنبه‌اي سياسي ـ حکومتي داشته است؟ چه مسئله‌اي وي را به گرفتن فدک از فاطمه (سلام الله عليها) که صاحب واقعي و شرعي آن بوده وادار کرده است؟ براي واضح‌تر شدن، نخست وجه شرعي آن را مورد بررسي و دقت نظر قرار مي‌دهيم:

حديثي که خليفة اول براي مصادرة فدک مورد استناد قرار مي‌دهد، حديث «لا نورث ما ترکناه صدقة» است. «از ما (پيامبران) ارث برده نمي‌شود، آنچه بر جاي مي‌ماند، صدقه است». اين حديث را خليفة اول از پيامبر (صلي الله عليه و آله) نقل و بيان مي‌کند. نکتة قابل توجه آن است که اين حديث را هيچ‌کدام از روات و صحابه از پيامبر (صلي الله عليه و آله) نقل نکرده‌اند!؟ بخاري در صحيح خود، از سه طريق به نقل اين روايت پرداخته است که هر سه آن به عايشه ختم مي‌شود و وي نيز از قول پدرش نقل مي‌کند. ابن ابي الحديد نيز در شرح نهج‌البلاغه خود، بارها تأکيد مي‌کند مشهور است که حديث «لا نورث ما ترکناه صدقه» را جز ابوبکر کسي از پيامبر (صلي الله عليه و آله) نقل نکرده است؟ گذشته از اين، اگر اين روايت واقعاً از پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) صادر شده باشد، چرا خليفه دوم در زمان خلافتش و پس از فتوحاتي که نصيب مسلمان شد، فدک را به ورثة پيامبر (صلي الله عليه و آله) بازگرداند؟ مهم‌تر از اين، مسئله‌اي است که با دقت در چگونگي غصب فدک واضح و روشن مي‌شود، همان‌طور که در منابع اهل سنت و تشيع آمده است، ابوبکر پس از احتجاجات حضرت فاطمة زهرا (سلام الله عليها) و گواهي اميرالمؤمنان علي (عليه‌السلام) و ام ايمن، در نوشته‌اي فدک را به حضرت(سلام الله عليها) بازگرداند و چون حضرت فاطمه (سلام الله عليها) نامه را گرفت و بازگشت، در راه عمر خبردار شد و آن نامه را پاره کرد و دور ريخت! اگر حديث مورد استناد خليفة اول، صحيح بوده است و از جانب پيامبر (صلي الله عليه و آله) صادر شده باشد، چرا ابوبکر پس از احتجاجات حضرت فاطمه (سلام الله عليها) از اين حديث صرف‌نظر کرده است؟ و اگر غير از اين است که حديث از جانب پيامبر (صلي الله عليه و آله) صادر شده است، استناد ابوبکر به آن در مرحلة اول چه جاي توجيهي دارد؟

با دقت نظر در مسائل فوق، اين چنين برداشت مي‌شود که مسائل شرعي در غصب و مصادرة فدک دخيل نبوده است، و ماجرا را بايد از نگاه و سمت و سويي ديگر بررسي کرد. ضمناً به اعتراف خلفاي اول و دوم که بارها اين مسئله را صراحتاً بيان کرده‌اند، حضرت علي (عليه‌السلام) احکام شريعت را بيشتر و بهتر از آنان مي‌دانسته و مي‌فهميده است. حال چگونه حضرت علي (عليه‌السلام) نعوذ بالله آنچه را حق وي نبوده دعا کرده است؟

همان‌گونه که در ابتداي بحث اشاره شد، غصب فدک جنبة سياسي ـ حکومتي داشته است؛ يعني مبارزه و مخالفت با قدرت گرفتن اهل بيت (عليهم السلام) و جلوگيري از مرجعيت اهل بيت (عليهم السلام) در ميان مردم. همچنين هدف حضرت فاطمه (سلام الله عليها) در باز پس گرفتن فدک، تنها نزاعي مادي و شخصي نبوده است؛ بلکه هدف از اين عمل، علني کردن مخالفت خود با حکومت و حکام منحرفي است که بناي آن روزسقيفه را گذاشتند؛ لذا حضرت فاطمه (سلام الله عليها) در خطبة فدکية خود، فقط از فدک سخن نمي‌گويد؛ بلکه بيشتر کلام آن حضرت (سلام الله عليها) به جايگاه و مقام والاي وصيّ پيامبر (صلي الله عليه و آله) يعني حضرت علي (عليه‌السلام) اختصاص دارد. فدک، فراتر از مسئله‌اي فقهي است، فدک فراتر از مسئلة تقسيم ميراث است، فدک يعني قيام در برابر حکومت جاهلان و غاصبان.

منابع:

1. مسند فاطمه الزهرا (سلام الله عليها).

2. مقتل معصومين (عليهم السلام).

3. اعلام الهدايه ـ حضرت زهرا (سلام الله عليها).

4. شب‌هاي پيشاور.

 

 

 

مادری به نام زهرا

شیوه تربیتی حضرت زهرا     

گردآورنده: داريوش رجبي                                               

با مطالعه تاريخي که بر زنان گذشته در مي‌يابيم که آنچه بر او رفته اسيري و بي‌ارزشي بوده است. در ايران قبل از اسلام؛ زن به عنوان موجودي بي‌ارزش و مطيع بي‌چون و چراي مرد محسوب مي‌شد که بعد از فوت همسر اجازه ازدواج نداشت؛ در مقابل، مرد حق نامحدودي در اختيار کردن همسر داشت. نگاه نادرست به زن و ناديده‌گرفتن ارزش‌هاي واقعي او از عصر توحش که زن را آفريده شيطان و فاقد روح انساني مي‌دانستند شروع مي‌شود. سپس در قبايل عرب بودند که زن را ننگ خانواده و موجب بي‌آبرويي مي‌دانستند و جهت زدودن اين ننگ دست به بدترين جنايت‌ها مي‌زدند! با ظهور اسلام نگاهي نو به شخصيت زن ـ و به عبارت دقيق‌تر نگاهي نو به انسان ـ شکل يافت که با تبيين برنامه‌هاي رشد و ترقي، هرگونه تبعيض و مردگرايي را محکوم کرد و تساوي در ارزش را جايگزين و ملاک اصلي را تقوا معرفي کرد.

شخصيت نمونه حضرت فاطمه زهرا ـ سلام‌الله عليها ـ

جامعه اسلامي براي نيل به اهداف بلند الهي و تحقق آرمان‌هاي مقدس خود راهي جز تمسک و توسل به الگوهاي مکتبي خويش ندارد. همانا اين الگوها اهل‌بيت عصمت و طهارت ـ عليهم‌السلام ـ شد و بايد هر مؤمن آشنا با مضامين قرآن و روايات تأثيرپذيري از کلام، رفتار و انديشه‌ي اين بزرگواران را همچون يک واجب اعتقادي بر خود لازم بداند. در اين سير حضرت فاطمه زهرا  ـ سلام‌ا... عليها ـ که به فرموده اهل‌بيت حجت خداوند بر اهل‌بيت  و تربيت‌يافته دستان برگزيده خلقت و خاتم انبيا و همسر وفادار حضرت علي و مادر يازده امام معصوم است بايستي سرلوحه شناسايي مکتب قرار بگيرد. زن شيعه مي‌تواند با شناخت الگوي حيات حضرت زهرا فکرش را فاطمي کند و اين در سايه تفکر و توسل حاصل مي‌شود. و البته نبايد غافل شد که به خاطر کوتاه بودن عمر شريف حضرت زهرا و زن بودن که لازمه‌اش دور از انظار و در خانه بودن است و نيز به علت پائين بودن سطح فکري مردم آن عصر ـ که بدان پايه نرسيده بود تا رفتار و گفتار حضرت را به عنوان يک اسوه ثبت و ضبط کنند ـ آن مقدار که بايد و شايد از شيوة خانه‌داري حضرت اطلاعي در دست نيست. از طرفي تاريخ‌نگاران با نگاشتن مسائل مهمتر چون شهادت و... از ثبت و بررسي مسائلي چون نحوة تربيت فرزند و همسرداري غافل شدند. به هر حال نگارنده تلاش کرده با اتکا به همان مقدار اطلاعاتي که در دست است با بررسي برخي احوالات حضرت، گوشه‌اي از روش تربيت الهي آن بزرگوار را براي خوانندگان مجسم کند.

