برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

جذب و تصفیه در تشکل دینی

جذب و تصفیه در تشکل دینی

حسن مقدمی شهیدانی

 

جایگاه‌شناسی جذب و تصفیه

جذب و تصفیه، یکی از ارکان اساسی هر تشکلی است که نسبت مستقیم با میزان موفقیت‌ها و سرنوشت و بقای آن تشکل در گستره فعالیت خود دارد. تشکل دینی نیز نه تنها از این رکن بی‌بدیل بی‌نیاز نیست که در تشکل دینی این مسئله با درجه اعتبار و اهمیت بیشتری مطرح است. جذب به منزله دروازه ورودی هر تشکیلات، بستر فعالیت تشکیلاتی را تحت تأثیر قرار می‌دهد؛ چراکه استعدادها و توانمندی‌ها و طیف فکری و شخصیتی و حتی سلائق و روحیات افراد ـ که سامان دهنده روحیه و هویت تشکیلاتی و فرهنگ عمومی تشکل است ـ در پروسه جذب معلوم می‌شود.

تصفیه نیز در جای خود به مراتب از جذب مهم‌تر است؛ زیرا اگر جذب را نقطه آغاز ورود به فعالیت تشکیلاتی و عامل تولد تشکیلات بدانیم، تصفیه را باید ضامن بقا و سلامت و حفظ هویت تشکیلاتی دانست. تشکل دینی که اساساً مجموعه‌ای خودپالایش است و عینیت بخشیدن به گزاره‌های دینی از اصول انفصال‌ناپذیر آن، همواره مصالح تشکیلاتی را در راستای مصالح دینی پی می‌گیرد. بدیهی است که حضور افراد ناشایست را ـ چه از نظر صلاحیت‌های دینی و چه صلاحیت‌های تشکیلاتی که نتیجه‌اش تضعیف یک هدف مقدس و دینی است ـ برنمی‌تابد؛ لذا تصفیه تشکیلاتی نشان دهندة پویایی تشکل دینی است. گذشته از این، آنچه در ضمن تصفیه اتفاق می‌افتد، اعتماد عمومی به تشکل دینی و دفاع از حیثیت آن است و گذشته از آن، حاشیه امن افراد خرابکار را ـ که شاید در لایه‌هایی از تشکیلات دینی جا خوش کرده باشند ـ از بین خواهد برد و این افراد همواره خود را در معرض تصفیه خواهند یافت.

ملاک‌های جذب در تشکل دینی

ملاک‌های جذب به طور خلاصه در دو بخش قابل بررسی است: یکی شرایط و صلاحیت‌های عمومی که در هر تشکلی، خواه دینی باشد یا غیر آن، مطرح است؛ مواردی همچون روحیه تشکیلاتی، پرهیز از عملکرد خودسرانه، تعبد تشکیلاتی در چهارچوب عقل و دین، خصوصیت‌های اخلاقی متناسب با کار تشکیلاتی مثل ایثار، ترجیح مصالح تشکیلاتی بر مصالح فردی.

البته ملاک‌های دیگری نیز وجود دارند که مخصوص یک تشکل دینی است و موجب قوّت آن می‌شود که برخی از آن‌ها را می‌توان در کلمات گهربار حضرت علی (علیه السلام) یافت:

1. انتخاب افراد با آزمایش و تحقیق در صلاحیتشان باشد: «فاستعمِلهم اختبارا»؛ پس انتخاب ناآگاهانه و بدون شناخت نفی شده است.

2. گزینش افراد از روی میل شخصی و بدون مشورت با دیگران نباشد؛ چراکه در نظر حضرت، پیروی از هوا و خودرأیی، مجموعه‌ای از شاخه‌های خیانت و ستم هستند.

3. کاگزاران را باید از میان گروهی برگزید که اهل تجربه و اهل حیاء هستند.

4. افرادی که از خاندان‌های صالح باشند.

5. از میان کسانی که در اسلام پیشقدم‌تر هستند.

آنگاه حضرت ویژگی گروه‌های فوق را برمی‌شمارد که خود این خصائص نیز می‌تواند ملاک جذب در یک تشکل دینی محسوب شود:

6. اخلاق آنان بزرگوارانه‌تر است.

7. آبرویشان محفوظ‌تر است.

8. طمعشان کمتر است.

9. در ارزیابیِ سرانجام کارها ژرف‌اندیش‌تر هستند.1

10. تقوا می‌تواند از دیگر ملاک‌های جذب باشد. افراد در تشکلیات تقوامحور فارق از قوانین سازمانی و دستورالعمل‌های تشکیلاتی، باید اهل مراعات و تقوا باشند تا در کنار ابزارهای نظارتی بیرونی، یک ابزار نظارتی قدرتمند به نام تقوا مدام عملکرد آن‌ها را مورد ارزشیابی و خطاسنجی قرار دهد و برایند حضور چنین افرادی، ایجاد تشکیلاتی سالم و پیشرو خواهد بود.

تصفیه در تشکل دینی

در هر تشکلی از آنجا که افراد همواره در معرض فساد و افساد هستند، تصفیه تشکیلاتی به عنوان یک ابزار زنده و ساری در سرشت تشکیلات، همواره باید مطرح باشد. یکی از ملاک‌های عمومی تصفیه، مبنا قرار دادن ملاک‌های جذب و اهداف تشکیلاتی است که در صورت مشاهده رفتاری بر خلاف آن، زمینه تصفیه فراهم خواهد آمد. البته گاهی ممکن است تصفیه عناصری به دلیل حفظ یک مصلحت مهم‌تر، مانند حفظ اساس تشکل، ممکن نباشد؛ اما این از موضوع بحث خارج است و نشان از نادیده گرفتن مسئله تصفیه نیست، بلکه به نوعی خردورزی و موقعیت‌سنجی تشکیلاتی مربوط است.

برای ایجاد یک شبکه عادلانه و دینی به منظور تصفیه افراد ناصالح، گذشته از اندیشه در ملاک‌های تصفیه، راه اثبات جرم و نیز نحوه نظارت بر عملکردها اهمیت دارد. حضرت علی (علیه السلام) در نامهة مشهورشان به مالک اشتر، به او امر می‌کند که کارهای کارگزارانش را به دقت زیر نظر بگیرد و جاسوسانی راستگو و باوفا بر آنان بگمارد؛ زیرا مراقبت پنهانی از کارهای آنان باعث امانت‌داری و مدارا با مردم خواهد بود. در این صورت بنا به فرمایش حضرت امیر (علیه السلام)، اگر یکی از معاونان دست به خیانت گشود و جاسوسان به اتفاق آن را گزارش دادند، برای اثبات جرم کافی است و نیازی به شاهد دیگر نیست.2

با توجه به سیره و سخن حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، می‌توان برخی از این ملاک‌های تصفیه را استخراج کرد. برای نمونه ایشان در نامه به اشعث بن قیس، عامل آذربایجان، می‌فرمایند: کاری که بر عهده توست، طعمه تو نیست بلکه امانتی است بر گردن تو. از تو خواسته شده تا فرمانبردار مافوق خود ـ حضرت امیر ـ باشی. حق نداری که در امور رعیت به دلخواه خویش عمل کنی یا به کاری خطیر اقدام کنی مگر با استناد به فرمانی که به تو می‌رسد.3

پس مشاهدة هر کدام از این اعمال که امام معصوم آن را نهی کرده است، می‌تواند از ملاک‌های تصفیه در تشکل دینی باشد.

 

پی‌نوشت

1. نهج‌البلاغه، نامه 53.

2. همان.

3. همان، نامه 5.