برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

گفت‌وگو با حجت الاسلام روحانی نژاد معاون امور فرهنگی و تبلیغ سازمان تبلیغات اسلامی

 

مصاحبه کننده: بابک راکخواه

هویت انجمن‌های اسلامی را احیاء می‌کنیم

ما در گفتگو با مسئولان انجمن‌های اسلامی سوال‌های زیادی مطرح کردیم که یکی از آن‌ها دلایل منفعل شدن این انجمن‌ها نسبت به اوایل پیروزی انقلاب اسلامی بود. دلایل زیادی برای این امر بیان شد؛ از جمله اینکه بعد از شکل گرفتن روابط عمومی‌ها و بسیج ادارات و تشکل‌های دیگر، خیلی از مدیران با آوردن این بهانه که این تشکل‌های جدید می‌توانند کار انجمن‌های اسلامی را انجام دهند، کم‌کم انجمن‌های اسلامی را به حاشیه بردند. سؤال من از شما این است آیا با توجه به شرایط کنونی وقت آن نرسیده است نوع فعالیت انجمن‌های اسلامی تعریفی دوباره شود تا این بهانه به طور کلی از بین برود؟

من لازم می‌دانم که ابتدا نگاهی به روند فعالیت انجمن‌های اسلامی از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون داشته باشم. انجمن‌های اسلامی تشکل‌های خودجوش مردمی هستند که توسط افرادی مؤمن و متعهد بر حسب احساس مسئولیت دینی و انقلابی تشکیل شده‌اند. قبل از انقلاب اسلامی هم انجمن‌های اسلامی در داخل و حتی خارج از کشور فعالیت می‌کرده‌اند. این انجمن‌ها از همان زمان تابع امام خمینی (ره) بودند و اهداف ایشان را برای مردم در داخل و خارج از کشور تبیین می‌کردند.

انجمن‌های اسلامی قبل از پیروزی انقلاب در خارج از کشور دارای اتحادیه بود در حالی که در داخل کشور به دلیل وجود محدودیت‌های فراوان به طور رسمی اتحادیه‌ای وجود نداشت. البته تعداد انجمن‌های اسلامی در آن زمان چندان زیاد نبود. اما فعالیت آن‌ها کاملاً مشهود بود. وقتی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) به پیروزی رسید یک نظام نوین بر مبنای ارزش‌های دینی تحت عنوان جمهوری اسلامی در کشور مستقر شد اما هنوز عاملان نظام شاهنشاهی در جای جای کشور از جمله در مراکز کارمندی، کارگری، آموزشی و بازار حضور داشتند و گاهی به صورت مخفیانه کارشکنی می‌کردند. سربازان و دلسوزان انقلاب اسلامی که تابع ولی‌فقیه بودند هر کجا که اهداف انقلاب را در معرض خطر دیدند، در آن جا انجمن‌هایی را با عنوان انجمن اسلامی تشکیل دادند. آن قدر حضور انجمن‌های اسلامی قوی و قدرتمند و نقش آن‌ها پررنگ و بی‌بدیل بود که به این موضوع در اصل 26 قانون اساسی تاکید شد. در این اصل صراحتاً به انجمن‌های اسلامی اشاره شده است؛ به این دلیل که این انجمن‌ها در به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی نقشی بسیار پررنگ داشتند. دلیل دیگر نقش بی‌بدیل انجمن‌های اسلامی در سال‌های آغازین پیروزی انقلاب اسلامی و شکل‌گیری نظام مقدس جمهوری اسلامی و تداوم آن بود. از طرفی کسانی که آن زمان قانون اساسی را تدوین می‌کردند اهمیت انجمن‌های اسلامی را می‌دانستند و احساس می‌کردند که آن‌ها همواره باید حفظ شوند.

روند فعالیت انجمن‌های اسلامی را از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به طور کلی می‌توانیم فعالیت انجمن‌های اسلامی را بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در قالب سه دوره زمانی مختلف، تقسیم‌بندی کنیم. دوره اول همان سال‌های آغازین عمر انقلاب اسلامی بود که وقتی جوانان مؤمن و متعهد احساس کردند که باید از دستاوردهای انقلاب اسلامی دفاع کنند، این انجمن‌ها را به وجود آوردند و کم‌کم آن‌ها را در جامعه نهادینه کردند. این دوره برای انجمن‌های اسلامی دوره‌ای بسیار پر تحرک و فعال بود و انجمن‌های اسلامی در این دوره نقش بسیار پررنگی در استحکام بخشیدن به پایه‌های نظام داشتند. در این دوران، انجمن‌های اسلامی در چند جبهه فعالیت داشتند و همه خطراتی که متوجه انقلاب اسلامی بود، به جان خریدند. هر جا که به عناصر خود فروخته و ضد انقلاب برخورد می‌کردند با آن‌ها به محاجه می‌پرداختند و اگر این کار ثمری نداشت آن‌ها را به مراکز قانونی معرفی می‌کردند. در حقیقت دهه اول از عمر انقلاب اسلامی یک دوران طلایی برای فعالیت انجمن‌های اسلامی بود. دوره دوم از زمانی شروع شد که بعضی از تشکل‌های دیگر از جمله روابط عمومی، بسیج، شوراهای کار و غیره در مراکز کارمندی و کارگری استقرار پیدا کردند و آن همه کاری که تا آن زمان به عهده انجمن‌های اسلامی بود، بین این تشکل‌های جدید تقسیم شد. در این دوره انجمن‌های اسلامی در کنار تشکل‌های دیگر فعالیت می‌کردند؛ اما به رونق و پر رنگی دوره اول نبود. چند سال بعد چنین تفکری پیدا شد که نظام جمهوری اسلامی با نهادهای مدنی، دولتی و مردمی خود کاملاً استقرار پیدا کرده و دیگر ضرورتی به ادامه فعالیت انجمن‌های اسلامی نیست. تلقی بعضی‌ها این بود که عمر انجمن‌های اسلامی به سر آمده است. دوره سوم فعالیت انجمن‌های اسلامی از همین جا آغاز شد.

حدوداً 20 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی؟

بله، در این دوران بعضی‌ها منافع خودشان را در به حاشیه راندن انجمن‌های اسلامی می‌دیدند. دولت‌ها هم در این زمینه بی‌تقصیر نبودند و آن چنان که باید با این مسأله برخورد نمی‌کردند. از طرف دیگر اعضای انجمن‌های اسلامی که یک نهاد خودجوش و مستقل مردمی بودند، خودشان را سرباز ولی‌فقیه می‌دانستند و نمی‌خواستند صرفاً تابع سیاست‌های دولت باشند. از ابتدا هم حرف انجمن‌های اسلامی این بود که سازمان تبلیغات اسلامی نهادی است زیر نظر مقام معظم رهبری و ما از طریق این سازمان، می‌توانیم زیر مجموعه مقام معظم رهبری باشیم. ما در چند سال اخیر مجموعه مستندات، قوانین و مصوباتی که در مورد انجمن‌های اسلامی وجود داشت، بازخوانی و اساس‌نامه‌ای را به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارسال کردیم. پاسخ دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی این بود که با وجود این مصوبات و مقررات، سازمان تبلیغات اسلامی می‌تواند انجمن‌های اسلامی را تحت پوشش قرار دهد و اگر احیاناً سیاست‌هایی را در این مورد مد نظر دارد، آن‌ها را به شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام کند تا پس از بررسی‌های لازم به طور رسمی ابلاغ شود. برخی از دستگاه‌ها نظرشان این بود که نقش سازمان تبلیغات اسلامی در مورد انجمن‌های اسلامی کم‌رنگ شود، اما پاسخ شورای عالی انقلاب فرهنگی حجت را بر ما تمام کرد. در بند 16 اساس‌نامه سازمان تبلیغات اسلامی که به تائید مقام معظم رهبری رسیده است، آمده است: «جلب مشارکت و هدایت همکاری‌های مردمی از طریق صدور مجوز تأسیس و ساماندهی کانون‌های فرهنگی تبلیغی، کانون‌های قرآنی، تشکل‌های مذهبی و انجمن‌های اسلامی به عهده سازمان تبلیغات اسلامی است.» با تصریح چنین امری در اساس‌نامه سازمان تبلیغات اسلامی ما وظیفه خود دیدیم که مجدداً به طور جدی به بحث انجمن‌های اسلامی ورود پیدا کنیم. بنابراین اساس‌نامه‌ای را مبتنی بر مجموعه مستندات مربوط به انجمن‌های اسلامی در مورد نحوه تأسیس، ساماندهی، صدور مجوز و تشکیل اتحادیه این انجمن‌ها تدوین و بعد از تائید رئیس سازمان به ادارات کل تبلیغات اسلامی سراسر کشور ابلاغ کردیم.

به هر حال ما هم اکنون به طور جدی در تلاش هستیم تا انجمن‌های اسلامی را بار دیگر فعال کنیم. وظیفه ما این است که منویات مقام معظم رهبری را محقق کنیم. با تاکید‌های معظم له و مستنداتی که وجود دارد، ما مصمم هستیم که انجمن‌های اسلامی را در سراسر کشور فعال کنیم. گام‌هایی هم در این زمینه برداشته‌ایم. وجود یک نشریه تبلیغی ویژه انجمن‌های اسلامی ضروری بود که این نشریه به زودی به صورت داخلی منتشر می‌شود و در صورت مفید بودن انتشار آن ادامه خواهد یافت.

در این برهه از زمان که در عرض انجمن‌های اسلامی تشکل‌های دیگری در ادارات، مؤسسات، کارخانه‌ها و... فعالیت می‌کنند. برای جلوگیری از موازی کاری چه کار باید بکنیم؟ توصیه شما به مدیران دستگاه‌ها چیست؟

ما وظایف انجمن‌های اسلامی را بازخوانی کرده‌ایم. وظایفی که برای انجمن‌های اسلامی در نظر گرفته شده با وظایف روابط عمومی‌ها، بسیج ادارات و همچنین نهادهای دیگر مانند ستاد اقامه نماز، ستاد امر به معروف و غیره متفاوت است.

مدیران باید توجیه شوند. هر مدیری که برایش ابهامی در این زمینه وجود دارد می‌تواند به ادارات کل تبلیغات اسلامی در مراکز استان‌ها مراجعه و پاسخ لازم را دریافت کند.

بعضی از مسئولان انجمن‌های اسلامی نسبت به آن بند از اساس‌نامه که در آن تصریح شده است که انجمن اسلامی باید مورد تائید مدیر دستگاه باشد ایراد وارد می‌کنند. آن‌ها معتقدند که انجمن‌های اسلامی کاملاً مستقل هستند و نباید با این کار زمام فعالیت آن‌ها را به مدیر دستگاه سپرد. نظر شما در این مورد چیست؟

قطعاً انجمن‌های اسلامی یاران صادق مدیران ادارات، کارخانه‌ها، شرکت‌ها و موسسه‌ها هستند و به خوبی آن‌ها را پشتیبانی می‌کنند. این مدیر است که باید از این ظرفیت در جهت تعالی و تکامل ارزش‌های اسلام و انقلاب به خوبی استفاده کند. انجمن‌های اسلامی در تقابل با مدیر نیست. انجمن اسلامی نهادی است که ضرورت وجودش را قانون اساسی تصریح کرده و نگاه مقام معظم رهبری بر تداوم فعالیت آن‌هاست.

روند خصوصی‌سازی در کشور روز به روز در حال شدت گرفتن است. آیا جایگاه قانونی انجمن‌های اسلامی تا آن حد تثبیت شده است که نهادهای خصوصی از تأسیس یا ادامه فعالیت آن سر باز نزنند؟

ببینید هر کجا مجموعه‌ای وجود داشته باشد که از دل آن انجمن اسلامی پس از طی روند لازم با تائید سازمان تبلیغات اسلامی شکل بگیرد، مدیریت با انجمن و انجمن با مدیریت باید در راستای اهداف تعیین شده با هم همکاری و تعامل داشته باشند. این اصل چه برای بخش دولتی و چه برای بخش خصوصی لازم‌الاجراست و فرقی نمی‌کند.

غیر از این موارد به نظر شما چه موانع و مشکلات دیگری بر سر راه انجمن‌های اسلامی وجود دارد؟

به نظر من برای فعال‌تر شدن انجمن‌های اسلامی باید هویت آن‌ها را احیاء و ضرورت وجود آن‌ها را تشریح و تبیین کنیم. مدیران دستگاه‌ها باید این اطمینان را پیدا کنند که انجمن‌های اسلامی رقیب آن‌ها نیست بلکه پشتیبان آن‌هاست. وظیفه ماست کسانی را که احیاناً با انجمن‌های اسلامی آشنایی ندارند اعم از مدیر یا دیگران، توجیه کنیم. انشاء الله با اجرای برنامه‌های فرهنگی به صورت منظم بتوانیم انجمن‌ها را در جای جای کشور پهناور اسلامی خود فعال کنیم.

به نظر شما آیا می‌شود در طرح پیوست فرهنگی که مورد تاکید مقام معظم رهبری هم هست، جایگاهی برای انجمن‌های اسلامی در نظر گرفت؟

ما معتقدیم انجمن‌های اسلامی برای اجرای پیوست فرهنگی دستگاه‌ها، کارخانه‌ها، شرکت و موسسه‌ها مختلف صالح‌ترین تشکل هستند. البته پیوست فرهنگی برای پروژه‌های بزرگ عمرانی در نظر گرفته شده است اما خوشبختانه امروزه نگاه این است که هر کجا دارد هزینه‌ای می‌شود، تبلیغات فرهنگی هم دارد که حتماً باید مدیریت شود. اجرا نکردن پیوست فرهنگی می‌تواند زیان‌های جبران ناپذیری به همراه داشته باشد.

اعضای انجمن‌های اسلامی آخرین بار حدود 18 سال پیش با مقام معظم رهبری دیدار کرده‌اند. آیا برنامه‌ای برای تجدید میثاق انجمن‌های اسلامی با معظم له دارید؟

ما هم تمایل داریم به همراه اعضای انجمن‌های اسلامی به افتخار دیدار مقام معظم رهبری نایل شویم. برآورده شدن این خواسته انجمن‌های اسلامی که علی‌الدوام از ما انتظار فراهم کردن مقدمات دیدار با مقام معظم رهبری را دارند، دغدغه همه ماست. اما چنین چیزی بستگی به وقت و نظر مبارک مقام معظم رهبری دارد. به هر حال برای محقق شدن این امر تلاش خودمان را خواهیم کرد.

ما در یک جامعه اسلامی زندگی می‌کنیم که اقتضائات خاص خودش را دارد. فکر می‌کنم انجمن‌های اسلامی در چنین جامعه‌ای وظیفه بسیار مهمی دارند که همان اسلامی کردن محیط است. به عنوان مثال این انجمن‌ها می‌توانند از فساد اداری جلوگیری کنند یا با ترویج فرهنگ اسلامی وجدان کاری را در دستگاه‌های مختلف کشور نهادینه کنند. برای محقق شدن این امر انجمن‌های اسلامی باید چه مقدماتی را فراهم کنند؟

تمام وظایف انجمن‌های اسلامی در اساس‌نامه به طور کامل تبیین شده است. انجمن‌های اسلامی می‌توانند با انجام تبلیغات اسلامی و آموزش‌های لازم و ایجاد کارگاه‌های آموزشی و اطلاع‌رسانی به موقع، مجموعه خود را با ارزش‌ها و معارف دینی آشنا کنند. وقتی چنین چیزی میسر شد و باورهای دینی بین کارمندان یک اداره یا کارگران یک کارخانه ترویج پیدا کرد، طبیعی است که آن جامعه کاری تعالی و ارتقاء خواهد یافت.