در اين قسمت چند نمونه از رفتارهاي الهي حضرت که مي‌تواند منبع الهامي براي زنان و محققان باشد را مورد بررسي قرار مي‌دهيم:

1. عبادت

يکي از ابعاد فطرت انسان حس عشق و پرستش است؛ از اساسي‌ترين محورهايي که حضرت زهرا (س) بدان تأکيد و توجه داشتند بُعد پرستش و گرايش فرزندان به انجام تکليف عبادي و الهي بود. آن حضرت شوق بندگي و خضوع در مقابل معبود را از همان دوران کودکي در جان فرزندان خود تقويت نموده و آنان را چنان تربيت کردند که بهترين کار را عبادت پروردگار دانسته و از آن بالاترين لذت‌ها را مي‌بردند. حتي ايشان فرزندان را به شب‌زنده‌داري تشويق مي‌کردند. البته آن بزرگوار شيوه تربيت را به خوبي مي‌دانستند و فرزندان را در بيشتر از توانشان مکلف نمي‌کردند. حضرت کودکان را در روز مي‌خواباندند تا براي شب زنده‌داري آماده باشند و نمي‌گذاشتند کسي از اهل خانه بخوابد و مي‌فرمودند: محروم است کسي که از برکات شب قدر محروم بماند. (1)

حضرت زهرا فطرت خداجوي کودک را مي‌شناسند و سؤال‌هايي که از همان کودکي ذهن کودک را مشغول مي‌کند مي‌شناسند و مي‌داند که جواب اين پرسش‌ها زيربناي اعتقادي، اخلاقي و رفتاري کودک را تشکيل مي‌دهند؛ لذا به گونه‌اي جواب مي‌دهند که در عين سادگي، گوياي صفات جلال و جمال حضرت حق باشد و او را از هر نيازي مبرا کند و کمالات را به او نسبت دهد. بي‌شک بزرگترين راه آموزش که بيشترين تأثير را خواهد داشت روش عملي است. در اين روش کودک آنچه لازم است از رفتار والدين مي‌آموزد. توجه به اين نکته در رفتار حضرت زهرا کاملاً مشهود است و در اين‌باره مي‌توان به حديث امام حسن اشاره کرد که فرمودند: رأيتُ اُمي فاطمة قامتُ في مِحْرابها لَيْلَةً جُمعَتِها فلم نزل راکعةً ساجدةً حتي اتضح عمودُ الدين (2) و نيز مي‌توان به حديث «الجار ثم الدار» اشاره کرده که حضرت زهرا در جواب امام حسن مي‌دهد وقتي مادر را در حال عبادت و دعا مي‌بيند و براي تمامي همسايگان دعا مي‌کند اما براي خود دعايي نمي‌کند. حضرت با اين جواب درس عملي را به فرزندان مي‌آموزند که تأثير مستقيم آن در رفتار فرزندان ديده مي‌شود.

2. محبت به فرزندان

اکثر والدين خيال مي‌کنند محبت به فرزند از زماني شروع مي‌شود که خوب و بد را بفهمد در حالي که طفلي که از مادر متولد مي‌شود محبت جزو اساسي‌ترين نيازهاي او محسوب مي‌شود. کودک توجهي به آنچه مي‌خورد و مي‌پوشد ندارد. اما توجه دارد که آيا دوستش دارند يا نه. پاسخ به اين نياز طبيعي کودک در رفتار حضرت فاطمه بيشتر از هر مادر ديگري مشهود است و همين نوازش‌ها و مهر مادري و محبت پدري است که حس نوع‌دوستي و علاقه به همنوع را در کودک مي‌پرورد و براي همدردي با ديگران آماده‌اش مي‌سازد. اين محبت‌ها شخصيت کودک را شکل مي‌دهد و پايه‌هاي اخلاق خوب و خوشرويي او را مي‌سازد. اين درس در خانه زهرا به خوبي اجرا مي‌شد و مي‌توان اين محبت را در رفتار پيامبر گرامي اسلام، حضرت علي و فاطمه در ماجراي تولد امام حسن و امام حسين و وقايع بعد از آن مشاهده کرد.

3. پرورش شخصيت

پرورش شخصيت کودک ـ که جزو مهمترين مسائل تربيتي است ـ به عهده والدين مي‌باشد. والدين بايد به فرزندان اعتماد به نفس را تلقين کنند و با اين کار به او عزت نفس دهند. اگر کودک درون خانه و در نزد خانواده خود کوچک شمرده شد و شخصيت او خرد شد مسلماً در آينده نيز بي‌شخصيت و ترسو خواهد بود؛ نگاه فرد به خودش از همان دوران کودکي شکل مي‌گيرد. کودک آيا خود را فردي از بدنة اجتماع و تأثيرگذار بر مسائل آن مي‌داند يا فردي ترسو و فاقد اعتماد به نفس تا خود را کوچکتر از آن ببيند که دست به کارهاي بزرگ بزند. اينکه فردي در جامعه منشأ اثر باشد و زير بار ذلت نرود تماماً بستگي به اين نگاه دارد و اين مطلب ارتباط مستقيمي با نوع تربيت کودک دارد و توجه به اين نکته در رفتار حضرت زهرا و خاندان اهل‌بيت ـ عليهم‌السلام ـ مشهود است.

از عواملي که در شخصيت يافتن کودک تأثير دارد ابراز محبت و علاقه به کودک است. اين بحث در مورد قبلي ذکر شد و گفته شد که حسنين و زينبين در ميان خاندان وحي و در خانه ولايت هميشه مورد محبت و احترام بودند. از ديگر عوامل شخصيت دادن به کودک، ذکر صفات خوب کودک در حضور خودش و ديگران است اين روش در رفتار پيامبر اکرم و حضرت فاطمه و امام علي دائماً ديده مي‌شود که از امام حسن و حسين و زينبين به بزرگي ياد کرده و از هر فرصتي براي بازگويي صفات ايشان استفاده مي‌کنند. همان‌طور که پيامبر اسلام بارها مي‌فرمودند: حسن و حسين بهترين جوانان اهل بهشتند و پدرشان از آنان بهتر است. (3)

آري پيامبر اکرم دائماً در پرورش شخصيت اولاد فاطمه کوشش مي‌کرد و حضرت علي و فاطمه نيز از اين روش تبعيت مي‌کردند و هرگز نشد که کودک را تحقير کنند.

از ديگر عواملي که در پرورش شخصيت کودک مي‌توان اشاره کرد توجه به بازي و سرگرمي کودک است. روبرو کردن کودک با مشکلات و ايجاد حس رقابت، موجب اعتماد به نفس آنان مي‌شود. مسابقه از جمله ترفندهايي است که اين حس اعتماد به نفس و مشکل‌ستيزي را در کودک تقويت مي‌کند. اين نکته در رفتار حضرت مورد توجه بوده است؛ به عنوان مثال مي‌توان به مسابقات و رقابت‌هايي که حضرت بين فرزندان اجرا مي‌کرد و در تاريخ نقل شده است  اشاره کرد؛ مثل مسابقه خط بين امام حسن و امام حسين و يا داستان کشتي‌گرفتن امام حسن و امام حسين. (5)

4. رعايت عدل در مورد فرزندان

کودکي که احساس مي‌کند والدينش بين او و فرزندان ديگر با نگاه تبعيض نگاه مي‌کنند مسلماً از نظر روحي دچار صدماتي جبران‌ناپذير خواهد شد؛ لذا يکي از وظيفه‌هاي مهم والدين اين است که به تمامي فرزندان به يک چشم نگاه کنند. اين درس عملي در رفتار حضرت زهرا به چشم مي‌خورد. وقتي در ماجراي کشتي‌گرفتن امام حسن و امام حسين، پيامبر امام حسن را تشويق مي‌کرد حضرت فاطمه سؤال مي‌کند: پدر جان! بزرگتر را به کوچکتر تشويق مي‌کنيد؟ و پيامبر در پاسخ مي‌فرمايد: برادرم جبرئيل حسين را تشويق مي‌کند و من خواستم طرف حسن را بگيرم. (6)

5. مقام ايثار و گذشت

روانشناسان بر اين عقيده‌اند که اکثر شخصيت انسان و اخلاقيات او در همان چند سال اول کودکي شکل مي‌گيرد. آنچه در اين بين بيشترين تأثير را در شکل‌گيري اخلاق کودک دارد رفتار و سيره‌ي عملي والدين است که پايه‌هاي اخلاق کودک را مي‌سازد. اگر ما امام حسن و امام حسين را در حسن اخلاق در درجه‌اي مي‌يابيم که فکر بشر بي‌خبرتر از آن است تا قطره‌اي از آن فضائل را درک کند و اگر آيه «انک لعلي خلق عظيم» (7) که در شأن پيامبر نازل شده است بر تمامي اهل‌بيت مطابقت مي‌کند، نبايد غافل شد که اگر فرزندان فاطمه در اوج سخاوت و ايثار قرار مي‌گيرند پايه و اساس آن در خانه علي و به دستان فاطمه و علي بنا نهاده مي‌شود؛ در اين‌ باره بهتر از هر مثالي کلام نوراني حق‌تعالي جايگاه دارد که سوره انسان طي چند آيه به ماجراي انفاق حضرت علي و فاطمه و فرزندان در 3 شب متوالي بر مسکين و يتيم و اسير اشاره مي‌کند و در شأن نزول آن گفته‌اند در مريضي امام حسن و امام حسين پيامبر به امام علي و حضرت فاطمه فرمودند براي شفاي کودکان نذر کنند و ايشان 3 روز روزه را نذر کردند و بعد از سلامتي و در هنگام اداي نذر، روز اول موقع افطار، مسکين به در خانه حضرت مي‌آيد و طلب طعام مي‌کند. ايشان غذايي که جهت افطاري تدارک ديده بودند به او مي‌بخشد و به همين منوال، شب بعد يتيمي طلب غذا مي‌کند. شب سوم اسيري به در خانة ايشان مي‌آيد. بعد از 3 روز وقتي پيامبر کودکان ضعيف را مي‌بيند ماجرا را مي‌پرسد و حضرت فاطمه شرح ماجرا مي‌کند.(8)

در پايان:

حضرت زهرا به عنوان تنها زن اسوه بايد ابعاد فکري و رفتاري او کاملاً شناخته شود تا يک فرد مسلمان در تبيين وظايف شرعي و اعتقادي خود به نگاهي کامل و بي‌نقص برسد. در اين چند سطر و فرصت پيش‌ آمده بر آن بوديم که گوشه‌اي از رفتار و سيره اين انسان کامل را به تصوير بکشيم تا مگر در صراط مستقيم حق، راهنماي خوانندگان باشد.

پي‌نوشت:

1. دعائم الاسلام، ج1، ص282.

2. وسائل الشيعه، ج7، ص113.

3. دعائم الاسلام، ج1، ص37؛ صحيفه الرضا، ص63؛ بحار الانوار، 643، ص263.

4. بحار الانوار، ج43، ص309.

5. الامالي للطوسي، ج1، ص3

6. بحار الانوار، ج43، ص265؛ الامالي للطوسي، ج1، ص3

7. سوره قلم، آيه4.

8. الميزان، ج20، ص132؛ مناقب شهر آشوب، ج3، ص373؛ الکاشف، ص670.

 

منابع:

1. وسائل الشيعه، شيخ حر عاملي، چاپ: مؤسسه آل البيت، سال انتشار: 1409 ق.

2. بحار الانوار، علامه مجلسي، چاپ: مؤسسه الوفا، سال انتشار: 1404ق.

3. دعائم الاسلام، نعمان بن محمد تميمي مغربي، چاپ: دار المعارف بيروت؛ سال انتشار: 1385.

4. الميزان في تفسير القرآن، سيد محمد حسين طباطبايي، چاپ: دفتر انتشارات اسلامي جامعه مدرسين قم، سال انتشار: 1417ق.

5. الکاشف عن حقائق غوامض التنزيل، محمود زمخشري، چاپ: دارالکتب العربي، سال انتشار: 1407.

6. الامالي، شيخ طوسي، چاپ: دار النقافه قم، سال انتشار: 1414ق.

7. مناقب آل محمد، محمد ابن شهر آشوب مازندراني، چاپ: مؤسسه انتشارات علامه قم، سال انتشار: 1379ق.

 

 

 

عطر یاس

فاطمه محرمی                                                                           

یکی از ویژگی­های حضرت زهرا(سلام­الله علیها) مقام عبودیت و بندگی ایشان است؛ چنان‌که تسبیحات معروف به "تسبیحات حضرت زهرا(سلام­الله علیها)" از یادگاری­های آن بزرگوار است، که ذکر بندگان خالص خدا در هر فرصتی است... .

از حضرت سه خطبه و تعداد زیادی دعا نقل شده است که یکی از خطبه‌ها مربوط به هنگامی است که به خانة حضرت امیر (عليه السلام) هجوم بردند و دومین خطبة ایشان در مسجد مدینه و سومین خطبه هم در جمع زنان مهاجر و انصار در مدینه ايراد شده است.

اما آنچه قابل توجه و ذکر است، دعای آن حضرت برای ایام هفته است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این نوشتار سعی شده است علاوه بر پرداختن به اين مطلب، به فرازی از دعاهای ایام هفته، مخصوصاً دعاي روز دوشنبة آن بزرگوار نیز اشاره گردد.

دعازی روز شنبه : الله افتح لنا خزائن رحمتک... وارزقنا من فضلک الواسع رزقا حلالا طیبا... اللهم وسع علینا فی الدنیا... .

ترجمه:

در این روز حضرت از خداوند متعال طلب رحمت می‌کنند که در ذیل آن رزق حلال و طیّب، آن هم به صورت وسیع ـ در دنیا و در آخرت ـ را درخواست می‌کنند.

و در روز یک‌شنبه می‌فرمایند: اللهم اجعل اول یومی هذا فلاحا و آخره نجاحا و اوسطه صلاحا... .

ترجمه:

حضرت زهرا سه چیز را مسئلت می‌کنند:

یکی: فلاح و رستگاری؛

و دیگری: نجاح و دستیابی؛

و سومی: صلاح و شایستگی.

و آنکه تمامی آن‌ها را در ضمن توکل بر حضرت حق طلب می‌کنند.

و اما روز دوشنبه: اللهم انی اسئلک قوه فی عبادتک و تبصرا فی کتابک و فهما فی حکمک

ترجمه: خدایا! من از تو قوّت و نیرويی در عبادت و بندگی خودت و بصیرت و نورانیتی در کتاب و قرآن و فهمی در حکم تو می‌خواهم.

و در این روز قدرتی از خداوند می‌طلبند تا بتوانند چند چیز را به نحو احسن به جا آورند.

الف) قدرت در عبادت؛

ب) بصیرت و نورانیت در قرآن؛

ج) فهم احکام الهی.

و روز سه‌شنبه: اللهم اجعل... لنا ذکرا... واجعل صالح ما نقول بالسنتنا نیه فی قلوبنا... و وفقنا لصالح الاعمال و الصواب من الفعال

ترجمه: خدایا براي ما ذکر و آگاهی قرار بده، و آنچه بر زبان ما از خوبی‌ها جاری می‌شود، نیت‌هایش را در دل‌هامان قرار بده و محکم و استوار ساز.و ما را موفق بدار تا اعمال صالح و کارهای درست و صواب را انجام دهيم.

در اين روز آن حضرت از خداوند متعال ذکر و بیداری را مسئلت مي‌کنند و ضمن آن، استحکام و استواری نیت را می‌طلبند تا موفق به انجام دادن اعمال صالح و درست و صواب شوند.

و در روز چهار شنبه:... اللهم احرسنا بعینک... واحفظ علینا... و استر علینا ...

ترجمه: خدایا تو ما را در حراست خودت قرار بده... ما را حفظ و نگهداری کن... و بپوشان بر ما

حضرت زهرا در روز چهارشنبه از خداوند دو مطلب را درخواست می‌کنند:

یکی: حفاظت و نگهداری و حراست؛

و دومی: ستر و پوشش عیوب.

و اما دعاي روز پنج‌شنبه:

1. اللهم انی اسئلک الهدی و التقی والعفاف والغنی والعمل بما تحب و ترضی

2. ...لضعفنا... لفقرنا... لجهلنا

3. ...اعنا علی شکرک و ذکرک و طاعتک و عبادتک...

ترجمه:

1. خدایا من از تو هدایت و تقوا و غنا و عفاف می‌خواهم و آنچه را تو دوست داری و می‌پسندی، عمل کنم.

2. طلب کمک و استعانت می‌کند برای رفع ضعف و فقر و جهل انسانی.

3. کمکم کن تا همة این موارد را برای تشکر و عبادت و اطاعت امر تو به کار ببرم.

که حضرت در چند فراز به چند نکته اشاره می‌کنند:

در فراز اول به 1. هدایت و تقوی الهی 2. غنا و عفاف و حلم 3. عمل به آنچه مورد رضایت خداوند است.

در فراز دوم به 1. ضعف 2. فقر 3. جهل انسان و در فراز سوم به شرط بهره‌برداری از غنا و حلم و علم می‌پردازند.

در قسمت آخر دعای روز پنج‌شنبه بعد از صلوات بر محمد و آل محمد درخواست کمک و طلب ياري از حق می‌کنند.

اما در روز آخر هفته، یعنی روز جمعه این‌گونه دعا می‌کنند:

1. اللهم اجعلنا من اقرب من تقرب الیک... انجح من سألک...

2. اللهم اجعلنا ممن کانه یراک... یلقاک... و لا تمتنا الا علی رضاک

3. ... احبک فی جمیع خلقک...

4. واغفر لنا...

5. اللهم صل علی محمد وآل محمد صلاه نامیه دائمه زاکیه متتابعه متواصله مترادفه...

ترجمه:

پنج چيز را طلب می‌فرمایند:

1. در قسمت اول خواستار قرب و وجاهت و نجح و بهره‌مندی و دستیابی به خواسته‌ها است.

2. در قسمت دوم خواستار روئیت و لقاء و رضایت پروردگار هستند.

3. در قسمت سوم اخلاص و محبت به همة مخلوقات را از خداوند مي‌خواهند.

در قسمت چهارم با تمامی خواسته‌ها، طالب غفران و مغفرت حق و در نهایت هم، طالب صلوات بر محمد و آل محمد عليهم السلام هستند. که البته این صلوات را به صورت دائمی و متتابع و متواصل و مترادف طلب می‌کنند.

از آنجا که حضرت همیشه خود را در مقابل پروردگار عالمیان حاضر می‌دید، لذا حق عبودیت را الحق و الانصاف به جا می‌آوردند. براي نمونه می‌توان به شرح و توصیف قسمتی از دعای روز دوشنبة حضرت زهرا پرداخت که معروف به دعای عبودیت نیز می‌باشد.

ایشان در دعای روز دوشنبه می‌فرمایند:

اللهم انی اسئلک قوه فی عبادتک

ترجمه: پروردگارا از تو قوّت و نیرويی در عبادت می‌خواهم.

در این دعا چند نکتة قابل تأمل است که به آن‌ها اشاره می‌کنیم که به جا آوردن آن نیازمند قوّت است. آنچه به عنوان عوامل قدرت در عبادت مورد توجه است عبارت است از:

1) توجه به آمر و معبود و معرفت به عظمت و کرامت او

آدمی وقتی بداند که چه کسی به او دستور داده، به اندازه‌ای که آن شخص برایش ارزش داشته باشد به همان اندازه براي انجام دادن خواستة او فعال مي‌شود و در انسان انگیزه ایجاد می‌شود.

2) توجه به امر و حکم

توجه به امر آمر که بدون تحمیل و از روی حکمت کاری را از انسان خواسته است، انگیزه و قدرت انجام دادن کار را در آدمی ایجاد می‌کند.

3) توجه به آثار عمل و قرب به محبوب و معبود

شناخت و معرفت آثار عبادت که همان نزدیکی به معبود است، در قوّت عمل مؤثر است، همان‌طور که توقع از معبود و ترس از او باعث ترک عبادت می‌شود.

4) رضا

اگر عبادت از روی رضا به خدا و نعمت‌هایش باشد، موجب قدرت در عبادت می‌شود چنان‌که توقع بيش از اندازه و بي‌جا یا انسان را از اصل دعا و عبادت محروم می‌سازد و یا آدمی را در عبادتش سرکش می‌نماید و بر محبوب می‌شوراند.

5) تمرین و تدریج

انجام دادن عبادت به شرط همیشگی بودن آن موجب قوّت در عبادت است، چنان‌که انجام دادن آن از روی اجبار و به مقدار زیاد، موجب خستگی در عبادت مي‌شود.

منابع

1. علی صفائی حائری، شرحی بر دعاهای حضرت زهرا.

2. محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج87، ص 388 به نقل از البلدالامین، ابراهیم بن علی عاملی کفعمی.

 

 

 

سایت­های فاطمی   

گردآورنده: حامد حقیقی                                                                                              

http://www.valiasr-aj.com/fa

این سایت زیر نظر آیت الله قزوینی اداره مي‌شود و مسائلی اعتقادی و مربوط به اهل بیت را مطرح می‌کند و بیشتر سعی بر آن شده است که به سؤالات و شبهات پاسخ داده شود. سؤالاتی از قبیل موارد زیر: چرا امیر مؤمنان  علیه‌السلام  از همسرش دفاع نكرد؟  چرا حضرت زهرا  سلام الله عليها  شبانه دفن شد؟  آيا تا قبل از سال 71، تقويم‌ها درباره حضرت زهرا  سلام الله عليها  از كلمه «وفات» استفاده مي‌كرده‌اند؟  چرا با وجود حضرت علي  عليه السلام، فاطمه زهرا  سلام الله عليها  پشت در رفت؟  چرا، بني‌هاشم و انصار، از حضرت زهرا  سلام الله عليها  دفاع نكردند؟  آيا در صحيح بخاري، حديثي دربارۀ حرمت آزار و اذيت فاطمۀ زهرا  س  وجود دارد؟

http://fatematozahra.jahanpayam.net

در این سایت سعی بر آن شده است تا مطالب عمده و مرتبط با دخت نبی اکرم گنجانده شود. مطالبی از جمله:

زندگینامه که شامل:  چگونگی ولادت،  خلقت،  بانوی بهشتی، پیوند مقدس،  ازدواج،  خطبه‌خوانی ازدواج،  مهمانی عروسی،  دفاع از امام زمان،  حمله به حریم قدس  و  شهادت جان‌گداز  می‌شود. و شهادت کوثر قرآن که این بخش هم شامل مواردی از قبیل:  در آستانه ملکوت،  وفات فاطمه سلام­الله عليها،  قبر دختر پیغمبر،  زیارت‌نامه،  برای تاریخ عبرت .و مقالاتی همچون: فاطمه آیینه کمال،  انوار وحی در خطبه فاطمه زهرا سلام الله عليها،  ارزش‌های اخلاقی از دیدگاه حضرت،  بیت الاحزان،  ارزش‌های جاودان از دیدگاه حضرت،  سيره حضرت،  تجسم رضا و سخط الهي،  اسوه‌ای تا هميشه،  برگي از مظلوميت حضرت زهرا.

البته نباید از وبلاگ‌هایی که در این زمینه فعالیت دارند هم، چشم‌پوشی کرد. همانند وبلاگ‌های زیر:

http://www.fatemato-zahra.blogfa.com

که شمال مطالبی همچون:  پيشنهاد خواستگارى حضرت زهرا به اميرالمؤمنين،  خواستگاران حضرت زهرا سلام‏اللَّه‏عليها،  انس و الفت با پدر،  رشد و بالندگى حضرت زهرا سلام الله عليها  که موضوع این بخش، زندگی‌نامه‌ای از حضرت زهرا است،  خطبه حضرت زهرا در جمع زنان مهاجر و انصار، و دیگر سایت‌های مرتبط با حضرت زهرا سلام الله عليها.

http://www.zahraye-athar16.blogfa.com

این وبلاگ که در نوع خود، جامع به نظر می‌رسد؛ دارای بخش‌های زیر است:

 چند کتاب دیجیتالی برای موبایل با فرمت جاوا،  بیش از 15 عنوان صوتی مداحی برای دانلود، حضرت فاطمة زهرا در روز قيامت،  تفسیر سورة کوثر که برگرفته از سه کتاب تفسیری المیزان، نمونه و مجموعه تفسیرهای حجت الاسلام قرائتی می‌باشد.

http://www.rasekhoon.net/Library/Content-13615-8.aspx

این سایت هم دارای مطالب بسیار جالبی است که سر زدن به مطالب این سایت خالی از لطف نیست. ابعاد گوناگون شخصيت حضرت فاطمه ‏زهرا،  چهل امتياز حضرت فاطمه ‏زهرا،  مفاخرة بي ‏نظير حضرت زهرا با حضرت علي،  شناسنامه و القاب حضرت فاطمه ‏زهر،  ازدواج حضرت علي و فاطمه‏ زهرا و تکاليف زن و شوهر در اسلام،  تاريخچه تسبيح حضرت فاطمه‏ زهرا و تفسير آيه مبارکه تطهير،  سرگذشت غم‏انگيز فدک،  خطبه غراء حضرت فاطمه زهرا در احقاق حق خود،  مصائب و شهادت حضرت فاطمه ‏زهرا،  فاطمة الزهرا از نگاه آيات قرآن کريم،  فاطمة الزهرا از نگاه معصومين،  فرزندان حضرت فاطمه زهرا و فضايل سادات و ذريه‏هاي آن بانو،  فاطمه در محشر،  در مکتب حضرت فاطمه ‏زهرا،  فاطمه داراي علوم الهي است،  مصحف فاطمه چيست؟،  جفر و جامعه چيست؟،  کلام حضرت زهرا درباره روزه،  دعاي حضرت فاطمه زهرا براي درمان تب،  دعاي آن حضرت براي رفع گرفتاري،  دعاي آن حضرت براي روا شدن حاجات،  از دعاهاي حضرت زهرا معروف به حرز حضرت فاطمه زهرا،  کلمات نغز و گوهربار حضرت فاطمه زهرا،  سخنانش در پاسداري از حجاب .

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد