یک دین سه حرفی

لیلا شریفی

حرف اول

بی­شک حیات دینی یک مبلّغ، مهم‌ترین بخش از زندگی او را تشکیل می­­دهد. بخشی که با شادی­ها و ناراحتی­ها، نیازها و پاسخ­ها همراه است. جامعة ایران یکی از دینی‌ترین جوامع دنیاست. شاهد مثالش را هم می­توان از سمبل‌های دینی در اتومبیل­ها گرفته تا سؤالات خواستگاری یافت. به طور کلی مبلّغ، یعنی کسی که از دین می­گوید و در این جامعه دینی باید پاسخگوی دین باشد. این پرسش­ها گاه از محتوا و متن دین هستند و گاه خود واژة دین مورد مطالبه قرار می­گیرد. راستی معنای دین چیست و چه تعریف دقیقی برای دین وجود دارد؟

حرف دوم

بسیاری از مردم شاید حتی آنها که واژة دین یک بار به گوششان خورده باشد، تصور خاصی از این واژه دارند. احتمالاً برخی از آنها دین را خدا یا جهان آخرت یا حتی تعریف به مصداق می­کنند؛ مانند اینکه بگویند دین یعنی اسلام یا مثلاً مسیحیت و غیره. اما از حقیقت که نگذریم، این واژه در میان محققان عرصه ادیان هم به درستی تعریف نشده است و نوعی تشتت آرا در این زمینه وجود دارد. تعریف­هایی که در بسیاری از مواقع، حتی با یکدیگر ناسازگار هم هستند. برخی از دانشمندان، دین را اعتقاد به خدا یا خدایان می­دانند. برخی دیگر آن را اعتقاد و عمل فرض کرده­اند. عده­ای دین را اعتقاد به امر مقدس یا حس وابستگی به مطلق و حتی امر مطلق تعریف کرده­اند. اما سؤال اساسی این ­است که چرا با وجود انبوهی از این تعریف­ها، هنوز تعریفی جامع از دین بیان نشده است؟ شاید بتوان مهم‌ترین پاسخ به این سؤال را تباین در رویکردها و نگرش­ها به دین دانست. در حقیقت بسیاری از این متفکران با رویکرد خود دین را ترجمه و بازشناسی می­کنند. برخی دانشمندان نگاه تاریخی و تکاملی به دین دارند. برخی با رویکرد انسان‌شناختی و برخی دیگر با رویکردی جامعه‌شناختی دین را بررسی می‌کنند. اشخاصی مثل یونگ و فروید سعی می­کردند از منظر روان‌شناسی به تماشای دین بنشینند. برخی دین را با عینک کارکردگرایی می­بینند و البته عده­ای هم هستند که نگاه پدیدارشناختی به دین دارند. وجود این رویکردها و رویکردهای دیگر، همگی مانع این شده­اند که تعریف درست و صحیحی از دین صورت پذیرد. به نظر می‌رسد دین را نمی‌توان از منظر هیچ­کدام از رویکردهای بالا تعریف کرد. زیرا اینان سعی در تعریف ماهوی دین دارند. اما می­شود تقریری از دین مطرح کرد که شامل تعریفی مفهومی گردد و نه ماهوی «تعریف مفهومی دین میسر است و این تعریف را از پیام الهی می­توان انتزاع کرد. از این‌رو در تعرف دین می­توان گفت: دین مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که هم به اصول بینشی بشر نظر دارد و هم دربارة اصول گرایشی وی سخن می­گوید و هم اخلاق و شئون زندگی او را زیر پوشش دارد. به دیگر سخن، دین مجموعه عقاید، اخلاق و قوانین و مقرراتی است که برای اداره فرد و جامعه انسانی و پرورش انسان­ها از طریق وحی و عقل در اختیار آنان قرار دارد»1.

حرف سوم

یکی از مواردی که مبلّغ دین باید در مورد آن حرفی برای گفتن داشته باشد، پاسخگویی به شبهات دینی جامعه است. خود را جای جوانی بگذارید که به جای گرفتن پاسخ سؤالش دربارة یکی از ادیان، از فکر کردن در این باره منع گردد. از چه منظری باید به نقد ادیان دیگر نشست و عیار نقد چیست؟ پاسخ به این پرسش یکی از مهم‌ترین کلیدهای تبلیغ و ترویج دین است. یکی از معیارهایی که ما را در فهم و پاسخ به یک دین یاری می‌کند، فرق گذاشتن بین حوزه­های مختلف یک دین است. به طور خلاصه باید گفت دین حداقل از چند حوزه تشکیل شده است که عبارتند از: اسطوره­ها، تعالیم اخلاقی و اجتماعی، مناسک و شعائر، نهادهای آن دین، آموزه‌ها و احساس­ها و تجربه­های متدینان آن.

به لحاظ روشی، یک مبلّغ در مقام مواجهه با ارباب ادیان دیگر، باید بتواند پاسخی متناسب با همان حوزه دینی ارائه کند و صحیح نیست که مثلاً مبلّغ بخواهد پاسخ پرسش الهیاتی یک دین را در اسطوره­ها یا دیگر حوزه­های آن دین بیابد.

 

 

1. جوادی آملی، عبدالله؛ دین‌شناسی؛ قم: نشر اسراء (1383)؛ ص27.

 

 

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
پنج شنبه, نوامبر 30, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد