فرزندکعبه - بررسی جریان میلاد حضرت علی(علیه‌السلام) در کتب اهل تسنن

 

نویسنده وپژوهشگر: هادی فرزانه

علی(علیه‌السلام) جامع فضایل و خصایص نیکوست؛ چنانکه دوست و دشمن بدان فضایل معترفند: «هذا الذی شهد العدوّ بفضله/ و الفضل ما شهدت به الأعداء»

ماجرای ولادت علی(علیه‌السلام) از مهم‌ترین ماجراهایی است که دو فرقة شیعه و سنی آن را به تفصیل روایت کرده‌اند؛ ماجرایی که نشان‌دهندة فضل علی(علیه‌السلام) است. این جريان در كتب شيعي چنین روایت شده: فاطمه بنت اسد(سلام‌الله علیها) که در آستانة وضع حمل بود در يكى از روزهای ماه رجب به مسجدالحرام رفت و در مستجار كعبه مشغول راز و نياز و دعا به درگاه احديت شد. خدا را به عزت و جلالش سوگند داد تا درد زايمان را بر او سهل و آسان گرداند. ناگهان ديوار خانة كعبه شكافته شد، فاطمه(سلام‌الله علیها) داخل خانه رفت و ديوار دوباره به حالت اوليه خود بازگشت. جماعت مردم كه در اطراف خانه نشسته بودند، متوجه شكافته شدن ديوار خانة كعبه شدند و متحیر گردیدند. عباس عموی پیامبر(صلّی‌الله علیه و آله) برادرش ابوطالب(سلام‌الله علیه) را خبر کرد که كليددار كعبه نیز بود. اما تلاش آنان براى باز كردن قفلِ در كعبه به جايى نرسید. فاطمه بنت اسد(سلام‌الله علیها) تا سه روز بدون هيچ غذا، مراقبت و پرستارى، درون خانة كعبه ماند. پس از سه روز، دیوار از محل شکاف اولیه دوباره شكافت و فاطمه همراه با نوزادى بيرون آمد. جماعت زيادى كه شاهد واقعه بودند بر او هجوم آوردند.1 فاطمه(سلام‌الله علیها) در حالي كه علی(علیه‌السلام) را بر دست گرفته بود، می‌فرمود: من بر همة زنان گذشته برتري دارم؛ زيرا آسيه بنت مزاحم خداوند را مخفيانه عبادت مي‌كرد و مريم دختر عمران درخت خرماي خشكيده را با دستش تكان داد تا از آن خرماي تازه بخورد، در حالي كه من داخل خانة خدا شدم و از ميوه‌هاي بهشتي خوردم، وقتي كه خواستم از آن خارج شوم ندايي شنيدم كه مي‌گفت: اي فاطمه او را علي بنام! پس او علي است و خداوند علي اعلي مي‌گويد من اسم او را از اسم خودم گرفتم و...2

نقل جریان در كتب اهل تسنن

اهل تسنن در روايت این ماجرا به دو گروه تقسيم مي‌شوند: عده‌اي اين جريان را نقل نکرده‌اند، اما در مقابل گروهي هستند كه به نقل جريان پرداخته‌اند. مرحوم سيد هاشم بحراني3 شماری از آنان را نام برده است:

1. الحافظ أبوعبداللّه النيسابوري الشافعي در «المستدرك على الصحيحين»، ج3،ص483؛

2. ابوعبداللّه محمد بن يوسف الشافعي در «كفاية الطالب»، ص260 و 261؛

3. ابراهيم بن محمد الحمويني الشافعي در «فرائد السمطين»، در پايان السمط الأول، ج1؛

4. محمد بن طلحة در «مطالب‌السئول»،ص11؛

5. عبدالرحمن الصفوري الشافعي در «نزهة‌المجالس»، ج2، ص166؛

6. محمد مؤمن الشبلنجي الشافعي در «نور الابصار»، ص69؛

7. يوسف بن مظفر الحنفي دركتاب «تذكرة خواص الأئمة»، ص8؛

8. علي القاري الحنفي در «شرح الشفاء»، ج1، ص151؛

9. علاءالدين السكتواري الحنفي در «محاضرات الاوائل»، ص120و791؛

10. عبداللّه آمر تسري در «أرجح المطالب»، ص388؛

11. نورالدين الشافعي در «السيرة النبوية»، ج1،ص15؛

12. عباس محمود العقاد در «عبقرية الإمام»، ج1، ص38؛

13. علي بن الحسين المسعودي الشافعي در «مروج الذهب»، ج2، ص4؛

14. حبيب‌اللّه الشنقيطي الشافعي در «كفاية الطالب»، ص37؛

15. سليمان القندوزي الحنفي در «ينابيع المودة»، ص255.

گفتنی است آنچه در كتب اهل تسنن نقل شده اندکی متفاوت است با آنچه در كتب شيعه آمده، ولي در اصل مشترك است.

چرایی عدم نقل این ماجرا در صحیح بخاري و مسلم

قبل از ورود به بحث به دو مقدمه بايد اشاره كرد:

یکم. به برخي از كتب كه نويسندة كتاب احادیث را به سبک كتاب ديگري گردآورده مستدرك مي‌گويند. در میان اهل تسنن، «المستدرك علي الصحيحين» حاكم نيشابوري به سبك و بر مبناي دو كتاب صحيح بخاري و مسلم تأليف شده است.

دوم. در تعريف تواتر فرموده‌اند روايتي كه راويان آن در هر طبقه به تعدادي برسند كه اتفاق آنها بر كذب محال باشد.4

جالب توجه و البته اسفناک است كه روايت ولادت حضرت علی(علیه‌السلاه) در صحيح بخاري و مسلم يافت نمی‌شود، اما حاكم نيشابوري در كتاب «مستدرك»5 آن را نقل و در مورد آن ادعاي تواتر مي‌كند.

چند احتمال در این مورد

یکم. اين روايت به اين دو راوی نرسيده كه اين احتمال پذیرفته نیست؛ زيرا امکان ندارد اين روايت به حاكم نيشابوري رسیده باشد كه حدود 150 سال بعد از ايشان بوده اما به بخاري و مسلم نرسيده باشد.

دوم. اين روايت به اين دو بزرگوار رسيده، اما ابه دلیل ضعف سند آن را قبول نكرده‌اند كه البته اين مطلب هم پذیرفتنی نیست؛ زیرا این ماجرا را حاكم در «مستدرك» نقل مي‌كند و براي اين جريان ادعاي تواتر مي‌كند.6

سوم. احتمال ديگر كه به ذهن مي‌رسد پرهیز از نقل به دلیل تعصب و عناد است.

ظلم به حضرت علی(علیه‌السلام) از دو جنبه

یکم. عدم نقل روايت جريان ولادت حضرت در كتب اهل تسنن

البته اين مطلب در جريان ولادت حضرت منحصر نیست؛ زيرا يكي از اقداماتي كه بعد از جريان سقيفه در راستاي غصب خلافت انجام دادند ممنوعيت نقل و تدوين روايات بود. درپي اين ممنوعیت، بسياري از فضايل اهل بيت(علیهم‌السلام) از ذهن‌ها فراموش شد.

دوم. مشابه‌سازي فضايل

از دیگر نمونه‌هاي ظلم به حضرت این بود كه فضايل مختص حضرت را براي ديگران هم جعل می‌كردند تا اين فضيلت مهم جلوه نكند، درحالي كه شيعه و سني منحصر بودن این ماجرا را قبول دارند و حتي برخي كتب اهل تسنن ادعا می‌کنند این روایت مستفيض7 است.8 به گفتة خود حضرت، هيچ كس قبل و بعد از من در اين فضيلت با من شريك نيست.9 ابن صباغ مالكي در كتاب «الفصول المهمه»10 این مطلب را نقل كرده است، اما علي‌رغم اين سخنان در كتب اهل سنت اين روايت را براي حكيم احمد بن حزام11 نيز نقل كرده‌اند. او كسي است كه در زمان ظهور اسلام مردي چهل ساله بوده و در سال فتح مكه مسلمان شده است.

پی‌نوشت‌ها:

1. مدينة‌المعاجز، ص332.

2. همان؛ روضةالواعظين، ج1، ص77؛ بحارالانوار، ج35، ص8 و...

3. غاية‌المرام، ج1، ص50.

4. معجم مصطلحات الرجال و الدرايه، ص145.

5. ج3، ص483.

6. مستدرك حاكم، ج3، ص483.

7. «مستفيض» يعني روايتي كه راويان آن در هر مرتبه‌اي از سه نفر بيشتر باشند. (الرعاية في علم‌الدرايه، ص69)

8.. الصحيح من سيرةالنبي الاعظم، ج2، ص159.

9. اللمعةالبيضاء، ص220. (به نقل از: الانوارالنعمانية، ج1، ص27)

10. الفصول‌المهمة، ص14.

11. الاستيعاب، ج1، ص362.

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
پنج شنبه, نوامبر 30, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد