دیدار با پدرِ آفتاب - بررسی تاریخیِ اسلام حضرت ابوطالب(علیه السلام)

 

 

نویسنده وپژوهشگر: حسین زمان‌پورکیاسری

مقدمه

بسیاری کنجکاوند بدانند شخصیت‌های سرشناس تاریخ از نظر ایمان و اعتقاد چگونه و در چه وضعی بوده‌اند. برای نمونه، شخصیت‌هایی چون عبدالمطلب، عقیل، محمد حنیفه و زید بن علی با چه اعتقادی چشم از دنیا بستند و شاعرانی چون حافظ و سعدی و دانشمندانی چون ادیسون که با اختراع خود خدماتی به بشر کردند عاقبت رستگار چشم از این دنیا بستند یا به دلیل بی‌ایمانی کافر محشور می‌شوند. در برخی کتب مثل «عدل الهی» و «گلشن راز» شهید مطهری به این‌گونه مباحث پرداخته شده است.

جناب عبدمناف ابوطالب(سلام‌الله علیه) از شخصیت‌های مهم صدر اسلام است که تاکنون نزدیک به 37 عنوان کتاب به بررسی وضعیت ایمان وی پرداخته‌اند.1بزرگانی چون شیخ مفید، علّامه امینی، سیوطی و... از بزرگانی هستند که به این موضوع پرداخته‌اند.

این نوشتار با توجه به مطالب گوناگونی که در این‌باره در دست است و با کمک کتب مختلف، نتیجه‏ای روشن و مستدل پیش می‌نهد.

طرح سؤال

چرا چنین اتهامی به شخصیت ابوطالب نسبت داده می‌شود و عده‌ای در ایمان او تردید می‌کنند؟ به دور از دلایلی که مخالفان ابوطالب(سلام‌الله علیه) در اثبات ادعای خود مطرح کرده‌اند نکتة اساسی که باعث شده برخی بکوشند به شخصیت ابوطالب (سلام‌الله علیه) خدشه زنند، کینه و عداوت شماری خاص به او و پسرش علی(علیه السلام) نکته‌ای اساسی است که نمی‌توان از آن چشم پوشید. این عده که با کارهای نظامی و اقتصادی نتوانسته بودند ابوطالب(سلام‌الله علیه) را به زانو درآوردند و دقت ابوطالب باعث شد بهانه‏ای به دست آنها نیفتد به این نتیجه رسیدند که با ترور شخصیت دینی او جایگاه او را در بین مسلمانان سست کنند تا از این طریق ضربه‏ای هم به فرزندش علی(علیه السلام) بزنند و هم اعتبار مذهبی اجدادی او را از بین ببرند. شواهد تاریخی فراوانی در این‌زمینه به‌ویژه در دورة معاویه وجود دارد که حکایت از این حقیقت تلخ می‏کند.2

ادلة مخالفان و نقد آن3

مهم‌ترین دلایلی که مخالفان به آنها استناد کرده‌اند عبارتند از:

  1. 1.کسی نماز خواندن ابوطالب(سلام‌الله علیه) را ندیده است؛ در جواب این مطلب باید گفت اولاً صرفاً ندیدن دال بر نخواندن نیست؛ ثانیاً بنابر نص روایات ما ابوطالب(سلام‌الله علیه) ایمان خود را در ظاهر مخفی می‏کرد و ابراز نمی‏نمود و خداوند هم به سبب این کار دو اجر به او عطا کرده است.4
  2. 2.روایاتی که در مذمت او از طریق عامه نقل شده است، همانند «انّه فی ضحضاح من نار»؛ این روایت تنها از یک نفر به نام مغیرة بن شعبه نقل شده که دشمنی او با بنی‌هاشم مشهور بوده است. این فرد جزو جعل‏کنندگان حدیث است. افزون بر اینکه اصل این حدیث «ضحضاح من نور» بوده که در شأن اهل بیت(علیه‌السلام) وارد شده است. شیخ طوسی از «تلعکبری» این حدیث را نقل کرده است.5
  3. 3.ابوطالب هنگام مرگش گفته «أنا علی دین الاشیاخ» یا «علی دین عبدالمطلب»؛ بنابر اینکه قبول کنیم که این سخن ابوطالب باشد باز دلالت بر نفی ایمان او نمی‏کند؛ چرا که در روایات ما بر ایمان عبدالمطلب(سلام‌الله علیه) تصریح شده و برای او در قیامت سیمای انبیا ترسیم شده است. همچنین ابوطالب(سلام‌الله علیه) در خطبه‏ای که برای ازدواج حضرت محمد(صلّی‌الله علیه و آله) و خدیجه(سلام‌الله علیها) خواند چنین گفت: «الحمدلله الذی جعلنا من ذریة ابراهیم» که نشان می‏دهد ابراهیم نبی از اشیاخ او بوده، پس ایمانش ثابت شده است.
  4. 4.علی(علیه‌السلام) و جعفر که ایمانشان ثابت است از اموال پدرشان ارث نگرفتند؛ اولاً این حدیث در منابع اهل سنت آمده و کاملاً جعلی است؛ ثانیاً بنابر دیدگاه شیعه مسلمانان از کافر ارث می‏برد و کافر نمی‏تواند از مسلمان ارث ببرد، پس دلیلی وجود نداشته که آنها از ابوطالب(علیه‌السلام) ارث نبرند. لذا این خود گواه جعلی بودن حدیث فوق است.

ادلة موافقان

شواهد تاریخی قبل از اسلام، افعال و اقوال خود ابوطالب(علیه‌السلام)، روایاتی از اهل بیت(علیهم‌السلام)، تفقدهایِ نبی اکرم(صلّی‌الله علیه و آله) و... مواردی است که موافقان به آن استناد کرده‏اند. به نمونه‏هایی از آنها اشاره می‏کنیم:

الف) شواهد تاریخی قبل از اسلام

دیدار راهب نصرانی بُحَیرا با ابوطالب(سلام‌الله علیه) و خبر از رسالت برادرزاده به او و تأکید بر حفاظت او از شرّ یهود باعث شد ابوطالب سفر را نیمه‌کاره رها کند تا محمد(صلّی‌الله علیه و آله) را به جای امنی برساند.6 یا کلامی از ابوطالب(علیه‌السلام) که فرمود پدرم عبدالمطلب(سلام‌الله علیه) به من گفت: «در نسل من پیامبری می‏آید که من او را درک می‏کنم و به او ایمان می‏آورم. هر کس از فرزندانم او را درک کرد به او ایمان بیاورد.»7

ب) شواهد تاریخی بعد از اسلام

حمایت‏های بی‏دریغ و جانانة ابوطالب(سلام‌الله علیه) از رسول اسلام(صلّی‌الله علیه و آله) در جای‌جای تاریخ اسلام می‏درخشد. مشهورترین آن حمایت‌ها نقش اساسی ابوطالب(سلام‌الله علیه) در محاصرة اقتصادی شعب ابی‏طالب است.

در ماجرایی دیگر، عبدالله بن زبعری خواست به پیامبر(صلّی‌الله علیه و آله) توهین کند که ابوطالب(سلام‌الله علیه) در برابرش ایستاد و خطاب به عده‏ای که این شخص را سمت حضرت محمد(صلّی‌الله علیه و آله) فرستاده بودند فرمود: «و ربّ هذه البنیة (الکعبة) لایقومنّ أحد إلّا جللتهُ بالسیف» و بعد خطاب به حضرت رسول(صلّی‌الله علیه و آله) عرض کرد: از من سؤال کردی عمو من چه کسی هستم، «انت النبی محمد..»8

حکایت‌های مشابه دیگری مانند داستان عثمان بن مظعون هم وجود دارد که برای آگاهی از آنها باید به کتب مفصل مراجعه کرد.9

اشعار ابوطالب(سلام‌الله علیه)

دیوان اشعار ابوطالب از جمله کتاب‌هایی است که اشعار آن به تواتر به ما رسیده و قابل استناد است. در این دیوان اشعار زیادی وجود دارد که بر عقاید توحیدی و اعتقاد وی به رسالت حضرت محمد(صلّی‌الله علیه و آله) دلالت می‌کند و بهترین اقرار و گواه بر ایمان اوست. شیخ مفید و علامه امینی برخی از این اشعار را در کتاب‌هایشان آورده‏اند که به چند نمونه اشاره می‏کنیم:

در توحید: «ملیک الناس لیس له شریک هو الوهاب المبدی المعید/ و من فوق السماء له بحق و من تحت السماء له عبید.»

اعتقاد به نبوت: یا شاهد الله علّی فاشهد/ اِنی علی دین النبی أحمد

دعوتنی و علمتُ انک صادق/ و لقد صدقتُ و کنت ثم أمیناً

و لقد علمتُ بأن دین محمّد/ من خیر أدیان البریّة دیناً»10

روایات معصومان(علیهم‌السلام)

بیشتر از چهارده روایت از معصومان(علیهم‌السلام) در فضیلت ابوطالب(سلام‌الله علیه) در دست است.11 مهم این است که در روایات شیعه هیچ روایتی در مذمت او وجود ندارد. به دو روایت از مجموع روایات اشاره می‏کنیم:

امام باقر(علیه‌السلام) می‌فرماید: «لو وضع إیمان إبی‏طالب فی کفة میزان و إیمان هذا الخلق فی الکفة الاخری لرجّح إیمانه.»

امام رضا(علیه‌السلام) می‌فرماید: «إن لم تقر بإیمان أبی‏طالب کان مصیرک إلی النار.»12

دلجویی حضرت رسول(صلّی‌الله علیه و آله)

پیامبر اسلام(صلّی‌الله علیه و آله) محبت ویژه‏ای به عمویش داشت و بارها آن را ابراز می‌کرد؛ به عمویش عباس سفارش می‏کرد در معیشت به ابوطالب(سلام‌الله علیه) کمک کند یا آنکه سال درگذشت ابوطالب(سلام‌الله علیه) را «عام الحزن» نام نهاد، در حالی که نماز میت واجب نبوده در آن زمان بر جنازة عمویش نماز گزارد و بعد از وفات برایش استغفار فرمود، در حالی که اگر ابوطالب(سلام‌الله علیه) مسلمان نبود پیامبر(صلّی‌الله علیه و آله) بنابر نص قرآن اجازه چنین کاری در حق عمویش نداشت.13 پس باید پذیرفت دلیل محبت حضرت رسول(صلّی‌الله علیه و آله) ایمان ابوطالب بوده، نه قرابت و فامیلی با وی.14

با توجه به مطالب گفته شده، اسلام و ایمان ابوطالب کاملاً ثابت شده است و هیچ‏گونه تردیدی در آن وجود ندارد.

ابن اثیر در کتابش «جامع‌الاصول» نقل می‏کند که شیعه بر اسلام ابوطالب اتفاق دارد و اکثر زیدیه و برخی معتزله همانند بلخی و اسحاقی نیز بر این عقیده‏اند. لذا با قاطعیت می‏توان به ایمان او شهادت داد.15

 


پی نوشت:

1. حسین شاکری، مقدمة کتاب شیخ البطحاء ابوطالب.

2. همان، ص30

3. برای تحقیق بیشتر به شرح نهج البلاغه ابن ابی‌الحدید، ص65 تا 70 مراجعه شود.

4. امام صادق(علیه‌السلام): «إن أصحاب الکهف ... و إن أباطالب أسرّ الایمان و أظهر الشرک فأتاه الله أجره مدَّتین.»

5. شیخ طوسی، الغیبة، ص47.

6.تاریخ طبری، ج2، ص22 ـ24.

7. علامه امینی، الغدیر، ج7، ص348.(به نقل از شیخ البطحاء ابوطالب)

8.تفسیر قرطبی، ص406.

9. ابن سعد، طبقات ، ج6، ص682.

10. شیخ مفید، ایمان ابی‏طالب، ص80.

11. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‏البلاغه، ج14، ص65.

12.برخی روایات دیگر در امالی شیخ صدوق آمده است.

13 ما کان للنبی و الذین آمنوا أن یستغفروا للمشرکین‏ و لو کانوا أولی قربی»(توبه، آیة113)

14. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج4، ص65.

15. همان.

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
پنج شنبه, دسامبر 14, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد