برای دسترسی به محتویات این نشریه از درختواره سمت راست موضوع مورد نظر خود را انتخاب کنید.

«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
«
»
  • 1
  • 2
«
»
«
»
«
»

تشکیلات بهشتی

نگاهی به فعالیتهای تشکیلاتی شهید بهشتی در آلمان

علی‌رضا جمالی

 

«آلمان جای آقای بهشتی است» این را آیت‌الله شیخ مرتضی حائری دربارة ایشان گفته بود.

سال 1343 به دستور مراجع وقت برای امامت مسجد هامبورگ و سرپرستی مسلمانان اروپا به آلمان سفر می‌کند. در سال 1341 مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی با کمک خیرین در شهر هامبورگ آلمان و در کنار رودخانه آلاستر مسجد هامبورگ را با مساحت حدود 5000 متر مربع ساختند که شهید بهشتی بعد از ورود به آلمان، آن را مرکز اسلامی هامبورگ نامید. به نظر می‌رسد وی تحت تأثیر افکار تشکیلاتی خود، دست به این اقدام زده است؛ زیرا وی معتقد بود یک تشکیلات پویا باید عناصر جدید را جذب کرده و به کشف و بهره‌گیری از استعدادهای جدید بپردازد. مسجد هامبورگ تا زمانی که به عنوان مسجد شیعیان شناخته می‌شد، نمی‌توانست از تمام ظرفیت مسلمانان آلمان استفاده کند. با این اقدام شهید بهشتی، آن مسجد به پناهگاهی برای مسلمانان و مرکزی برای فعالیت‌های اسلامی دانشجویان خارج کشور علیه توده‌ای‌ها و کمونیست‌ها تبدیل شد. ایشان اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان فارسی زبان را بنیان نهاد و با سازماندهی آن، تشکیلات منسجمی را جهت تبلیغ اسلام، مبارزه با رژیم پهلوی و افکار کمونیست‌ها ایجاد کرد.

شهید بهشتی بر این باور بود که یک تشکیلات، نیازمند ارتباطات قوی است؛ از این‌رو با تشویق دانشجویان مسلمان، زمینه را برای انتشار نشریة «اسلام مکتب مبارز» آماده کرد تا ارتباط مسلمانان با افکار عمومی اروپا تقویت شود. همچنین وی از ارتباط چهره‌به‌چهره و برگزاری مناظره با متفکران سایر ادیان و حتی توده‌ای‌ها غافل نبود و برقراری این‌گونه ارتباطات را باعث آشنایی مذاهب مختلف با اسلام و تأثیرگذاری بر روشنفکران غربی می‌دانست. این بحث‌ها باعث مسلمان شدن عده‌ای از جمله پرفسور فرانک و شکست اسقف اعظم اتریش در میان هوادارانش گردید.

ایشان با اینکه مغز متفکر اتحادیه انجمن‌های اسلامی محسوب می‌شد، اما هرگز مسئولیت اتحادیه را نپذیرفت؛ زیرا معتقد بود که یک تشکیلات موفق فضا را برای رشد اعضا فراهم کرده و هرگز وابسته به یک شخص نیست. از این‌رو همیشه اصرار داشت تا به عنوان یک مشاور در کنار مجموعه بوده و اداره اتحادیه با خود دانشجویان باشد.

شهید بهشتی در زمان حضور خود در آلمان سعی می‌کرد تا مشکلات ایرانی‌های مقیم آلمان را رفع کرده و فرصتی را برای سرکشی به خانواده‌ها و رفع مشکلات خانوادگی آن‌ها قرار دهد. این برخورد سبب می‌شد تا علاوه بر شناخت نیازهای جامعة هدف، پیوندهای عاطفی بین مسلمانان و مرکز اسلامی هامبورگ برقرار شود. ایشان یکی از ویژگی‌های تشکل خوب را پیوند با جامعة هدف و حضور در بطن آن می‌دانست.

انضباط را می‌توان ویژگی منحصربه‌فرد شهید بهشتی دانست. او همیشه ساعت هشت در دفتر کار خود حاضر می‌شد و همة کارها را با نظم خاصی پیش می‌برد و از همة اعضای مرکز اسلامی این نظم را توقع داشت. شاید بتوان علت موفقیت‌های اتحادیه را در زمان ایشان، همان نظم مورد تأکید ایشان دانست. نظم توصیه مهم وی به هر تشکیلاتی بود.

از نگاه شهید بهشتی تشکیلاتی می‌تواند به حیات خود ادامه دهد که اعضای آن اطلاعات مناسب دربارة جامعة هدف و دشمنانش داشته باشد و مطالعه همراه با پیشرفت علمی، از الویت‌های آن تشکیلات باشد. از این‌رو ایشان در مدت زمانی که در آلمان حضور داشت، با محافل علمی و تحقیقاتی اروپا در ارتباط نزدیک بود و از استادان شرق‌شناسی و اسلام‌شناسی دانشگاه‌های اروپایی دعوت می‌کرد تا در مرکز اسلامی هامبورگ حاضر شوند و با سخنرانی و ارائه مقاله سطح علمی اعضای اتحادیه افزایش یابد.

در پایان به ده توصیه ایشان درباره یک تشکیلات موفق اشاره می‌کنیم.1

1. تشکل بايد پاسدار ارزش‌ها باشد، نه پاسدار خود؛ نگهبان ارزش‌ها باشد، نه نگهبان خود.

2. باید ايمانی قوي به آرمان و کارتان داشته باشید. نگذاريد اين ايمان در شما خداي ناکرده پژمرده و ضعيف شود. اين ايمان بايد روزبه‌روز تقويت شود.

3. به برنامه‌هاي عملي‌اي فکر کنید که در آن تفوق و برتريِ کارکرد ساختار اسلامي و نيروهاي مؤمن به چشم بخورد.

بايد به گونه‌اي باشد که خواهر و برادر مسلمان ما که از يک همسن و همکلاسي و هم‌رتبة غيرمسلمانش در مقام عمل ديني صالح‌تر است، در مقام عمل اجتماعي نيز سودمندتر باشد. اگر عمل شما به حال مردم سودمند واقع شود، ماندني خواهيد بود. اين بيان قرآن است: «فاما الزبد فيذهب جفاء واما ما ينفع الناس فيمکث في الارض»؛ کفر مي‌رود و آنچه براي انسان سودمند است مي‌ماند. سودمندي بيشتر ما باعث پيروزي ماست. به همين جهت در خودسازي فردي و جمعي انجمن‌هايتان بايد طوري برنامه‌ريزي کنيد که در صحنه خدمت به مردم بدرخشيد؛ نه براي تعريف مردم بلکه براي خدا.

4. ارتباطات خود را قوي کنيد.

وقتي يک عده در اقليت هستند، بايد بکوشند تا به کمک ارتباطات گسترده، يک جمع بزرگ‌تر شوند. وقتي که همه يک‌جا جمع هستيد، احساس دلگرمي و قدرت بيشتر مي‌کنيد.

5. به دنبال این باشید تا عناصر جدید را جذب کنید.

گاهي دافعه خيلي قوي است، اما جاذبه چندان قوي نيست. مسلمان، هم دافعه دارد و هم جاذبه.
شما بايد جاذبه‌تان زياد باشد، بايد کلام و رفتارتان چنان باشد که اطرافيان را يکي‌يکي جذب کند. بايد براي جذب آن‌ها برنامه داشته باشيد. مبادا فکر کنيد که مخالفان ما ديگر کارشان خراب است و درست شدني نيستند. خير، انسان تغيير مي‌کند.خيلي‌ها آدم‌هاي خوبي هستند، مي‌لغزند و بد مي‌شوند. خيلي‌ها آدم‌هاي بدي هستند و در اثر ارشاد و معاشرت خوب مي‌شوند. تعاليم اسلام يادتان نرود. اسلام مي‌گويد تا آخرين لحظات حيات، درِ توبه باز است.

6. منظم باشید.

توجه داشته باشید هر کار دسته‌جمعي‌اي که انجام مي‌دهيد، بايد با انضباط تشکيلاتي همراه باشد. نظم ما بايد الهي، سازنده و نوراني باشد. کمی به انضباط بيشتر بها بدهيم؛ اما نظم فرعوني نه؛ زيرا نظم گاهي فرعوني و طاغوتي است.

 

 

7. از کشف و شناسایی استعدادها غافل نشوید.

کشف عناصر مدير و مفيد که بتوانند پست‌هاي کليدي و مؤثر را با لياقت اداره کنند. گاه ما يک فرد متدين و خوبي را رأس کاري مي‌گذاريم، ولي چون توانايي‌اش ضعيف است، اثر بدي مي‌گذارد. شما بايد مديرهاي مؤمن و متعهد ده سال آينده را، هم کشف کنيد و هم بسازيد.

8. معلوماتتان را بالا ببريد. مطالعاتتان بايد اسلامي، فنی و تخصصی باشد.

هرکدام از شما وظيفة ‌شرعي‌تان است که در هفته يک مقدار روي رشته خاص خودتان مطالعة فني کنيد؛ طوري که کارداني و کارايي فني شما رو به افزايش باشد.

9. شيوه‌هاي صحيح برخورد با دشمن و مخالفان را ياد بگيريد.

گاهي برادرها و خواهرها با جريان‌هاي مختلف مي‌خواهند برخورد کوبنده داشته باشند، اما طرز برخورد آن‌ها طوري است که در جامعه محکوم مي‌شوند. شيوه‌هاي برخورد بايد صحيح باشد. بايد درباره اين شيوه‌هاي برخورد بنشينيد و تبادل نظر کنيد.

10. در جمع خود به انتقاد از خویشتن بپردازید.

آيا دور هم جمع مي‌شويد تا نقايص و عيب کارهای خود را بررسی کنید. اين کار را مي‌کنيد يا خير؟ خوب، شروع کنيد! هيچ اشکالي ندارد. «المؤمن مرآت المؤمن» يعني چه؟ برادر و خواهر مسلمان بايد آينة يکديگر باشند. آينه يکي از کارهايش اين است که عيب‌هاي آدم را مي‌گويد، بنابراين هر هفته‌اي، دو هفته‌اي، يک ساعت دور هم بنشينيم با روي باز و گشاده‌رويي، هر کسي اول عيب‌هاي خودش را بگويد بعد ديگران بگويند، بعد هم عيب جمعمان را بگوييم.

 

پی‌نوشت

1. به علت گفتاری بودن این توصیه‌ها ناچار به دخل و تصرف‌های ویرایشی در مطالب شدیم.

 

 

منابع

1. ، غلامعلي رجايي، سیره شهید دکتر بهشتی، نشر شاهد،1381

2. خاطرات استاد علي دواني از آيت الله بهشتي (ره)، .مجله شاهد ياران، مقاله آفتابي در پس ابر، شماره 8 ؛ص 38

3. ويژه‌نامه بزرگداشت هفتم تير، ضميمه روزنامه اصفهان زيبا، تيرماه 1389.

http://www.rohama.org/fa/content/205 4.

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
جمعه, دسامبر 01, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد