جشنی برای همه یا هیچ‌کس

محقق: نرگس قندی

 

تا به حال به مراسم مرسوم در نیمه شعبان دقت کردید؟ نیمه شعبان از آن دسته مراسمی است که از هر گروه و صنف و دسته با هر رده سنّی و فرهنگی و مذهبی که باشی می‌توانی از آن بهره ببری.
اما فکر نکنید اين موضوع خوب است و وسعت برنامه‌های فرهنگی را نشان می دهد؛ نه، بلکه هرج و مرجی است که بیا و ببین.
انواع و اقسام مراسم در این روز برقرار است:
ـ مجالسی همراه با ادعیه‌خوانی و انجام اعمال خاص که مداحی بی حال با لحنی کشیده می‌خواند. البته بیشتر شبیه به چرت پاره‌پاره پیرزن‌ها و پیرمردها است تا مراسم جشن و سرور.
ـ مراسمی همراه با آهنگ‌های تکنو که هر موجود زنده‌ای را به تکان‌های شدید وامی دارد و بیشتر شبیه گودبای پارتی پسر هیلاری کلینتون است تا مراسم جشن معنوی نیمه شعبان.
ـ جشن‌هایی که فقط سخنرانی و مدیحه سرایی است و بیشتر به مذاق جوانان دهه 60 خوش می آید؛ نه جوانان سال 2012.
ـ جشن‌هایی با هیاهوی زیاد که محتوا ندارد و بیشتر به درد انسان‌های الکی‌خوش می خورد که نمی‌دانند برای چه شادند؟
ـ مراسمی با ایده‌های عالی که هم شامل سخنرانی‌های جذاب، مفید و کوتاه‌اند، هم مداحی‌های شاد و اصولی، هم بخش مسابقه و پذیرایی‌شان با کمال تعجب به راه است که بیشتر جایگاه فرهیختگان باحوصله است. و چه کیمیایی است این گونه مراسم در میان انبوه مجالس و جشن‌ها؛ البته مثل پیدا کردن سوزن در انبار کاه، یافتن چنین مراسمی سخت است.
و هر گروه از اینان از انتظار تفسیری دارند:
ـ  گروهی می‌گویند آقا ما که حال نداریم، خودت بیا و همه چیز را درست کن.
ـ گروهی مفهومی از انتظار ندارند و «شاد باشیم» را سرلوحه‌شان قرار داده‌اند.
ـ عده‌ای می‌گویند: فقط باید دعا کنیم تا آقا بیاید و کارها سامان بگیرد.
ـ بعضی هم قائل‌اند: باید قدمی برداریم و از جایمان حرکتی کنیم، اطلاعاتی کسب کنیم و با قدرت منتظر باشیم.
ـ بقیه هم می‌گویند: منتظریم و دوستش داریم، همین.
منِ نویسنده هم می گویم:حق داری نیایی! ما که از میان همه مسئولیت‌هایمان حتی نتوانستیم به دنیا آمدنت را با جشنی درخور، به شادی بنشینیم، کجا لایق ظهورت هستیم؟
و نویسنده هم اشتباه کرد زیرا:
"تو بوده‌ای و هستی و می آیی از راه                       تا حق دل‌ها را رعـایـت کـرده باشـی
پس مردمک‌های نگاه ما عقیم‌انـد                        تو حاضری بی آنکه غیبت کرده باشی!"