به حسن و خلق و وفا، کس به یار ما نرسد-بررسی فرازهایی از زیارت حضرت ابالفضل (عليه السلام)

یادداشت شفاهی استاد حسن عرفان

 

در زیارت‌نامه حضرت ابالفضل(عليه السلام)، قهرمان بزرگ حماسه کربلا این جمله را می‌خوانیم: «أَشْهَدُ لَكَ بِالتَّسْلِيمِ وَ التَّصْدِيقِ وَ الْوَفَاءِ وَ النَّصِيحَةِ لِخَلَفِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه». در اين دعا چهار منزلت و چهار موقعیت به وجود انور حضرت ابالفضل(عليه السلام) نسبت می‌دهیم. موقعیت اول و منزلت نخست، تسلیم است. امیرالمؤمنین(عليه السلام) درباره مقام تسلیم فرمود: «الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيمُ وَ التَّسْلِيمُ هُوَ الْيَقِين‏‏»؛ یعنی اساس ، جوهره‌و کانون مرکزی دین تسلیم است.
كلمه تسلیم در فقه، اخلاق، عرفان، منطق و بلاغت هم معاني خاصي دارد؛ اما منظور از تسلیم در اینجا مفهوم اخلاقی و عرفانی است که بعضی از بزرگان آن را استقبال قضا و تسلیم شدن به مقدرات الهی معنا کرده‌اند. بعضی از بزرگان گفته‌اند مقام تسلیم مقامی است که از اوج یقین پدید می‌آید و از توکل هم بالاتر است. در توکل انسان کارهایش را به خدا واگذار می‌کند ولی تعلق خاطر به کارش دارد؛ ولی در تسلیم صد درصد تسلیم است و تعلق خاطر هم ندارد.
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم / لطف آن چه تو اندیشی، حکم آن چه تو فرمایی
و
بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ / که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد
تسلیم نسبت به خداوند متعال به این معناست که ما در مقّدرات تکوینی و در امور تشریعی تسلیم خدای متعال می‌شویم؛ اما در اینجا درباره مقام حضرت ابالفضل(عليه السلام) نقل شده است که ایشان تسلیم امام مبین زمان خودشان، وجود حضرت ابا عبدالله(عليه السلام) بودند. به این معنا که تسلیم اوامر ، نواهی ، داوری ، تصمیمات ، عزل‌ها و نصب‌ها و اقدامات امام حسین(عليه السلام) بودند.
موقعیت و منزلت دوم ایشان تصدیق است. امیرالمؤمنین(عليه السلام) می‌فرماید: «أَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ وَ كَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدِيقُ بِه‏؛ پایه نخست دین شناخت خدای متعال است و کمال و شناخت تصدیق کردن به خدای متعال است». در جای دیگری می‌فرماید: «وَ الْيَقِينُ هُوَ التَّصْدِيقُ وَ التَّصْدِيقُ هُوَ الْإِقْرَارُ وَ الْإِقْرَارُ هُوَ الْأَدَاء؛ یقین تصدیق است و تصدیق اقرار است و اقرار ادای حقوق ، وظايف و تکالیف است. وقتي ما تعبیر می‌کنیم وجود مقدس حضرت ابالفضل(عليه السلام)، قهرمان میدان جبهه خون و شهادت، تصدیق داشتند و تصدیق نسبت به امام‌شان داشتند؛ یعنی اقرار کرده بودند به وجود و امامت حضرت؛ يعني هم اذعان قلبی داشتند به وجود حضرت و هم اعتراف لفظی. اين موضوع در رجزی که حضرت ابالفضل(عليه السلام) خواندند مشهود است:
وَ اللَّهِ إِنْ قَطَعْتُمُ يَمِينِي       إِنِّي أُحَامِي أَبَداً عَنْ دِينِي‏
وَ عَنْ إِمَامِی صَادِقِ الْيَقِينِی       نَجْلِ النَّبِيِّ الطَّاهِرِ الْأَمِينی
نفرمودند من حمایت می‌کنم از برادرم؛ فرمودند: عَنْ إِمَامٍ صَادِقِ الْيَقِينِی؛ اعتراف کردند، اذعان کردند و تصدیق کردند، امامت برادرشان را.
منزلت و موقعیت سومی که در این جمله به وجود انور حضرت ابالفضل علیه السلام نسبت داده شده وفا است. وفا یعنی پایدار بودن به عقد، به عهد و بیعت. خدای متعال می‌فرمایند: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُود»، «وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِم‏»، «أَوْفُوا بِعَهْدی أُوفِ بِعَهْدِكُم‏»؛ شما به پیمان من، عهد من وفا کنید که من هم به پیمان شما وفا کنم. و می‌فرمایند: «و أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلا؛ به پیمان‌هایتان وفا کنید که این پیمان‌ها مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد».
عهد و پیمان چند قسم است. پیمان بین خدا و بندگانش؛ مثل نذری که ما می‌کنیم، با خدا پیمان می‌بندیم. پيمان بین بندگان؛ مانند تعاملات و ارتباطات خانوادگی و اجتماعی بین مردم. وجود مقدس حضرت ابالفضل(عليه السلام) با اینکه بیعت از گردن‌شان برداشته شده بود، در عاشورا نسبت به برادرشان وفای عظیمی داشتند. به جاست که گفته شود:
به حسن و خلق و وفا، کس به یار ما نرسد / تو را در این سخن انکار کار ما نرسد
و
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع / شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع
وجود مقدس حضرت ابالفضل(عليه السلام) بزرگ‌ترین وفاداری را نسبت به امام حسین(عليه السلام) داشتند. امیرالمؤمنین می‌فرمایند: حق من بر ملت این است که وفا به بیعت‌شان کنند و در ظاهر و باطن خیرخواهی و پندگویی داشته باشند ».
موقعیت دیگری که به حضرت ابالفضل(عليه السلام) در این جمله نسبت داده می‌شود، نصیحت است. نصیحت یک معنایش پند گفتن است و معنای ديگرش خیراندیشی و خیرخواهی است. معناي نصيحت درباره‌ امام معصوم نصیحت کردن و پند گفتن نيست بلکه خیرخواهی، خیراندیشی و اینکه صمیمانه امام را بخواهند و صمیمانه بر حضرت خیرخواهی کنند، مورد توجه است. امیرالمؤمنین(عليه السلام) فرمودند: «وَ نَحْنُ أَفْصَحُ وَ أَنْصَحُ وَ أَصْبَح‏» و در زیارت‌ جامعه داریم: «وَ نَصَحْتُمْ لَهُ فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَة» و یعنی شما ناصح، پندآموز و پندگو بودید. معنایی که در اینجا مورد نظر ماست، خیرخواهی است. وجود انور حضرت ابالفضل(عليه السلام) نسبت به برادرشان خیراندیش ، خیرخواه و در محبت‌شان مخلص بودند و این همان معناي ناصح بودن است.

نظر خود را اضافه کنید.

مهمان
پنج شنبه, نوامبر 30, 2017
0 حرف

نظرات

  • هیچ نظری یافت نشد